Home

Afghanistan Columnists

Click bank

Articles  

News

Links

Books

Gallery

Policy

   باشگاه نويسندگان آزاد

  |  صفحه اول |  افغانستان  |   نويسندگان   مقالات  |   اخبار    كليك‌بانك  |   كتابخانه  |   گالري  |   پاليسي   | تماس



 

لوگوي سايت

خبرتازه

خبرهاي بيشتر در اينجا...

 

مقالات نويسندگان

مسؤوليت هرسخن بدوش پديدآورنده است. سايت در قبال آثارارسالي نويسندگان پاسخگو نيست

  مهاجرت و پناهندگي, گفتگو/گزارش

مطالب بيشتر از مسيح ارزگاني در صفحه اختصاصي نويسنده

پيوسته‌ها



هنوزنمی دانم چرا اینجا هستم!

نويسنده: مسيح ارزگاني

تاريخ نشر: 15- 01-2007

فرهنگ ومطبوعات مهاجرت آن رونق سابق راندارد . پیش ازسال هشتاد اکثر تنظیم های سیاسی وجهادی درایران دفاتر نمایندگی داشتند وجراید متعددی یا مستقیماً توسط آنها ویا با حمایت مالی آنها منتشرمی گردید . هم چنین تعدادی از مئوسسات فرهنگی مستقل یا نیمه مستقل درایران فعّال بودند . اما پس ازسال یاد شده ، احزاب ومئوسسات فرهنگی کلاً به داخل منتقل شدند . درشرایط حاضر تنها آن دسته ازنشریات افغانی که به احزاب وابسته نبودند وفعلاً ازسوی برخی مئوسسات فرهنگی و دانشگاه های ایران حمایت می شوند ، توانسته اند به حیات خود ادامه دهند .



گفتگوی صریح ودوستانه بامسیح ارزگانی نویسنده هموطن که بتازگی وارداسترالیا شده است

 

آرمان : با تشکرازاینکه وقت تان رادراختیار ما می گذارید وبه سؤالات ما پاسخ

می گویید . درآغاز خودرابرای خوانندگان آرمان معرفی نمایید .

ارزگانی  : بنام یگانۀ هستی . من هم متقابلاً ازشما گردانندگان جریدۀ وزین آرمان تشکرمی کنم . من علی نجفی با نام مطبوعاتی ومستعارمسیح ارزگانی ، درسال 1348 دردیارزخم خورده ای ارزگان به دنیا آمدم . درسال 1361 به کاروان خانه بدوشان بی وطن پیوستم وابتدا به پاکستان وسپس به ایران آمدم . نوجوانی ، جوانی ، تحصیلات وبخشی ازفعالیت های ادبی ومطبوعاتی ام رادرایران گذراندم . درماه سپتامبر سال جاری ازطریق پروسۀ سازمان ملل به استرالیا آمدم واینک درملبورن هستم ودرخدمت شما . 

آرمان : تا جایی که ما اطلاع داریم شما مدتی زیادی درایران مشغول تحصیلات عالی بودید ، ممکن است اندکی ازسوابق تحصیلی تان برای ما بگویید ؟

ارزگانی : من درایران ابتدا به تحصیل علوم دینی مشغول شدم واندکی بعد تردرکنار آن به علوم جدید یعنی مکتب ودانشگاه پرداختم . درعرصۀ تحصیلات دینی وحوزوی من مدرک لیسانس وفوق لیسانس یا ماستری دررشته فقه ومعارف اسلامی دارم و مقطع دکترای آن راکه مدتش پنج سال است ، من چهارسالش راپشت سرگذاشته ام . درعرصۀ علوم جدید نیز درسال1377 مدرک دپلم گرفتم ودرسال 80 وارد دانشگاه شدم ومقطع لیسانس یا کارشناسی رادر رشتۀ روانشناسی گذراندم . درسال 1384 وارد مؤسسۀ علوم انسانی شدم وبه مدت یک سال دررشتۀ مدیریت به تحصیل پرداختم . اینک هم محصل آن مؤسسه هستم وفعلاً درمرخصی به سرمی برم

آرمان : ماعلا قمندیم که با فعالیت های فرهنگی وادبی شما نیزآشنا شویم ، لطفاً در

این زمینه کمی روشنی بیندازید .

