English

باشگاه نويسندگان آزاد

صفحه اول | فغانستان | نويسندگان | مقالات | اخبار | كليك‌بانك | كتابخانه | گالري | پاليسي | تماس

 
 
مقالات تازه
سيدعلي حسيني

واقعه کربلا؛ قیام یا اعتراض علیه استبداد؟

avatar

عزاداري، ثواب و حمام خون!

avatar
احد تركمني دليل

اطلاعات و ضد اطلاعات

avatar
سيدعلي حسيني

پلورالیسم فرهنگی؛ مبنایی برای توسعه

avatar

صفحه را به دوستان معرفي كنيد!

پيوندها

پيوند‌هاي بيروني


نقد و نظر 44

گفتگوهای مجازی وپاسخ های آزادی

نويسنده: غلامحسين آزادي

تاريخ نشر: 8.02.2007

( پاسخ های نویسندۀ كتاب" اسطورۀ شکسته" به دیدگاه ها ، انتقادات وپرسش های خوانندگان )

زمانی که بخش های از جزوه " اسطورۀ شکسته " به همت سایت وزین آرمان ومدیر فرزانه وباکفایت آن ، روی شبکه جهانی انترنت ودرمعرض دید وقضاوت عموم قرارگرفت ؛ نگارنده آن یعنی صاحب این قلم چنان گرفتارمعضلات تحصیلی ، تحقیقی و شخصی بود که نه فرصت اصلاح ،ویرایش وغلط گیری آن جزوه را یافت ونه فرصت خواندن وپاسخگویی به نظرات وانتقادات خوانندگان را . و حتی نمی دا نست که درسایت آرمان وپیرامون نوشته او چه بلوایی برپاست ومدیریت آن رسانه چه فشارکمرشکنی را متحمل می شود . غیبت طولانی وبی خیالی غیرعمدی نویسنده آنچنان سهمگین ادامه یافت که درنهایت مدیریت سایت ناگزیرگردید که اورا درفهرست افراد وسازمان های " غیرپاسخگو " و " مسئولیت ناپذیر " جای دهد وادامه نشر آن نبشته را متوقف سازد . من به تصمیم مدیریت سایت ونیز اعتراضات خوانندگان درخصوص غیبت درازمدت وعدم پاسخگویی نویسنده ، کاملاً احترام می گذارم وآنها را حق به جانب می دانم . مسئو لیت تمام آن کوتاهی ها و تنبلی ها مستقیماً به عهده من است . پوزش واعتذاررسمی وعلنی ام را به پیشگاه خوانندگان ارجمند وگردانندگان محترم سایت تقدیم می کنم و امید عفو واغماض دارم . چه می توان کرد ! آوارگی وبی وطنی وصدها گرفتاری !


( پاسخ های نویسندۀ كتاب" اسطورۀ شکسته" به دیدگاه ها ، انتقادات وپرسش های خوانندگان )

اشاره: نشر مسلسل كتاب «اسطوره شكسته» يا «بازخواني كارنامه سه ساله استاد مزاري در كابل»، همزمان با نشر كتابهاي ديگر از حدود دوسال پيش در سايت آرمان آغاز شد اما تنها هفت قسمت از كتاب مزبور به نشر رسيد. به دليل واكنشهاي گوناگون راجع به محتواي كتاب مزبور، درخواست مكرر مديريت سايت از نويسنده براي پاسخگويي به خوانندگان، بي فرجام ماند و در نتيجه، نشر قسمتهاي بعدي آن كتاب متوقف شد. اما كنون، نويسنده محترم وعده داده متن ويرايش شده‌ي كامل كتاب را ارسال نمايد و پاسخگوي سوالات خوانندگان اثر خود نيز باشند. در ابتدا متن پاسخهاي تازه نويسنده راجع به نظرات پيرامون آن هفت قسمت پيشين در سايت آرمان نشر مي شود و سپس قسمتهاي بعدي كتاب به تدريج نشر خواهد شد.

 سايت آرمان همانگونه كه نشر اين اثر را به عهده گرفته است، از نشر نقد و ارزيابي خردمندانه‌ي اين اثر نيز اباء نخواهد ورزيد.

شايان ذكر است نويسنده كتاب آدرس وبلاگي را نيز فرستاده اند كه متن كامل كتاب را در آن قرار خواهند داد و خوانندگان مي توانند از طريق آن پنجره مستقيما با ايشان گفتگو نمايند. درج نظرات در پيرامون كتاب يا نامه‌ي نويسنده در اين سايت بايد برابر با مقررات داخلي سايت باشد. از درج نظرات موهن و هتاك از سوي هركسي باشد جلوگيري خواهد شد. دوستاني كه گفتگوهاي فراتر از ظرفيت اين سايت را داشته باشند مي توانند به وبلاگ آقاي حسين آزادي يا ايميل ايشان مراجعه و ابراز نظر نمايند.

مديريت سايت.

.......................................

قسمتهاي منتشر شده اسطوره شكسته

نامه ارسالي نويسنده(قبلي)

.........................................

 

 

زمانی که بخش های از جزوه " اسطورۀ شکسته " به همت سایت وزین آرمان ومدیر فرزانه وباکفایت آن ، روی شبکه جهانی انترنت ودرمعرض دید وقضاوت عموم قرارگرفت ؛ نگارنده آن یعنی صاحب این قلم چنان گرفتارمعضلات تحصیلی ، تحقیقی و شخصی بود که نه فرصت اصلاح ،ویرایش وغلط گیری آن جزوه را یافت ونه فرصت خواندن وپاسخگویی به نظرات وانتقادات خوانندگان را . و حتی نمی دا نست که درسایت آرمان وپیرامون نوشته او چه بلوایی برپاست ومدیریت آن رسانه چه فشارکمرشکنی را متحمل می شود . غیبت طولانی وبی خیالی غیرعمدی نویسنده آنچنان سهمگین ادامه یافت که درنهایت مدیریت سایت ناگزیرگردید که اورا درفهرست افراد وسازمان های " غیرپاسخگو " و " مسئولیت ناپذیر " جای دهد وادامه نشر آن نبشته را متوقف سازد .

