استفعای روشن و چند نکته تاریک
نويسنده: مير حسين مهدوي
تاريخ نشر: 2.03.2007
نجیب روشن ، رئیس عمومی رادیو و تلویزیون افغانستان استعفاء داد. در زمان حاکمیت آقای کرزی همواره بین وزیر و ریاست عمومی رادیو و تلویزیون جنگ و جدال بوده است. مدتی حفیظ منصور، تفنگ سالار شورای نظار آن ریاست را با چنگ و دندان و حتی پسان تر ها با کلاشینکوف محکم گرفته بود که اگر معاملات پشته پرده آقای کرزی با سران شورای نظار و جمعیت اسلامی نمی بود اردوی ملی هم نمی توانست حفیظ منصور را از ریاستش برکنار کند چه برسد به وزیر اطلاعات و فرهنگ وقت – سید مخدوم رهین-. در آن زمان رادیو وتلویزیون در انحصار یک گروه تمامیت خواه و غیر دموکرات در آمده بود و وزیر در تلاش برای نو آوری و دموکراتیزه کردن آن.
نجیب روشن ، رئیس عمومی رادیو و تلویزیون افغانستان استعفاء داد. در زمان حاکمیت آقای کرزی همواره بین وزیر و ریاست عمومی رادیو و تلویزیون جنگ و جدال بوده است. مدتی حفیظ منصور، تفنگ سالار شورای نظار آن ریاست را با چنگ و دندان و حتی پسان تر ها با کلاشینکوف محکم گرفته بود که اگر معاملات پشته پرده آقای کرزی با سران شورای نظار و جمعیت اسلامی نمی بود اردوی ملی هم نمی توانست حفیظ منصور را از ریاستش برکنار کند چه برسد به وزیر اطلاعات و فرهنگ وقت – سید مخدوم رهین-. در آن زمان رادیو وتلویزیون در انحصار یک گروه تمامیت خواه و غیر دموکرات در آمده بود و وزیر در تلاش برای نو آوری و دموکراتیزه کردن آن. حاصل رقابت های ناسالم و دخالت گروههای نظامی – سیاسی در امور فرهنگی باعث آن شد که وزارت اطلاعات و فرهنگ در امر سامان دادن به این رسانه ملی نا توان بماند. حفیظ منصور تنها با این شرط میز کارش را بدون توسل به توپ و تانک رها کرد که یک جنگ سالاری از جنس خودش اما با این تفاوت که سفرها به فرنگ رفته بود و تنش را با صابون های فرانسوی و آلمانی شسته بود جایش را بگیرد. جنگ سالار دوم در تمام مدت ریاستش بر رادیو و تلویزیون تنها توانست میراث دار خوبی برای آقای حفیظ منصور باشد. آقای منصور عملا رادیو و تلویزیون را به دفتر فرهنگی جمعیت اسلامی و یا بهتر است بگویم نهضت ملی تبدیل کرده بود. یک رسانه ملی به اسارت یک حزب نظامی در آمده بود. اگر فرض را بر این بگذاریم که وزیر وقت نیز قصد خدمت نداشت و تنها می خواست از هم صنفی ها و هم حزبی های خودش را به این منصب بگذارد بازهم نمی توان برای لجاجت های آقای منصور و دوست تفنگ سالارش توجیه قانونی پیدا کرد. همزمان با تحولات سیاسی از جمله ضعیف شدن شورای نظار و انتخاب مجدد آقای کرزی به ریاست جمهوری ، رهین توانست رادیو و تلویزیون را از انحصار شورای نظار خارج نماید . رئیس جدید آن ، نجیب روشن هرچند وابسته به شعله جاوید بود اما بی تردید شعله جاوید و نجیب روشن رابطه نزدیک تری با وزیر وقت اطلاعات و فرهنگ نسبت به حفیظ منصور و شورای نظار داشت. به همین دلیل آقای روشن مورد حمایت جدی وزیر و رئیس جمهور قرار گرفته و در سایه این حمایت و اعتماد توانست تحولات نسبتا خوبی را دراین رسانه خواب آلود بیاورد. همزبانی و هم سویی وزیر و ریاست رادیو و تلویزیون زیاد به درازا نکشید و آقای رهین توسط رای عدم اعتماد شورای ملی از کار برکنار گردید. با آمدن وزیر جدید که وابسته به حزب اسلامی بود دوباره همان نسبت تناقض بین وزارت و ریاست رادیو و تلویزیون برقرار شد. سیاست حزب اسلامی در وزارت اطلاعات و فرهنگ از همان ابتدا مشخص بود. آنان تلویزیونی طالبانی را می پسندیدند. وزیر حزبی در نخستین روزهای کاری اش به همه کسانی که دیگر اندیش بودند . در پی این تحولات فقط یک سئوال معما گونه مطرح می شود: چرا آقای کرزی وزیر دموکرات را در بر کناری یک تفنگ سالار – آقای منصور – یاری نکرد اما وزیر حزبی – مراد حزب اسلامی است- را در برکناری یک رئیس دموکرات با تمام قوا یاری رساند؟
موضوع مرتبط: ويژه نويسندگان
|