English ׀ Arabic ׀ Dari ׀ Pashto ׀

صفحه اول | افغانستان | نويسندگان | مقالات | اخبار | كليك‌بانك | لينكستان | كتابخانه | گالري | پاليسي | تماس

 
 
مقالات تازه

ما وجهان معاصر؛ امريكا از اين زاويه

avatar
بهرام آمونيايي

دایاگ، برنامه ي دلخوش كن

avatar
آروند هاتی روی

پایان و مرگ خیال

avatar
نصرت شاد

تئوری روسو و دولت روبسپیر

avatar

صفحه را به دوستان معرفي كنيد!

پيوندها

پيوند‌هاي بيروني


نقد و نظر

هنوزنمی دانم چرا اینجا هستم!

نويسنده: مسيح ارزگاني

مسيح ارزگاني
تاريخ نشر: 15.01.2007

فرهنگ ومطبوعات مهاجرت آن رونق سابق راندارد . پیش ازسال هشتاد اکثر تنظیم های سیاسی وجهادی درایران دفاتر نمایندگی داشتند وجراید متعددی یا مستقیماً توسط آنها ویا با حمایت مالی آنها منتشرمی گردید . هم چنین تعدادی از مئوسسات فرهنگی مستقل یا نیمه مستقل درایران فعّال بودند . اما پس ازسال یاد شده ، احزاب ومئوسسات فرهنگی کلاً به داخل منتقل شدند . درشرایط حاضر تنها آن دسته ازنشریات افغانی که به احزاب وابسته نبودند وفعلاً ازسوی برخی مئوسسات فرهنگی و دانشگاه های ایران حمایت می شوند ، توانسته اند به حیات خود ادامه دهند .


گفتگوی صریح ودوستانه بامسیح ارزگانی نویسنده هموطن که بتازگی وارداسترالیا شده است



 


آرمان : با تشکرازاینکه وقت تان رادراختیار ما می گذارید وبه سؤالات ما پاسخ


می گویید . درآغاز خودرابرای خوانندگان آرمان معرفی نمایید .



ارزگانی  : بنام یگانۀ هستی . من هم متقابلاً ازشما گردانندگان جریدۀ وزین آرمان تشکرمی کنم . من علی نجفی با نام مطبوعاتی ومستعارمسیح ارزگانی ، درسال 1348 دردیارزخم خورده ای ارزگان به دنیا آمدم . درسال 1361 به کاروان خانه بدوشان بی وطن پیوستم وابتدا به پاکستان وسپس به ایران آمدم . نوجوانی ، جوانی ، تحصیلات وبخشی ازفعالیت های ادبی ومطبوعاتی ام رادرایران گذراندم . درماه سپتامبر سال جاری ازطریق پروسۀ سازمان ملل به استرالیا آمدم واینک درملبورن هستم ودرخدمت شما . 


آرمان : تا جایی که ما اطلاع داریم شما مدتی زیادی درایران مشغول تحصیلات عالی بودید ، ممکن است اندکی ازسوابق تحصیلی تان برای ما بگویید ؟


ارزگانی : من درایران ابتدا به تحصیل علوم دینی مشغول شدم واندکی بعد تردرکنار آن به علوم جدید یعنی مکتب ودانشگاه پرداختم . درعرصۀ تحصیلات دینی وحوزوی من مدرک لیسانس وفوق لیسانس یا ماستری دررشته فقه ومعارف اسلامی دارم و مقطع دکترای آن راکه مدتش پنج سال است ، من چهارسالش راپشت سرگذاشته ام . درعرصۀ علوم جدید نیز درسال1377 مدرک دپلم گرفتم ودرسال 80 وارد دانشگاه شدم ومقطع لیسانس یا کارشناسی رادر رشتۀ روانشناسی گذراندم . درسال 1384 وارد مؤسسۀ علوم انسانی شدم وبه مدت یک سال دررشتۀ مدیریت به تحصیل پرداختم . اینک هم محصل آن مؤسسه هستم وفعلاً درمرخصی به سرمی برم


آرمان : ماعلا قمندیم که با فعالیت های فرهنگی وادبی شما نیزآشنا شویم ، لطفاً در


این زمینه کمی روشنی بیندازید .


