Home

Afghanistan Columnists

Click bank

Articles  

News

Links

Books

Gallery

Policy

   باشگاه نويسندگان آزاد

  |  صفحه اول |  افغانستان  |   نويسندگان   مقالات  |   اخبار    كليك‌بانك  |   كتابخانه  |   گالري  |   پاليسي   | تماس



 

لوگوي سايت

خبرتازه

خبرهاي بيشتر در اينجا...

 

مقالات نويسندگان

مسؤوليت هرسخن بدوش پديدآورنده است. سايت در قبال آثارارسالي نويسندگان پاسخگو نيست

اجتماعي, فرهنگي

سايت را به دوستان معرفي كنيد!

مطالب بيشتر از لياقت علي لياقت در صفحه اختصاصي نويسنده

پيوسته‌ها




فیلم کابل ایکسپریس از یک منظر متفاوت تر

نويسنده: لياقت علي لياقت



تاريخ نشر: 8.02.2007


هزاره ها در روز گردهمائی با وجودیکه خیلی رنجیده و خشمگین بودند و بعض ارگانهای دولتی را نیز بر اساس شواهد و مدارک قوی در تهیه و تولید فیلم کابل ایکسپریس مقصر می دانستند، از تظاهرات خونین و خشونت آمیز که منجر به ایجاد هرج و مرج میشد خود داری نمودند و خشم و انزجار خود را بشیوه منطقی در سخنرانیها و قطعنامه های شان ابراز داشتند.



چندی قبل فیلمی در یکی از کمپانیهای هندی به کارگردانی شخصی بنام حنیف همگام ساخته و وارد بازارهای افغانستان گردید که باعث بر انگیختن انتقادات و اعتراضات زیادی در داخل و خارج  کشور گردید. در این فیلم که از آن بوی کینه ورزی، بد خواهی و تفرقه افگنی می آید و بر اساس انگیزه های خاصّی ساخته و تولید شده است آشکارا به هزاره ها توهین شده است. کاملاً هویدا است که تمام اتهاماتیکه در این فیلم به هزاره ها نسبت داده شده است هرگز اساس منطقی و واقعی ندارد و شعار و مبارزات هزاره ها همیشه در جهت تحقق عدالت، مشارکت همه اقوام در حکومت و ایجاد اخوت میان همه ای اقوام ساکن در کشور بوده است. متاسفانه این دیگران بوده است که همیشه به ماجراجوئی و انحصار طلبی پرداخته اند و تاریخ و حوادث گذشته کشور دالّ بر این واقعیت است.

 

هزاره ها علی رغم اینکه در دوران رژیمهای گذشته وحشتناگترین ظلم، بی عدالتی و محرومیت را متحمل شدند، در سالهای اخیر بعد از انقلاب پیشرفتهای چشمگیری در عرصه های مختلف فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی  داشته اند. بدخواهان و مغرضین که حتی تا همین اواخر در صدد حذف ملیت هزاره از خانه مشترک بوده اند یقیناً رشد و مشارکت فعالانه هزاره ها را در عرصه های مختلف بمنزله ای خارچشم می نگرند و برای عقده گشائیهای خویش به تبلیغات سوء رو می آورند. عده‌اي از قبیله سادات که در نتیجه رشد و تکامل جامعه هزاره سیادت طلبی و مرید پروری خویش را از دست رفته می یابند با اینگونه گروهها و حلقات یکجا شده و عقده مندانه به آله دست برای آنها علیه ملیت هزاره تبدیل می شوند. بناءً ما نباید اظهارات سید سنگچارکیها، سید فاضلها و امثالهم شانرا مبنی بر اینکه الفاظ و کلیماتیکه سید حنیف همگام در فیلم کابل ایکسپریس ادا می کند معمول و عادی می باشند، غیر منتظره و دور از انتظار بیابیم. مهم اینست که ما باید هوشیاری خویش را حفظ نموده و دوست را از دشمن که در  بعضی حالات با چهره ماسک زده ظاهر می شود تشخیص دهیم. در روز گردهما ئی سید مصطفی کاظمی نیز با اشک تمساح ریختن در جمع هزاره ها با تقبیح فیلم کابل ایکسپریس میخواهد دست به ترفند دیگری بزند تا ضمن بالا بردن وجهه سادات جای پای خود را در میان هزاره هائیکه تا هنوز رفتارها و کرکتر متناقض شانرا متوجه نشده اند از دست ندهد.

