تاملی در تشکیل جبهه ملی !
نويسنده: نبي قانع زاده
تاريخ نشر: 25.04.2007
تشکیل جبهه ملی بعد از آمدن حاکمیت کرزی یک تحول عمده به حساب می آید که رهبران این نهاد تازه تشکیل را اکثرا چهره های جهادی وغیر جهادی تشکیل داده است . هردوجناح ایدئولوژی گرا یک گام به عقب برداشته اند. گروههای اسلامی و اخوانی از شعار های دینی واسلامی خو د دست برداشته اند و گروه های چپی نیز از شعار های ایدئولوژی چپ گرایانه ای خود عقب نشینی کرده اند .
تشکیل جبهه ملی بعد از آمدن حاکمیت کرزی یک تحول عمده به حساب می آید که رهبران این نهاد تازه تشکیل را اکثرا چهره های جهادی وغیر جهادی تشکیل داده است . دراین تشکل نو بنیاد شخصیت های مانند آقایان برهان الدین ربانی (رئیس جبهه ) ، احمد ضیا مسعود ، یونس قانونی ، اسماعیل خان ، قسیم فهیم ، عبدالرشید دوستم ، سید منصور نادری ، سید مصطفی کاظمی ، شیخ محمد اکبری ، شهزاده مصطفی ظاهر ، سید محمد گلاب زوی و نورالحق علومی ............و حضور دارند. با اندک دقت به چهره های موثر دراین جبهه اگر دیده شود می بینیم این تشکل را شخصیتهای کلیدی جمعیت اسلامی و شورای نظار تشکیل می دهد چهره های دیگر یا حالت تشریفاتی و یا موثریت مطلوبی ندارند . چیزیکه دراین جمعی تازه تاسیس واکنشهای را برانگیخته است ائتلاف گروه های جهادی و چپی (کمونستها) که بعد از سالها جنگ و جهاد دریک بستر جدید بنام جبهه ملی با هم به پرداخته اند . هردوجناح ایدئولوژی گرا یک گام به عقب برداشته اند گروههای اسلامی و اخوانی از شعار های دینی واسلامی خو د دست برداشته اند و گروه های چپی نیز از شعار های ایدئولوژی چپ گرایانه ای خود عقب نشینی کرده اند . چهره دیگر موثر درتوازن قوای سیاسی کشور جنرال دوستم میباشد قرار گفته شنیده ها وی هنوز در همکاری نمودن در جبهه در حال شک و تردید بسر می برد هر چند اسم وی درلیست جبهه ملی آمده است . دونفر دیگر از شخصیتهای شیعی و هزاره سید مصطفی کاظمی و شیخ محمد اکبری نیز در لیست دیده می شود در ارتباط به حضور این دونفر می توان این نکته را گفت که این دونفر همیشه در جناح گام برداشته که جمعیت و شورای نظار به حیث محور بوده اند. اما حضور مصطفی ظاهر در این جبهه ناشی از عدم هماهنگی در خانواده به اصطلاح بابای ملت پادشاه سابق تلقی می گردد . چه عوامل وانگیزه یی را می توان در تشکیل این جبهه موثر دانست ؟ 1- کم شدن نقش جناح جمعیت وشورای نظار در دولت کرزی را نمی توان ازدیدها پنهان نمود این جناح از مجاهدین بعد از 8 ثور 1371 نقش کلیدی در وادی قدرت داشته است ولی بعد از آمدن حاکمیت جدید اینها احساس می کنند که در حال حذف شدن هستند . 2- طرح شد ن محاکمه جنگ سالاران شعاریست که از طرف سازمان های حقوق بشری و رسانه ها بشدت تبلیغ میگردد جبهه ملی را کسانی تشکیل میدهند که احساس خطرمیکنند برای رفع این نگرانی و مقابله با این حرکت دست به انسجام وتشکیل این جبهه زدند . 3- تیم کرزی در حال منحصر کردن قدرت هستند وحذف دیگران از صحنه سیاسی میباشند برای شکستانیدن این انحصار تشکیل دهندگان این جبهه دست به اقدام این نهاد زده اند. 4- جبهه ملی در گذشته از متحدین روسیه و ایران بوده اند این دوکشور در حاکمیت فعلی از جایگاه خوبی برخوردار نیستند طبیعی به نظر میرسد که این دوکشور و متحدین آنها در داخل افغانستان تلاش های را انجام خواهند داد تا بتوانند در صحنه سیاسی افغانستان جایگاهی داشته باشند . 5- ظهور مجدد طالبان در معادلات سیاسی ، نظامی بی تاثیر در تشکیل جبهه ملی نبوده و نمی باشد. 6- دولت کرزی وحامیان اش هرروز مذاکره و تفاهم ویا به عبارت دیگر باب معامله را با طالبان باز کرده ، گاهی خود کرزی و گاهی هم مجددی خبر عفو طالبان را اعلام می کنند ولی در این طرف قضیه که همه در بستر حاکمیت شریک اند به شدت تحت عنوان جنگ سالار و ناقضین حقوق بشر مورد هتاکی ها و هجوم تبلیغات نشریات قرار می گیرند. پس عوامل حاکمیت کرزی به تحریک وتشکیل جبهه ملی نقش اساسی دارند. اهداف جبهه ملی را در کجا ها می توان دید و یا پیدا نمود ؟ 