بیا به سبک خودت چنگ و نغمه زن لیلی!
نويسنده: مير حسين مهدوي
تاريخ نشر: 7.06.2007
زمانی که هنجارهای اجتماعی و فرهنگی به روشنی تعریف نشده و یا برای اجرای آن توافق جمعی حاصل نشده باشد، کنش های سیاسی هویت تعریف شده ای نخواهند داشت. کدگزاری و ارزشیابی " عمل سیاسی" نیز با بحران " قضاوت" مواجه خواهد شد. پراکندگی هنجار ها به تفاوت و تناقض قضاوت می انجامد و سرانجام تناقض در وانمایی " خیر" و " شر سیاسی" بحران " خوب و بد" را حتی در گستره اخلاق نیز به همراه خواهد داشت.
زمانی که هنجارهای اجتماعی و فرهنگی به روشنی تعریف نشده و یا برای اجرای آن توافق جمعی حاصل نشده باشد، کنش های سیاسی هویت تعریف شده ای نخواهند داشت. کدگزاری و ارزشیابی " عمل سیاسی" نیز با بحران " قضاوت" مواجه خواهد شد. پراکندگی هنجار ها به تفاوت و تناقض قضاوت می انجامد و سرانجام تناقض در وانمایی " خیر" و " شر سیاسی" بحران " خوب و بد" را حتی در گستره اخلاق نیز به همراه خواهد داشت. با این پیش گفتار می توان حرکت اخیر ملالی جویا را از زوایای مختلف بررسی کرد. حرکت ملالی جویا، کنشی بود برخاسته از معادلات سیاسی و اجتماعی حاکم بر ذهن و ضمیر خانم جویا. بنا براین کنش او از یک سو خود واکنشی است نسبت به واقعیت های سیاسی و اجتماعی و از سوی دیگر پاسخ پارلمان نیز واکنشی بود ناشی از کنش سیاسی خانم جویا. خانم جویا انسان شجاعی است. هم شجاع و هم جسور. اضافه بر آن بسیاری از حرف هایی که زده است و می زند واقعیت دارد. کردار و گفتار او بر پرده دری ازجنایت متمرکز شده است. کسانی که کابل را به دریاچه خون بدل ساخته بودند اینک سیمای مهرآمیز و وفادار به خود گرفته و بر سر و سرنوشت مردم حکومت می کنند. جویا می خواهد خواب تاریک آنان را آشفته کند. آشفته کردن خواب خون بازان اما با روش خود آنان نتیجه ای جز ترویج تعاملات آنان درپی ندارد. به شیوه غیر دموکراتیک از دموکراسی سخن گفتن، فاصله گرفتن از روح دموکراسی است. چه تفاوتی می کند که قبای قتل مردم را به تن داشته باشیم و برای حفظ جان و وجدان مان به دروغ متوسل شویم و دموکراسی را این بار وسیله ای برای ماندن و بهانه ای برای بهره بری بسازیم ویا اینکه با دامنی پاک به اندام شیرین دموکراسی لکه های تلخ بچسپانیم؟ برای عبور از استبداد و رسیدن به فضای دموکراتیک ، باید کردار و گرفتار مان قبل از هر چیزی آینه ای از صداقت و احترام باشد. انسان قبل از اینکه به رنگ و جنس و جان و جهان تبدیل شود وحتی قبل از اینکه به با گناه و بی گناه تقسیم شود، انسان است و چون انسان است محترم. ما می توانیم و باید همدیگر را نقد کنیم. نقد دیگران را نباید به معنی صدور جواز قتل دیگران بدانیم.دشنام ، در قاموس کسانی که برای آزادی و مردم سالاری مبارزه می کنند، قتل نفس است. بهتر است که دست از جنگ سالاری واژگانی بکشیم که این نوع تازه ای از جنگ سالاری می تواند گاه ویران گر تر از نوع نخست آن باشد. خانم جویا تمام نمایندگان پارلمان را خر و گاو می خواند و پارلمان را طبیله. هرچند می دانیم که بخش بزرگی از چوکی های پارلمان را قاتلان تصاحب کرده است. هر چند می دانیم که خیلی ازآن جلالتمآبان سواد نمایندگی را ندارند و چه بسا کسانی که سواد خواندن و نوشتن را نیز نداشته باشند. می دانیم که این پارلمان، پارلمان مردمی نیست. همه این را ها را نه تنها من و شما و خانم جویا که بس بی بی و قمر گل فلان زی و پستران پور نیز می دانند. فریاد هم باید بزنیم و خواب عده ای را باید آوار کنیم. اما آوار کردن خواب نباید به روش آوار کردن خانه ها باشد. باید بین گفتار و کردار ما و عده ای که دشمنان مردم و قاتلان فرصت های رشد کشور ما هستند تفاوت وجود داشته باشد. ما اگر راست می گوییم و دروغ را به نام حقیقت به دست و دامن مردم نمی زنیم باید متانت ، پاک گفتاری و درست کرداری ، ما را از غیر ما متمایز کند.
موضوع مرتبط: ويژه نويسندگان
|