Home

Afghanistan Columnists

Click bank

Articles  

News

Links

Books

Gallery

Policy

   باشگاه نويسندگان آزاد

  |  صفحه اول |  افغانستان  |   نويسندگان   مقالات  |   اخبار    كليك‌بانك  |   كتابخانه  |   گالري  |   پاليسي   | تماس



 

لوگوي سايت

خبرتازه

خبرهاي بيشتر در اينجا...

 

مقالات نويسندگان

مسؤوليت هرسخن بدوش پديدآورنده است. سايت در قبال آثارارسالي نويسندگان پاسخگو نيست

ويژه نويسندگان

سايت را به دوستان معرفي كنيد!

مطالب بيشتر از admin در صفحه اختصاصي نويسنده

پيوسته‌ها

20.03.2005: نیایشی به پیشواز " نوروز"
31.12.1969:



سال نو؛ روز از نو و روزي از نو؟!

نويسنده: admin



تاريخ نشر: 21.03.2007


آرزوي سال نيك و خجسته براي همگان. براي تمام بشريت. براي تمام فارسي زبانان. براي تمام هموطنان. براي تمام شكسته‌دلان. براي قلبهاي رنجبرده و ستمكشيده. براي آناني كه در آغاز سال پيش نيز آرزوهاي سبز و سپيد فراواني كردند. براي آنهايي كه آرزوهاي سپيد شان سياه برآمد، اميدهاي شيرين شان به تلخي گراييد و آسودگي روئايي شان به رنج انجاميد. براي آناني كه سال پيش آرزو كردند سال شاد و خوشي داشته باشند اما، دريغ كه كلبه هاي شان لبريز شد از رنج، كار شان پيوسته شد در نابساماني و اندوه شان انبوه و بي پايان. براي آنهايي كه در آغاز سال پيش آرزو كردند ديگر هيچگاه صفير گلوله گوش‌هاي شان را نيازارد و فرياد آه و ضجه و شيون و ماتم نشنوند، اما، دريغا كه آسمان شان كماكان تاريك بود از دود و آشفته بود از نفير گلوله‌ها. براي مادراني كه همچنان در جنوب و شمال و شرق و غرب كشورما در سوگ جوانان و راست قامتان خود مي نشينند و براي پدراني كه آرزوي يك روز پرمهر، آرام و مطمئن را همچنان در سر مي پرورانند. براي كودكاني كه هنوز بي آشيانه اند و براي خرابه نشيناني كه همچنان در آروزي زيستن در زيريك سقف اند. براي يتيماني كه تا حال دست نوازشگري نيافته اند و براي گرسنگاني كه در حسرت لقمه‌ي ناني مي سوزند و مي طپند



آرزوي سال نيك و خجسته براي همگان. براي تمام بشريت. براي تمام فارسي زبانان. براي تمام هموطنان. براي تمام شكسته‌دلان. براي قلبهاي رنجبرده و ستمكشيده. براي آناني كه در آغاز سال پيش نيز آرزوهاي سبز و سپيد فراواني كردند. براي آنهايي كه آرزوهاي سپيد شان سياه برآمد، اميدهاي شيرين شان به تلخي گراييد و آسودگي روئايي شان به رنج انجاميد. براي آناني كه سال پيش آرزو كردند سال شاد و خوشي داشته باشند اما، دريغ كه كلبه هاي شان لبريز شد از رنج، كار شان پيوسته شد در نابساماني و اندوه شان انبوه و بي پايان. براي آنهايي كه در آغاز سال پيش آرزو كردند ديگر هيچگاه صفير گلوله گوش‌هاي شان را نيازارد و فرياد آه و ضجه و شيون و ماتم نشنوند، اما، دريغا كه آسمان شان كماكان تاريك بود از دود و آشفته بود از نفير گلوله‌ها. براي مادراني كه همچنان در جنوب و شمال و شرق و غرب كشورما در سوگ جوانان و راست قامتان خود مي نشينند و براي پدراني كه آرزوي يك روز پرمهر، آرام و مطمئن را همچنان در سر مي پرورانند. براي كودكاني كه هنوز بي آشيانه اند و براي خرابه نشيناني كه همچنان در آروزي زيستن در زيريك سقف اند. براي يتيماني كه تا حال دست نوازشگري نيافته اند و براي گرسنگاني كه در حسرت لقمه‌ي ناني مي سوزند و مي طپند...

