کوچی زدگی های آقای کرزی
نويسنده: ميرحسين مهدوي
تاريخ نشر: 15.07.2007
نه به عنوان یک افغان و نه از عمق که به عنوان یک انسان و از سطح به قضیه کوچی ها خیره شوید و دو موضوع کوچ نشینی و نظام دموکراتیک را کنار هم بگذارید. گفتم نظام دموکراتیک چون شعار رایج این روزگار است و گرنه می گفتم جمهوری اسلامی و گمان نمی کنم در تعبیر مشکلی پیش بیاید یا تعبیر متفاوت بتواند مشکلی را حل کند. مسئله برسراین نیست که نوشته را با دشنام به کوچی ها آغاز کنیم. اصلا حتی مسئله این هم نیست که کوچی ها را محکوم کنیم. مسئله بر سر این است که سرانجام ما به کدام کتاب آسمانی یا زمینی باور داریم؟
نه به عنوان یک افغان و نه از عمق که به عنوان یک انسان و از سطح به قضیه کوچی ها خیره شوید و دو موضوع کوچ نشینی و نظام دموکراتیک را کنار هم بگذارید. گفتم نظام دموکراتیک چون شعار رایج این روزگار است و گرنه می گفتم جمهوری اسلامی و گمان نمی کنم در تعبیر مشکلی پیش بیاید یا تعبیر متفاوت بتواند مشکلی را حل کند. مسئله برسراین نیست که نوشته را با دشنام به کوچی ها آغاز کنیم. اصلا حتی مسئله این هم نیست که کوچی ها را محکوم کنیم. مسئله بر سر این است که سرانجام ما به کدام کتاب آسمانی یا زمینی باور داریم؟ حد اقل دراین قضیه باید بتوانیم با شفافیت حرف بزنیم. به کتاب آسمانی به نام قرآن باور داریم یا اینکه کاپیتال بوش را در گوش و دل مان زمزمه می کنیم. دوره مرحوم مارکس گذشته است و او هم اگر زنده می بود احتمالا یا پشت سر بن لادن نماز می خواند و مثل کاسترو کم کم خودش را قبله عالم و آدم می شمرد یا اینکه بوش را رهبر حزب گارگران انگستان انتخاب می کرد. نه نه خواننده عزیز. من حالم خوب است و دراین نوشته دیوانه سرایی نمی کنم. از این شاخه به آن شاخه اگر می پرم دلیلش روشن است. دنیایی که من و شما خواننده عزیز درآن زندگی می کنیم دنیایی از این شاخه به آن شاخه پریدن هاست. به عنوان مثال من سرانجام نفهمیدم که آقای کرزی به سوی کدام قبله نماز می خواند. به یک چیز البته باور دارم و ان هم این است که این آدم نماز می خواند. نه تنها روزی پنج بار که اگر لازم باشد روزی پنجاه هزار بار. اگر کتاب آسمانی ما قرآن است این کتاب ، خود را کتاب عدالت می داند. اگر مذهب ما دموکراسی است، این مذهب هم بر محور انسان سالاری استوار است. این مقدمات را گفتم تا نگاهی به معضله کوچی ها بیندازیم. به نظر من کوچی ها به همان پیمانه عزیز و محترم اند که غیر کوچی های ما. هم محرومیت آنان قابل درک است و هم نیازمندی های مبرم و حیاتی شان. اما در کنار کوچی ها یک گروه قومی دیگری داریم که متاسفانه کوچی نیستند. یعنی ساکن اند و براثر این سکون دایمی شان البته که مصیبت های فراوانی را نیز به دوش کشیده اند. چون کوچی نیستند باید نانی از طریق کشت و زراعت به دست بیاورند. البته کوچی ها نیز باید نانی به دست بیاورند تا روزگارش سپری شود. اگر در سئوال مناقشه نباشد که احتمالا نیست می خواهم از شما بپرسم که اگر نان شب شما و بچه های تان را یک بز نوش جان کند با آن بز چه می کنید؟ البته در نظر داشته باشید که بز صاحب دارد و صاحبش تفنگ دارد و تفنگش گلوله هم دارد و گلوله هایش ساختگی هم نیست و تو مانده ای و یک بز بی زبان که به نان شب تان زبان درازی کرده است و تفنگ ماشه کرده صاحب بز و صد البته که دست شما نیز خالی است و دولت اجازه حمل سلاح را نداده است. البته صاحب بز هم شما را دوست دارد. به شما احترام می گذارد و اگر لازم باشد کمک تان هم می کند اما یک چیز را همیشه از شما خواسته است و خواهد خواست و آن این است: دوست من! بز ها و گوسفندان و شتر های من گرسنه اند. من از طریق شیر و پوست و گوشت آنها تعذیه میکنم. در حق من برادری کن و اجازه بده که این حیوانات زبان بسته علف های کوه مرا که خوردند کمی از علف های کشت زار شما را بخورند. اگر بگویی که کدام کوه شما برادر جان؟ می گوید سند دارم. راست هم می گوید سند دارد. سند تمام کوه ها و کوه پایه های هزاره جات بنام کوچی هاست. احتمالا شما رگ غیرت تان بر می خیزد و با خشم و خشونت می گویید: چرا؟ چرا باید سند کوهی که من در آن کشت للمی دارم و از اجدادم به م رسیده به نام کسی باشد که اهل این منطقه نیست و سالی سه-چهار ماه می آید و می رود؟ البته که آقای کرزی هم نمی تواند به این چرای دشوار و سنگین شما پاسخ بگوید. نه در کتاب دموکراسی او راه حلی برای کوچی ها وجود دارد و نه در کتاب آسمانی اش. کاری که کرزی کرده است و می کند و خواهد کرد این است که یک هیئت عالیرتبه به هزاره جات می فرستد. این هیئت البته که زیاد حرف می زند . مخصوصا از دموکراسی و اسلام. رئیس هیئت اگر ریش داشته باشد یا نداشته باشد، اگر نکتایی دار باشد یا بی نکتایی. هرشکل و رقمی که باشد تنها کاری که می کند هزاره ها را محکوم می کند. این هیئت هم راست می گوید. سرانجام کوچی ها باید جایی در این کشور به این بزرگی داشته باشند یا نه؟ اسرائیل جایی نداشت و برای خود درست کرد. این قوم چیز زیادی نمی خواهد. کوههای هزاره جات به اضافه کمی از گندم ها .هیئت های آقای کرزی هم راست می گویند. چون آنان هم بر اساس سند قضاوت می کنند. آدم های تحصیل کرده و شرافتمندی هستند. حرف بی سند را اگر به من هم بگویند قبول نمی کنم. به منی که نه نکتایی دارم و نه ریش. یعنی از دنیا و آخرت خلاصم. آنان که الحمد الله هم نکتایی دارند و هم ریش و هم کرزی. اگر نگوییم که کوچی ها جزو گروه طالبان اند به اطمینان می توانیم بگوییم که تحت حمایت آنان است. کرزی اگر بخواهد نان دموکراسی اش روغن داشته باشد نباید با دم شیر بازی کند. دم شیر سیاست در افغانستان در شرایط فعلی کوچی ها هستند. البته وقتی می گویم کوچی ها، به هیچ عنوان مرادم کوچی ها به عنوان یک گروه قومی نیست. نظام سیاسی در افغانستان امروز دچار کوچی زدگی شده است. کرزی و هم حتی هزاره های داخل حاکمیت باید قبول کنند که کوچی ها زمین های هزاره ها را از دم تیغ بزها و شتر های شان بگذرانند. گمان می کنم بهتر است دیگر از دموکراسی سخن نگوییم. سخن از کرزی کراسی هم دقیق نیست.. سخن بر سر کوچی زدگی هم حتی نیست. سخن بر سر کوچی سالاری است.
موضوع مرتبط: اجتماعي
|