|
|
|
 |
|
مطالب بيشتر از
ويس ناصري
در صفحه اختصاصي نويسنده
|
|
پيوستهها |
|
|
|
سخنی با دوستان مستعار نویس سرنوشت
نويسنده: ویس ناصری
تاريخ نشر: 11.05.2007
اسناد سخن میگویند از آنجائی که پدیدۀ انترنت خود و نشرات انترنتی افغانی بخصوص بسیار جوان و تازه میباشد ، ما شاهـد ظهور سایت های متعدد افغانی در بخش های مختلف در این عـرصۀ پهناور ارتباطات سریع و برق آسای الکترونیکی در آغاز قرن بیست و یکم میباشیم. طبیعی است که مسؤولان سایت های انترنتی نیز مانند همه وسائل ارتباط جمعی کلاسیک مانند رادیو ـ تلویزیون ـ نشرات چاپی و غیره باید پایبند یک سلسله قـواعـد و ضوابط ژورنالیستکی و اخلاقی و احیاناً عـقـیدتی باشند ، تا در پرتو آن به هـدف مقـدس و بزرگ خبرنگاری ، نویسندگی و خلاصه ژورنالیزم مسؤول و متعهد به همه ارزشهای والای روشنگری و تبلیغ نایل آیند .
اسناد سخن میگویند مسؤول سایت سرنوشت کیست ؟؟! از آنجائی که پدیدۀ انترنت خود و نشرات انترنتی افغانی بخصوص بسیار جوان و تازه میباشد ، ما شاهـد ظهور سایت های متعدد افغانی در بخش های مختلف در این عـرصۀ پهناور ارتباطات سریع و برق آسای الکترونیکی در آغاز قرن بیست و یکم میباشیم. طبیعی است که مسؤولان سایت های انترنتی نیز مانند همه وسائل ارتباط جمعی کلاسیک مانند رادیو ـ تلویزیون ـ نشرات چاپی و غیره باید پایبند یک سلسله قـواعـد و ضوابط ژورنالیستکی و اخلاقی و احیاناً عـقـیدتی باشند ، تا در پرتو آن به هـدف مقـدس و بزرگ خبرنگاری ، نویسندگی و خلاصه ژورنالیزم مسؤول و متعهد به همه ارزشهای والای روشنگری و تبلیغ نایل آیند . هـدف و غایۀ اولی و آخرین ژورنالیزم مسؤول همانا تنویر اذهان و تبلیغ حقـیقـت و دفاع از حق و حقانیت میباشد و لا غـیر. وطن عـزیز ما افغانستان و ملت مظلوم و عـذاب کشیدۀ آن بعد از تحمل سه دهه جنگ ، خونریری ، دربدری و بربادی و بعد از شکست مفـتضحانه و ذلیلانۀ قـوای متجاوز شوروی و نوکران بدنام حزب دیموکراتیک خلق شان در دهۀ هـشتاد میلادی و تجاوز و شکست رسوای پاکستان در دهۀ نود ، با هـزاران حیف و افـسوس بازهم امروز در تحت اشغال و تجاوز آشکار قـوای خارجی مانند امریکا ، انگلستان و غـیره قـرار دارد و ادارۀ ضعیف و غـیرمردمی تحت الحمایه در کابل ناتوان تر از آن است، تا از منافع بزرگ ملی وطن دوست داشتنی ما که همانا ( آزادی ، استقلال ـ خود ارادیت ، تمامیت ارضی ـ حاکمیت ملی و غـیره میباشد ) دفاع و صیانت نماید. در این لحظات خطیر و برهۀ نازک و سرنوشت ساز ملی ما در سطح کل کشور ، بر خبرگان ، دانایان و چیز فهمان این وطن است و دین بزرگ ملی و اسلامی بر دوش همه نویسندگان ، ژورنالیستان و ناشران با درد و با ایمان این کشور است، تا در پرتو رویداد ها و جریانات تباهکن و سرنوشت ساز امروزی وطن ـ بخاطر نجات و رهائی ملت شریف و نجیب خویش و آزادی کشور و به منظور استقـرار صلح و ثبات و برقـراری نظم و قانون ، دست بدست هم داده و با اخلاص و صداقـت ، شجاعـت و ایمانداری ، این کشتی شکسته و در حال غـرق شدن کشور یک پارچه و متحد خویش را از گزند توطئه و دسیسۀ توطئه گران جهانخوار و بزرگ جهانی برهانند . اما دردا ! و دریغا ! که بعضی از فـرزندان این مرز و بوم با وجود داشتن عـلم و تحصیل و ادعای دفاع از مردمسالاری ، عـقـیده و آزادیخواهی ، بدون در نظر داشت حساسیت اوضاع و جریانات فعلی کشور شان ، به حمایت از اشخاص ، افـراد و سازمانهای ظالم و جانی ، نوکرمنش و معامله گر ، وطنفـروش و ثروت اندوز امروزی میپردازند ، چه این گروه ها و اشخاص مسلمان باشند و یا کافـر ، مجاهـد ( به نام ) و یا کمونست. چرا ؟؟؟؟ فـقـط و فـقـط بخاطر ارتباطات و پیوند های عـرقی ، خونی ، تباری ، قـومی ، سمتی ، زبانی ، فامیلی ، تنظیمی و غـیره . بناءً هـر زمانی که با این افـراد و اشخاص ، احزاب و سازمانهای دین فـروش ، معامله گر ، نوکرمنش و یا مؤتلفـین کمونست و ملحد دیروزی شان بخاطر یاد آوری و محکومیت جنایات فـراموش ناشدنی و کشتار بیرحمانه و فجعیانۀ دهه های هـشتاد و نود ملت مظلوم ما و ویرانی و تباهی وطن عـزیز ما افغانستان ـ بدست این فـرزندان ناخلف و جانی اش ـ طرف شدی و چیزی گفـتی و یا نوشتی ، باز شاهـد آن میباشی که هـستند قـومپرستان و جنون زدگان زبان ، مذهـب و سمت و منطقه که بدون تعقـل ، تحمل و مآل اندیشی ، با یک جنون و خشونت فـرقه گرایانه بدفاع از همان قاتل ، ظالم ، معامله گر ، پول پرست ثروت اندوز و نوکرمنش وطنفـروش ، چه کمونست یا مسلمان، برمیخزند و اگر نیک بنگری خواهی دید که همان جنایتکار و اجنبی پرست قـدرتخواه ، از قـوم و تبارش و یا سمت و منطقه اش است. این مصیبت و فاجعه کاملاً مساویانه و برابر در میان همه قـومپرستان و زبانپرستان فاشیست مآب هموطن ما چه پشتون باشد ، چه تاجک ، چه هـزاره باشد چه ازبک و غـیره ، تقـسیم گردیده است ، و اگر باور ندارید ، لطفاً به سایت ها و نشرات و تبلیغات این فاشیستان بیدین و نفـرت گستر تباری، صرف نظر از اینکه مربوط کدام قوم و تباری میباشد ، بروید تا صحت وسقـم این حرف و ادعا برایتان روشن گردد. از آنجائی که مبارزه با این انحراف بزرگ و عظیم مسؤولیت ایمانی ، ملی و اخلاقی هـر هموطن بادرد و درک ما میباشد ، فـلهذا این بندۀ حقـیر الله نیز در طول حیات سیاسی و مبارزاتی ام بخاطر تحقـق حق و عـدالت ، مساوات و برادری ، استقـرار نظام صالح و عادل اسلامی و ملی در کشورم بر ضد هـر گونه ظلم و تجاوز ، اشغال و دست نشاندگی ، بیدینی و انحرافات اخلاقی ، سازش و معامله با قاتلین و وطنفـروشان کمونست خلقی ـ پرچمی و غـیره بیخدایان و همچنان انحراف برادران خود ما در صفـوف جهاد و مقاومت ، با قـلم و قدم قاطعانه و همیش با هـر خیانت ، توطئه ، دسیسه و سازش از سوی هـر که بوده است ، مبارزه نموده ام . چون دفاع از مظلوم و مبارزه با ظالم و متجاوز از وظائف دینی و ملی ما میباشد ، فـلهذا در این سنگر هـدف تیر های زهـر آگین قـلمی و تبلیغاتی دوستان نادان و متعصب که متاسفأنه انتقاد ها و افـشاگری هایم را در مقابل بتان مقـدس !! و رهـبران و قـوماندانان مزور و سازشکار همتبار شان از روی عصبیت ها متحمل نگردیده اند ، و هـر انتقاد و مخالفـت با آنها را بعنوان مخالفـت با قـوم و تبار و سمت و منطقۀ خود انگاشته اند. بناءً مجبورم بخاطر روشن شدن بعضی حقایق و واقعیت ها ، اسناد ، نوشته ها ، مکاتیب و شواهـدی را ارائه بدارم تا حقایق از پرده پوشی ها ، انکار ها و کتمان ها ، مستعار گوئی ها و مستعار نویسی های این قـلمبدستان بی مسؤولیت بعضی از سایت ها و نشرات چاپی امروزی، سوا گردد . اساساً مستعار