سهم سادات در ترازوي نقد
نويسنده: محمد حسين فياض
تاريخ نشر: 2.03.2007
خمس به عنوان یکی از ضرورت های دینی و مذهبی همواره مورد توجه فقها و مفسرین قرآن کریم بوده و مشهور میان فقهای امامیه این است که خمس تنها به غنائم جنگی اختصاص ندارد،بلکه یک پنجم مازاد درآمد سالیانه ،گنج ها،معادن و...را نیز شامل می شود. بنابراین، نصفی ازآن طبق احکام مشخص تحت عنوان«سهم سادات » به سادات تعلق می گیرد.
فهرست عناوين - بيان ترتيبي ولايت در دو آيه خمس وانفال - مساله فدك و ذوي القربي - بدلیت خمس و زكات - نتيجه وسخن آخر ............................................... خمس به عنوان یکی از ضرورت های دینی و مذهبی همواره مورد توجه فقها و مفسرین قرآن کریم بوده و مشهور میان فقهای امامیه این است که خمس تنها به غنائم جنگی اختصاص ندارد،بلکه یک پنجم مازاد درآمد سالیانه ،گنج ها،معادن و...را نیز شامل می شود. بنابراین، نصفی ازآن طبق احکام مشخص تحت عنوان«سهم سادات » به سادات تعلق می گیرد. اما در این نوشتار سعی ما بر آن است که با نگاه نوین به آیات و روایات مربوطه و بررسی جایگاه اجتماعی و سیاسی آن با نوع نگاه چرایی به موضوع یاد شده را مورد بررسی قرار دهیم و ببینیم که از منظر متون دینی و تاریخی به چه نتایجی دست خواهیم یافت. قرآن کریم در سوره انفال،آیه41 مساله خمس را با اشاره به موضوع جنگ بدر چنین مطرح می کند: «واَعلمُوا اَنّما غَنِمُتم مِن شَييءٍ فاِنّ لِلّهِ و للِرّسولِه ولِذي القُربي وَاليَتمي والمَسكينَ وَابنِ السبيل... » (ای مومنان!) بدانید که هرچه به شما غنیمت و فایده رسد(زیاد یا کم)خمس آن خاص خدا و رسول و خویشان او و یتیمان و فقیران و در راه سفرماندگان است. (1) چنانچه روشن است در آیه مبارکه شش سهم براي خدا، پیامبر، ذوی القربي، یتیمان، فقیران و ابن السبیل مطرح شده است و عین این تقسیم بندی و باعبارات یکسان در سوره حشر،آیه 7 نیز بیان شده است که از آن تحت عنوان انفال و یا خاصه پیامبر یاد می شود: «ما اَفآءَ َالله ُ عَلي رَسُولِهِ مِن اَهلِ القَُري فَلِلهِ ولِلرّسولِ ولِذي القُربي واليتامي والمساكينِ وابنِ السبيلِ كَيلا يكونَ دولة ً بينَ الاغنياء ِ مِنكُم ...» و آنچه خدا از اموال کافران دیار به رسول خود غنیمت داد،آن متعلق به خدا و رسول و(ائمه)خویشاوندان است و یتیمان و فقیران و راهگزران . این حکم برای آن است که غنائم، دولت توانگران را نیفزاید. این آیه موقعی بر پیامبر نازل شد که یهودیان بنی نضير پیمان شکنی کرده و با انجام توطئه ای در پی نابودی پیامبر بودند، لذا پیامبر آنها را تهدید به جنگ کرده و سرانجام ، مناطق تحت قلمرو آن ها بدون جنگ و خون ریزی بدست مسلمانان و حکومت اسلامی افتاد.از آنجا که بنای اولیه بر تقسیم غنائم بود، مسلمانها در این جنگ هیچ زحمتی را متحمل نشده بودند، خداوند آیه ي فوق را نازل کرد که غنائم این جنگ به حكومت اسلامی و در رأس آن به شخص رسول الله و اشخاص مطرح شده در آیه تعلق دارد. اکنون باتوجه به همسویی محتوایی و عبارات هردو آیه شریفه به پرسش هاي زیر باید پاسخ گفت: منظور از سهم الله چیست؟ذوی القبي چه کسانی هستند؟سهم سه گانه اخیر(یتیمان،فقیران و راه ماندگان)در امتداد سهم خدا،رسول و ذی القربي چه معنای دارد؟ و آیا منظور از ذی القربي، یتیمان، فقیران و ابن السبیل در آیه عام است یا خاص؟ پیش از این که سوالات فوق را از منظر قرآن و شواهد قرآنی ، روایی و تاریخی مورد توجه قرار دهیم، این نکته را باید گفت که در پاسخ به برخي ازسوالات یاد شده ، حضرت آیت الله «محقق کابلی» در کتاب ارزشمند « المباحث الفقهیه:كتاب الخمس» مطالب نوینی را مطرح کرده است.لذا با تکیه بر مباحث ایشان، این موضوع را از زوایای مختلف مورد بررسی قرار خواهیم داد. متن كامل(164kb)
موضوع مرتبط: فرهنگي, ديني/اعتقادي, نگاه ژرف
|