من به تصمیم مدیریت سایت ونیز اعتراضات خوانندگان درخصوص غیبت درازمدت وعدم پاسخگویی نویسنده ، کاملاً احترام می گذارم وآنها را حق به جانب می دانم . مسئو لیت تمام آن کوتاهی ها و تنبلی ها مستقیماً به عهده من است . پوزش واعتذاررسمی وعلنی ام را به پیشگاه خوانندگان ارجمند وگردانندگان محترم سایت تقدیم می کنم و امید عفو واغماض دارم . چه می توان کرد ! آوارگی وبی وطنی وصدها گرفتاری !

آنگاه که اندک فراغتی دست داد و من قسمتی مربوط به اسطورۀ شکسته را درسایت آرمان جستجو کردم ، دیدم که " عالم درتب وتاب ومن به تنهایی خموش " بوده ام وچه فرصت طلایی برای گفتگو ، مناظره وپالایش آن جزوه را ازدست داده ام .

دراین فرصت تازه ، من نخست هفت بخش نشرشده را مرورکردم . متأ سفانه غلط های تایپی و مشکلات ویرایشی فراوانی داشت که مقصر آنها خودم هستم وگرفتاری هایم . هربخش بطورمیانگین ، هزا رنفربازدید کننده داشته که قابل نوجه است . بسیاری ازخوانندگان با جدّیت وحرارت در ردّ یا تأیید آن اظهارنظرکرده اند که بازدرخورستایش است . بسیاری از دشنام ها و بد زبانی ها نسبت به نویسنده ودیگراقوام وشخصیت های کشوررا مدیریت محترم سایت حذف کرده اند که بازدرخورقدروسپاس است ؛ اما به گمان من آنها باید ثبت ودرمعرض دید وقضاوت عموم قرارمی گرفت تا سیاه روی وسفید روی ، بافرهنگ وبی فرهنگ به درستی مشخص می گردید .

آنچه اینک دردسترس قراردارد ، حدود 50 نظر ، انتقاد ، پرسش وتأ یید است که درذیل بخش های منتشر شدۀ اسطورۀ شکسته موجود است . من پس ازکپی برداری ازآنها ، نخست نظرات خوانندگان را به دقت مرور کردم ؛ سپس پرسش ها ونظرات مشابه را با هم تلفیق کردم ودرنهایت ، فشردۀ انهارا به چند گروه ودسته تقسیم نمودم که اینک آنهارا به به ترتیب نقل و نقد می کنم :

 

گروه اول

آنها که با دشنۀ دشنام و نیزۀ اتهام به مصاف فکر و فرهنگ رفته اند وخروارها ناسزا ونا روا ، حواله نویسنده کرده اند ؛ ویا با اندکی تخفیف ومراعات ، اورا مزدور ، کثیف ، بی شرف ، خائن و ... لقب داده اند .

تنها پاسخ من به این فرزانگان قوم این است که " المفلس فی امان الله  ! مفلس ذهنی – عقلی و ورشکستۀ فکری – منطقی ، مرفوع القلم است وهیچ حرجی براو نیست .

 

 گروه دوم

آنانی که بدون هیچگونه تحلیل وتوضیح ، صرفاً احساسات ، علایق و عواطف شخصی خودرا ابرازواظهارکرده اند ؛ مثلاً گفته اند مرحوم مزاری را بسیاردوست دارند وفریب تشیع درباری را نمی خورند و ... ویا اگرازموافقان محتوای جزوه بوده اند ، گفته اند با خواندن آن پنجرۀ جدیدی بر روی شان گشوده شده وباورهای پیشین شان را تغییر داده است و ...

احساسات ونظرات این عزیزان بسیار محترم وقابل قدر ؛ اما از آنجا که نفیاً و اثباتاً کدام نقد وپرسشی را دررابطه با اثریادشده مطرح نکرده اند ، طبعاً من هم جز تشکروسپاس ، پاسخی برای آنها ندارم .

 

گروه سوم

جمعی که عجولانه به کوچۀ علی چپ زده اند و سوراخ دعا را گم کرده اند وبه عزم کعبه ، به سوی توران وترکستان روانند . این گروه عجول وبی تأمل بجای نقد یا ردّ سخن من ، یخن زید وعمر بیچاره را گرفته اند وبجای نقض ونکس ادعاهای من واثبات گناه وخطای من ، گردن آهنگرهای دیگررا در " شوشتر " زده اند . شیوه وسیره ای که مربوط به عصردایناسوراست وازیک انسان سوادمند امروزی هرگزانتظارنمی رود . این فرزانگان قوم – که الحق دست ملا نصرالدین را ازپشت بسته اند – بجای توجه و تمرکزبه محتوا و مدعای اثروارائه پاسخ منطقی یا غیر منطقی به آنها ، خروارها دشنام ونا سزا به سوی محسنی ، فاضل ، اکبری ، مسعود ، ربانی ، سیّاف و... حواله کرده اند واز هیچ فسق وفضیحتی نسبت به آنان فروگذارنکرده و گاه مسایل خانوادگی وناموسی آنان رانیز به میدان کشیده اند . ودرآخر ، نویسندۀ کتاب را " غلام حلقه به گوش و نوکربی ارادۀ " آنان قلمداد کرده و یا حداقل به جانبداری از آنان و دریافب پاداش از سوی آنها متهم کرده است .