ارزگانی :  آغاز آشنایی من با قلم و نوشتن دراواخر دهۀ 60 بود . اولین نوشته هایم در سال های 68 و 69 درنشریات آن زمان به چاپ رسیدند. ازآغاز دهۀ هفتاد خورشیدی بیشتروارد دنیای داستان شدم . بعدها درعرصه های طنز، نقد ومقالات تحقیقی وتاریخی نیز طبع آزمایی کردم . مدتی سردبیر نشریه ادبی " گلشن " بودم و

مدت یک سال ونیم نیزسردبیرهفته نامۀ خبری " نسیم" . یکبارهم خودم نشریه ای را بنام " هموطن" سروسامان دادم ؛ اما به دلایل نامعلوم موفق به دریافت مجوز

نشرنشدم . دراین اواخر گهگاه با فصلنامۀ " گفتمان " همکاری می کردم .

آرمان : چه شد که به فکرمهاجرت مجدد افتادید وبه چه دلیل کشوراسترالیا را انتخاب کردید ؟

ارزگانی : این سئوالیست که هنوزپاسخی برای آن نیافته ام . براستی همین اکنون هم نمی دانم که چرا اینجا هستم ومن دراینسوی دنیا ودرجوار قطب جنوب ودرملبورن چه کاردارم ؟ هنوزنتوانسته ام خودراقانع کنم ودلیل قابل قبولی برای این سفربتراشم . گاه درپیشگاه وجدانم بسیارشرمسارم واحساس می کنم که من به پیمانی که خداوند ومردم ومیهنم داشته ام ، خیانت کرده ام . عهدما این بود که پس ازپایان تحصیلات به میهن مان بازگردیم وبه هم میهنان رنجدیده وبا صفای خودخدمت کنیم ودر سازندگی وآبادانی سرزمین آبایی خود سهم بگریم . اما به دلایلی که برای خودم هم معلوم نیست ، اینک من سرازملبورن درآورده ام واین ازعجایب روزگار است .

پناهندگی وجلای وطن ممکن است ازیک خانوادۀ بی سرپرست ، ازافراد جویای کار وازگروهای عادی جامعه ، پذیرفته باشد ؛ اما ازافراد وگروه های که می توانند برای کشورومردم خود مفید باشند ، به هیچوجه پذیرفته نیست . اگراینان همگی جل خودرا ازآب بکشند ، پس چه کس یا کسانی به فکرآن کشورویران ومردم بینوا باشند ؟

علاوه براینها من ازنظر جهانبینی واحساسات کاملاً یک انسان شرقی هستم . به شرق وارزش های آن عمیقاً ایمان وشدیداً دلبستگی دارم . ذهن وضمیر من با افسانه ها ، ترانه ها ، مهرورزی ها ، خداجویی ها ودیگر داشته ها ومیراث های

کهن ومعنوی شرق خوگرفته است . اززندگی مدرن وپیچیدۀ غربی اصلاً خوشم 

نمی آید . من احساس می کنم که دراین شیوۀ زندگی ، تمام همت ها وفرصت ها صرف شکم وزیرشکم می شود واین برای بشریت یک فاجعه است . تمام رسالت انسانی وآسمانی ما رقص وآواز ، شراب وکباب نیست . درفرهنگ وباورهای ما ، کپل جنباندن وبرهنه راه رفتن هیچ فضیلت وافتخاری نیست . مابه ارزش های آسمانی وانسانی ومعراج انسان می اندیشیم که هیچکدام دراین برهوت فاقد معنویت

یافت نمی شود . لذابرایم بسیاردشواراست که بتوانم خودرابا این زندگی  عیارسازم .

