Home

Afghanistan Columnists

Click bank

Articles  

News

Links

Books

Gallery

Policy

   باشگاه نويسندگان آزاد

  |  صفحه اول |  افغانستان  |   نويسندگان   مقالات  |   اخبار    كليك‌بانك  |   كتابخانه  |   گالري  |   پاليسي   | تماس



 

لوگوي سايت

خبرتازه

خبرهاي بيشتر در اينجا...

 

مقالات نويسندگان

مسؤوليت هرسخن بدوش پديدآورنده است. سايت در قبال آثارارسالي نويسندگان پاسخگو نيست

  انديشه, نگاه ژرف

مطالب بيشتر از سيد حسن اخلاق در صفحه اختصاصي نويسنده

پيوسته‌ها

31.12.1969:
19.06.2006: باهيدگر؛ جستجوی راهی برای خود، در نسبت بين علم ، تکنولوژی ودين
31.12.1969:
04.04.2005: گوشة از جهان بيني بيدل


نياز روزگار ما به سهروردي شهيد و نيچه مجنون

نويسنده: سيد حسن اخلاق

تاريخ نشر: 4- 03-2007

در طي تحولاتي كه فرايند مدرنيزاسيون بوجود آورد فلسفه روز به روز نقش خودرا تغيير داد تا بدانجا كه از نوعي خداوندگاري ،عموماً به نوعي فلسفه‌هاي كاربردي فرو كاهيد. «علم اعلي»،هم شأن با ديگر علوم شد و در نتيجه، علو طلبي انسانها نيز به «ميان مايگي» انجاميد. پس از هگل عموماً فلسفه از نظام سازي و نظريه پردازي به موقعيت پردازي و تحليل‌گري تغيير مسير داد و بدينگونه نظام دروني و نگاه وحدت جوي انسان مدرن ـ كه قبلاٌ دين را هم از انجام اين امور كنار زده بود ـ دچار آشفتگي گشت. از نظر فيلسوفان مطرح در اين مقاله مي‌توان چنين رويدادي را معلول راز زدايي، عقلانيت ارسطويي، رها كردن «ذكر»، و رهيدگي فلسفه از اشراق و شور دروني دانست.



 

چه به اذعان انديشمندان بزرگي چون نيچه و ياسپرس و هايدگر، و چه به تجربة دردمندانة دروني هر انسان خودانديشي در مي‌يابيم كه ما در دوراني دهشتناك و سهمگين و آميخته از امكان نجات و رويارويي با خطر مي‌زيئيم(1). از دير باز خوانده‌ايم كه انديشيدن با فلسفه، و فلسفه با وجود نسبتي تمام دارد. و از هنگامي كه فيلسوفان، تعمق دروجود را آغاز نمودند ميان آن با زمان، صيرورت، ازليت و ابديت، نسبيتي نزديك يافتند بطوري كه هگل مي‌گفت: «فلسفه، همان روزگار خويش است كه به زبان انديشه بازگو مي‌شود.»() (2) در عين حال، ‌تفكر اصيل، ابژكتيو و معلول علل ابژكتيو و چيزي از سنخ امور اجتماعي نيست كه ميان آن با امور اجتماعي،‌ سياسي، فرهنگي و ... مناسبتي عل‍ّي باشد . هر چند تعلق به تفكر با اعتناي به تاريخ و مردم، مباينت ندارد ولي تفاوت در آن است كه مردم در زندگي روزمره تابع مقتضيات و عاداتند و بشر تا آنجا كه اهل عادت است و به عنوان فرد منتشر وبي خويشتن، زندگي مي‌كند تابع زمانة خويش است. حال آنكه تفكر با رهيدن از عادات، بدست مي‌آيد!(3)

در خلاف آمد عادت بطلب كام كه من                                كسب جمعيت از آن زلف پريشان كردم

بنابراين در روزگار تهيدستي و سرگرداني، عشق و شوري لازم است كه ما را مدد بخشد تا بر خويش نلرزيم، در مواجهة با عدم خود را نبازيم، بي‌ريشه و پايه نمانيم و بدين منظور مي‌خواهيم تا در پرتو انديشه هاي دو فيلسوف بزرگ يعني سهروردي شهيد و نيچة مجنون، بينديشيم و راه نجات بطلبيم.

