English ׀ Arabic ׀ Dari ׀ Pashto ׀

صفحه اول | افغانستان | نويسندگان | مقالات | اخبار | كليك‌بانك | لينكستان | كتابخانه | گالري | پاليسي | تماس

 
 
مقالات تازه
م.غزنوي

احمدي نژاد هم راست مي گويد و هم لگد مال مي كند نظرات :8

avatar
صديق رهپو طرزي

تمدن «سند ـ هلمند» آغاز گر تاریخ ما نظرات :2

avatar
سيدعلي حسيني

بررسی دفاع مشروع از منظر اسلام و حقوق بين الملل

avatar
بهرام آمونيايي

افغانستان و بازگشت به اعتیاد

avatar

صفحه را به دوستان معرفي كنيد!

پيوندها

پيوند‌هاي بيروني


نقد و نظر 14

طرح معافيت مجرمان جنگي و ناقضان حقوق بشر که چندی پيش از سوی مجلس نمايندگان افغانستان با اکثريت آراء به تصويب رسيد، در روز سه شنبه مورخ 20 فبروری 2007 مورد تصويب مجلس سنای افغانستان نيزقرار گرفت. اين طرح دوازده ماده ای تمام کساني را که در جنگها شرکت داشته اند و جرم نموده اند مورد بخشش قرار داده و آنها را از پيگرد قانوني مصئون مي سازد. اين طرح موافقان و مخالفان زيادی داشته است که هريک موافقت و يا مخالفت شان را قانوني توجيه نموده اند.


طرح معافيت مجرمان جنگي و ناقضان حقوق بشر که چندی پيش از سوی مجلس نمايندگان افغانستان با اکثريت آراء به تصويب رسيد، در روز سه شنبه مورخ 20 فبروری 2007 مورد تصويب مجلس سنای افغانستان نيزقرار گرفت. اين طرح دوازده ماده ای تمام کساني را که در جنگها شرکت داشته اند و جرم نموده اند مورد بخشش قرار داده و آنها را از پيگرد قانوني مصئون مي سازد. اين طرح موافقان و مخالفان زيادی داشته است که هريک موافقت و يا مخالفت شان را قانوني توجيه نموده اند. موافقين اين طرح تاکيد بر مصالحه ملي و تحکيم صلح و ثبات و احترام به ارزشهای جهادی دارند و آنرا به نفع منافع ملي افغانستان در اين وضعيت حساس مي دانند. عده ای زيادی از حاميان اين طرح خودشان متهم به جرايم جنگي و نقض حقوق بشر اند که فعلا در قوای سه گانه افغانستان و يا در بيرون از آن قرار دارند و فردای خود را چندان مطمئن نمي بينند. مخالفان اين طرح اغلب مدافعان حقوق بشر، قربانيان خشونتها و جنگها، نهادها و موسسات مدني، روشنفکران و فرهنگيان، مردم عادی و سازمانهای بين المللي مانند سازمان ملل متحد مي باشند.

 اجتماع کنندگان در کابل، عکسهايی از رهبران و فرماندهان مجاهدين را در دست داشتند

 اخيرا" گروههای مجاهدين در کابل هواداران خود را به حمايت از تصويب اين طرح دعوت نمود و هزاران نفر به حمايت از رهبران مجاهدين و تصويب طرح معافيت، در استاديوم ورزشي غازی تجمع نمودند. تقريبا" تمام رهبران مجاهدين در اين مراسم شرکت کردند. چند تن از رهبران بزرگ احزاب جهادی در جمع مردم سخنراني نمودند و اعمال گذشته شان را جهاد و ارزشهای اسلامي ناميده و انتقاد از آنرا مخالفت با اسلام و مجاهدين اسلامي شمردند. آنها هدف از اين تجمع را قدرت نمايي و محبوبيت مردمي رهبران جهادی خوانده  و مصوبه طرح جنجال بر انگيز مذکور را  مورد حمايت مردم ذکر نمودند که در اصل نوع تهديد به مخالفان شان و فشار بر رييس جمهور کرزی برای امضای اين طرح است که تاکنون با تصويب آن مخالفت نموده است.

