زندگی رهبر شهید استاد مزاری ، مبارزات و خواسته های او!
نويسنده: نبي قانع زاده
تاريخ نشر: 17.03.2007
مزاری دریک خانواده فقیروزراعت پیشه در چهار کنت ولایت بلخ چشم بدنیا گشود و کودکی اش در دامن کوه صحرا پرورش یافت درس تعلیم را در زادگاه خود شروع کرد وادامه تحصیل را دربیرون از مرزهای وطن به جستجو گرفت ، اما درس را نه به حیث هدف بل آنرا وسیله ای ساخته بود برای هدف بزرگتر .
مزاری دریک خانواده فقیروزراعت پیشه در چهار کنت ولایت بلخ چشم بدنیا گشود و کودکی اش در دامن کوه صحرا پرورش یافت درس تعلیم را در زادگاه خود شروع کرد وادامه تحصیل را دربیرون از مرزهای وطن به جستجو گرفت ، اما درس را نه به حیث هدف بل آنرا وسیله ای ساخته بود برای هدف بزرگتر . او برخلاف د یگر هم مسلکان خود به خدمت سربازی رفت تا بتواند برای تقویه هدفی که برای آینده خود ترسیم کرده بود استفاده نماید. اگر وارد زوایای زندگی این پیر خردمند شوی نکات را خواهی یافت که اکثرشخصیتهای هم ردیف اش فاقد آن میباشد . با مطالعه و مراجعه به زندگی شخصی این مرد بزرگ ، میتوان این ویژگی ها را برای شخصیت وی ترسیم کرد: الف – تقوی : اوتقوی را به معنی عام اش برای خود و در وجود خود ملکه ساخته بود تقوی ایکه او دروجودش نهادینه شده بود نه از شکل ظاهری آن ، بل ظاهر و باطن وی از این خصلت والای انسانی و خدایی بر خورداربود ، شخصیت شهید مزاری هم دارای تقوی فردی وهم از تقوی سیاسی برخوردار بود : اما تقوی فردی : درزمینه تقویی فردی ، اورا به جرئت میتوان گفت ، که متقی ترین رهیر در جامعه افغانستان بوده است . اگر درزمان تحصیل ، ایام مبارزات وی یا در مدت رهبری وی بنگریم نکات را خواهیم دید که کمتر این ویژگیها را در دیگر همقطاران وی یافت . درزمان تحصیل ، او برخلاف دیگر حوزویان که ماهوار از بیت الما ل پولی برای ادامه تحصیل در یافت میکردند اما او از این پول استفاده نکرد با اتکا به کمک پدر و خانواده به ادامه تحصیل می پرداخت . در ایام مبارزات ، ساده و مانند سایر سربازان و مجاهدین می زیست . درزمانی که رهبر جامعه شد همانگونه میزیست که در زمان تحصیل و زمان مبارزه اش زندگی کرده بود . او درحالیکه رهبری بخشی از جامعه افغانستان بود ، از او کسی هیچگونه اندوخته ای مالی و پولی در هیچ منبع و بانکی بنام او سراغ ندارد ، او هیچگاه از بیت المال جهت تثبیت جایگاه خود خرج نکرد ، در سال 1373 که رهبری جامعه هزاره با توطئه داخلی و خارجی مواجه شد رقباء مدعی رهبری جامعه هزاره پول های کلان را خرج کردند ولی مزاری حاضر به چنین معامله ای نشد . همراهان و همکاران او همیشه از او شاکی بودند که استاد مزاری خیلی سخت گیراست. مزاری کسی است که در زمان اوج قدرت و رهبری اش و قبل از آن ، مادری پیرش با پشم ریسی ( پشم ریشی) امرار معاش و ادامه زندگی میداد، مزاری می توانست برای مادرش وخانواده اش بهترین زندگی را فراهم نماید ، اما نکرد . در حالیکه دو برادر ، خواهر ، پدر، کاکا، پسر کاکا و دیگر اعضای فامیل خودرا در چهارده سال جهاد و مقاومت از دست داده بود ولی او از نام وعنوان آن شهدا برای تثبیت شخصیت خود خرج نکرد . و همچنین تقوی سیاسی : شاید مزاری از متقی ترین و استثنایی ترین رهبر از ناحیه تقوی سیاسی باشد ، از ابتدا زندگی مزاری اگر دقت گردد یک ملاک است که به حیث اصل و ریشه قرار دارد آن اصل منافع مردم و و حدت ملی می باشد. که خود در این زمینه می گوید که من هیچ منافع غیر از منافع شما مردم ندارم. در جاییکه استقلال ، آزادی کشور در خطربود