سال پيش، براي افغانها با اميدها و آرزوهاي فراواني آغاز شد. اما سال خوبي نبود. برجسته ترين نشانه‌ي نحوست آن سال اين بود كه هيچگاه سرخط اخبارافغانستان از سطح گزارش«مرگ» پايين نيامد. بدي ديگرش در اين بود كه يك پندار نحس، واقعيت يافت: تكرار خبر«تصرف و باز پس گيري مناطق». اين خبر موي بر تن آدم راست مي كند. آنهايي كه سن شان بالاي سي و چهل است به خوبي مي دانند درسالي كه گذشت گزارشهاي بي بي سي شبيه گزارشهايي شد كه از 10 سال تا 30 سال پيش پخش مي كرد: حمله، تصرف، بازپس گيري. تكرار: حمله، تصرف، بازپس گيري، حمله تصرف، بازپسگيري. در اين ميان، دو نوع خبر گزارشگران را هيجان زده مي كرد؛ خبر بد: تصرف فلان ولسوالي به دست طالبان. خبرخوش: بازپسگيري آن ولسوالي از دست طالبان! و تكرار خبر...،تكرار...،تكرار... و هيجانات گزارشگران از بازپس گيري فلان ولسوالي توسط دولت...

اين گزارشها، هيجانها، شادمانيها و دلتنگيها بسيار شبيه شادماني ها و دلتنگيهاي خبرگزاريها و نشريات احزاب در گير درجنگها در 15 -10 سال پيش مي شد. هيجان، شادماني، شعار، حماسه، حسرت و افسوس...

 شايد حدود 20 سال پيش وقتي راديو گوش مي داديد و از آن مي شنيديد كه در فلان شهر يا ده مجاهدين پيروز شده و شهر/ ده را تصرف كرده اند و فردايش همان منبع خبر مي داد كه شهر/ ده دو باره به دست دولت افتاد، زياد تعجب نمي كرديد. اين تقريبا روندي شده بود عادي. وقتي در جنگهاي داخلي دهه نود خبرگزاريها مرتب از تصرف و بازپس گيري آن كوچه يا اين كوچه، آن ساختمان يا اين ساختمان، آن كلبه يا اين كلبه، آن جاده يا اين جاده‌ي كابل خبر مي دادند، مسئله ديگر از مرحله‌ي خبر عادي هم تنزل كرده بود. مهم نبود آن خيابان يا اين كوچه، آن ساختمان يا اين كلبه، آن گردنه يا اين دره به دست كي افتاده است و چرا؟ فردايش مي شنيدي به دست ديگري افتاده است و پس فردايش به دست سومي و... شنيدن اين خبر يك عادت روزانه شده بود.

در اين چند سال اخير اما مي رفت آن عادت نحس را فراموش كنيم. تصور آن نمي شد باز هم شنيدن اخبار«تصرف و بازپسگيري»، «به سبك گذشته» در آيد. اما سال پيش، سالي بود كه  اين پندار منحوس، به واقعيت مبدل شد. هنوزهم تكرار خبر تصرف و بازپسگيري ادامه دارد. نبايد از نوميدي سخن گفت اما حقيقت را نمي توان با پوشاندن تغيير داد. اميد زيادي به سال آينده نيست. با خود كه نمي توان دروغ گفت. به ديگران هم دروغ گفتن گناه است. فقط آرزو مي كنيم؛ خدا كند( تا مي توانيد بگوييد: خدا كند!) كه سال آينده مثل سال گذشته نباشد. خدا كند كه كشور ما امن شود، خدا كند كه بساط جنگ وقتل و ترور و انتحار برچيده شود. خدا كند كه دولت ما به سامان شود و دولتمردان ما مرد. خدا كند فقيران ما غني گردند و گرسنگان ما سير. خدا كند يكبار، فقط يكبار- دلهاي زورمندان، تيول‌داران و صاحبان زر و زور و تزوير از ته بشكند و يك نگاه گذرا به صورتهاي تكيده، دستهاي آماسيده و شكمهاي گرسنه‌ي بي نوايان، خرابه نشينيان، يتيمان و فلك زدگاني نمايند كه هنگام عبور لند كروز شان، لختي زير گرد و خاك شان گم مي شوند. خدا كند، كشور ما «كشور» شود، مردم ما «ملت» و دولت ما «دولت»! خدا كند، سال نو، «روز نو»ي باشد. خدا كند «سال نو، روز نو و روزي اي نوي» در كار باشد!