 

گروههای مجاهدين برای  حفظ منافع شان و نجات از پيگرد قانوني برای اولين بار در تاريخ سياسي شان باهم متحد شدند و تقريبا" تمام کساني که دشمن ديرينه يکديگر بودند يک صدا و هماهنگ از اين طرح حمايت کردند. چنين چيزی دور از انتظار بود، ولي ديده شد که آنها نهايت تلاش خود شان را در قانوني ساختن اين طرح و همچنين حفظ انسجام و هماهنگي و وحدت شان موفقانه پيش رفتند.

 

آيا تنها گروههای مجاهدين اسلامي حقوق بشر را نقض کردند؟ مسلما جواب منفي است. حزب دموکراتيک خلق افغانستان که چهارده سال حکومت نمود و گروه طالبان ، نيروهای شوروی سابق و حتي قوای بين المللي به رهبری امريکا و ناتو مجزا از نقض حقوق بشر نيستند.

 

آيا تمام گروههای مجاهدين و حزب دموکراتيک خلق، طالبان و  قوای خارجي، حقوق بشر را نقض کرده اند؟ باز هم جواب منفي است؟ آيا تمام رهبران آنها متهم به نقض حقوق بشر اند؟  جواب  مي تواند منفي باشد.

 

پس چرا تنها گروههای مجاهدين نهايت سعي شان را برای تصويب طرح مصالحه ملي به خرج داده اند؟ چرا رهبران و احزاب مربوط به حزب دموکراتيک خلق و طرفداران آنها و ديگر گروههای متهم به نقض حقوق بشر تلاش در حمايت از اين طرح ننموده اند؟ حتي عده ای از رهبران مجاهدين، گروههای چپي را مخالفان تصويب طرح معافيت خواندند. پاسخ به اين سئوال مي تواند اين باشد که رهبران مجاهدين فعلا در دولت و پارلمان افغانستان جای دارند، ولي سران حزب دموکراتيک خلق اغلب در تبعيد بسر مي برند و  صاحب مقام و جايگاهي نيستند که نگران باشند؛ همچنين رهبران درجه اول آنها مانند نور محمد ترکي، حفيظ الله امين، ببرک کارمل و داکتر نجيب الله در قيد حيات بسر نمي برند و يک تعداد ديگر شان در سن خيلي پيری و کهولت قرار دارند و در کشورهای مختلف آخرين روزهای زندگي شان را مي گذرانند؛ اينرا نيز نمي توان بدون امکان دانست که عده ای از آنها که دارای وجدان آگاه اند، محاکمه جنايتکاران  راانصافا" حق مردم بدانند و خود را نيز مشمول اشتباهات و جنايات گذشته بشمارند و نخواهند با حمايت از طرح معافيت، مرتکب خطا و ظلم ديگر بر مردم شوند، در غير اينصورت بر همه آشکار است که حکومت چهارده ساله ای آنها نيز مبرا و مستثنا از نقض حقوق بشر نبوده و تصويب اين طرح بنفع رهبران آنها نيز مي باشد.

 