او برخلاف دیگر رهبران که دربیرون از مرزها به قومنده می پرداختند اما او مانند سایر مبارزان سنگر نشین در کنار مدافعان وطن قرار داشت . او تلاش و از خود گذشتگی بیاد ماندنی را در اواسط دهه 60 در تاریخ مبارزات خود ثبت کرده و نقطه آغاز وتحول در انسجام نیروهای پراکنده در مناطق هزاره نشین گردید ، در اثر این فداکار ی او سازمانها و احزاب متفرق را دریک قالب جمع و نظم داده و حزب و حدت را محوریت برای خواسته های محروم ترین بخش جامعه افغانستان قرار داد ، در تشکل این جریان بالاترین انعطاف را شهید مزاری از خود نشان داد ونقش کلیدی ومحوری را ایفا کرد. اما در اوج و عظمت رهبری خود در سه سال مقاومت غرب کابل ، تعهد و تقوی سیاسی خودرا طوری به اثبات رسانید ومعامله نکرد که مردم اورا خود جوش به رهبری انتخاب نمودند . در همین رابطه خود طی صحبتی در تاریخ 15 جدی 1371 چنین میگوید : - بلی من افتخار دارم که باشما تعهد کرده ام که حق شما را می خواهم و تهعد کرده ام که در رابطه با حقوق سیاسی و مذهبی شما مردم هیچ وقت وارد معامله نشوم و خیانت نکنم . - حالا هم این حرف را به شما میگویم و تعهد می سپارم وشما را هم که با این بیداری می بینم امیدوارم که در اینده هیچکس نتواند سر شما معامله کند . – ندای وحدت شماره 10 و امروز ما شماره 7 - بلی ! رهبرشهید هم وفا دار با آرمانهای مردم بود ومردم را تنها نگذاشت وتا آخرین لحظات عمر در کنار مردم ماند واین جمله یی را که در اخرین سخنرانی خود گفته بود تحقق عینی بخشید : خواستيم كه دركنار شما خونم اينجا بريزد؛ در بين شما كشته شوم؛ و در خارج از كنار شما هيچ زندگی برايم ارزشی ندارد. . ب- شجاعت : یکی از ویژگیهای برجسته ایکه میتوان در وجود او متبلور یافت شجاعت آن مرد راست قامت جاودانه تاریخ کشور میباشد که ترس در قاموس وفرهنگ او واژه یست بی ارزش . و اوست که همراه با مجاهدان در تلخی ها و شیرینی ها با مردم بوده وبرای مردم بوده. در غرب کابل زمانیکه جنگها شدید می شد اکثر رهبران حداقل کابل را ترک می کردند ولی او حتی دفتر کاری خودرا ترک نمی کرد ، با گذاشتن چند گونی در اطراف اتاق کاری خود در کنار مردم می ماند و به امور سیاسی و نظامی می پرداخت . ج- ساده زیستی : مزاری و ساده زیستی ، دو واژه ایست که مترادف هم هستند ساده زیستی مشی بود که برای خود انتخاب کرده بود راه رسم زندگی و مبارزات او با ساده گی و بی آلایشی همراه بود . مزاری چه می خواست ؟ خواسته های اوبیشتر در وادی های عدالت ، هویت و وحدت خلاصه میگردید. و این خواسته ها نظر به شرایط زمانی و مکانی متفاوت بوده است . دشمن گاهی به چهره استبدا د ، گاهی هم به چهره استعمار ، بعضی هم به چهره استحمار مذهبی و گاهی هم به چهره انحصار به جنگ مردم ما می آمد . این مزاری بوده که با استراتیژی معین و مشخص به مبارزه پرداخته است. مزاری با اندیشه و ایده روشن ، زمانیکه شکل مبارزات خودرا ترسیم کرده نسبت به تحجر و کج اندیشی و نسبت به روحانیت که ارتباط با دربار داشته منتقد بوده . او نسبت به استبداد قبیلوی حرفهای جدی داشته ، بر همین اسا س اولین تشکل را که مزاری ودوستان اش سازمان دادند هماهنگ با روشنفکران همسو علیه این دو پدیده به وضوح موضع گیری و روشنگری داشتند. مبارزات او برای خواسته های او در محور های ذیل از این قرار می باشد : الف – مبارزه علیه تحجر: مبارزات او در زمانی شکل میگیرد که تحجر و کج اندیشی در بین جامعه یکی از معضلات عمده برای تیپ تحول خواه و روشنفکر بوده . فعالیتها ی او درزمانی