ارزگانی :  آغاز آشنایی من با قلم و نوشتن دراواخر دهۀ 60 بود . اولین نوشته هایم در سال های 68 و 69 درنشریات آن زمان به چاپ رسیدند. ازآغاز دهۀ هفتاد خورشیدی بیشتروارد دنیای داستان شدم . بعدها درعرصه های طنز، نقد ومقالات تحقیقی وتاریخی نیز طبع آزمایی کردم . مدتی سردبیر نشریه ادبی " گلشن " بودم و


مدت یک سال ونیم نیزسردبیرهفته نامۀ خبری " نسیم" . یکبارهم خودم نشریه ای را بنام " هموطن" سروسامان دادم ؛ اما به دلایل نامعلوم موفق به دریافت مجوز


نشرنشدم . دراین اواخر گهگاه با فصلنامۀ " گفتمان " همکاری می کردم .


آرمان : چه شد که به فکرمهاجرت مجدد افتادید وبه چه دلیل کشوراسترالیا را انتخاب کردید ؟


ارزگانی : این سئوالیست که هنوزپاسخی برای آن نیافته ام . براستی همین اکنون هم نمی دانم که چرا اینجا هستم ومن دراینسوی دنیا ودرجوار قطب جنوب ودرملبورن چه کاردارم ؟ هنوزنتوانسته ام خودراقانع کنم ودلیل قابل قبولی برای این سفربتراشم . گاه درپیشگاه وجدانم بسیارشرمسارم واحساس می کنم که من به پیمانی که خداوند ومردم ومیهنم داشته ام ، خیانت کرده ام . عهدما این بود که پس ازپایان تحصیلات به میهن مان بازگردیم وبه هم میهنان رنجدیده وبا صفای خودخدمت کنیم ودر سازندگی وآبادانی سرزمین آبایی خود سهم بگریم . اما به دلایلی که برای خودم هم معلوم نیست ، اینک من سرازملبورن درآورده ام واین ازعجایب روزگار است .


پناهندگی وجلای وطن ممکن است ازیک خانوادۀ بی سرپرست ، ازافراد جویای کار وازگروهای عادی جامعه ، پذیرفته باشد ؛ اما ازافراد وگروه های که می توانند برای کشورومردم خود مفید باشند ، به هیچوجه پذیرفته نیست . اگراینان همگی جل خودرا ازآب بکشند ، پس چه کس یا کسانی به فکرآن کشورویران ومردم بینوا باشند ؟


علاوه براینها من ازنظر جهانبینی واحساسات کاملاً یک انسان شرقی هستم . به شرق وارزش های آن عمیقاً ایمان وشدیداً دلبستگی دارم . ذهن وضمیر من با افسانه ها ، ترانه ها ، مهرورزی ها ، خداجویی ها ودیگر داشته ها ومیراث های


کهن ومعنوی شرق خوگرفته است . اززندگی مدرن وپیچیدۀ غربی اصلاً خوشم 


نمی آید . من احساس می کنم که دراین شیوۀ زندگی ، تمام همت ها وفرصت ها صرف شکم وزیرشکم می شود واین برای بشریت یک فاجعه است . تمام رسالت انسانی وآسمانی ما رقص وآواز ، شراب وکباب نیست . درفرهنگ وباورهای ما ، کپل جنباندن وبرهنه راه رفتن هیچ فضیلت وافتخاری نیست . مابه ارزش های آسمانی وانسانی ومعراج انسان می اندیشیم که هیچکدام دراین برهوت فاقد معنویت


یافت نمی شود . لذابرایم بسیاردشواراست که بتوانم خودرابا این زندگی  عیارسازم .


شاید هم مشکل ازمن باشد که برای این دنیا ساخته نشده ام .


بهرحال من هنوزنمی دانم که چرا اینجا هستم . تنها امیدم این است که روزی برگردم و این معما حل شود .


آرمان : شما اثری هم دربارۀ شخصیت ملی – تاریخی هزاره ها ابراهیم خان گاوسوار نوشته اید . چطوربه فکر این موضوع افتادید واین اثردر کجا ودر چه سالی به چاپ رسید ؟


ارزگانی : من ازخردسالی ابراهیم خان گاوسوار رامی شناختم . مردم زادگاه من افسانه های عجیبی را ازدلاوری های اونقل می کردند وترانه های شیرینی رادربارۀ اومی خواندند ؛ مانند این ترانه :