هرچند این جماعت نه شایستۀ دریافت پاسخند ونه آنرا فهم می کنند ؛ اما از آنجا که گاه از خانه ای هندو هم قرآن بیرون می آید ، ممکن است درمیان اینها هم تک وتوک افراد عاقل یا حداقل نیمه عاقل یافت شود ؛ محض خاطرآنها چند نکته را مورد اشاره قرارمی دهم :

1 . نویسنده از خواننده انتظاردارد که درمقام ارزیا بی وداوری هرپدیده واثر ، حداقل های منطق واستدلال رامورد نظرقراردهد وبدیهیات خردورزی وعقلانیت را ازنظردورندارد . یکی ازآموزه های بدیهی وابتدایی منطق این است که " اثبات شئ نفی ماعدا نمی کند " ؛ یعنی اگر گفتیم حسن آدم خویی است ، مفهومش این نیست که حسین یامحسن آدم های بدی هستند. اگربگوییم : یزید خلیفه ای ظالم وفاسد بود ، الزاماً این مفهوم را نمی رساند که معاویه ، مروان ، هارون و ... مجسمه های عدل وتقوا بوده اند . وهاکذا سایر مثال ها . درمانحن فیه ودرجزوۀ اسطورۀ شکسته نیز هرگاه از انعطاف ناپذیری وجنگ طلبی مرحوم مزاری سخن می گوییم ، هرگز این معنا را القا نمی کند که مسعود ، سیّاف ، حکمتیار ودیگران فرشته های صلح ومؤدت بودند . هرگاه ازبروز و عروض فساد وانحراف درصفوف جنگجویان حزب وحدت سخن می گوییم ، الزاماً به این معنا نیست که تفنگداران شورای نظّار ، اتحادسیّاف ، حرکت اسلامی وجناح اکبری ازچنان آفت ها وآسیب ها ، بری وعاری بوده اند . وهم چنین سایرموارد .

براین اساس ، محور و موضوع بحث ما درآن نبشته ، بررسی کارنامۀ استاد مزاری وحزب اوست نه دیگران . نسبت به سایرگروه ها وطرف ها ( شورای نظّار ، اتحاد ، حرکت و وحدت اکبری ) نه نظرایجابی داریم و نه نظرسلبی . نه درسدد تخریب آنها هستیم ونه تأیید شان . اگرازسیه کاری های احتمالی آنان چیزی نمی گوییم ، صرفاً به این دلیل است که دردستورکارما قرارندارد وخارج ازموضوع کتاب است ، نه اینکه آنها ازماهی های صابون زده هم پاکترند .

اینکه " اثبات شئ نفی ما عدانمی کند " ازبدیهیات اولیۀ منطق وخرد است . من نمی دانم چرا پیروان استاد مزاری دقیقاً برعکس این قاعدۀ مسلم عقلانی حرکت می کنند و نقد اورا بمعنای تأیید یا جانبداری ازمخالفان ایشان تعبیر وتفسیرمی کنند وبی درنگ به دشنام این وآن واهانت به فلان قوم وقبیله می پردازند ؟!

ممکن است بسیاری ازابهامات وشبهات با این توضیح برطرف گردد ؛ مثلاً دوستی بنام محمد رضا گقته اند شما گناه تمام جنگ ها را به عهده استاد مزاری انداخته اید و دیگران ( مسعودوسیّاف ) را تبرئه کرده اید ؛ درحالی که من تنها سهم ونقش استاد مزاری را دربروز آن جنگ ها بررسی کرده ام و اثبات نقش مزاری درآن حوادث هرگز به معنای تبرئه دیگران نیست . اگرروزی وروزگاری درنوشته دیگر به نقد کارنامۀ آنها بپردازم ، شاید سهم آنهارا برجسته تر ازمزاری اثبات نمایم .

2 . هرگاه گوینده یا نویسنده ای ، تابوهای ذهنی واسطوره‌های خیالی شما را مورد پرسش وتردید قرارمی دهد ، شما بی درنگ دشنۀ دشنام تان را به سوی سادات ، قزلباش ها ، بیات ها و... نشانه می روید وهزاره بودن صاحب سخن رامورد انکار و تردید قرارمی دهید . لابد منظورتان از  این رويۀ ناروا این است که آزاد اندیشی واسطوره شکنی از شأن هزاره بعید است و هیچ هزاره ای پیدا نمی شود که منتقد ومخالف مزاری وحزبش باشد واین شیعیان درباری وغیر هزاره هستند که درفش مخالفت با راه ورسم مزاری را بدوش کشیده اند .