شاید هم مشکل ازمن باشد که برای این دنیا ساخته نشده ام .

بهرحال من هنوزنمی دانم که چرا اینجا هستم . تنها امیدم این است که روزی برگردم و این معما حل شود .

آرمان : شما اثری هم دربارۀ شخصیت ملی – تاریخی هزاره ها ابراهیم خان گاوسوار نوشته اید . چطوربه فکر این موضوع افتادید واین اثردر کجا ودر چه سالی به چاپ رسید ؟

ارزگانی : من ازخردسالی ابراهیم خان گاوسوار رامی شناختم . مردم زادگاه من افسانه های عجیبی را ازدلاوری های اونقل می کردند وترانه های شیرینی رادربارۀ اومی خواندند ؛ مانند این ترانه :

   ابراهیم خان بچه ای گاوسواره     امو ده کل هزاره سرداره

     پدرکارپادشاهی ره لعنت       امو لایق وزیری ره داره

اودرذهن کوچک من بسیاربزرگ بود ومن اورابسیار دوشت داشتم . بعدها که بزرگ شدم وبا کتاب وتاریخ آشنا گردیدم ، دیدم که ابراهیم خان نه یک افسانه بلکه یک حقیقت بوده ودرلحظات تاریک وباریک ، خدمت بزرگی برای هزاره ها انجام داده است . اگرنبود قیام متهورانه او درسال 1324 شاید یکبار دیگر داستان خانه بدوشی وبردگی هزاره ها درعصرعبدالرحمن تکرار می شد . اینجا بود که من احساس کردم اوبخشی ازتاریخ وسرگذشت ملی ماست وتصمیم گرفتم تاریخچۀ مبارزات اورابه صورت مستند وبدور ازهرگونه اغراض واحساس شخصی یا قومی به رشته تحریر

درآورم . ونتیجۀ آن جزوه ایست بنام "روایت افتخار " که در 200 صفحه وبا تیراژ

2000 نسخه درسال 1376 توسط مرکزفرهنگی نویسندگان افغانستان ، چاپ ونشر

گردید .

آرمان : چطورشد اصلاً شما دریک موضوع ملی – تاریخی تحقیق کنید ، درحالی که این کار به ندرت صورت گرفته است ؟

ارزگانی :  من باورندارم که کار دراین موضوع به ندرت صورت گرفته باشد . بعنوان نمونه بیاییم شخصیت های ملی – تاریخی هزاره ها رامثال بزنیم . درمورد عبدالخالق تاکنون دواثرمستقل یکی بنام " تندیس خشم " درپاکستان ودیگری بنام 

"یادنامۀ عبدالخالق " درایران به چاپ رسیده است . درمورد مورّخ نامدارمرحوم کاتب یک اثرمستقل بنام " یاد نامه کاتب " دردهۀ 60 خورشیدی درکابل ، تدوین ونشر گردید وتا کنون ده ها مقاله تحقیقی و مبسوط دربارۀ زندگی وآثار او توسط اساتید دانشگاه ومحققین صاحب نام به نشررسیده است . درمورد مرحوم بلخی نیز تا کنون چند اثر ویادنامۀ مستقل ، تدوین ونشرشده که آخرین وجامع ترین آنها

"شب دیجور" ازسید اسحاق شجاعی است . درخصوص مرحوم مزاری نیز تا آنجا که من اطلا ع دارم تنها سه اثرویادنامۀ مستقل درایران به نشررسیده است .

بعلاوه ، برخی ازآثار اساساً بخشی ازموضوع آنها را همین چهره های تاریخی تشکیل می دهد ؛ مانند " سرزمین ورجال هزارجات " اثرمحقق حسین نایل .

می بنیم که دراین موضوع بسیار کارشده است . تنها کسی که تا آن زمان تحقیق مستقلی درمورد اوصورت نگرفته بود ، مرحوم گاوسوار بود . به همین جهت من احساس کردم این کاریک نیاز وضرورت است . آدم همیشه سعی کند راه های نرفته وناپیموده رابپیماید . پیمودن راه های رفته وهموارشده توسط دیگران چندان دشوار نیست .