نویسی چنانچه بار ها خاطر نشان کرده ام ، امروز فـقـط برای کوبیدن ها و تخریب و دامن زدن به اختلافات قومی ، زبانی و غـیره و همچنان اشاعه و پخش نفـرت ها و دفاعـیه های بی اساس و بی بنیاد از ظلم ، تجاوز ، اشغال ، انحراف ، سازش ، وطنفـروشی و دزدی و چور و چپاول دارائی های ملت و مردم توسط وابستگان این مستعار نویسان صورت میگیرد. اما نویسندگان و شایعه پردازان این مقالات و نوشته ها بخاطر شرم و خجلت از این نوع مقالات بی محتوی و عاری از حقـیقـت و دفاعـیه ها و تعرضات ، با ابا ورزیدن از معرفی خویش ، به ترویج مستعار نویسی دست یازیده اند، تا عقـده گشائی نمایند و با جبن اخلاقـیی که دارند زیر نام های خیالی به این و آن تعرض میدارند . بخاطر روشن شدن یک مثال کوچک آن ، این سند انکار نا پذیر را خدمت شما ارائه میدارم، تا با خواندن آن خود قضاوت نمائید . چنانچه در مباحثۀ رادیوئی ام در رادیو پیام زنان با آقای خواجه صاحب انصاری ــ مسؤول سایت سرنوشت ــ خاطر نشان کردم ، امروز با ترویج فـرهـنگ پنهان کاری ، پرده پوشی ، مستعار نویسی ، اقـرار و انکار و نشر و چاپ مقالات و نوشته های واقعاً به سطح کوچه و بازار در سایت ها بخصوص سایت "سرنوشت" برضد مخالفـین سیاسی شان ، متأسفانه چنان یک حالتی را بوجود آورده است، که از آن فقط میتوان به عـنوان "تروریزم مطبوعاتی" نام برد و بس . بنده با وجود احترام و محبتی که با جناب خواجه صاحب انصاری و دوستان عـزیز و نویسندگان گرامی سرنوشت داشته و هنوز هم دارم ، از آن برادر عـزیز منحیث مسؤول این سایت که زمانی با محبت از این حقـیر خود شخصاً دعوت به همکاری با سرنوشت نموده و روی چگونگی کار ها و پالیسی ها با هم تبادل نظر نمودیم ، گرچه شاید با هم در این رابطه همفکر و هم عقـیده نبودیم ، ولی چنانچه شاهـد آن صحبت برادر بزرگوار ما آقای نورالهدی نام شخصی که در کنار شما همان شب قـرار داشتند و برایم سلام گفـتند ، میباشند ، به شما عـزیز همانطوری که در صحبت رادیوئی گفـتم که متاسفانه ادامۀ این وضعیت "تروریزم مطبوعاتی" و مستعار نویسی خود باعـث و عـلت العلل همچون سوء تفاهمات و غـلط فهمی ها میگردد . به هـر صورت به نظرم شما منحیث مسؤول اصلی و بنیانگذار این سایت ، مسؤولیت دارید تا از تعرضات و نوشته های به سطح بسیار بسیار پائین به این و آن ( مثال آن همین نوشتۀ آقای مستعار نویس عـزیز ما زیر نام "حبیب الله نالان" به آدرس این بنده که جز دشنام و ابتذال چیزی دیگری ندارد ویا سائر مستعارنویسان سرنوشت مانند سائل ، فرهاد ، جواد ، پرویزهمراه و ده های دیگر ) جلو گیری نمائید ، ولو در دیگر سایت ها شاید بدتر و رکیک تر از آن را نشر و پخش نمایند ، چرا که شما منحیث مسلمان معتقـد و عالم و دانشمند نزد خدا(ج) و خلق مسؤول و جوابده هـستید . جواب دادن به این گونه نوشته های بازاری و خارج از اخلاق متعارف فـرهـنگی کار و علاقۀ من نمیباشد . چاپ این نامۀ شخصی تان هـرگز و هـرگز بعنوان انتقام گیری و یا خدا نا خواسته ضربه زدن به شما و" سرنوشت" شما نمیباشد ، بلکه جوابی است به تقاضا ها و ایمیل ها و نوشته های مختلف در اینجا و آنجا که اگر سندی وجود دارد ، چرا نشر نمی نمائی . پس حتماً چنین چیزی وجود ندارد. همچنان با معذرت از برادر عـزیز و گرامی ام آقای سیحون که به