اگرمقصود تان این است ، اجازه دهید که من " دانه درشت های " مخالفان ( واحیاناً دشمنان ) مزاری را درجامعۀ هزاره ودردرون حزب وحدت ، برای شما معرفی کنم :

فصیحی ورسی عضو شورای مرکزی که به دست دیوانگان مزاری درغرب کابل کشته شد واحسانی تمرانی عضودیگر شورای مرکزی که توسط نصری های مزاری ترورشد ، مگر هزاره نبودند ؟  ژنرال اختری چهره ای ماندگار جهاد درشمال کشور و 5 تن ازقوماندانان برجستۀ جهادی سرپل که توسط لاشخور شمال ( محمد محقق ) سربه نیست شدند ، مگرهزاره نبودند ؟ شیخ ناظرترکمنی رئیس ارکان فرقۀ 33 ابرار ، قوماندان حسنی ورسی ، قوماندان سروری جوزجان ، عیاس پایدار قوماندان نامدار حرکت ، کاشفی فرمانده کل نظامی حرکت و ده ها چهره مؤمن وجهادی دیگر که ازدم تیغ حزب ورهروان مزاری گذشتند ، مگرهزاره نبودند ؟ اگر به هزاره بودن اینها شک دارید ( چون مسلمان وجهادی بودند ) به هزاره بودن شفیع دیوانه مالک اشتر مزاری وهمراهانش ، ژنرال احمدی مالک اشتر محقق و 200 تن از افراد سید سرور که شک ندارید ! اگر به هزاره بودن اینها هم شک داشته باشید ، در هزاره بودن ژنرال صداقت ، ژنرال غرجی وژنرال درّ محمد که بنام معامله گران افشار اعدام شدند ، حتماً شک ندارید !

ازشخصیت های سیاسی وحزبی : چهرۀ شاخص حزب وحدت آقای زاهدی ، معاون حزب وحدت آقای اکبری ، آیت الله تقدسی و ... 

ازشمال کشور : شفق سرپلی ، شیخ باقر سلطانی ، شیخ سلمان ، محمد محقق بلخی و ...

ازغزنی وجاغوری : فیاض لومانی ، افضلی جاغوری ( اعضای شورای مرکزی ) ذکی ، صادقی لُخک ، فکرت غزنوی ، قوماندان واثق ، صا لحی و ...

ازارزگان : افکاری شهرستان ، صادقی شهرستان ، صادقی زاده ، امینی اشترلی ( همه اعضای شورای مرکزی ) قوماندان صالحی و ...

ازدیگرمناطق : احمدی جرغی ، محقق ورسی ، محقق دایمردادی ( اعضای شورای مرکزی ) احسانی پنجاب ، ژنرال فاروق سلطانی ، صادقی لعل ، صادقی یکاولنگ و ...

ازقوماندانان و چهره های معروف حرکت اسلامی : داکتر شاه جان ، داکتر صادق مدبّر ، قوماندان فیضی ، داکتر سلطان ، شهید مشتاق ، ژنرال تابش ، عباس پایدار ، قنبرلنگ و ...

ازفرهنگیان وروشنفکران هزاره : محمد علی قبادی ، داکتر رنجبر ، فصیحی غزنوی ، عوض علی اعتمادی ، محمد سرورتقوی ، قنبر علی تابش ، محمد حسین فیاض ، شوکت علی محمدی، صادق عادلی ، مسیح ارزگانی و...

اگراین فهرست را ادامه دهم ، مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد . حال باید ازشما پرسید که اینها هزاره بودند وهستند یا کشک ؟ بجزدرمیان هزاره های کویته – که درآنجا احساسات نژادی بر عقلانیت غلبه دارد – درسایر مناطق اگرمخالفان مزاری وحزبش دراکثریت نباشند ، نیمی از جمعمیت را حداقل تشکیل می دهند . حال شما با این اکثریت خموش چه می کنید ؟ اگر بگویید همه مزدور ودرباری هستند ، پس مزدوری نیمی از قوم خودرا ثابت کرده اید . اگر عاقلانه و منصفانه با حقایق برخورد کنید وبگویید : مزاری هم مانند هرانسان دیگری ، موافقانی داشت ومخا لفانی . بعضی ها مشتاقش بودند وبعضی ها منتقدش ؛ درین صورت بسیاری ازمشکلات ازجمله معضل هویت قومی نویسندۀ اسطوره شکسته حل می شود . نگارندۀ این سطور نیز یک هزارۀ منتقد مزاری است و هیچ ضرورتی ندارد که شما درمیان شیعیان غیر هزاره دنبالش بگردید و هزاران ناسزا واتهام نثار آنها کنید .  

3 . شما پس ازآنکه بربنیاد چنان منطق سخیف وتحلیل ضعیف ، به تعبیرخودتان " تشیع درباری" را مقصراصلی تشخیص دادید و به مصاف آن دشمنان موهوم رفتید ؛ نخستین گام واقدام تان دراین مبازرۀ یک طرفه ، پیش کشیدن مسایل خانوادگی وناموسی آنان و تأکید فراوان برتعدد زوجات و ازدواج های مکررآنهاست .

علاوه براینکه نفس طرح کردن اینگونه موضوعات ، ازهرنظر زشت ، ناجوانمردانه وخلاف ادب واخلاق است ؛ دونکتۀ دیگر را نیز دراین خصوص همیشه به یاد داشته باشید :

یک : شما که اینهمه از قباحت وفضاحت تعدد زوجات وازدواج مردان کهن سال با زنان جوان ، داد سخن می رانید ، آیا هیج نیندیشیده اید که این ایراد واعتراض شما مستقیماً متوجه پیامبر ، امام علی ، امام حسن ودیگربزرگان دین است ؟ آیا بهتر نیست که اساساً یخن خود خداوند را محکم بگیرید که چرا تعدد زوجات را رخصت داده وچرا کفّو سنی را درازدواج شرط نکرده است ؟

