......................
فهرست
طرح مسأله........................................ 1
الف) فرضيه هاي مقدماتي:......................................... 2
ب) فرضيه رقيب:................................... 3
الف) تعريف مفاهيم:................................................. 3
1-احزاب سياسي:................................... 3
2-انتخابات رقابتي:................................ 4
3- رقابت مسالمت جويانه:.............................................. 4
ب) چارچوب نظري: مدلهاي مختلف رقابت................................ 4
1-نظريه توسعه گرا:............................... 5
2-نظريه انقباض گرايان:........................... 6
ج) بررسي آسيب شناسانه انتخابات در افغانستان..... 6
1- عدم شكل گيري نهادهاي مدني....................... 6
توده اي شدن جامعه................................ 7
ضعف جامعه پذيري و فرهنگ سياسي:....... 8
فرهنگ مشاركت گريز:................ 8
قبيله گرايي:..................................... 9
رقابت سياسي در فضاي تعدد قومي:.................. 10
نتيجه:.................................. 10
...........................
افغانستان كشوري است كه ويژگي اصلي آنرا تعدد اقوام و بالتبع تنوع و گوناگوني ساختارهاي فرهنگي و سياسي تشكيل ميدهند؛ كه اين امر در گذشته موجب روي كار آمدن دولتهاي با ماهيت و كارويژه اي قومي گرديده بود كه در اين چارچوب براي اقوام حاشيه اي و بيرون از دستگاه حاكميت, حقوق شهروندي و مدني شناخته شده اي وجود نداشت چرا كه طبق تحقيق سيستمي (ايستون) بدليل قومي بودن خاستگاه و درون داد دولتها, برون داد و تصميمات آنها نيز قومي بودند اكنون پس از دوره كوتاه دموكراتيزه كردن كشور كه از اهداف دولت موقت و انتقالي به حساب مي امدند و نيز رسميت يافتن حقوق شهروندي و حق رأي همگاني كه جلوه ان در راستاي برگزاري اولين انتخابات تجلي يافته است؛ زمان مناسبي براي طرح انواع مطالبات و خواسته هاي سركوب شده اي گروههاي مختلف قومي- سياسي فراهم شده است. (خصوصاً كه كانديداتورها نيز با اهداف انتخاباتي اين نوع مطالبات را افزايش ميدهند.) كه در صورت عدم سامانمندي و مديريت صحيح، مي توانند به تعارضات و گسيختگي اجتماعي منجر شود. لازم به ذكر است كه اين ادعا (به دليل وجود زمينه ها), مبتني بر احتمال بروز تضاد سياسي است نه وقوع حتمي آن زيرا گروه هاي واگرا، ناراضي و خارج از پروسه وحدت ملي در تلاش هستند تا وفاق ملي، همبستگي اجتماعي و همگرايي شكننده موجود را كه از فاكتورهاي اصلي دولت – ملت سازي به شمار مي روند دچار چالش كنند. با اين وصف پرسش اصلي اين است كه در جامعه متكثر افغانستان با پيشينه اي انواع بحرانهاي داخلي و تراكم خواسته هاي متفاوت كنوني و نيز فقدان احزاب سياسي از صحنه رقابت چگونه مي توان اميد به رعايت اصول رقابت سياسي سالم داشت. در عين حال از امكان بروز چالشهاي قومي – محلي و سياسي خشونت بار بين گروه هاي رقابت كننده مصون ماند.
متن كامل