.....................................

بخشهاي جديد سايت:

در آغاز سال نو دو بخش جديد سايت را كه به تازگي راه افتاده معرفي مي كنيم:

1. پورتال افغانستان:

از ديرباز در نظر بود بخش ويژه‌اي براي معرفي خراب آباد مان افغانستان داشته باشيم. اما اين مأمول به تاخير افتاد. اينك اين بخش با قسمتهاي زير فعال شده اما هنوز در شكل ابتدايي خود است و اطلاعات آن نيز نا تكميل مي باشد. تلاش اين است اطلاعات مفيدي گردآوري وتهيه گردد. دو هدف مهم در پس تهيه اين بخش نهفته است: يكي در دسترس قرار دادن اطلاعات عمومي در حد ممكن براي مطالعه وضعيت جغرافيايي، محيط زيست، اقتصاد...  هدف دوم، عبارت است از معرفي رفرنسها و منابعي براي اهل تحقيق و مطالعه در زمينه هاي مختلف افغانستان شناسي. به همين دليل كوشش شده منابع و رفرسنهاي سودمندي كه اغلب ارزش مطالعاتي دارند، در دسته هاي مرتبط قرار داده شوند تا يافتن آنها آسان گردد. البته اين بخش بسيار ناقص و ابتدايي است و تكميل آن با مساعدت خوانندگان عزيز ادامه خواهد يافت. نكته ديگر اينكه، مطالب اين بخش از منابع مختلف گرد آوري گرديده و به جز موارد خاص، ارتباطي به سايت آرمان ندارد و حقوق آن منحصرا مرتبط به پديد آورنده و نيز منابعي است كه آثار را منتشر نموده اند. در اين بخش حتي الامكان رفرنس به منبع اول داده شده است اما مواردي يافت خواهند شد كه مشخص نيست متن از چي منبعي اخذ گرديده زيرا اين مطالب در طي چند سال از منابع گوناگون به دست آمده  و از چند آرشيف گردآوري گرديده اند. لذا اگر موردي يافت شود كه منبع مطلبي مشخص نباشد و خوانندگان عزيز آگاهي داشته باشند لطف نموده اطلاع بدهند.

اين بخش چند قسمت عمده دارد: 1، اطلاعات عمومي و وضعيت جغرافيايي 2، وضعيت اقتصادي و امكانات ارتباطي 3، مطالبي راجع به وضعيت حقوق بشر 4، مطالعات آكادميك، محققين و دانشوران 5، قوانين و متون حقوقي. زير مجموعه هاي ديگري هم به تدريج خواهد داشت.

 

2. بخش ويژه نويسندگان:

برخي از همكاران قلمي ازمدتهاپيش خواسته بودند بخشي را در سايت ايجاد نماييم كه تمام مطالب هر نويسنده را يكجا و در صفحه مخصوص همراه با اطلاعات هر مطلب نمايش بدهد اما به دليل مشكلاتي اين كار هنوز صورت نگرفته بود. اينك، اين بخش به تازگي فعال گرديده كه مزاياي زير را دارد:

  1. هر بار مطلب تازه‌‌اي از يك نويسنده در سايت نشر شود، تمام مطالب وي از طريق كليك بر روي نام نويسنده قابل دسترس مي باشد. مطالب نويسنده در صفحه مخصوص به صورت ديناميك، همراه با اطلاعات كامل هر مطلب مانند تعداد نظرات، بازديد و... نمايش داده مي شود.
  2. تمام مطالب هر نويسنده، داراي فايل آر اس اس مي باشد. نويسنده مي تواند آر اس اس تمام مطالب يا تازه ترين مطالب خود را در صفحه وبلاگ/ وبسايت خارجي خود نيز نمايش دهد.
  3. امكان نمايش تمام مطالب هر نويسنده با تصوير وي و اطلاعات لازم.
  4. نويسنده خود مي تواند اطلاعات موجود در پروفايل را تغيير دهد يا اصلاح نمايد و مي تواند مستقيما با ورود به كنترل پنل مقالات، مطلب نشر كند.
  5. افزودن مطالب بيشترمربوط به نويسنده در بخش اختصاصي وي ميسر گرديده و شخص مي تواند هر مطلبي را در جايي نشر كرده باشد، در قسمت اختصاصي خود قرار دهد و يا براي قرار دادن آنها، با ما مكاتبه نمايد.