اگر منظورشما این باشد که درحوزه های علمیه ودرمیان روحانیون به موضوعات ملی – تاریخی کم پرداخته شده است ، بازهم من باورندارم که چنین باشد . فراموش نکنیم که نامدارترین مورخ وطن ما یعنی ملا فیض محمد کاتب یک روحانی بود . کسی که برای اولین بار دربارۀ قتل عام هزاره ها درعصر عبدالرحمن یک کتاب نوشت ، یک روحانی بود بنام ملا محمد افضل ارزگانی که " مختصرالمنقول " را به یادگار گذاشت . دردورۀ معاصر نیز نخستین تحقیق جامع درتاریخ هزاره توسط یک روحانی " حاج کاظم یزدانی " صورت گرفته ودردوجلد منتشر شده است . کسانی که درمرکزفرهنگی نویسندگان ، یادنامۀ خالق شهید را تدوین کردند اکثراً روحانی بودند و هاکذا .

آرمان :  شما اثردیگری هم درحال تکمیل شدن دارید ، می شود برای ما بیشتر

توضیح دهید که درچه موضوعی است ودرچه وضعیتی قراردارد ؟

ارزگانی :  حدود دوسال قبل با اهتمام واشترک جمعی ازفارغ التحصیلان وپژوهندگان مقیم ایران ، انجمنی پدید آمد بنام " انجمن علمی – پژوهشی فردا " که متاسفانه بسیار زود جوانمرگ شد . درآن انجمن تصمیم گرفته شد جریان ها وجنبش های سیاسی معاصرافغانستان طی یک فرایند فعالیت گروهی ، مورد مطالعه و

بازخوانی قرارگیرند . ابتدا عنوان یادشده به سه بخش چپ ، راست واسلامگرا تقسیم گردید وسپس هرکدام اززیرمجموعه ها به تعدادی ازاعضا سپرده شد که سهم من ویکی ازدوستان ، مطا لعۀ جنبش چپ درافغانستان گردید . دوست وهمکارم ،

جنبش چپ متمایل به پکن رابرگزید ومن جنبش چپ وفادار به مسکو را . بدین منوال کارشروع شد . من ابتدا منابع ومستندات لازم را گردآوری کردم وسپس به مدت تقریباً یک سال سرگرم مطا لعۀ منابع ویادداشت برداری ازآنها بودم . یک سال دیگر به تحریرونگارش متن گذشت . اینک تقریباً 95 درصد کارپایان یافته است .

یادداشت ها ودست نوشته هایم را با خودم آورده ام واینک مشغول تکمیل آن هستم .

البته آنچه اینک درحال نگارش آن هستم ، جریان شناسی کلیّت جنبش چپ با تمام فراز وفرود هایش نیست ؛ بلکه نقد ، بررسی وبازخوانی کارنامۀ چهارده ساله حزب  دموکراتیک خلق افغانستان دراریکه قدرت است . من به دور ازهرگونه پیشداوری وجانبداری ، کارنامه وکارکرد 14 ساله حزب ونظام د . خ . ا . را – اعم ازمثبت و منفی – مورد بازخونی وارزیابی قرارداده ام . هنوز عنوانی برای این جزوه انتخاب 

نکرده ام . شاید نام آن " طوفان سرخ آسیا " باشد وشاید هم عنوان دیگری .