   ابراهیم خان بچه ای گاوسواره     امو ده کل هزاره سرداره


     پدرکارپادشاهی ره لعنت       امو لایق وزیری ره داره


اودرذهن کوچک من بسیاربزرگ بود ومن اورابسیار دوشت داشتم . بعدها که بزرگ شدم وبا کتاب وتاریخ آشنا گردیدم ، دیدم که ابراهیم خان نه یک افسانه بلکه یک حقیقت بوده ودرلحظات تاریک وباریک ، خدمت بزرگی برای هزاره ها انجام داده است . اگرنبود قیام متهورانه او درسال 1324 شاید یکبار دیگر داستان خانه بدوشی وبردگی هزاره ها درعصرعبدالرحمن تکرار می شد . اینجا بود که من احساس کردم اوبخشی ازتاریخ وسرگذشت ملی ماست وتصمیم گرفتم تاریخچۀ مبارزات اورابه صورت مستند وبدور ازهرگونه اغراض واحساس شخصی یا قومی به رشته تحریر


درآورم . ونتیجۀ آن جزوه ایست بنام "روایت افتخار " که در 200 صفحه وبا تیراژ


2000 نسخه درسال 1376 توسط مرکزفرهنگی نویسندگان افغانستان ، چاپ ونشر


گردید .


آرمان : چطورشد اصلاً شما دریک موضوع ملی – تاریخی تحقیق کنید ، درحالی که این کار به ندرت صورت گرفته است ؟


ارزگانی :  من باورندارم که کار دراین موضوع به ندرت صورت گرفته باشد . بعنوان نمونه بیاییم شخصیت های ملی – تاریخی هزاره ها رامثال بزنیم . درمورد عبدالخالق تاکنون دواثرمستقل یکی بنام " تندیس خشم " درپاکستان ودیگری بنام 


"یادنامۀ عبدالخالق " درایران به چاپ رسیده است . درمورد مورّخ نامدارمرحوم کاتب یک اثرمستقل بنام " یاد نامه کاتب " دردهۀ 60 خورشیدی درکابل ، تدوین ونشر گردید وتا کنون ده ها مقاله تحقیقی و مبسوط دربارۀ زندگی وآثار او توسط اساتید دانشگاه ومحققین صاحب نام به نشررسیده است . درمورد مرحوم بلخی نیز تا کنون چند اثر ویادنامۀ مستقل ، تدوین ونشرشده که آخرین وجامع ترین آنها


"شب دیجور" ازسید اسحاق شجاعی است . درخصوص مرحوم مزاری نیز تا آنجا که من اطلا ع دارم تنها سه اثرویادنامۀ مستقل درایران به نشررسیده است .


بعلاوه ، برخی ازآثار اساساً بخشی ازموضوع آنها را همین چهره های تاریخی تشکیل می دهد ؛ مانند " سرزمین ورجال هزارجات " اثرمحقق حسین نایل .


می بنیم که دراین موضوع بسیار کارشده است . تنها کسی که تا آن زمان تحقیق مستقلی درمورد اوصورت نگرفته بود ، مرحوم گاوسوار بود . به همین جهت من احساس کردم این کاریک نیاز وضرورت است . آدم همیشه سعی کند راه های نرفته وناپیموده رابپیماید . پیمودن راه های رفته وهموارشده توسط دیگران چندان دشوار نیست .


اگر منظورشما این باشد که درحوزه های علمیه ودرمیان روحانیون به موضوعات ملی – تاریخی کم پرداخته شده است ، بازهم من باورندارم که چنین باشد . فراموش نکنیم که نامدارترین مورخ وطن ما یعنی ملا فیض محمد کاتب یک روحانی بود . کسی که برای اولین بار دربارۀ قتل عام هزاره ها درعصر عبدالرحمن یک کتاب نوشت ، یک روحانی بود بنام ملا محمد افضل ارزگانی که " مختصرالمنقول " را به یادگار گذاشت . دردورۀ معاصر نیز نخستین تحقیق جامع درتاریخ هزاره توسط یک روحانی " حاج کاظم یزدانی " صورت گرفته ودردوجلد منتشر شده است . کسانی که درمرکزفرهنگی نویسندگان ، یادنامۀ خالق شهید را تدوین کردند اکثراً روحانی بودند و هاکذا .