دشواری شکل و سازمان می یافت که طلاب جوان و قشرتحصیل کرده و تحول خواه که با اندیشه های روشنگرانه در جامعه حرفهای نوی داشتند اتهامات نا جوانمردانه به انها زده می شد که بطور نمونه میتوان از استاد شهید اسماعیل مبلغ یاد نمود که اتهامات سنگینی به او روا داشتند. واو بعینه می دید که سردمداران این طرز تفکر برای جامعه و مردم بجز معضل خلق کردن ، چیزی دیگری به ارمغان نمی آورند ، در چنین شرایطی تحرکات او و یارانش درقالب اندیشه و فرهنگ توحیدی انسجامی بیشتری می یابد . ب- مبارزه باستبداد : ریشه داشتن استبداد در کشور برای او آزار دهنده بود واو کسی نیست که بعد از سال 1357 دست به مبارزه زده باشد ، استبداد حاکم بر سرنوشت مردم و کشور برایش غیر قابل تحمل بود او از همان روزها ودر همان سالها ی خفقان وتبعیض ،معتقد به مبارزه بود نه بعد از سال 1357 . تاریخ گذشته یی مردمش برای او رنج آور الگو ساز بود او در گذشته باتمام وجود خود لمس میکرد که هزاره بودن در کشورش نوعی جرم بحساب می آمد ، ولی زمانی مناسب برای این فریاد فراهم نمی شد تا اینکه زمینه این خواسته فراهم آمد و بدون ملاحظه ومحافظه کاری به زبان آورد و گفت : - ما برای مردم فقط این را می خواهیم که دیگر هزاره بودن جرم نباشد - . ت- مبارزه برای استقلال و آزادی: مزاری و همفکرانش معتقد به مبارزه یی متشکل،منظم و سازمان یافته برای حراست از استقلال وآزادی کشور بود . او بعداز کودتای 7 ثور 1357 در سازمان دادن شکل مبارزه سرعت داد. وبعد از تجاوز ارتش سرخ شوروی (6 جدی 1358) مبارزات مسلحانه را تشدید و نظم داد. ث- عدالت اجتماعی ، برابری و برادری ملیتها : بعد از چهارده سال جهاد و دفاع با ارتش سرخ وشکست آن ، باید تمام مردمی که درمبارزه نقش داشته ، سهیم گردد . ولی عده یی که شاید از وارثین استبداد وانحصار بودند برای مردم که در جهاد سهم داشته و فداکاری نموده بودند ، مانع تراشی نمودند وپرچم بی عدالتی را با نام و عنوان دیگری در کشوربه اهتزازدر آوردند. اینجا ست که شعار عدالت اجتماعی بصورت شفاف از طرف شهید مزاری مطرح میگردد ، واین شعار برحق که از خواسته های عمده و اساسی او بود برای آنانکه با معیارها و ارزشها ی اسلامی و انسانی می اندیشند قابل فهم و در ک بود . قربانیان بی عدالتی ، گم شده خودرا در فریادی می دیدند که از حلقوم رهبری از قبیله ریسمان بدوشان با صدای رسا وتفکر پویا بیان می گردید. رهبر شهید با منطق استوار طرحی برابری و برادری ملیتهای ساکن در کشور را مطرح کرد. درهمین رابطه وی در ملاقات با اعضای شورایی صلح غرب کابل در تاریخ 1/8/1372 : چنین میگوید : - صحبت از حقوق ملیتها و اقشار به معنی برادری آنها ست مثلا شما یک خانواده را اگر درنظربگیرید که همه از یک مادر و پدر اند در بین همه آنها حقوق معینی دارند نمیتوان گفت که کسانی از یک مادر پدر باشند اما عده یی از آنها در امورات زندگی جمعی خود حق نداشته باشند. - در ادامه میگوید : - جامعه از یک خانواده بزرگ تشکیل شده است که همه ملیتها و اقشار در آن شریک هستند ، مثلا در دوران اخیر افغانستان تمام ملیتها در جهاد شرکت داشتند و مشکلات و یرانی ها را مشترکا تحمل کردند و حالا هم تمام حرف ما همین است که میگویم مردم افغانستان برادران یکدیگرند صدها سال باهم برادر وار زندگی کرده اند باید برای تعیین سرنوشت سیاسی شان حق مساوی داشته باشند این سخنها به معنی برادری ملیتها ست نه به معنای خصومت و دشمنی آنها . در همین رابطه در سخنرانی سوم حوت 1372 میگوید : - مردم ما مردم سر افرازی است که با همه ملیتها با برادری و برابری زندگی کند حالا این ملیت پشتون باشد ، تا جک باشد ، ازبک باشد فرقی نمی کند همه برادرند.