جستاري در باب روشنفكري و گذار به دموكراسي با تاكيد بر افغانستان
نويسنده: احمدعلي رضايي نويد
تاريخ نشر: 2.04.2007
روشنفكران را بايد به سه دسته تقسيم كرد: گروه اصلي روشنفكري كه توليد كننده انديشه هستند و اين انديشه ممكن است فلسفي، سياسي، علمي، هنري و اجتماعي باشد. گروه دوم توزيع كنندگان انديشه هستند مثل نويسندگان، پژوهشگران و... گروه سوم مصرف كنندگان انديشه هستند، نه از خود خلاقيتي دارند و نه توزيع كنندهاند بلكه در مراحل اوليه ورود به حوزه انديشه قرار دارند؛ بدين ترتيب روشنفكران در معناي حداكثري شامل توليد كنندگان و در معناي حداقلي آن شامل مصرف كنندگان ميشوند؛ خارج از اين سه، توده مردم (عوام الناس) قرار دارند.(2)
………………………………… فهرست روشني روشنفكر (Intellectual) دولت مشروطه (Constitutionalism) دموكراسي (Democracy) : سنت ((tradition : نظريههاي جديد گذرا به دموكراسي 1- اشكال گذار به دموكراسي 2- زمينهها و كارگزاران گذار به دموكراسي 3- تحكيم و تثبيت دموكراسي فرجام سخن يادداشها ................................ روشني زندگي گذشته و حال بشر با همهاي فراز و نشيبهايش بازتاب از دو دنياي متفاوت است كه ما از آن، به دورههاي سنت (Tradition) و تجدد(Modernity) ياد ميكنيم. مرز دو دوره ياد شده را پژوهشگران، دست كم در مغرب زمين، همچنانكه بارها شنيدهايم، عصر رنسانس يا نوزايي در اروپا برميشمارند. مشخصات دوره سنت را ميتوان به طور كلي چنين فهرست نمود: 1- ايدئولوژي رسمي و انحصاري، مذهب است ( اعم از الهي و بشري ) لذا عمدتا پاسخها نسبت به پرسشهاي بشر، مذهبي است و از قبل تعيين شده؛ از روشنفكران مصطلح خبري نيست بلكه به جاي آنها پيامبران (اعم از بشري و الهي) و مبلغان ديني يا مذهبي، معماري و مديريت جهان را به عهده دارند. 2- حقيقت به صورت مطلق مطرح است نه نسبي لذا بايد آن را كشف كرد نه خلق؛ كار ويژه ياد شده نيز به عهده مذهب است؛ در اين جا از فلسفه مدرن خبري نيست بلكه به جاي آن ، فلسفه قديم و فضيلت محور وجود دارد كه عمدتا همسو با مذهب در صدد كشف غايت هستي و به سعادت و فضيلت رساندن انسان است. 3- جامعه احساسي و نه عقلاني، همكاري عاطفي، روابط مستقيم و رودر رو، خانواده گسترده به جاي خانواده هستهاي، اقتصاد معيشتي و كشاورزي، جامعه ساده و تا حدودي يكدست، عدم تقسيم كار اجتماعي، همبستگي مكانيكي به جاي همبستگي ارگانيكي، در عين ناداري و سادگي٬ وجود آرامش و عدم دغدغه و استرسهاي فرسايگر و...از ديگر ويژگيهاي اين دوره به حساب ميآيند. شاخصها و ويژگيهاي عمده عصر تجدد قرار ذيل است 1- در اين دوره به جاي دين، مذهب، پيامبران و مبلغان مذهبي، ما شاهد ظهور و پيدايش مكاتب و ايدئولوژيهاي بشري، علم و عقل خود بنياد هستيم؛ ابداعگران و حاملان آنها انديشمندان و روشنفكران هستند با رويكرد پوزيتيويستي و سكولاريستي داعي مديريت علمي و عقلاني جهان را دارند. 2- اومانيسم (Humanism) جوهره مدرنيته را تشكيل ميدهد. در آن، انسان خود، غايت وهدف است و هر چه غير از اوست در خدمت وي قرار ميگيرد. 3- در عصر مدرن اعتقاد بر اين است كه عمدتا حقيقت چيزي كشف نشدني نيست بلكه توسط علم و عقل خود بنياد ساخته ميشود. 4- روح حاكم بر فلسفه و علوم مدرن، "پراكماتيسم" است لذا ميزان سودمندي و استفاده ابزاري آنها براي بشر اهميت دارد نه كشف حقيقت استعلائي. 5- نفع پرستي، سود محوري، رابطه تجاري، عقلانيت ابزاري، پيچيدگي و تقسيم كار اجتماعي، تفكيك نقشها، همبستگي ارگانيكي، سكولاريسم، استرسها و دغدغههاي فرسايشگر، بحران معنا و از ديگر ويژگيهاي دوران مدرن است. لازم به ذكر است كه دوره "پسامدرن" (كه عدهاي، از آن به عنوان دوره جداگانه ياد ميكنند) چيزي جز تداوم پروژه ناتمام مدرنيسم و مدرنيته نيست. "مدرنيته" با پتانسيل موجود در خويش، ميخواهد در قالب "پسا مدرنيسم"، ضعفها و كاستيهاي خويش را بازسازي و باز توليد نمايد و همچنان به حيات خويش ادامه دهد. نويسنده اين مقاله در صدد است ضمن اشاره كوتاه به مفاهيم چون "روشنفكر"، "دولت مشروطه"، "دموكراسي"، "سنت" و "مدرنيسم" مباحث ذيل را مورد بررسي قرار دهد: متن كامل
موضوع مرتبط: سياسي, فرهنگي, نگاه ژرف
|