............................................

يادي از مهرباني‌ها و نا مهرباني‌ها

تا كنون نه تنها مهرباني فرهيختگان و نويسندگان عزيزي را به همراه داشته ايم كه اين صفحه‌ي ناچيز را با مطالب وزين و ارزشمند شان همواره زينت بخشيده اند كه همراهان مهربان زيادتري هم ميهمان اين صفحه بوده اند. خوانندگان خوب و صميمي، دوستان فرهنگي، آناني كه در مباحثات و گفتگوهاي پنجره نظرات مشاركت نموده اند و آناني كه اين صفحه ناچيز را گاه و بي گاه مرور مي كنند و ساكت و آرام مي آيند و مي روند. همه شان با طبقي از مهر و مهرباني مي آيند و ما نيز سپاسگذار يكايك شان هستيم. از آن بزرگواران نيز تمنا داريم اين تلاش كوچك ما را « خدمت» هر چند حقير و ناچيز شمارند كه با اخلاص و ايمان به حقيقت و عدالت وآزادي و صداقت و صفاي شما دوستان صورت مي گيرد.

اما به هر حال، با وجود اين همه محبت و مهرباني دوستان بي شمار، گاهي هم نا مهرباني هايي از دوستاني معدود روي مي دهد كه اميد است هيچگاه تكرار نشود. بنا نبود سخني از بي مهري بزنيم كه تا كنون نزده ايم، اما گاهي چنان تكرار مي شود كه گفتن آن را واجب مي سازد!

1. گرداننده اين سايت نه در پي نامي است و نه نشاني و معتقد است براي يافتن نام، نان و نشان راههاي بسيار برتر و بهتري وجود دارد. هر كسي هم درتكاپوي نام و نان از اين طريق دروضع كنوني افغانستان باشد بداند كه ره گم كرده و به تركستان قدم گذاشته است. در اينكه كاركرد سايت چطور بوده و رويكرد آن چيست؛ چيزي هنوز بر پرسشگران عزيز، نامكشوف نمانده  و همه چيز بر خوانندگان فهيم و دانا و آگاه مان طي اين چند سال روشن و هويدا گرديده است. بنا نيست خود به ستايش خويش برخيزيم و بردارابودن چيزي كه نداريم اغراق كنيم اما بهرحال، قضاوت اصلي دست خوانندگان فهيم و آگاه ماست كه تا كنون دريغ نكرده اند. هرگز با كسي يا كساني هواي رقابت نداريم و اصلا تخيل آن را نيز در ذهن نمي پرورانيم. سابقه كار اين سايت نيز بيشتر از بسياري  منابع مشابه مي باشد. از طرفي، آرزوي ما توسعه اين تكنولوژي جديد در كشور ماست و از خدا مي خواهيم هم فنآوران و هم كاربران هموطن ما را در اين دانش - كه در قياس با همسايگان بسيار انگشت شمار و ناچيزند و تو بگو در حد صفر!- هزار و هزاران برابر سازد. هم، براي تسهيل همين هدف بود كه زحمتي به خود هموار كرديم و هزاران لينك و پيوند مرتبط را سالها پيش از آنكه تعداد كاربران افغاني انترنت به چهار هزار برسد! در صفحه ويژه اي گرد آورديم. حال كه افغانستان مثلا با يك خبر خوش ديگر! 20هزار كاربر دارد( به اندازه كاربران شهرك بيرجند ايران!) آرزو مي كنيم كاش بجاي آن بيست هزار، بيست ميليون كاربرمي داشت و بجاي صدها سايت همشكل، همانند و بي قواره بي محتوا حد اقل ده سايت مفيد و قابل استفاده براي عموم و ده ها هزار سايت تخصصي و...در حوزه هاي گوناگون مي داشت كه به شكل حرفوي مانند ديگر مردمان دنيا از اين دانش جديد بهره مي گرفتند، اما چه كنيم كه هيچ كدام را هنوز نداشته است. با چند سايت معدود با چند نفر خواننده‌ي معين روزانه كه آنها هم اكثرا خارج نشين هستند، با محتواهاي تقريبا صد درصد همانند و 95 درصد ضعيف و ساختارهاي نا مناسب و امكانات عهد عتيق - كه آرمان خود جزو آنهاست- چه تحولي مي توان در ژورناليسم  مرده و پوسيده ي آن خراب آباد ايجاد كرد؟! اما با وجود اين، در اين زمينه در قياس با مقوله‌هاي ديگر، پيشرفتهاي سطحي اي روي داده است هرچند كه تصور قياس آن پيشرفتها با پيشرفت عقب مانده ترين همسايه آن كشور در اين زمينه نا ممكن است.