آرمان :  شما اثردیگری هم درحال تکمیل شدن دارید ، می شود برای ما بیشتر


توضیح دهید که درچه موضوعی است ودرچه وضعیتی قراردارد ؟


ارزگانی :  حدود دوسال قبل با اهتمام واشترک جمعی ازفارغ التحصیلان وپژوهندگان مقیم ایران ، انجمنی پدید آمد بنام " انجمن علمی – پژوهشی فردا " که متاسفانه بسیار زود جوانمرگ شد . درآن انجمن تصمیم گرفته شد جریان ها وجنبش های سیاسی معاصرافغانستان طی یک فرایند فعالیت گروهی ، مورد مطالعه و


بازخوانی قرارگیرند . ابتدا عنوان یادشده به سه بخش چپ ، راست واسلامگرا تقسیم گردید وسپس هرکدام اززیرمجموعه ها به تعدادی ازاعضا سپرده شد که سهم من ویکی ازدوستان ، مطا لعۀ جنبش چپ درافغانستان گردید . دوست وهمکارم ،


جنبش چپ متمایل به پکن رابرگزید ومن جنبش چپ وفادار به مسکو را . بدین منوال کارشروع شد . من ابتدا منابع ومستندات لازم را گردآوری کردم وسپس به مدت تقریباً یک سال سرگرم مطا لعۀ منابع ویادداشت برداری ازآنها بودم . یک سال دیگر به تحریرونگارش متن گذشت . اینک تقریباً 95 درصد کارپایان یافته است .


یادداشت ها ودست نوشته هایم را با خودم آورده ام واینک مشغول تکمیل آن هستم .


البته آنچه اینک درحال نگارش آن هستم ، جریان شناسی کلیّت جنبش چپ با تمام فراز وفرود هایش نیست ؛ بلکه نقد ، بررسی وبازخوانی کارنامۀ چهارده ساله حزب  دموکراتیک خلق افغانستان دراریکه قدرت است . من به دور ازهرگونه پیشداوری وجانبداری ، کارنامه وکارکرد 14 ساله حزب ونظام د . خ . ا . را – اعم ازمثبت و منفی – مورد بازخونی وارزیابی قرارداده ام . هنوز عنوانی برای این جزوه انتخاب 


نکرده ام . شاید نام آن " طوفان سرخ آسیا " باشد وشاید هم عنوان دیگری .


آرمان :  خوب برگردیم به سئوال های دیگر . شما وضعیت تحصیلی افغان ها رادر


ایران چگونه ارزیابی می کنید ؟ مثبت یا منفی ؟


ارزگانی :  داوری من دراین مورد مثبت است . ایران کشور همسایه وهمزبان ماست وازامکانات وفرصت های تحصیلی فراوان برخوردار است . به دلیل همین همزبانی ،یک نفرافغان همین که وارد خاک ایران شد می تواند به مدرسه ودانشگاه برود و لازم نیست چند سالی راصرف آموختن زبان کند . افغان های مقیم ایران ازمزیت های همزبانی وامکانات آموزشی ایران بخوبی استفاده کرده اند . افراد بسیاری مدارج عالی علمی راپیموده اند . جوانان زیادی همین اکنون مشغول تحصیل وفعالیت های فرهنگی وهنری هستند . اینها ازسرمایه ها وامید های حال وآیندۀ کشورومردم ما هستند . نکته بسیار حائز اهمیت اینکه مهاجرین مقیم ایران وپاکستان به دلیل همجواری وارتباطات نزدیک با میهن شان ، دلبستگی ها ووفاداری ها به سرزمین آبایی شان راحفظ کرده اند ودرآرزوی بازگشت وخدمت به وطن شان هستند . دولت های کشورهای یادشده نیز درسدد جذب واعطای تابعیت به آنها نیست . بنابراین آنها کاملاً افغانی وازسرمایه های مملکت هستند .


نکتۀ یادشده رابه این خاطر گفتم که یقیناً درمیان افغان های مقیم غرب نیز افراد. تحصیلکرده کم نیستند ؛ اما مشکل اینجاست که اینان به دلیل دوری وفقدان ارتباطات با وطن اصلی ونیزبه دلیل اعطای تابعیت ازسوی کشورهای پناهنده پذیر ، عملاً تعلق خاطری به افغانستان ندارند وکمتردراندیشه بازگشت هستند . هیچ امیدی به اینها نیست . اما من به تحصیل کرده های مقیم ایران ، پاکستان ، آسیای میانه ، روسیه ، ترکیه ودیگرممالکی که مهاجرپذیر نیستند ، بسیارامیدوارم .


