پس ازوقوع حادثه 11سپتامبر درآمریکا ، تحولاتی درحیات سیاسی مردم افغانستان بوجودآمد . مردم افغانستان که طی سه دهه گذشته خودقربانی تروریزم بوده ، غرب وبخصوص ایالات متحده آمریکا به منظور جلوگیری ازحملات بعدی دست به اقدام شده وبرای تحقق مبارزه باتروریزم به افغانستان حمله کردند . وبدنبال آن سقوط رژیم طالبان که زمینه آنرا ائتلاف بین المللی به رهبری آمریکا ونیروهای جبهه متحد که عموماً مجاهدین سابق که دردوران طالبان 90درصد ازمناطق تحت کنترل خودراتوسط طالبان ازدست داده بودند ، درسقوط طالبان وسازماندهی در نبردهای زمینی نقش عمده ای داشتند .ازسوی دیگرطرح بن که درواقع " نقشه راه "یا پروسه ازجانب جامعه جهانی بودکه درآن نمایندگانی ازجانب جبهه متحد مجاهدین سابق ، تکنوکرات ها ی که درغرب بسرمی بردند وهم چنین نماینده محمد ظاهرشاه پادشاه سابق افغانستان ا شتراک داشتند . اجلاس بن طرح نقشه راهبردی برای حکومت پس ازطالبان را درنظرگرفت . درپروسه بن شرایطی فراهم شد برای حاکمیت دوره انتقالی که بیشتر درحقیقت دولت ائتلافی بوجود آورد تا انتقالی . درکابینه بصورت یک ائتلاف دورهم جمع شدند که ازآن جمله مجاهدین سابق وتکنوکرات ها هم چنین درمراحل دوره انتقالی هرکدام ازاین جریان ها برای تحکیم وتدوین سیاست های خودبرای آینده کشورتلاش داشتند. پس ازسه دهه بحران درافغانستان ، درطرح بن تدوین قانون اساسی جدید ،انتخابات آزاد ریاست جمهوری وپارلمان ، ایجاد اردو وپلیس ملی وبازسازی خرابی های ناشی از جنگ های گذشته وهمچنین طرح خلع سلاح عمومی گنجانده شده بود . آیاپروسه اجلاس بن به اهداف ازپیش تعیین شده خود رسیده است ؟ برنامه خلع سلاح جزفیصله بن بوده . دیلی تلگراف دردسامبر 2006 یعنی پس از 5سال از شروع برنامه خلع سلاح اعلام داشت در افغانستان : « 2200 گروه مسلح غیرمسؤل با 120 هزارعضو وجود دارد . دولت ومجامع جهانی مشغول خلع سلاح این افراد هستند که تا کنون فقط 25هزارقبضه انواع سلاح ازنزد این افراد جمع آوری شده است. " پاکستان استرا تژی حاکمیت طالبان در افغانستان را دنبال میکند وبه سیاستهای دوگانه گذشته خویش ادامه میدهد .به نظر میرسداین وضعیت جامعه جهانی و دولت افغانستان را دچار چالش اساسی کرده است نیویارک تایمز در سپتامبر2006 مینویسد اضافه از 2000 از رهبران طالبان و جنگجویان خارجی و اضافه از 80 الی 90 تن از تروریستان (اسامه و ایمن الظواهری) نیز در ایالت سر حد با افغانستان فعالیت دارند.ادارات استخباراتی آمریکا، ناتو، افغانستان و حتی پاکستان به این باور اند که شمال پاکستان تبدیل به مرکز مکان امن برای گروپ های مسلح تروریستی گردیده است به طوریکه نیروهای عملیاتی طالبان دراین منطقه آموزش دیده و تمام حملات طالبان واعضای القاعده از این جا انجام میشود و طالبان روابط عمیق با اردوی پاکستان دارند" طالبان همچنین درمناطق جنوبی افغانستان فعال هستند . نیویورک تایمز همچنین اعلام کرد : «"ژنرال جیمز جونز" ازفرماندهان ارشد ناتو درکنفرانس ناتودرلتوانی اعلام کرد که وضعیت درافغانستان به گونه ای است که نمی توانند آنهاجلو حملات نیروهای طالبان را بگیرند. " جامعه بین المللی ونیروهای حافظ صلح به رهبری آمریکا بعد ازسقوط طالبان باپیش زمینه ای ضعیف برای مهارطالبان وگروهای رقیب جنگسالاردچاراشتباه استراتژیک شده .که این موضوع باعث تجدید قوای آنها درعرصه های سیاسی ونظامی گردیده است . شکست سیاست ثبات درافغانستان راباید درمداخله درازمدت برخی ازکشورهای همسایه افغانستان ازجمله پاکستان وسیاستهای چندگانه آمریکا درمورد افغانستان را جستجونمود .