2. امانت و قواعد روزنامه نگاري و طبع و نشر آثار فكري ايجاب مي كند تا حقوق مادي و معنوي پديد آورنده ومنابع نشر كننده محترم باشد. به همين دليل، در آرمان يك فيلد اختصاصي براي درج «منبع» در قسمت نشر مطلب ايجاد شده بود و هم دو فيلد « نويسنده» و « مترجم». حتي براي نويسندگان آزاد يا اعضاي ژورناليست، فيلد منبع اجباري بود تا وقتي مطلبي را نشر مي كنند اگر منبع آن جاي ديگري است بايد آن را وارد كنند. به دليل آسيبي كه دو سال پيش به ديتا بيس وارد شد، هر كاري كرديم مطالبي كه پيش از آن تاريخ نشر شده بودند، ترميم نشد و لذا فيلد نويسنده و منبع از آن مطالب عموما پاك شده بود( مگر اينكه تك تك مقالات ويرايش مي شد كه كاري است طاقت فرسا زيرا بايد حوصله ويرايش نزديك 1200 مطلب را داشته باشيد). بعد از آن تاريخ، تمام مطالب با ذكر نام نويسنده و منبع مي باشند. اما مدتي پيش، بخش كليك بانك راه افتاد كه مخصوص مطالبي است كه از منابع بيروني نقل مي شوند. از آن پس، مطالبي كه در بخش مقالات سايت نشر مي شوند، منحصرا مطالب اختصاصي  آرمان مي باشد.

3. همانگونه كه ما در حفظ حقوق ديگران مي كوشيم، طبيعتا انتظار داريم ديگران نيز حقوق ما را مد نظر قرار دهند. در سال گذشته نيز نقل غير مجاز مطالب آرمان در برخي نشريات –چاپي و الكترونيك- تكرار شد. با تاسف فراوان كه تذكر نيز نتيجه بخش نبوده و اين بيش از هر زماني مايه‌ي تاسف است. برخي هم با لطف وافري كه داشته اند مطالب اختصاصي اين سايت را بنام سايت هاي ديگر منتشر مي كنند! يكي بنام افغان پرس و ديگري بنام گفتمان! و سومي... كاش نويسنده بد بخت را فداي لطف شان به آرمان نكنند و لا اقل نام او را بالا يا پايين نوشته اش ذكر كنند.

4. مدتي است در بخش لينكستان، اضافه نمودن لينك از سوي متقاضي، منوط به درج لينك متقابل سايت آرمان شده است. به اين صورت كه هر كسي بخواهد شخصا پيوند وب خود را به لينكستان آرمان بيفزايد بايد قبلا لينكي به اين سايت بدهد و سپس لينك خود را وارد كند. پس از به وجود آمدن امكان افزودن لينك توسط بازديد كننده، قريب 95 درصد لينكهاي افزوده شده از همين طريق صورت گرفته و بقيه توسط مديريت سايت.

تعدادي از دوستان متاسفانه از اين بخش نيز به چند نحو سوء استفاده مي كنند:

يكي  به اين شكل كه پيوند وب خود را اضافه مي كنند و بدين طريق خود را به ديگران معرفي و تبليغ مي كنند اما پس از اندك مدتي، لينك آرمان را «آهسته» از صفحه خود بر مي دارند!