آرمان :  خوب برگردیم به سئوال های دیگر . شما وضعیت تحصیلی افغان ها رادر

ایران چگونه ارزیابی می کنید ؟ مثبت یا منفی ؟

ارزگانی :  داوری من دراین مورد مثبت است . ایران کشور همسایه وهمزبان ماست وازامکانات وفرصت های تحصیلی فراوان برخوردار است . به دلیل همین همزبانی ،یک نفرافغان همین که وارد خاک ایران شد می تواند به مدرسه ودانشگاه برود و لازم نیست چند سالی راصرف آموختن زبان کند . افغان های مقیم ایران ازمزیت های همزبانی وامکانات آموزشی ایران بخوبی استفاده کرده اند . افراد بسیاری مدارج عالی علمی راپیموده اند . جوانان زیادی همین اکنون مشغول تحصیل وفعالیت های فرهنگی وهنری هستند . اینها ازسرمایه ها وامید های حال وآیندۀ کشورومردم ما هستند . نکته بسیار حائز اهمیت اینکه مهاجرین مقیم ایران وپاکستان به دلیل همجواری وارتباطات نزدیک با میهن شان ، دلبستگی ها ووفاداری ها به سرزمین آبایی شان راحفظ کرده اند ودرآرزوی بازگشت وخدمت به وطن شان هستند . دولت های کشورهای یادشده نیز درسدد جذب واعطای تابعیت به آنها نیست . بنابراین آنها کاملاً افغانی وازسرمایه های مملکت هستند .

نکتۀ یادشده رابه این خاطر گفتم که یقیناً درمیان افغان های مقیم غرب نیز افراد. تحصیلکرده کم نیستند ؛ اما مشکل اینجاست که اینان به دلیل دوری وفقدان ارتباطات با وطن اصلی ونیزبه دلیل اعطای تابعیت ازسوی کشورهای پناهنده پذیر ، عملاً تعلق خاطری به افغانستان ندارند وکمتردراندیشه بازگشت هستند . هیچ امیدی به اینها نیست . اما من به تحصیل کرده های مقیم ایران ، پاکستان ، آسیای میانه ، روسیه ، ترکیه ودیگرممالکی که مهاجرپذیر نیستند ، بسیارامیدوارم .

آرمان :  وضعیت فعالیت های فرهنگی ومطبوعاتی درمیان مهاجرین مقیم ایران چگونه است ؟

ارزگانی :  فرهنگ ومطبوعات مهاجرت آن رونق سابق راندارد . پیش ازسال هشتاد اکثر تنظیم های سیاسی وجهادی درایران دفاتر نمایندگی داشتند وجراید متعددی یا مستقیماً توسط آنها ویا با حمایت مالی آنها منتشرمی گردید . هم چنین تعدادی از مئوسسات فرهنگی مستقل یا نیمه مستقل درایران فعّال بودند . اما پس ازسال یاد شده ، احزاب ومئوسسات فرهنگی کلاً به داخل منتقل شدند . درشرایط حاضر تنها آن دسته ازنشریات افغانی که به احزاب وابسته نبودند وفعلاً ازسوی برخی مئوسسات فرهنگی و دانشگاه های ایران حمایت می شوند ، توانسته اند به حیات خود ادامه دهند ؛ مانند فصلنامه های توسعه ، خط سوم ، گفتمان ، سراج و ماهنامه هان چون پامیر ، فرخار ، طرح نو وامثال آنها وهفته نامه های خبری مانند جهان معاصر ، نسیم ، رسالت ومانند آنها .

درخصوص دیگرفعالیت های فرهنگی بطورکلی وخلاصه می توانم بگویم که در

شرایط حاضر ، فیلم وسینما ، ژورنالیزم حرفه ای ، فعالیت های علمی – پژوهشی ،

تألیف وتولید آثارمستقل ومانند آنها ازرونق برخوردار است ؛ اما تولیدات ادبی مانند شعر ، داستان کوتاه ، رمان ، خاطره و... بارکود نسبی مواجه است .