آرمان :  وضعیت فعالیت های فرهنگی ومطبوعاتی درمیان مهاجرین مقیم ایران چگونه است ؟


ارزگانی :  فرهنگ ومطبوعات مهاجرت آن رونق سابق راندارد . پیش ازسال هشتاد اکثر تنظیم های سیاسی وجهادی درایران دفاتر نمایندگی داشتند وجراید متعددی یا مستقیماً توسط آنها ویا با حمایت مالی آنها منتشرمی گردید . هم چنین تعدادی از مئوسسات فرهنگی مستقل یا نیمه مستقل درایران فعّال بودند . اما پس ازسال یاد شده ، احزاب ومئوسسات فرهنگی کلاً به داخل منتقل شدند . درشرایط حاضر تنها آن دسته ازنشریات افغانی که به احزاب وابسته نبودند وفعلاً ازسوی برخی مئوسسات فرهنگی و دانشگاه های ایران حمایت می شوند ، توانسته اند به حیات خود ادامه دهند ؛ مانند فصلنامه های توسعه ، خط سوم ، گفتمان ، سراج و ماهنامه هان چون پامیر ، فرخار ، طرح نو وامثال آنها وهفته نامه های خبری مانند جهان معاصر ، نسیم ، رسالت ومانند آنها .


درخصوص دیگرفعالیت های فرهنگی بطورکلی وخلاصه می توانم بگویم که در


شرایط حاضر ، فیلم وسینما ، ژورنالیزم حرفه ای ، فعالیت های علمی – پژوهشی ،


تألیف وتولید آثارمستقل ومانند آنها ازرونق برخوردار است ؛ اما تولیدات ادبی مانند شعر ، داستان کوتاه ، رمان ، خاطره و... بارکود نسبی مواجه است .


آرمان : استرالیا راچگونه دیدید واز زندگی جدید تان راضی هستید یا نه ؟ 


ارزگانی :  البته اظهارنظرجدّی دراین مورد بسیارزود است . تا زمانی که به زبان یک جامعه مسلط نباشیم ، نمی توانیم فرهنگ ، ارزش ها وشیوۀ زندگی آن جامعه را به خوبی بشناسیم . وتازمانی که این معرفت حاصل نشود ، هرگونه اظهارنظر ، عجولانه وشتاب زده خواهد بود . اما آنچه که تا کنون من ازظاهر قضایا برداشت کرده ام اینست که استرالیا راکشور آباد ، آزاد ، وسیع ، خوش آب وهوا ودارای تنوع قومی وفرهنگی قابل ملاحظه یافته ام . به نظرمی رسد فرصت های شغلی ، تحصیلی وتجاری فراوان دراین سرزمین وجود داشته باشد . ازتضییقاتی که نسبت به مسلمانان دربرخی دیگرکشورهای غربی اعمال می شود مانند ممنوعیت پوشش اسلامی یا سخت گیری های امنیتی ، دراین سرزمین نشانی به چشم نمی خورد . ازاحساسات فاشیستی ونژادگرایانه که دربرخی کشورهای اروپایی مانند آلمان وفرانسه مشاهده می شود ، دراینجا خبری نیست .


البته به همۀ مزایای یادشده ، این نکته را نباید فراموش کرد که استرالیا هرچند از


لحاظ جغرافیایی درجنوب شرق کرۀ زمین واقع شده ؛ اما ازنظر فرهنگی کاملاً یک کشور غربی است وچنانکه قبلاً گفتم بسیاری ازشرقی ها وبویژه مسلمانان مشکلاتی درسازگاری با این فرهنگ دارند .


آرمان : تشکر از اینکه وقت تان را دراختیار ما قراردادید .


ارزگانی : من هم از شما تشکرمی کنم .


( این گفتگودرشمارۀ 49 ماهنامه آرمان ارگان جامعۀ هزارۀ ویکتوریا چاپ شده است )


 


--------------
آثار ديگري ازهمين نويسنده
:
1
. چو ايستاده اي دست افتاده گير!
2
.
3
.
4
.
5
.
6
.
7
.
8
.
9
.
10
.