 

هزاره ها در روز گردهمائی با وجودیکه خیلی رنجیده و خشمگین بودند و بعض ارگانهای دولتی را نیز بر اساس شواهد و مدارک قوی در تهیه و تولید فیلم کابل ایکسپریس مقصر می دانستند، از تظاهرات خونین و خشونت آمیز که منجر به ایجاد هرج و مرج میشد خود داری نمودند و خشم و انزجار خود را بشیوه منطقی در سخنرانیها و قطعنامه های شان ابراز داشتند. آنها بالقوه و بالفعل می توانستند که دست به خشونت بزنند و تاسیسات دولتی را مورد حمله قرار دهند. ولی همانند گذشته، آنها خوشتنداری را پیشه نمودند و  نخواستند که موج از بی نظمیها و آشوب را بوجود آورند. این قویاً بیانگر روحیه وطن پرستی، انسانیت خواهی، صلح و امنیت طلبی آنها می باشد و این خصوصیات نیک همیشه در همه ای ابعاد زندگی جمعی و فردی آنها متجلی بوده است. حال اگر یکی از ملیتهای دیگر همانند  هزاره ها در یک فیلمی مشابه چنین توهین میشدند آیا واقعاً چی واکنشی از خود نشان میدادند؟ آیا آنها مشکل جدی از نوع هرج و مرج برای کشور و دولت ایجاد نمیکردند؟ آیا واقعاً پایتخت و بعضی ولایات دیگر کشور را تبدیل به آشوب و اغتشاش نمی کردند؟ معلوم است که جواب مثبت است، و این جواب مثبت دالّ بر امنیت و صلح طلبی هزاره ها و آشوب طلبی و ماجراجوئی دیگران می باشد.

 

ملیتها هرکدام اساس هویت ملی کشور ما را تشکیل میدهد و هویت قومی جزء لاینفک هویت ملی ما می باشد. اگر هویتهای قومی در درون هویت ملی بحیث هسته های ثبات نباشند و هرکدام مواجه با بحران و آشفتگی باشند هویت ملی ما نه مشروعیت ملی خواهد داشت و نه تداوم و ثبات. به همین جهت است که ما توهین به ملیت هزاره را ،من حیث یک ملیت، در حقیقت توهین به همه مردم افغانستان و هویت ملی شان می دانیم. هویت ملی ما بدون در نظر داشت هویتهای کوچک قومی از ثبات و تداوم لازم برخوردار نخواهد بود. بر این اساس، لازم بود که کمیته برگذاری این گرد همائی و نخبه گان و فرهنگیان هزاره تمام ملیت ها را برای مشارکت در این گردهمائی دعوت می کردند تا ضمن ایجاد همدلی آنها را به تعقل عمیقتر وا می داشتند. گفته می شود که کمیته مذکور بیست و پنج روز قبل از برگذاری گردهمائی به آمادگی گرفتن و تدارکات برای آن فعالیت داشت. با توجه به اینکه آنها تا روز برگذاری گردهمائی فرصت کافی در اختیار داشتند، بهتر بود که ضمن دعوت نمودن نمایندگان ملیتها و اقلیتهای دیگر به اشتراک در این مراسم، نخست به آنها کتباً می فهماندند و تشریح می کردند که اگر ما از وحدت ملی و اخوت تبلیغ می کنیم و به آنها اعتقاد داریم، اگر ما معتقدیم که اساس هویت و وحدت ملی ما را کتله های خورد و بزرگ قومی تشکیل میدهد باید بپذیریم که توهین به یک ملیت در حقیقت توهین به همه ملیت ها و هویت ملی و جمعی ما می باشد. باید از سران و نمایندگان اقلیتهای دیگر دعوت بعمل می آمد و حتی فرصتی برای سخنرانی نمودن آنها در گردهمائی فراهم میشد که متاسفانه نشد.  

 

ما در عرصه های سیاسی خویش تا هنوز در موارد متعددی از یک موضع ضعیفی که شاید تا حدودی بیانگر نا پخته گی سیاسی ما می باشد، بر خورد نموده ایم. بگونه مثال، شهید مزاری با وجودیکه در زمان حیات شان تمام شعار و مبارزات شان حول محور عدالت طلبی و احقاق حقوق اقلیتها من جمله هزاره ها در افغانستان بود، امروز محبوبیت و درک عمیق اندیشه های شان از مرزهای ملیت هزاره چندان  فراتر نرفته است. در حالیکه یکعده افراد دیگر که تاریخ و حوادث گذشته کشور شاهد قدرت پرستی و انحصاری ساختن قدرت و دولت و محروم ساختن یکعده اقوام کشور می باشند پس از کشته شدن شان القابی همچون "قهرمان ملی" و غیره را می گیرند. تصاویر و عکسهای این گونه "قهرمانان تحمیلی" امروز نه تنها سرکها و چهار راهیهای کشور را پر نموده بلکه زینت بخش جلد کتابهای درسی و حتی بعضی مساجد و عبادتگاهها نیز قرار گرفته اند! شاید عوامل متعددی در محدود و محصور ماندن محبوبیت شهید مزاری در درون جامعه هزاره دخیل باشند. ولی یقیناً یکی از عوامل عمده آن ضعف سیستم تبلیغاتی ما و تلاشهای نا هماهنگ جهت معرفی نمودن شخصیت و اندیشه های شان به ملیتهای دیگر می باشد. ما تا هنوز کوشیده ایم که بابه مزاری را بر اساس نسبت شان به حزبی بنام حزب وحدت اسلامی افغانستان که بعد از شهادت شان این حزب وجهه مردمی بودن شانرا از دست داده و در نتیجه فقدان یک رهبر دلسوز و متعهد در راس آن تبدیل به یک حزب پوسیده و "در حال انقراض" شده است، بشناسیم و به دیگران معرفی نمائیم. در حالیکه شخصیت، مجاهدت و اعتقادات و تلاشهای سیاسی شان نه به یک حزب خاصی ونه به یک ملیت خاصّی محصور و محدود می شود. من معتقدم که با به مزاری اگر از لحاظ اتنیکی مربوط یکی از ملیتهای دیگر می بود محبوبیت، اعتقادات ملی و سیاسی شان و به تعقیب آن شهرت شان مرزهای کشورها را می شکستاند و لقب "قهرمان ملی" افتخارانه از جانب همه ملیتها برای شان انتخاب میشد. هدف از مطرح نمودن شهید مزاری در این موضوع تعریف و تمجید آن بزرگوار و تقبیح و بدگوئی دیگران نیست. بحث و شخصیت بابه مزاری دراینجا صرفاً بعنوان یک مثال ذکر شد که ما چگونه در تبلیغات و تلاشهای سیاسی خویش با نارسائیهائی مواجه هستیم.