اين سئوال که چرا اين موضوع حالا مطرح شده است؟ چرا اين بحث در لويه جرگه ها، کنفرانسهای مهم بين المللي، خيلي وقتها پيش در زمان حکومت مجاهدين و در ديگر فرصتها از سوی احزاب اسلامي مطرح نگرديد؟ آيا آن موقع آنها آگاه به اعمال خود نبودند؟ يا اينکه کسي بر آنها انتقاد نکرده بود؟ يا اينکه خود را چنان مقتدر مي ديدند که سر و صداهای مردم و حاميان حقوق بشر را بادهای گذرا و بي خطر مي پنداشتند؟ دليل هرچه بوده است، حالا آنها سخت نگران آينده‌ی خود شده اند. اين را نيز مي دانند که برای هميشه در قدرت نخواهند بود، لذا تصويب اين طرح را در اين مقطع تاريخي تنها شانس رها شدن از پيگرد قانوني مي دانند. از طرف ديگر دولت برای اجرای طرح عدالت انتقالي اقدام نموده است و رسيدگي به نقض حقوق بشر بخشي از اين طرح است که مي بايست تا آخر سال 2008 ميلادی تکميل شود. اين را نيز مي توان دليل ديگر تعجيل آنها در به تصويب رساندن اين طرح دانست. موضوع ديگراينکه شايسته سالاری و سپردن کار به اهلش بنا بر تخصص و مسلک و تجربه است. اغلب سران و اعضای گروههای مجاهدين سالهای متمادی وقت شان را در جنگ و مبارزه گذرانده و نتوانسته اند تحصيل کنند و خيلي از رهبران شان علمای ديني اند که  نمي توانند در عرصه تخصص با اقشار تحصيل يافته و مجرب رقابت آزاد کنند. برای ماندن بر قدرت بايد باهم متحد باشند و پايه های اقتدار شانرا استحکام ببخشند. موضوع مهم ديگر اين است که قدرتهای بزرگ مانند امريکا و انگليس از گروههای اسلامي مجاهدين و طالبان در اجرای پروژه های خودشان استفاده کرده اند و هر پروژه از خود زمان شروع و زمان ختم دارد. پروژه نمي تواند دايم باشد، مگر اينکه پروژه ی نو درست شود و از نوعضو گيری گردد، مانند آنکه در سقوط طالبان از بعضي گروههای مجاهدين برای پروژه نو استفاده شد. طرحها و يا پروژه های آينده ی جامعه جهاني هنوز دقيق روشن نيست. اين سئوال که تا چه وقت غربيها به گروههای اسلامي ضرورت دارند؟ آيا غرب از مجاهد برای زدن طالب و از طالب برای زدن مجاهد استفاده مي کند؟ آيا جهان گشايي امريکا در افغانستان خاتمه مي يابد و يا به کشورهای همسايه آن گسترش خواهد يافت؟ وجود طالبان چه نفعي را برای غرب دارد وچرا غربيها در برابر طالبان و حاميان خارجي آنها سياست جدی را اتخاذ نمي کنند؟ همچنين کمک غربيها به گروههای متهم به نقض حقوق بشر مانند رهبران مجاهدين و احزاب کمونيستي و طالبان در احراز چوکيها و مقامهای عاليرتبه دولتي و ورود آزادانه آنها به پارلمان و در نتيجه دست يافتن شان به شاهرکهای اساسي سه قوه مجريه، قضائيه و مققنه، چه نفعي را برای غربيها که شعار حمايت از دموکراسي، حقوق بشر، عدالت اجتماعي، مبارزه با بنيادگرايي و تروريزم را سر مي دهند، دارد؟ چنين سئوالاتي مي تواند در پيش خيلي از فرهنگيان و آگاهان اجتماعي که اوضاع افغانستان را تعقيب مي کنند وجود داشته باشد و حدس و تحليلهای را نمايند که با روشن نبودن سياست های کلي قدرتهای ذينفع در امور افغانستان، نمي توانند خيلي دقيق باشند.

 

يک مسئله ديگر نيز مي تواند قابل توجه باشد که گروههای اسلامي اعم از نمايندگان مجاهدين و طالبان در پارلمان باهم کنار آمده باشند تا با تصويب اين طرح همگي از تعقيب قانوني معاف شوند و باهم  از منافع شان دفاع کنند و در برابر گروههای روشنفکری که در صدد راندن آنها هستند متحدانه ايستادگي کنند. دلايل آشکار و پنهان زياد مي توانند وجود داشته باشند، ولي آنچه که آشکار ديده مي شود توافق آنها در بتصويب رساندن اين طرح است که موفقانه ازهردو مجلس شورای ملي گذشت. اين وحدت اگر دايمي باشد کارشايسته ای است و گام مهمي است در تحکيم صلح و ثبات در افغانستان؛ ولي  تاريخچه گروههای مجاهدين و گروه طالبان گويای اين واقعيت است که  آنها پاي بند به تعهدات خود نيستند. همه چيز را از ديد منافع شخصي و گروهي خود مي بينند و از اسلام و احساسات ديني مردم برای رسيدن و ماندن به قدرت سو استفاده مي کنند. مبارزه و مقاومت در برابر تجاوز نظامي شوروی را همه تحسين مي کنند و جهاد مي دانند، ولي جنگهای داخلي و کشتار مردم بيگناه در هيچ منطقي قابل توصيف و ستايش نيست و هيچ کس آنرا جهاد نمي داند. مردم افغانستان در گذشته ای نه چندان دور شاهد عهد رهبران مجاهدين در خانه خدا بودند و آنها تعهد سپردند تا از مخاصمه و جنگ در برابر هم دست بکشند، ولي بمحض رسيدن شان به افغانستان آنرا نقض کردند.