 


موضوعات مرتبط مهاجرت و پناهندگي, گفتگو/گزارش
ارسال اين مطلب به شبكه‌هاي اجتماعي بالاترين دنباله Delicious Facebook Share/Bookmark
نقد و نظر
تازه ترين مطالب از(مسيح ارزگاني):

 از ميان همين موضوع:

اهمیت زبان مادری برای اطفال پناهنده ومهاجر: قسمت دوم (نبي قانع زاده)

آیا لازمه هویت ایرانی، دشمنی با افغان هاست؟ (ليلا كابلي)

تاثیر طرح تحول اقتصادی بر اقتصاد مهاجرین (ابراهيم افتخاري)

جوانان مهاجر افغاني، خطرها ، پيامدها و راهکارها (3) (محمد حسين فياض)

اهمیت آموزش زبان مادری برای اطفال پناهنده ومهاجر (نبي قانع زاده)

طرح پانصدهزارتومانی ایران و ضربه فنی شدن مهاجرین افغانی (شريف سالار)

سه دهه با مطبوعات فارسی زبان مهاجران افغان در ایران 1357-1386 (مهدي جعفري خانقاه)

جوانان مهاجرافغاني، خطرها، پيامدها و راهکارها (2) (محمد حسين فياض)

جوانان مهاجرافغاني، خطرها، پيامدها و راهکارها (1) (محمدحسين فياض)

عکس‌ها سخن می‌گوید (امان الله شفايي)

بي گناهي كم گناهي نيست ! (مسيح ارزگاني)

وقتي جنگل تر و خشك دارد (م. غزنوي)

یک حادثه و دو حاشیه (مسيح ارزگاني)

مهاجرت وتبعات فرهنگی اجتماعی (عادل غلامي خلقيار)

مهاجرت وتقابل جامعه سنتی ومدرن (عادل غلامي خلقيار)

مسجد باید خانه فرهنگ مردم باشد (ميرحسين مهدوي)

یکتاپرستان ِبهشت شداد ! (مسيح ارزگاني)

بادوستان مرّوت بامیزبانان مدارا (مسيح ارزگاني)

خویشاوندان ناداروپولدار (مسيح ارزگاني)

اخراج مهاجران افغان سیاستی غیرانسانی‌ است (جمعي از نويسندگان)

Search Armans.Info Search the Web

* مقالات معرف ديدگاه نويسندگان بوده موقف سايت را بازتاب نمي دهند
* نقل مطالب سايت به جرائد چاپي با ذكر منبع و نام نويسنده و به منابع انترنتي با ارائه "پيوند" مجاز است. ذكر منبع نشانه حرفه اي بودن شماست
* جهت ارسال مطلب لطفا از فرم تماس استفاده نماييد. نويسندگان عضو ازاينجا مي توانند نشر نمايند

 

لوگوي سايت  

 

ستون نويسندگان (تريبون آزاد)

نصرت شاد

هواداران آنارشیسم در ادبیات غرب

نصرت شاد

بهرام آمونيايي

كنترل مدارس، راهي براي مبارزه با ترور نظرات :1

بهرام آمونيايي

امين آرمان

دا افغانستان اسلامي امارت رييس جمهور !

امين آرمان

بهرام آمونيايي

سازمان کشورهاى اسلامي جدي است؟

بهرام آمونيايي

نصرت شاد

بورژوازی و فیلسوفان اش

نصرت شاد

امين آرمان

بعد از احوال پرسي حامد و محمود نظرات :1

امين آرمان
 

مطالب پرخواننده كنوني

 

آمار مقالات

نويسندگان: 75
مقالات فعال: 1122
كل مقالات: 21122
نظرات: 4580
موضوعات: 39

 

آمار ترافيك


بازديد يونيك ديروز: 5872
بازديد امروز تاكنون: 74
شما 1 بار بازديد كرده ايد
مجموع بازديدها: 2878898
افراد آنلاين:13
آي پي شما: 38.107.191.108

تأسيس: 2002
بازسازي: 2004

 

Click Here to View and get our
RSS
 آينجا را كليك كنيد و آدرس آر اس اس ما را انتخاب نماييد

ايميل خود را جهت اطلاع از به روزشدن سايت وارد كنيد
Enter your email address:

Referrers


Translate into Other Languages


Username:
Password:
Lost Password?
Recover Password

Arman/سايت آرمان

↑ Grab this Headline Animator


Home | Afghanistan | Authors | Click-bank | Articles | News | Links | Gallery | Library | Policy | Contact

©2003 www.armans.info /all rights reserved

Best Viewed: 1024 X 768 :بهترين حالت نمايش
Powered by: www.ace-host.net