آنچه در ابتدا وجه مشترك شيخ اشراق و نيچه بنظر مي‌رسد، زندگي تراژيك آندوست (و عجيب آنكه هر دو معتقد بودند كه بايد زندگي فيلسوف، نحوة انديشة او را نشان دهد.(4)) در مقابل خيلي بيشتر تفاوتهاي آنها به چشم مي‌آيد. به علاوة آنكه مقايسه دو فيلسوف اعم از اينكه از لحاظ زماني و مكاني باهم مطابقت بكنند يا نه، بهر ترتيب كار پرمخاطره‌اي است و امكان انحراف در درك بسيار. حتي اگر از لحاظي، فلسفه را همان فلسفه‌شناسي بدانيم و غور و تأمل در گفته‌ها و نوشته‌هاي اربابان فكر را ازشرايط بنيادي ورود بدان تلقي بكنيم، باز براي شناخت واقعي موضع هر يك از فلاسفه مختلف، به جاي توجه به تشابه‌هاي سطحي، بايد به كشف و بر ملاسازي  تفاوت و مميزات هر يك از آنها بپردازيم. ولي از سويي ديگر بنظر مي‌رسد كه با هم خواندن فيلسوفان هم، مي‌تواند مفيد باشد زيرا در هرصورت عملاً متعاطي واقعي فلسفه كسي است كه نه فقط با فلاسفه بزرگ به نحو دروني در محاوره‌است بلكه عميقاً آنها را با يكديگر به محاوره وا دارد. از با هم خواندن و ديدن آنها بهره‌اي فراوان مي‌برد. بدينگونه افكار فلاسفه بزرگ بدون اينكه مشمول  مرور زمان شود، گويي همواره در فرهنگ كنوني حاضرند و آنهم نه فقط بالقوه بلكه ‌بالفعل (5). لذا اگر ما مي‌خواهيم در روزگار خويش، خود باشيم و بهر حال خويش تفكر پيشه كنيم بي‌مناسبت نخواهد بود كه آن انديشمندان بزرگ را در جان خويش به محاوره فرا خوانيم و بدانطريق راهي ‌طلبيم . يعني با انديشيدن به انديشه و نظاره نمودن به حال آنان، عطش را در جان خويش بيدار سازيم و آبي شايستة تشنه‌كامي خود بيابيم. بدين منظور گامي فراپيش مي‌نهيم و در طلب آن معنايي از انديشه آنان بر مي‌آئيم كه در روزگار ما تأمل برانگيزتر است و ما را رهنماتر .

متن كامل(120kb)

 

موضوع مرتبط: انديشه, نگاه ژرف
 

چاپ مطلب

ارسال مطلب

    ديگرنبشته‌ها از سيد حسن اخلاق:

 

  از ميان همين موضوع:

  • رأي؛ حق يا وظيفه؟ ( امين آرمان )
  • Search Armans.Info Search the Web

    نقل مطالب اين سايت تنها با ذكر منبع و نام نويسنده مجازاست

    آمار مقالات


    Journalists--------------------------------- تعداد ژورناليست --------------------------: 62
    Articles----------------------------------- تعداد مطالب تازه -------------------------: 691
    Comments-------------------------------- تعداد نظرات ------------------------------: 3847
    Categories-------------------------------- تعداد موضوعات ---------------------------: 33

    اطلاعات و ترافيك سايت

    
    Total Visits----------------------------- مجموع بازديدها--------------------------814908
    Users Online-----------------------------37-----------------------------------افراد آنلاين
    Your IP-------------------------- آي پي شما-----------------------38.103.63.60
    38.103.63.60
    ----------------------------------------

    تاريخ تأسيس ------------------------------ Construction ------------------------- 2002
    تاريخ بازسازي ------------------------------ Re-construction---------------------- 2004

     
     
     
     


    مشاهده مقالات با انتخاب نام نويسنده در ستون نويسندگان


    از بخش"ويژه نويسندگان"

    نبي قانع زاده :

    کابل که من دیدم !

    avatar


    محمد حسين فياض:

    زیرآسمان کابل 2 / 8


    حامد شفايي:

    افغانستان در مسابقات المپیک


    احد تركمني:

    مشرف خان، کجا را خوش داری؟


    م. غزنوي:

    خلاصه چند خبر داغ و مهم


    بقيۀ مطالب اين ستون