1- جبهه ملی اهداف خود را طی 29فقره ماده انتشار داده اند که دو ماده آن حساسیت برا نگیز شده است : یکی انتخابی شدن والی ها . دوم تغیر نظام از ریاستی به پارلمانی . 2- جبهه ملی می تواند ابزاری باشد برای دفاع از هجوم طرف های مقابل ، افراد جمع شده در این بستر که در مواردی هم سرنوشت هستند دریک جبهه واحد از همدیگر دفاع نمایند . 3- حب ، بغض ریاست وقدرت طلبی را هم نمی توان انکار نمود . 4- هرچند سران این جبهه در گذشته چندان کارنامه درخشان در راستای شعار های که خود مطرح کرده ندارند ولی اکنون با این شعار در صحنه سیاسی کشور در قالب جبهه ملی ظهور کرده اند تااز این شعار های جامعه پسند استفاده ابزاری کنند . 5- با دید خوشبینانه اگر در تشکیل جبهه ببینیم وضعیت نامطلوب کشور هر فرد وطن دوست را وادار به تحرک می نماید وتشکیل این نهاد را هم میتوان دراین قاعده ارزیابی نمود نقطه قوت های جبهه ملی : 1- جبهه ملی از گرایشهای مختلف بوجود آمده اند واین خود در پایین آوردن تنش های گذشته وحال موثر میباشد درهرحرکت وهر جایی کشور بحران زده ما تنش ها و کشمکش ها پایین آورده شود یک گام مثبت تلقی میگردد . 2- جبهه ملی می تواند یک اهرم فشار به دولت کرزی به حساب آید تا از یکه تازی های تیم کرزی جلو گیری کند . 3- تعادل درعرصه قدرتهای بیرونی ، اگر بپذیریم که جبهه ملی از همپیمانان روسیه و ایران به حساب می آید نگرانی های این دوکشور یکه در گذشته نقش در عرصه سیاسی افغانستان داشته اند تا حدودی پایین خواهد آمد به شریطی که فعالیتهای جبهه ملی قانون مند باشد . وتوجه قدرتهای غربی هم از تمرکز به یک نقطه که تیم کرزی باشد کاهش پیدا می کند و اینها را وادار به تحرک بیشتر می نماید . 4- هر چند جبهه ملی اگر به شعار های که مطرح کرده اند باورمند نباشند ولی در 29 فقره خواسته های این جبهه نکات مثبت دیده می شود نفس طرح این مسایل در جامعه ما که بسوی قانونمند شدن پیش میرود مطلوب ارزیابی میگردد. نقطه ضعف های جبهه ملی : 1- اکثر تحلیل گران بر این باورند که ترکیب نا متجانس جبهه ملی از نقاط ضعف عمده آن به حساب می آید . 2- منتقدین جبهه ملی به این نکته اشاره دارند که سران جبهه از شعار های که در ده ها سال گذشته بر آن اسرار می ورزیدند در یک حرکت انفعالی گونه از تمام شعار قبلی در این ائتلاف گذشتند بهای سنگین را که مردم به پای آن شعار ها پرداخته اند کی پاسخگو خواهد بود ؟ 3- با ترکیب که در این ائتلاف دیده می شود عمر این حرکت کوتاه ومقطعی خواهد بود. 4- احتمال معامله گری بعضی از سران جبهه با دولت کرزی با استفاده از اهرم فشار این حرکت که در افغانستان بصورت معمول در آمده است بعید به نظر نمی رسد . 5- اکثر رهبران جبهه را اعضای پارلمان تشکیل می دهند که یکی از ارکان مهم حاکمیت فعلی افغانستان به حساب می آید ، از این اقایان محترم میشود سوال کرد در این مدت که درمجلس شورای ملی بوده اید چه کاری موثری در این نهاد مهم و قانون گذار انجام داده اند ؟ 6- سران ائتلاف در گذشته از ارکان مهم در کشور بوده اند آیا این حرف های که امروز مطرح میکنند در آن زمانها چرا از آن خبری نبود ؟ 7- در جبهه ملی تمام کسانیکه مثل جبهه فکر می کنند حضور ندارند یا به عبارت دیگر جبهه متحد قبلی تمام اعضا یش در این ائتلاف حضور ندارند. 8- اگر اتهام که اقای کرزی در موضعگیری خود که گفت : در تشکیل جبهه بعضی کشور های همسایه دخیل است شاید اشاره کرزی به ایران و روسیه باشد که ایران در این روزها در انزوای سیاسی بسر میبرد وروسیه هم نمیتواند در معادلات امروزی به حیث قدرت قابل اعتماد به حساب آید واین اتکا جبهه یک اتکای ضعیف بیرونی خواهد بود ، هر چند سران جبهه این اتهام را رد می کنند . بهر حال ! وضعیت فعلی کشور مطلوب به نظر نمیرسد حملات انتحاری در این اواخر از شدت بیشتر برخوردار شده است فساد اداری ، مواد مخدر از معضلات عمده به شمار میرود روند بازسازی در سطح کشور از وضعیت رضایت بخشی برخوردار نیست در عین روند کند بودن بصورت متوازن بازسازی اجرا نمی گردد .
موضوع مرتبط: سياسي
|