 

جنبه های قانوني اين طرح

حالا بايد ديد که اين مصوبه پروسه قانوني خود را تا آخر موفقانه طي مي کند يا خير؟ از لحاظ قانوني، برای نهايي شدن آن  سه راه وجود دارد. اول اينکه به امضای رييس جمهور برسد. اگر رئيس جمهور آنرا امضاء نکند بايد آنرا در ظرف پانزده روز با ذکر دلايل موجه پس به ولسي جرگه مسترد نمايد، ولسي جرگه دوباره روی آن رای گيری مي نمايد و اگر بتواند دو ثلث از مجموع آرای مجلس نمايندگان را بدست آورد، نهايي مي شود و نيازی به امضای رئيس جمهور نيست. همچنين اگر رئيس جمهور آنرا تا مدت پانزده روز امضاء و يا پس مسترد نکند، تصويب دو مجلس شورای ملي کافيست و نيازی به امضای رئيس جمهور و همچنين ضرورت به رای گيری مجدد در پارلمان ندارد. (ماده 94 قانون اساسي افغانستان.)

 

پس از تصويب اين طرح درهردو مجلس افغانستان، اين احتمال وجود دارد که آقای کرزی اين طرح را امضاء کند، ولي ممکن است تعديلاتي در آن وارد سازد تا در پيش مردم و جامعه بين المللي مورد سئوال قرار نگيرد. ضمنا، چنانکه ذکر شد، اين نيز بعيد نيست که آقای کرزی خود را در منجلاب تصويب اين طرح گرفتار نکند و آنرا رد نمايد، ولي تصويب دوباره آن در مجلس نمايندگان افغانستان امکان پذير است. عليرغم اعتراضات عده ای از نمايندگان و احتمال پيوستن معترضين بيشتر به جمع آنها، باز گمان برده مي شود که موافقان تصويب طرح بتوانند نصاب دو ثلث آراء را تکميل کنند. افراد و گروههای مخالف اين طرح خيلي ضعيف عمل کردند. نمايندگان مخالف طرح مذکور نتوانستند آنطوريکه انتظار مي رفت و سر و صدايش بود با هم هماهنگي ايجاد کنند و با مردم ارتباط بگيرند و مانند گروههای مجاهدين تجمعات مردمي تشکيل دهند و از مردم کمک بخواهند. در گردهمايي  تجليل از شهدای افشار فرصت خوبي بود، ولي فقط چند صد نفر در آن شرکت نموده بودند.  رسانه های جمعي اغلب رسالت و مسئوليت شان را انجام ندادند. روشنفکران اغلب محافظه کاری نمودند. اهل قلم ما، دست به قلم نبردند. مردم يا رهبری نشدند يا اينکه از جنگ خسته شده اند و حتي قربانيان جنگ صدای خودشان را نکشيدند و يا توان آنرا نداشتند. تمام اينها نشانگر ضعفهای جبهه روشنفکری جامعه افغانستان اند که تا هنوز نتوانسته در شکل گيری يک جبهه ای مشترک انسجام يابند و فرصتها را مغتنم بشمارند.