دو : اگرتعدد زوجات یا ازدواج کهن سال با نوباوه ، قبیح وفضیح است ، چرا تنها برای تشیع درباری قبیح است ؛ اما برای تشیع انقلابی ، فضیلت وافتخار ؟ مگربابای مرحوم شما درمیان غّرش آتشبارها و دربحبوحۀ خون ، مرگ وویرانی و با محاسن سفید به حجلۀ بخت نرفت ؟ مگرمحمد محقق – وارث بلا فصل مزاری وقهرمان فعلی شما – جزدستچین کردن گل دخترهای شمال و تشکیل حرمسرا کار وهنر دیگری هم دارد ؟ آیا هیچ جانوری درعرصۀ زنباره گی وهوسرانی می تواند حریف ورقیب شیخ شهیر شما ( محقق ) باشد ؟  زمانی که نامبرده بعنوان نامزد هزاره ها درانتخابات ریاست جمهوری درمصاحبه با را دیوی بی بی سی درمعرفی خود گفت " من محمد محقق 49 ساله دارای سه همسر و17 فرزند هستم " من بعنوان یک هزاره ، عرق شرم بر جبینم ظاهر شد و نمی دانستم که برحماقت او وسادگی قومم بگریم یا بخندم . البته محقق کدام خلاف شرعی مرتکب نشده است ؛ اما چنین بیوگرافی شرم آوری ممکن است ازسلاطین عثمانی و خلفای عباسی به یاد گارمانده باشد ؛ نه از یک سیاستمدار انقلابی امروز .

4 . ا زهمه بدیع تر و شگفت تر اینکه شما تشیع درباری را به وابستگی به ایران متهم می کنید ؛ درحالی که دنیا و ما فیها بخوبی می دانند که مزاری با آن سواد ، فرهنگ ، فرزانگی وخوشنامی! که روی بچۀ سقو را هم سفید کرد ؛ نه تنها لیاقت رهبری یک حزب ، بل لیاقت چوپانی یک رمه را هم نداشت ؛ اما تنها وتنها پول و زور ایران و وزارت خارجه اش بودکه آن بلا و آفت خانمانسوز را به جان مردم بلاکشیده ای هزاره انداخت . افسوس که سرنوشت ومصالح قوم پا برهنه ام دراینجا دست و قلمم را به زنجیر کشیده است ؛ وگرنه ارقام وفهرست های ا ز ... ارائه می کردم تا می دانستید که مزاری سردر آخور کی داشت و با اراده وخواست کی به آن مقام رسید . البته گهگاه او درظاهر نمکدان را می شکست وساده لوحانی چون شما به آن دل خوش کرده اند ؛ اما درواقع همان شکستن ها هم با اشارۀ صاحب نمک بود تا نعل وارونه ای باشد برای ردّ گم کردن .

 

  گروه چهارم

جمعی ازفرهیختگان قوم بصورت کوتاه وگویا چنین گفته اند :

" نقد وتحلیل شما ازحوادث آغازدهۀ هفتاد خورشیدی ، جامع ، فراگیروهمه جانبه نیست . شما تنها روی مرحوم مزاری وحزبش تمرکزکرده اید ؛ اما سایر طرف های درگیررا مغفول گذاشته اید . این رویه و رویکرد اولاً نشانۀ نقص وعدم جامعیت کار شماست وثانیاً جانبداری شمارا ازبعضی جریان ها و عقده گشایی شما را نسبت به بعضی جریان های دیگر نشان می دهد وبی طرفی شما را مورد تردید جدی قرارمی دهد . "

پاسخ های ذیل رامی توانم خدمت این دوستان عرض کنم :

1 . من باشما کاملاً موافقم که آن نقد وتحلیل ، جامع وهمه جانبه نیست وازاول هم قرارنبود چنین باشد . من نام آن جزوه را " اسطورۀ شکسته " گذاشته ام وزیرآن عنوان ، بصورت توضیح وتفسیر چنین نوشته ام : ( نقد ، بازخوانی وارزیابی کارنامه سه ساله استاد مزاری درغرب کابل ) . پس ازهمان آغاز من چارچوب ومحدوده کار و مطالعه را برای خواننده ، مشخص وتعریف کرده ام ؛ یعنی گفته ام موضوع ومحور بحث ما دراین نبشته ، بررسی ترازنامه سیاسی و کارنامۀ مبارزاتی استاد مزاری وحزبش است ، نه شورای نظّار ، اتحادسیّاف ، حکمتیار ، حرکت اسلامی و وحدت اکبری . هم چنین حدود وثغور زمانی کار را نیز دقیقاً مشخص کرده ام ؛ یعنی گقته ام محدودۀ زمانی کار و مطالعۀ ما ، محدود ومحصوربه کارنامۀ مزاری وحزبش درغرب کابل است وبه کارنامۀ او قبل از زمان مورد اشاره ( درسازمان نصر ) ونیز به کارنامۀ حزب وحدت پس ازمزاری کاری نداریم وازدستورکارما خارج است .

براین اساس ، بررسی فراگیر و همه جانبه ازآغاز در دستورکار و برنامه ام قرار نداشت و از همان آغاز ، مطالعه محدود ، مشخص وتعریف شده دردستورکارم قرارداشت و این را باصراحت به خواننده اعلام کرده ام .

2 . بررسی دقیق ، جامع وهمه جانبۀ ده سال جنگ و آشوب داخلی با آنهمه طرف های متعدد ومتنوع و آنهمه قدرت ها و کشورهای درگیر ، ازتوان و حوصله یک فرد خارج است و یک تلاش جمعی مستمر می طلبد . من تنها کارنامۀ سه سالۀ یک شخص و یک جریان را بررسی کرده ام ، کتاب 200 صفحه ای ازکاردرآمده است ؛ حالا اگرکارنامۀ ده ساله ای مسعود ، حکمتیار ، سیّاف ، دوستم ، ربانی ، محسنی ، اکبری ، خلیلی ، ملک ، ملا عمر ، اسماعیل خان و ... راهم برآن اضافه کنم ، مثنوی هفتاد من کاغذ و کتاب 4000 صفحه ای خواهد شد که نه من قادر به نگارش آن هستم و نه خواننده ، توان مطالعه و مرور آن را دارد . من تنها دریچه ای را گشوده ام و راهی را آغاز کرده ام . اینک برشما فرهیختگان قوم است که این پروسۀ نا تمام را تکمیل کنید و دیگر تابوها و بت ها را نیز بشکنید .