 

سخن آخر اینکه فیلم کابل ایکسپریس با توجه به اینکه بعضی ارگانهای دولتی نیز در تولید و سناریو سازی آن همکاری داشته اند، بیانگر فاصله زیاد ما از مقوله ای بنام وحدت ملی است. فیلم کابل ایکسپریس و ماجراجوئیهای مشابه نشان می دهد که وحدت ملی که ما در سخنرانیها و مصاحبه هایمان بشکل گسترده وبا حرارت تمام از آن صحبت می کنیم متاسفانه تا هنوز شاید حتی نظفه اش در رحم ساختارهای سیاسی و فرهنگی ما بسته نشده باشد. در ضمن، فیلم کابل ایکسپریس و طرح صحنه ها و سناریوی آن کماکان حکایت از فقر گسترده و مزمن فرهنگی در جامعه ما دارد که اگر فرصتی فراهم شد موضوع فقر گسترده فرهنگی را در ادامه مقاله "سیری در دنیای جوانان" ببحث خواهم گرفت.

 

لیاقتعلی لیاقت

www.anotherbirth.blogfa.com

--------------
آثار ديگري ازهمين نويسنده:
1. انديشه بايد با انديشه پاسخ داده شود نه با تهديد و تكفير!
2
. شكل گيري نگرشهاي جديد در مورد قبيله سادات در جامعه هزاره
3
. فضاي تب آلود زندگي در تب وتاب روند تبدار دموكراسي در ولسوالي جاغوري
4
. از آب گل آلود ماهي گرفتن يا نمايش فستيوال؟
5
.
6
.
7
.
8
.
9
.
10
.

 

موضوع مرتبط: اجتماعي, فرهنگي
بازديد 2262
امتيازات 1
ضريب امتياز
امتياز بدهيد
نقد و نظر

نسخه چاپي مطلب

فرم ارسال مطلب

ديگرنبشته‌ها از لياقت علي لياقت:

 

  از ميان همين موضوع:

  • موانع توسعه افغانستان ( محمد اکبری (علامه) )
  • کابل که من دیدم ! ( نبي قانع زاده )
  • در ضرورت جنگ داخلی ( سخيداد هاتف )
  • Search Armans.Info Search the Web

    نقل مطالب اين سايت تنها با ذكر منبع و نام نويسنده مجازاست

    آمار مقالات


    Journalists--------------------------------- تعداد ژورناليست --------------------------: 64
    Articles----------------------------------- تعداد مطالب تازه -------------------------: 721
    Comments-------------------------------- تعداد نظرات ------------------------------: 3887
    Categories-------------------------------- تعداد موضوعات ---------------------------: 35

    اطلاعات و ترافيك سايت

    
    Total Visits----------------------------- مجموع بازديدها--------------------------903693
    Users Online-----------------------------36-----------------------------------افراد آنلاين
    Your IP-------------------------- آي پي شما-----------------------38.103.63.60
    38.103.63.60
    ----------------------------------------

    تاريخ تأسيس ------------------------------ Construction ------------------------- 2002
    تاريخ بازسازي ------------------------------ Re-construction---------------------- 2004

     
     
     
     


    مشاهده مقالات با انتخاب نام نويسنده در ستون نويسندگان


    از بخش"ويژه نويسندگان"

    نبي قانع زاده :

    سه نوع مبارزه ودفاع درافغانستان

    نظرات :1

    avatar

    امين آرمان:

    سه نوع "جهاد" در افغانستان

    نظرات :1


    نبي قانع زاده:

    فلسفه عید فطر دریک نگاهی کوتاه !


    مسيح ارزگاني:

    مـــرغ طـوفــان و مــــرد سـامـان

    نظرات :15


    محمد حسين فياض:

    زیرآسمان کابل 2 / 9

    نظرات :1


    بقيۀ مطالب اين ستون