 

تصويب طرح معافيت مجرمان جنگي و ناقضان حقوق بشر مغاير با مفاد قانون اساسي است. زيرا:

ماده هفتم قانون اساسي مي گويد:" دولت منشور ملل متحد، معاهدات بين الدول، ميثاقهای بين المللي را که افغانستان به آن ملحق شده است و اعلاميه جهاني حقوق بشر را رعايت مي کند." افغانستان به اکثر معاهدات بين المللي مربوط به حقوق بشر و از جمله محاکمه جنايتکاران جنگي و ناقضان حقوق بشر پيوسته است. تصويب اين طرح تمام اين معاهدات را نقض مي کند.

 

ماده چهارم قانون اساسي مي گويد :" حاکميت ملي در افغانستان به ملت تعلق دارد." چگونه مي توان دولت و شورای ملي حقوق مردم را نقض کنند و مجرمان را عفو کنند؟ آيا از مردم نظر خواهي شده است؟ نمايندگان پارلمان نمي توانند در اين مسئله که اکثريت شان متهم به نقض حقوق بشر اند تصميم بگيرند. اين موضوع مهم بايد به رای گيری عمومي گذاشته شود و مردم با رای انفرادی شان تصميم بگيرند. من يقين دارم که اگر از ملت تقاضای عفو و بخشش شود ، اين مردم آزاده که همه چيزشان را برای وطن شان فدا کرده اند، اين موضوع را نيز مي بخشند. اين راه درست بخشش است که توسط قربانيان خشونتها و جنگها عفو مي شوند. در غير اينصورت فرار از چنگال عدالت خيلي دشوار است. اول اينکه مردم دست به  انتقامهای شخصي خواهند زد که خود بي قانوني و خشونت و هرج و مرج را به دنبال دارد. دوم اينکه ناقضين حقوق بشر هميشه نمي توانند در پارلمان اکثريت را تشکيل دهند و در دوره های آينده اين احتمال وجود دارد که اين طرح ملغي اعلان شود و متهمان به جنايت و نقض حقوق بشر به پای ميز محاکمه کشانده شوند. عادلانه ترين و اساسي ترين شيوه مراجعه به ارای عمومي مردم است.    

 

مطابق به ماده شصت و پنجم قانون اساسي ارجاع با ارای مردم در صلاحيت رئيس جمهور است که اين طرح را امضاء ننمايد و مشروط به آرای مردم بسازد، زيرا قانون اساسي بصراحت اين صلاحيت را به او داده است. برای بهتر روشن شدن آن، ماده شصت پنج قانون اساسي را در اينجا مي اورم:" رئيس جمهور مي تواند در موضوعات مهم ملي، سياسي، اجتماعي و اقتصادی به آرای عمومي مردم افغانستان مراجعه نمايد."

 

تصويب اين طرح يک نوع امتيازگيری و تبعيض است بين زور دار و ظالم، و قرباني و کم زور. ماده بيست دوم قانون اساسي هر نوع تبعيض را منع کرده است. :" هر نوع تبعيض و امتياز طلبي بين اتباع افغانستان ممنوع است. در برابر قانون همه دارای حقوق و وجايب مساوی مي باشند." آيا تصويب اين طرح امتياز طلبي و تبعيض نيست؟ چرا قانونگذاران خود قانون را رعايت نمي کنند؟ اين قانون برای کي ساخته شده است؟ برای همه؟ يا برای طبقه پايين و پايمال شده ای جامعه؟ آيا رئيس جمهور که مطابق به ماده شصت چهارم قانوني اساسي وظيفه ای نظارت بر اجرای قانون اساسي را دارد، اجازه مي دهد که قانون اساسي به اين صراحت نقض شود و ايشان نيز امضاء بر نقض قانون اساسي بگذارد؟ کجاست کميسيون مستقل نظارت بر قانون اساسي که در ماده پنجاه هفت قانون اساسي وظايف آن ذکر شده و مسئوليت نظارت بر اجرای قانون اساسي را دارد؟ قانون اساسي زماني ارزش دارد که اجرا شود و در غير اينصورت نوشته های بي ارزش اند که بکار نمي آيند. اين قانون بايد ضمانت اجرايي داشته باشد و کساني که مسئوليت نظارت بر اجرای آن را دارند، نگذراند که اين قانون نقض شود.