3 . اما اینکه شما محدود بودن حوزۀ کار و مطالعه مرا به معنای جانبداری از بعضی ها و غرض ورزی نسبت به بعض دیگر تفسیر کرده اید ، قبلاً گفته ام که اثبات شئ نفی ماعدا نمی کند. نقد مزاری نه به معنای دشمنی و خصومت ورزی با شخص اوست و نه به معنای تأ یید و حمایت ازمخالفان او . 

 

گروه پنجم

جمعی دیگرازخوانندگان ، منابع و مستندات کتاب را مورد خدشه و مناقشه قرارداده اند و بطورخلاصه گفته اند که استناد نویسنده دربرخی موارد به نوشته ها یا سخنان زاهدی ، اکبری و امثال آنها ، مصداق روشنی از " شاهد روباه دم روباه " واستفاده ازسخنان یک دشمن علیه دشمن دیگر می باشد که چنین استناد و استدلالی فاقد حجیت و از درجه اعتبار ساقط است .

 

پاسخ :

1 . گواهی وسخن مخالف و رقیب برضد طرف مقابل درصورتی پذیرفته نیست که آن تقابل و رویارویی ، همواره و آشتی ناپذیر وجود داشته باشد ؛ مثلاً بخواهیم اظهارات رهبران حزب خلق را علیه مجاهدین یا بالعکس ، مورد استناد قرار دهیم . اما آنگاه که مخالفان و رقیبان امروزی ، درگذشته های نه چندان دور ، هم سنگر و هم حزب بوده اند و اینک پس ازجدایی و رویارویی ، خاطرات و سرگذشت های مشترک زمان دوستی وهمکاری را روایت می کنند ؛ چه کسی گفته است که این گواهی و روایت حجت نیست ؟ آیا خاطرات و اظهارات محقق و خلیلی – که اینک مخالف و رقیب یکدیگر هستند- اززمانی که هردو درحزب وحدت همکار و همراز بوده اند ، علیه یا له یکدیگر حجت نیست ؟

من به خاطرات ، اظهارات وسخنانی از اکبری ، زاهدی و محقق دایمردادی استناد کرده ام که آنها از زمان همکاری و رفاقت با مزاری روایت می کنند ، نه اززمان رقابت و خصومت . درآن زمان ها ، آنان ازهم قطاران مزاری و ازمسئولان طراز اول حزب وحدت و مطلع از اسرار عیان و پنهان آن بوده اند .

2 . تقریباً 80% ازمنابع و مستندات من درتدوین جزوۀ حاضر ، سخنان و نوشته های مربوط یا نزدیک به حزب وحدت استاد مزاری بوده است و 20% بقیه ، مربوط یا نزدیک به جناح اکبری وحرکت اسلامی . حال اگرجناح و گروه اول ، آن بیست درصد را سخن خصم و فاقد اعتبار بدانند و گروه دوم نیز آن هشتاد درصد را سخن رقیب و فاقد اعتبار بدانند ؛ درین صورت ، نویسندۀ بدبخت چه خاکی به سرش بریزد و ازکجا اسناد ومدارک جمع آوری کند ؟ آیا در روزنامه های تایمزلندن ، واشنگتن پست و فیگارو یا درآرشیو سیا و موساد ، مطلب و سندی دربارۀ مسایل درونی وسیاست های حزب وحدت یافت می شود ؟  بنابراین نویسنده ناگزیراست به هردوطرف منازعه بگوید : اگرمنابع مرتبط با جناح شما پذیرفتنی وقابل قبول است ، منابع مرتبط با طرف مقابل هم همینطور . واگر ازشما پذیرفتنی نیست ، ازجناح رقیب هم همینطور .

3 . زمانی آقای زاهدی درمدح مرحوم مزاری درغرب کابل گفته بود : "وقتی شعار مزاری رهبر را شنیدم آرام اشک ریختم " . درهمان زمان این سخنرانی بصورت یک جزوۀ مستقل منتشر و درمقیاس وسیع درافغانستان وایران توسط پیروان آقای مزاری پخش گردید و سند زنده و محکم برحقانیت و فضیلت آن مرحوم تلقی شد . بعدها درنشریات حزب وحدت ده ها بار آن سخنان نقل و نقد گردید و علیه خود زاهدی نیز از آنها استفاده شد . حال اگرآقای زاهدی درآن سخنان خود ، صادق ، امین و حقیقت گوی است ، پس در دیگر سخنان خود که به نفع شما نیست ، نیز باید چنین باشد . اگر احیاناً دراین سخن خود ، کا ذب و یاوه سراست ، پس چرا شما با چنگ ودندان به این سخن کذب و یاوه چسپیده اید وآنرا وحی منزل تلقی می کنید ؟ چه راز و رمزی درکاراست که سخن و دیدگاه یک فرد دلیل برحقانیت شما می شود ؛ اما دلیل بر بطلان شما نه ؟

 

گروه ششم

جمعی از دلسوزان و مصلحت اندیشان قوم ( مانند آقایان یا خانم ها کبیر وافشین ) به نگارنده پند و اندرز داده اند که گذشته ها گذشته و بیایید به فکرآینده باشیم و پرداختن به آن گذشته های تلخ هیچ سودی ندارد و خلاف مصالح مردم و وحدت ملی است و...