هنوز رقابت های منطقه ای وفرا منطقه ای بر سر افغانستان احساس میشود واین وضعیت آینده سیاسی نظامی همچنین استراتژی سیا ست سبات در افغانستان رادر عاله ی از ابحامات فرو برده است وافغانستان را به یک زخم چرکین تبدیل نموده است هنوز هم تحدیدات برخی از قدرت ها ی منطقه ای و فرا منطقه ای وجود دارد. (( ""ویکتور کارگون" پژوهشگرانستیوت خاور شناسی روسیه که در همایش "افغانستان وامنیت منطقه " در انستیوت شرق شناسی شهر دوشنبه سخن میگفت،افزود: افغانستان و آسیای مرکزی هماکنون در مرکز توجه جامعه جهانی، به خصوص کشور های سرمایهدار غرب قرار گرفته است.وی اوضاع کنونی افغانستان را ناخوشایند دانست و گفت: تا زمانی که حق کشورهای منطقه تعمین نشود، صحبت از ثبات و آرامش در کشورهای ازجمله افغانستان غیر ممکن به نظر میرسد.وی گفت: افغانستان جزئی از منطقه آسیای مرکزی ا ست، بنابراین کشورهای منطقه برای همکاری با همسایگان دیگر افغانستان وبرای تامین ثبات و آرامش در افغانستان باید سهم بیشتری داشته باشند.استراتژی نه چندان کارآمد جامعه بین المللی درافغانستان زمینه بی اعتمادی نسبت به آینده سیاسی کشوررابوجود آورده است . فساد اداری ومالی یکی ازعواملی است که باعث جذب کمک های که ازسوی جامعه بین المللی که دراجلاس های توکیو ، لندن وبرلین وعده داده شده ، بصورت محدود عملی شود . این مسأله باعث شد که دولت آقای کرزی دچار تنش های سیاسی واقتصادی گردد.کابینه دولت انتخابی همچون گذشته تحت تأثیرائتلاف و مدارا با سران گروها رقیب جنگهای گذشته افغانستان قراردارد و سیاست های مصلحتی باگروه ها جای سیاست های درراستای منافع ملی را گرفته است . نتایج انتخابات گذشته ریاست جمهوری وپارلمانی درجوتنش آلود اعلام شد . درفبریه 2006 گروه تحقیق ودفاع ازحقوق بشر به دنبال یک نظرسنجی شش ماهه اعلام کرد که انتخابات ریاست جمهوری وپارلمانی افغانستان توأ م با نواقص بسیار وجدی برگزارشده است . دراین نظرسنجی مقصراصلی درانتخابات افغانستان را جامعه جهانی که عمدتاً مسؤلیت و تدارک وبرگزاری انتخابات را به عهده داشت ، معرفی شده است . هدف ازاعلام این نظرسنجی ، راه اندازی انتخابات سالم تردردوره های بعدی درافغانستان اعلام شده است.)) در همین حال دربخشها و نهادهای دولت آقای کرزی فعالان مجاهدین بسیار معسوس به نظر میرسند و همچنین در پارلمان افغانستان در ردهای نخست رهبران و اشخاص و فر ماندهان مجاهدین سابق قرار دارند گروه تکنو کرات ها و روشنفکران ملی گرا و طرفدار اصلاحات بنیادی در روند سیاسی جامعه افغانستان در صعنه ضعیف به نظر میرسندتا بتوانند رقیب جدی برای مجاهدین باشند.درهمین حال هنوز زمینه بازگشت ملیون ها مهاجرافغان ازکشورهای همسایه افغانستان فراهم نشده است . کمیساریای عالی امور پناهندگان ملل متحد درگزارشی ژون 2006 اعلام کرد : «هنوزافغان ها 23 درصد کل پناهندگان جهان را تشکیل می دهند." به دلیل یأس ونا امیدی وهمچنین نبودکار، خدمات آب ، برق ووضعیت دشواربهداشتی ونبودامنیت مطمئن ، ملیونها مهاجربرگشته پس ازسقوط طالبان ، دوباره به کشورهای همسایه افغانستان ازجمله ایرا ن وپاکستان مهاجرشده اند . همچنین جامعه روشنفکرو تحصیلکرده که درسالیان هجرت به تحصیلات عالی پرداخته اند ودرشرایط فعلی وجود وحضورآنها برای حال وآینده افغانستان ضروری پنداشته می شود. به نظرمی رسد اوضاع سیاسی ونظامی افغانستان به بازنگری جدی نیازدارد ونیزباید با توجه به تجربیات گذشته ، سیاست های آینده کشورتدوین گردد تا درانتخابات ریاست جمهوری وپارلمانی آینده ، دورباطل گذشته تکرارنشود .