 

قانون اساسي، اساس تمام قوانين کشور است و هيچ قانوني نبايد بر خلاف آن وضع شود. ماده شصت دوم قانون اساسي بسيار به صراحت آنرا چنين مي گويد :" قوانين و فرامين تقنيني مغاير با احکام قانون اساسي ملغي و باطل مي باشد." از ديدگاه قانون چنانچه روشن گرديد، اين طرح مغاير با قانون اساسي افغانستان است و نمي تواند ارزش قانوني پيدا کند.

 

با اميد قانونيت، امنيت، تحقق دموکراسي و رعايت حقوق بشر در افغانستان!

حامد شفايي  

23/2/2007

   

ماخذ: قانون اساسي افغانستان

http://www.afghanistan.fi/index.php?p=fs.dari.pages.laws.constitution

سايت کانون توسعه و تعاون افغانستان

سايت وزارت عدليه افغانستان

http://www.moj.gov.af/pdf/constitution1382.pdf

 

--------------
 ازهمين نويسنده:
1. تصويب قانون معافيت جنايتكاران و ناقضين حقوق بشر
2
. محکوميت محقق نسب از ديدگاه قانون
3
. سفر کاری داکتر سيما ثمر به فنلند
4
.
5
.
6
.
7
.
8
.
9
.
10
.
 مطلب مرتبط در همين موضوع:
1. شستشوي دستهاي خون‌آلود با مايع قانون! ( امين آرمان)
2
. طرح معافيت: خاموشي كمسيون مستقل حقوق بشر چرا؟ (خالد وردك)
3
.
4
.
5
.
6
.
7
.
8
.
9
.
10
.

 


موضوعات مرتبط حقوق/حقوق بشر,
ارسال اين مطلب به شبكه‌هاي اجتماعي بالاترين دنباله Delicious Facebook Share/Bookmark
نقد و نظر 14
تازه ترين مطالب از(حامد شفايي):

تاريخچه پيدايش دولت اسرائيل و اوضاع فلسطين

نظری بر مقاله ی دبير کل ناتو مبني بر فساد و بي کفايتي دولت افغانستان

سه هدف اساسي طالبان

افغانستان در مسابقات المپیک

تخريب مجسمه های بودا و بازسازی آنها

تجاوز کوچي ها به هزاره جات و سياستهای دو پهلوی دولت

معضله کوچي و نا امني مناطق امن کشور

نگاهي به اخراج مهاجرين افغاني از ايران

نگاهي به تصويب طرح موسوم به مصالحه ملي و عفو مجرمان جنگي وناقضان حقوق بشر

نامه ی به داکتر اسپنتا

اوضاع مهاجرين افغانستان

تصويب قانون معافيت جنايتکاران و ناقضين حقوق بشر

سفر کاری داکتر سيما ثمر به فنلند

محکوميت محقق نسب از ديدگاه قانون

 از ميان همين موضوع:

تجليل هاي مضحك و پارادوكسيكال از جايگاه زن افغان! (م.غزنوي)

بررسی دفاع مشروع از منظر اسلام و حقوق بين الملل (سيدعلي حسيني)

فیلتر سایت ها، ابزار تازه ي استبداد؟ (بهرام آمونيايي)

اقلیت ها و نقض حقوق بشر در افغانستان (محمد تقي مناقبي)

قانون اساسی افغانستان؛ نظام سیاسی و تعامل قوای ثلاثه (نادر محسني بامياني)

حمایت از محیط زیست در حقوق بین الملل اسلام (سيد علي حسيني)

مسوولیت زندان بگرام به دولت افغانستان سپرده شد، زندان های دیگر چه؟ (بهرام آمونيايي)

قوانین سرگردان (نادر محسني بامياني)

عبور از خط قرمز (نادر محسني بامياني)

اعتیاد و رفع مسئولیت کیفری (اينكلاود يوث)

معیار ارزیابی و سنجش قانون چیست؟ (روح الله روحاني)

کدام مقدم است؟ قانون یا فتوا؟ (سید علی حسینی)

ارزشهاي مذهبي و تعهدات بين المللي: تقابل يا تعامل؟ (م. غزنوي)