از این اندرزحکیمانه شما بی نهایت سپاسگزارم ؛ اما صد دریغ و افسوس که زمانه و زمینه با شما همنوا نیست وحقایق موجود چیزی دیگر می گویند . اینک که نگارنده مشغول تحریر این پاسخنامه هستم ، دراطراف ما رویدادهای درحال وقوع است که با بانگ داوّدی به ما می گویند : آینده بر بنیان گذشته ساخته می شود و گذشته ، اساس و زیرساخت آینده است . اگرما گذشته ها را فراموش کنیم ، دیگران و رقبای ما یقیناً آنها را فراموش نمی کنند و با اتّکا واستناد به آنها ، آینده را به گونه ای دیگر رقم می زنند .

رویداد مورد اشاره ام فیلم" کابل اکسپرس" است که امروزه درکانون توجه رسانه ها و مردم افغانستان قراردارد . با اینکه نویسنده و کارگردان آن فیلم هندی هستند ؛ با این حال بازیگران فیلم در دیالوگ ها ، اتهامات و افتراهایي را به هزاره ها نسبت می دهند که روح این مردم هم از آنها خبرندارد و اساساً با فرهنگ و پیشینۀ این مردم ناسازگار است . حال ازشما می پرسم که این ذهنیت و تلقی منفی جهانی نسبت به هزاره ها از کجا سرمنشأ گرفته است ؟ هزاره ها درکجا و چه زمان به سر و مغز اسرای خود میخ کوبیده اند ؟ ازکدام زمان این تلقی ناروا درذهن برخی ها شکل گرفت که هزاره ها راهزن و شرورند؟ یقیناً مبدأ و منشأ تمام آن فسق وفضیحت ، غرب کابل و وندی های استادمزاری بود . آنچه را هنرپیشه یا نویسندۀ آن فیلم در وصف هزاره بیان می کند ، صفت و سیرۀ قوم یخن کنده و مهرورز هزاره نیست ؛ بلکه دقیقاً اوصاف و صفات وندیان مرحوم مزاری است که متأ سفانه به کلیّت قوم شریف و نجیب هزاره تعمیم داده می شود .

بنابراین می بینیم که اگرهم ما گذشته هارا فراموش کنیم ، دیگران آن را فراموش نمی کنند و همیشه سیمای ما را درآن آیینه به تماشا می نشینند و ازآن زاویۀ دید درباره ما به قضاوت وداوری می پردازند . دقیقاً یکی ازاهداف محوری من درتدوین جزوۀ حاضر ، پیشگیری از رویدادها وکج فهمی های مشابه با فیلم کابل اکسپرس بود ؛ یعنی می خواستم به جهانیان واقوام ساکن کشور اعلام واثبات نمایم که سیه کاری ها و ناانسانی های اعمال شده درغرب کابل ، صرفاً به وندیان و مزاری مربوط است و هیچ ارتباطی با قوم یخن کنده و ریسمان بدوش هزاره ندارد . می خواستم به دنیا و مردم افغانستان بگویم که هزاره اهل میخ کوبیدن به مغز دیگران نیست و ازکوره های آدم سوزی وندیان و مزاری هیج اطلاعی ندارد . خلاصه تمام سعی و تلاشم این بود که سرنوشت و سرگذشت هزاره را ازاعمال و کردار مشتی دیوانه و هرزه جدا سازم تا درآینده چنین قضاوت های ( مانند فیلم کابل اکسپرس ) دربارۀ این قوم غیور و صبور صورت نگیرد .

شما عقلای قوم ازهمان آغاز اگر " جنگ وجنون " غرب کابل را " مقاومت عدالتخواهانه " نمی نامیدید و با صراحت اعلام می کردید که هزاره یک ملت است ؛ اما مزاری یک فرد و وندیان یک گروه تبهکار و سرنوشت اینها کاملاً ازهم جداست ؛ یقیناً مشکلات امروزی پیش نمی آمد .  

 

گروه هفتم

گروه دیگر از خوانندگان ، لحن و نثر کتاب را تند و زننده توصیف نموده ، آنرا اهانت آمیز و جانبدارانه ارزیابی کرده اند .

پاسخ  :

درخصوص لحن و شیوه نگارش جزوه من با شما موافقم . قبلاً نیز دوستانی این نکته را تذکر داده بودند . نثر اسطورۀ شکسته ، تند ، تلخ و نیشدار است . متأسفانه یا خوشبختانه ، سبک و شیوه نگارش من اینگونه است . نثرم تلخ ، شور، گزنده ، گستاخ ، آشوبگر و درعین حال زنده و جانداراست . همواره تهاجمی ، پرشور و قاطع می نویسم . نمی توانم گردن کجی و مظلوم نمایی کنم . عریان گویی و صراحت لهجه ، شیوه و سیره من است . این ویژگی ها درخون من و قلمم جریان دارد و حال جزء عادتم شده و ترک عادت هم باعث مرض است .

با همۀ اینها ، سخنم درشت ؛ امادرست است . اگرصراحت و وضاحت دارد ، صداقت وحقیقت هم دارد . کج می نشینم ؛ اما راست می گویم . گزنده و کوبنده می نویسم ؛ اما پخته و سنجیده و عاری از مغالطه و سفسطه هم می نویسم . لحنم تلخ و شوراست ؛ ولی خطابی و شعاری نیست .