هـدایت آقای انصاری و همسفـری دیگر دوستان با این هـدایات بخاطر بهبود سایت سرنوشت با بنده نزد یک دوست و همکار ایرانی ام آقای احسان جان اکبر نیا تشریف آوردند و این کاپی را به زور برایم گذاشتند تا در این قـسمت همکاری نمایم ، با تشکر از حسن نیت و لطف شان ، متاسفانه امروز برای روشن گردیدن و ثبوت حقـیقـت و رفع انکار جناب انصاری ، مجبورم این نامه را جنساً نشر نمایم . بنده اصلا" معتقـد به جنگ زبانی و قـلمی نبوده و چنانچه در مصاحبه ها و بحث های تلویزیونی و رادیوئی ام بخصوص با جناب آقای انصاری و آقای « احمد پروانی» روشن گردید و یا در همین نوشته و سائر مقالاتم ، هـرگز طرفـدار زیر پا گذاشتن عـفـت زبان و قـلم در مقابل هـیچ کس بخصوص یک مسلمان و مجاهـد نبوده و ان شاءالله بدان پایبند خواهم ماند. مسؤولین محترم سایت "سرنوشت" در حالیکه فـقط چند ماه قبل نه تنها بر بنده اعـتماد کامل به همکاری و ترتیب و تنظیم بهتر سایت و توسیع همکاران قـلمی و غـیره را داشتند ، بلکه حتی با نشر نامۀ شخصی جناب دانشمند گرامی و مورخ شهیر کشور محترم داکتر صاحب حق شناس در خصوص این بنده ، نهایت درجه محبت و لطف خویش را در ارتباط این برادر شان به نمایش گذاشتند ، ولی همین "سرنوشت" فـقـط بخاطر تفاوت نظر و مخالفـت بنده با استاد ربانی ، "جبهه ملی" ، "منشور مصالحۀ ملی" و غـیره ، نه تنها آن محبت ها را به فـراموشی میسپارد ، بلکه با نشر رکیک ترین دشنامنامه به آدرس این برادر شان ، درجۀ حساسیت شانرا با مخالفـین شان نشان میدهـند. بنده گرچه این نامه و نوشتۀ گرانسنگ و نهایت بزرگوارانۀ جناب دانشمند گرامی داکترحق شناس را تا حال در آزمون ملی نشر ننموده بودم ، ولی اینک بخاطر یاد آوری به مسؤولین نامهربان "سرنوشت" و اطلاع خوانندگان عـزیز نشرش مینمایم تا خود قـضاوت نمایند. و ما عـلینا الا البلاغ ویس ناصری ــ شهر اسن ــ آلمان چهار شنبه ــ 10 می 2007 ............................................................. تذکر کوتاه ودوستانه دکتر نصری حق شناس مقالات ومصاحبه های آقای ویس ناصری از هر جهت در خور تقدیر وستودنیست، باید خواند وباید بحافظه سپرد. او جوانیست بسیار با احساس، وطندوست، مسلمان ودارای یک سلسله عواطف وآرمانی که شاید در حال حاضر هریک بدلایلی پیرامون آنها حساسیت نشان دهند ویا مطالب ومضامین آنرا نادیده انگارند. اما نسل های بعدی وملتی که تقریبا سه دهه با استعمار خارجی استبداد داخلی دست وپنجه نرم کرده وحوادث ومصایب وآلام بی شماری را پشت سر نهاده است، از این آثار ونوشته ها بحیث یک سند با اعتبار استفاده خواهند کرد. مخصوصا در اوضاع واحوالی که رویداد ها وپدیده های سه دههء اخیر دستخوش گرایش های شخصی وتمایلات عقیدتی شده است وفرزندان آیندهء کشور در تفکیک صحت وسقم آنها با مشکلات فراوانی مواجه خواهند بود، داشته هایی اینچنین بخردانه ودردمندانه، نهایت مفید وضروری پنداشته می شود. هموطنان عزیز ما دارای هر فکر وعقیده ای که هستند، باید این نکته را فراموش نفرمایند که در 50 یا صد سال آینده، نسل امروزی وجود نخواهد داشت. وآنانی که بعد از ما می آیند بر هرنیک وبدی آگاهانه وآزادانه داوری خواهند نمود. ولذا بهتر خواهد بود تا حب وبغض شخصی را کنار گذاشته وحقایق جاری ومسلم را در پای تمایلات