برخي از اين دوستان از روش ماهرانه تري هم استفاده مي كنند: هنگام ثبت سايت خود لينك متقابل آرمان را در صفحه هوم يا صفحه لينك خود قرار مي دهند اما پس از اندك زماني، لينك آرمان را به يك صفحه مجعول در يك گوشه سايت خود قرار مي دهند تا در معرض ديد هيچ جنبنده اي نباشد! اين كار را نيمه حرفه اي ها انجام مي دهند و اين به آن دليل است كه جستجوگر خودكار لينكستان آرمان هر از چند گاه لينكهاي متقابل را چك ميكند و اگر لينكي در سايت مقابل نباشد، به طور خودكار لينك آن سايت را حذف مي كند. اين دوستان بخاطر پيش گيري از اين مشكل! صفحه ويژه اي براي پنهان كردن آرمان مي سازند. از لطف بي نهايت و تلاش همه جانبه اينان نيز سپاسگذاريم!

اما براي ما هنوز معلوم نشده است كه وقتي سايتي براي معرفي كردن و تبليغ كردن بسيار جالب و سودمند است، چرا پيوند آن قابل تحمل نباشد! 

ابدا قرار نيست فقط تبليغ كننده باشيم. وقتي كسي  در اينجا تبليغ مي شود اما از شكل و قواره ما خوشش نمي آيد لطفا برود جايي خود را تبليغ كند كه دلچسب شان است.

5. لعنت به وب باتها و لعنت بيشتر به هكرها! اما لعنت اصلي به آن يكي كه آشناست! چرا اين قدر مي كوشد به ديگران زيان برساند؟ چرا مي كوشد به خودش هم زيان برساند؟ به ملتش، به مردمش و به تاريخ و فرهنگ و شرافت خودش؟! كار بهتري هم يافت مي شود.

با تما اين نامرديها و نا مراديها، اما مهربانيها آنچنان كوه مانند و دريا درياست كه ديگر جايي براي ناليدن نمي ماند.

همچنان آروزي مهرباني و صفاي تان داريم.

والسلام.

 

موضوع مرتبط: ويژه نويسندگان
بازديد 1579
امتيازات 0
ضريب امتياز
امتياز بدهيد
نقد و نظر 1

نسخه چاپي مطلب

فرم ارسال مطلب

ديگرنبشته‌ها از admin:

 

  از ميان همين موضوع:

  • زیرآسمان کابل 2 / 9 ( محمد حسين فياض )
  • حامدكرزي ( محمد حسين فياض )
  • کابل که من دیدم ! ( نبي قانع زاده )
  • زیرآسمان کابل 2 / 8 ( محمد حسين فياض )
  • مشرف خان، کجا را خوش داری؟ ( احد تركمني دليل )
  • Search Armans.Info Search the Web

    نقل مطالب اين سايت تنها با ذكر منبع و نام نويسنده مجازاست

    آمار مقالات


    Journalists--------------------------------- تعداد ژورناليست --------------------------: 64
    Articles----------------------------------- تعداد مطالب تازه -------------------------: 724
    Comments-------------------------------- تعداد نظرات ------------------------------: 3894
    Categories-------------------------------- تعداد موضوعات ---------------------------: 35

    اطلاعات و ترافيك سايت

    
    Total Visits----------------------------- مجموع بازديدها--------------------------929212
    Users Online-----------------------------154-----------------------------------افراد آنلاين
    Your IP-------------------------- آي پي شما-----------------------38.103.63.60
    38.103.63.60
    ----------------------------------------

    تاريخ تأسيس ------------------------------ Construction ------------------------- 2002
    تاريخ بازسازي ------------------------------ Re-construction---------------------- 2004

     
     
     
     


    مشاهده مقالات با انتخاب نام نويسنده در ستون نويسندگان


    از بخش"ويژه نويسندگان"

    نبي قانع زاده :

    سه نوع مبارزه ودفاع درافغانستان

    نظرات :1

    avatar

    امين آرمان:

    سه نوع "جهاد" در افغانستان

    نظرات :3


    نبي قانع زاده:

    فلسفه عید فطر دریک نگاهی کوتاه !


    مسيح ارزگاني:

    مـــرغ طـوفــان و مــــرد سـامـان

    نظرات :19


    محمد حسين فياض:

    زیرآسمان کابل 2 / 9

    نظرات :1


    بقيۀ مطالب اين ستون