 

وسرانجام :

بسیاری از خوانندگان خواستار آدرس ، تلفن و امیل نویسندۀ اسطورۀ شکسته شده اند . به دلیل مزاحمت های احتمالی برخی افراد ، از ذکر آدرس و تلفن معذورم ؛ اما امیل و وبلاگ خود را درپایان این نوشته برای شما ذکر خواهم کرد تا باب گفتگو و مباحثه باز باشد . متن اصلاح شده اسطورۀ شکسته درآن وبلاگ موجوداست وپنجره نظرات هم گشوده .

(نويسنده اطلاع داده است وبلاگ شان از پرشين بلاگ به بلاگفا نقل مكان كرده و آدرس آن ذيلا ذكر گرديده است. آرمان).

Azadi-azadi.blogfa.com

Hoseinazadi200@yahoo.com 


◙ موضوعات مرتبط سياسي, , كتاب/ نقد

◙ ارسال اين مطلب به شبكه‌هاي اجتماعي بالاترين دنباله Delicious Facebook

◙ آخرين مطالب از اين نويسنده (غلام حسین آزادی):
  • گفتگوهای مجازی وپاسخ های آزادی

  • اسطورهء شكسته(7)

  • اسطورهء شكسته -6

  • اسطورهء شكسته -5

  • اسطورهء شكسته -3

  • اسطورهء شكسته-2

  • از ميان همين موضوع:

  • سر افغاني برباد؛ سراعراب بسلامت! (امين)

  • گفتمانهای شیعی از حکومت پساکمونیستی تا دموکراسی پساطالبانی (علي رضا شريفي)

  • جامعه جهانی واندیشه استراتژی جدید درافغانستان (عادل غلامي خالقيار)

  • احزاب سياسي و تثبيت دموكراسي در افغانستان (علي رضا شريفي)

  • دورویی «ایمن الظواهری»؛ نگاه دوگانه او به مسائل آمریکا و افغانستان (سيدعلي حسيني)

  • نگاهي تازه به بحران ديرپاي کشور (محمد اکبري‌(علامه))

  • سه هدف اساسي طالبان (حامد شفايي)

  • گناه ماچيست؟-2 (امين)

  • گناه ما چيست؟ (امين)

  • نامه ارسالي در مورد حمله انترنتي به سايت آرمان (سيدعلي حسيني)

  • به ميمنت بازگشت قصاب‌ها به امارت! (admin)

  • شطرنج بازی آقای کرزی (محمد حسين فياض)

  • سه نوع مبارزه ودفاع درافغانستان (نبی قانع زاده)

  • موانع توسعه افغانستان (محمد اکبری (علامه))

  • معنی سیاسی چند حزب چیست؟ (احد تركمني دليل)

  • چرا دوست نما هاى مرحوم امان الله خط ديورند را به رسميت نه مى شناسند؟ (سيدحسيب مصلح)

  • فرار هزار زندانی؛ نشانه ضعف یا فساد (سيدعلي حسيني)

  • دردیزی بازاست حیاء گربه کجاست؟ (پيمان)

  • رفتی و زما نیامد هرگز یادت (پيمان)

  • سيرى بر حقيقت پرت و پلا ى جناب ليمه و حقيقت فاشيسم (سيد ذبيح الله مهديار)

  • Search Armans.Info Search the Web

    * مقالات بيانگر ديدگاه نويسندگان است
    * نقل مطالب سايت به جرائد چاپي با ذكر منبع و نام نويسنده و به منابع انترنتي با ذكر منبع و ارائه پيوند مجاز است. ذكر منبع نشانه حرفه اي بودن شماست
    * جهت ارسال مطلب لطفا از فرم تماس استفاده نماييد. نويسندگان عضو ازاينجا مي توانند نشر نمايند

     

    لوگوي سايت  

     

    ستون نويسندگان

    امين آرمان

    سر افغاني برباد؛ سراعراب بسلامت!

     

    محمود موسايي:

    آتش بیار معرکه غزه اعراب وکشورهای تحریک کننده حماس هستند


    احد تركمني:

    پیراهنِ بی اُتُو


    محمود موسايي:

    نسل من نسلی که می سوزد


    احد تركمني:

    که شیطان دو شاخ دارد

    محمود موسايي:

    طلای سیاه یا خاکستر سیاه؟


    امين آرمان:

    جنبش اسلامي لنگه كفش


    محمود موسايي:

    اندرنکوهش لنگه کفش


    محمود موسايي:

    از کوزه (نه آن) برون تراود که دراوست


    سيد علي حسيني:

    «گورهای دسته جمعی» در افغانستان


     

    آمار مقالات

    نويسندگان: 56
    مقالات فعال: 802
    كل مقالات: 2802
    نظرات: 3987
    موضوعات: 36

     

    آمار ترافيك


    بازديد يونيك ديروز: 2165
    بازديد امروز تاكنون: 2690
    شما 1 بار بازديد كرده ايد
    مجموع بازديدها: 1275050
    افراد آنلاين:1
    آي پي شما: 38.103.63.56

    تأسيس: 2002
    بازسازي: 2004

     

    RSS

    Latest Referrers:
    www.google.com
    www.google.com
    www.google.com
    www.facebook.com
    host-tracker.com
    host-tracker.com
    host-tracker.com
    host-tracker.com
    host-tracker.com
    host-tracker.com
    host-tracker.com
    host-tracker.com
    host-tracker.com
    host-tracker.com
    host-tracker.com
     


     

    Home | Afghanistan | Columnists | Clickbank | Articles | Forum | Links | Gallery | Books | Policy | Contact

    ©2003 www.armans.info/all rights reserved