فردی قربان نسازیم وبخاطر دفاع از خود واشتباهات گروهی وسیاسی خویش، از هرچه بود وگذشت انکار نورزیم!! نگارنده سالیان درازیست که آقای ویس ناصری را می شناسم وبه افکار وآراء وعقاید او تا حدودی آشنایی دارم. اوفرهیخته انسانیست پاک وبی ساخت وبی آلایش وحقگرا وحقیقت نویس، وبافرهنگ، وبه همین جهت خار جشم حسودان وبد اندیشان! ادب فرزانگی، مکارم اخلاقی وانسانی، ودوری از هر نوع انگیزه های"من وما” صفات زیبا وحسنه ایست که ویس جان ناصری را از اکثر مدعیان دین ودیانت برتری بخشیده است. وروی همین صفات که وی بر دیگران نیز چنین می اندیشد وتوقع دارد همه چون او باشند، چون اوفکر کنند، وچون او داوری نمایند. این امر گاهگاهی سوء تفاهم بار می آرد وبه رنجش ها وکشیدگی های منجر می شود. ویس ناصری متعلق بیک خانواده بزرگ ، باتربیه وباروح افغانستان است. گرامی قومی که در تاریخ معاصر افغانستان ودر مجاهدت ها ورستاخیز ملت افغانستان علیه ظلم، استبداد داخلی،واستعمار خارجی، پیوسته نقش سازنده ای داشته اند. وبنا براین دلسوزی ها، دردمندی ها وگاهگاهی هم در گیری ها وپرخاش های او باین وآن ناشی از جنبه های انسانی، ملی، میهنی وعاطفی می باشد،نه بر اساس کین توزی ها، ومعیار های شخصی!! البته هر انسانی بنا بر فطرت خویش ، لغزش ها واشتباهاتی دارد. عمری باید واندوخته های گزاف تاراه نجات را در یابد وازاین ورطه سلامت برون جهد. ولذا بگفته حضرت بیدل (رح): موقع شناس عصیان ذلت کش خطا نیست وباید بجای رنجش ها وخرده گیری ها تحمل پیشه کرد، ودر برابر هر امری عاقلانه وآگاهانه بر خوردنمود. گردن نهادن در برابر حقیقت فرزانگیست، واعتراف به خطا واشتباه جوانمردی ومردانگی!! حقایق در برابر زور گویی وانکار، ممکن است تحریف گردد ویا به تعویق افتد. ولی چشم تاریخ بازاست وبهر کاری واتفاقی چنانچه بود ورفت داوری میکند واز لوم لایم نمی هراسد. عربده وغرزدن ها هر چه باشد واز هر حنجره ای که برون آید، جز خفت وذلت فرجامی نخواهد داشت. ولجاجت را حقانیت نمی توان انگاشت، آفتاب با دو انگشت پنهان نمیشود وجریانات تاریخی با انکار واتهام وخشونت کتمان نمیگردد. رگ گردن بر افراشتن، چهره را سرخ وزرد کردن، ونسبت بهرکس وهربیانی مهر تکذیب زدن، کار خرد وخردمندان نیست. باید برحذر بود وبا ورداشت که پارینه خواب ها وخیال ها دیگر تکرار نخواهد شد. واحتجاج ها وغریدن ها وخودتبریه کردن ها اصلا بجایی نخواهد رسید!! اگر امروز کمتر نوشته می شود وبراشاراتی بسنده میگردد، فردا بیشتر خواهند نوشت وروی زشت وزیبا مفصلا درنگ خواهد شد. مسلما هتک حرمت، از انتقاد، حق نویسی، وپاسخ دهی جداست ومن بر آنم تا هر قلم بدستی این مطلب را رعایت کند وبرعفت وآداب نویسندگی عمیقا احترام گذارد. ودر غیر آن بقول صایب اصفهانی نوشته ها وادعا های ایشان حکم سکهء قلبی را خواهد داشت که برای هر کس تقدیم شود، مسترد خواهد گردید. بشنهاد من به ویس جان ناصری این است تا یادداشت ها ، نوشته ها ومصاحبه هایش را (مادامی که از هرگونه وسواس احتمالی،ویا احیانا تعرض وتجاوز شخصی منزه محسوب شوند)هر چه زودتر دریک مجموعه ای به چاپ رسانند. باشد که این فراورده های ارزشمند عینی وذهنی از گزند ایام ایمن گردد، وبرای آیندگان هدیهء گران بهایی به یاد گار ماند.
موضوع مرتبط: فرهنگي
|