ساكنان دهكده ي عصر حجر يا قربانيان ابدي

رقص های سیاسی غرب در بالت حقوقی افغانستان (سيدآقا موسوي نژاد)

قانون احوال شخصیه و ضرورت توجه به توسعه فرهنگی (سيد محمد حسيني فطرت)

ظهور نخستين نشانه هاي افراطيت شيعي در تظاهرات كابل

آیا قانون احوال شخصیه تجدید نظر ناپذیر است؟ (سيدعلي حسيني)

قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان در ترازوي نقد و انصاف (سيدعلي حسيني)

تحليل فقهي متفاوت از قانون احوال شخصيه (علي محقق نسب)

Search Armans.Info Search the Web

* مقالات معرف ديدگاه نويسندگان بوده موقف سايت را بازتاب نمي دهند
* نقل مطالب سايت به جرائد چاپي با ذكر منبع و نام نويسنده و به منابع انترنتي با ارائه "پيوند" مجاز است. ذكر منبع نشانه حرفه اي بودن شماست
* جهت ارسال مطلب لطفا از فرم تماس استفاده نماييد. نويسندگان عضو ازاينجا مي توانند نشر نمايند

 

لوگوي سايت  

 

ستون نويسندگان (تريبون آزاد)

نصرت شاد

بورژوازی و فیلسوفان اش

نصرت شاد

امين آرمان

بعد از احوال پرسي حامد و محمود

امين آرمان

م. غزنوي

تجليل هاي مضحك و پارادوكسيكال از جايگاه زن افغان!

م. غزنوي

admin

تغيير سيستم اشتراك ايميل سايت

admin

امين آرمان

هشت صبح، حرفه اي نيست

امين آرمان

بهرام آمونيايي

فیلتر سایت ها، ابزار تازه ي استبداد؟ نظرات :1

بهرام آمونيايي

نصرت شاد

ادبیات و رئالیسم تلخ اجتماعی

نصرت شاد

محمود موسايي

سكولاريسم منظوم

محمود موسايي

بهرام آمونيايي

نا امنی به شمال کوچ می کند

بهرام آمونيايي

صديق رهپو طرزي

روشنفکران «افغان» در تبعيد

صديق رهپو طرزي

امين آرمان

پيش بسوي مونوكراسي مطلقه!

امين آرمان
 

مطالب پرخواننده كنوني

احمدي نژاد هم راست مي گويد و هم لگد مال مي كند

افغانستان و بازگشت به اعتیاد

تمدن «سند ـ هلمند» آغاز گر تاریخ ما

بررسی دفاع مشروع از منظر اسلام و حقوق بين الملل

برنامه‌ی کهنه مبارزه با موادمخدر

فیلتر سایت ها، ابزار تازه ي استبداد؟

تغيير سيستم اشتراك ايميل سايت

بعد از احوال پرسي حامد و محمود

حامد كرزي و تلاش براي تمركز قدرت

هشت صبح، حرفه اي نيست

 

آمار مقالات

نويسندگان: 72
مقالات فعال: 1087
كل مقالات: 21087
نظرات: 4536
موضوعات: 36

 

آمار ترافيك


بازديد يونيك ديروز: 2091
بازديد امروز تاكنون: 462
شما بار بازديد كرده ايد
مجموع بازديدها: 2338588
افراد آنلاين:5
آي پي شما: 38.107.191.85

تأسيس: 2002
بازسازي: 2004

 

Click Here to View and get our
RSS
 آينجا را كليك كنيد و آدرس آر اس اس ما را انتخاب نماييد

ايميل خود را جهت اطلاع از به روزشدن سايت وارد كنيد
Enter your email address:

Referrers


Translate into Other Languages
 

Arman/سايت آرمان

↑ Grab this Headline Animator


Home | Afghanistan | Authors | Click-bank | Articles | News | Links | Gallery | Library | Policy | Contact

©2003 www.armans.info /all rights reserved

Best Viewed: 1024 X 768 :بهترين حالت نمايش
Powered by: www.ace-host.net