- ج – وحدت ملی : وحدت ملی که یک اصل مهم و اساسی برای یک ملت می باشد و در کشورما در اثر عوامل بیرونی و درونی آسیب پذیربوده و زمانیکه شهید مزاری رهبری جامعه یی خودش بعهده داشت این اصل دچار تزلزل دیده می شد ، و او تعهد خود و مردم خودش در سخنرانی سوم حوت 1372 چنین بیان میکند: - ما این افتخار را داریم وحق هم داریم که افتخار کنیم که وحدت ملی را درافغانستان ما بوجود آوردیم بخاطرآنکه برادرانی که در پشاور بودند در سال 67 نسشتند ما را حذف کردند در سال 71 آمدند بازهم مارا حذف کردند ولی ما عقده یی برخورد نکردیم ، از روزیکه کابل ساقط شد و جناب حضرت صاحب در پاکستان بود ، ما همین نیرو و توان را در کابل داشتیم ما اگر می خواستیم عقده یی بر خورد کنیم همان وقت جنگ میکردیم و نمی گذاشتیم که ایشان وارد کابل شوند اما شاهد بود ید که مذاکره کردیم . درقسمت دیگری چنین گفته : تاکید کردیم که اگر کسی روی تمامیت ارضی افغانستان و روی وحدت ملی افغانستان فکر کند ، کسی را حذف نکند . - آری رهبر شهید درآن روزهای حساس همه طرفها را دعوت به به تحمل یکدیگر می نماید و دراین رابطه چنین دیدگاهی داشته : - ما در اینجا معتقد استیم که مسئله افغانستان وقتی حل می شود که مردم و احزاب همدیگر را تحمل کنند و در صدد حذف یکد یگر نباشند . - درادامه میگوید : - راه حل برای افغانستان چه از نگاه اقوام چه از نگاه مذاهب ، صرفا تفاهم است نه حذف یکدیگر ، وحدت راستین هم بعد از تفاهم بوجود می آید لهذا هرکسی که می اید برای حذف یک ملیت یا تنظیم در افغانستان فعالیت می کند سخت در اشتباه است . بلی ! ما در دوازدهمین سا لگرد شهادت رهبری بخشی از جامعه افغانستان قرار داریم که او بد ست سفاکترین گروه متحجر در یک توطئه یی حساب شده وخائنانه به شهادت میرسد و دوزاده سال از آن روزهای تلخ و غمبار می گذرد ، ولی چیزی که باید یاد آور شد اینست که چرا سازمانهای مدافع حقوق بشر دررابطه با شهادت رهبرکتله یی وسیع جامعه افغانستان سکوت کرده اند ؟ و چرا رسانه های که برای دفاع از حقوق بشر یخن پاره می کنند دراین رابطه چیزی نمی گویند ؟ مردم ما که قرنها ست که از ستم ، تبعیض و تجاوز رنج برده وقربانی بوده ، از طرحهای گروههای مدافع خقوق بشری استقبال می نماید ولی می خواهند که بدور ازجو سازی ها صادقانه به وظیفه یی انسانی و بشری خود عمل نموده وبطور شفاف مرزهای متجاوز و مدافع را بشنا سند . دراینجا نمیشود دغدغه های خودرا در شرایط امروزی کشور پنهان نمود ، رهبر شهید که خواستار عدالت اجتماعی بود ، آیا این خواسته در زمان فعلی تحقق پیدا کرده است ؟ ولی ما میگویم که بی عدالتی در جای جای این خاک بوضوح مشاهده میگردد ، اگر با دقت بیشتر ببینیم هزارجات از این بی عدالتی دررنج است . مواد مخدر درآن مناطق کشت نمی شود از لانه سازی طالب و تروریسیم خبری نیست امنیت مطلق در آن ساحات حاکم است . ولی از طرف دولت و جامعه جهانی هیچگونه توجهی نمی گردد وچرا اینگونه است ؟ دراین اواخر توطئه دیگری در چوکات هنر به سراغ این مردم آمد که زمینه ساز آسیب رساندن به وحدت ملی بوده ومیباشد . اگر اولیای امور خواستار صلح ، ابادانی ، رفاه و همبستگی ملی هستند باید عدالت را رعایت کنند. به امید آنروز 17 حوت 1385 فنلند نبی قانع زاده گزارش از دوازدهمین سالگرد شهید استاد مزاری در کشور هالند
موضوع مرتبط: سياسي,
|