آرمان : استرالیا راچگونه دیدید واز زندگی جدید تان راضی هستید یا نه ؟ 

ارزگانی :  البته اظهارنظرجدّی دراین مورد بسیارزود است . تا زمانی که به زبان یک جامعه مسلط نباشیم ، نمی توانیم فرهنگ ، ارزش ها وشیوۀ زندگی آن جامعه را به خوبی بشناسیم . وتازمانی که این معرفت حاصل نشود ، هرگونه اظهارنظر ، عجولانه وشتاب زده خواهد بود . اما آنچه که تا کنون من ازظاهر قضایا برداشت کرده ام اینست که استرالیا راکشور آباد ، آزاد ، وسیع ، خوش آب وهوا ودارای تنوع قومی وفرهنگی قابل ملاحظه یافته ام . به نظرمی رسد فرصت های شغلی ، تحصیلی وتجاری فراوان دراین سرزمین وجود داشته باشد . ازتضییقاتی که نسبت به مسلمانان دربرخی دیگرکشورهای غربی اعمال می شود مانند ممنوعیت پوشش اسلامی یا سخت گیری های امنیتی ، دراین سرزمین نشانی به چشم نمی خورد . ازاحساسات فاشیستی ونژادگرایانه که دربرخی کشورهای اروپایی مانند آلمان وفرانسه مشاهده می شود ، دراینجا خبری نیست .

البته به همۀ مزایای یادشده ، این نکته را نباید فراموش کرد که استرالیا هرچند از

لحاظ جغرافیایی درجنوب شرق کرۀ زمین واقع شده ؛ اما ازنظر فرهنگی کاملاً یک کشور غربی است وچنانکه قبلاً گفتم بسیاری ازشرقی ها وبویژه مسلمانان مشکلاتی درسازگاری با این فرهنگ دارند .

آرمان : تشکر از اینکه وقت تان را دراختیار ما قراردادید .

ارزگانی : من هم از شما تشکرمی کنم .

( این گفتگودرشمارۀ 49 ماهنامه آرمان ارگان جامعۀ هزارۀ ویکتوریا چاپ شده است )

 

--------------
آثار ديگري ازهمين نويسنده
:
1
. چو ايستاده اي دست افتاده گير!
2
.
3
.
4
.
5
.
6
.
7
.
8
.
9
.
10
.

 

موضوع مرتبط: مهاجرت و پناهندگي, گفتگو/گزارش
 

چاپ مطلب

ارسال مطلب

    ديگرنبشته‌ها از مسيح ارزگاني:

 

  از ميان همين موضوع:

  • مهاجرت وتبعات فرهنگی اجتماعی ( عادل غلامي خلقيار )
  • مهاجرت وتقابل جامعه سنتی ومدرن ( عادل غلامي خلقيار )
  • یکتاپرستان ِبهشت شداد ! ( مسيح ارزگاني )
  • Search Armans.Info Search the Web

    نقل مطالب اين سايت تنها با ذكر منبع و نام نويسنده مجازاست

    آمار مقالات


    Journalists--------------------------------- تعداد ژورناليست --------------------------: 62
    Articles----------------------------------- تعداد مطالب تازه -------------------------: 687
    Comments-------------------------------- تعداد نظرات ------------------------------: 3847
    Categories-------------------------------- تعداد موضوعات ---------------------------: 33

    اطلاعات و ترافيك سايت

    
    Total Visits----------------------------- مجموع بازديدها--------------------------792306
    Users Online-----------------------------6-----------------------------------افراد آنلاين
    Your IP-------------------------- آي پي شما-----------------------38.103.63.60
    38.103.63.60
    ----------------------------------------

    تاريخ تأسيس ------------------------------ Construction ------------------------- 2002
    تاريخ بازسازي ------------------------------ Re-construction---------------------- 2004

     
     
     
     


    مشاهده مقالات با انتخاب نام نويسنده در ستون نويسندگان


    از بخش"ويژه نويسندگان"

    حامد شفايي :

    افغانستان در مسابقات المپیک

    avatar


    احد تركمني:

    مشرف خان، کجا را خوش داری؟


    م. غزنوي:

    خلاصه چند خبر داغ و مهم


    سيدحسيب مصلح:

    چرا دوست نما هاى مرحوم امان الله خط ديورند را به رسميت نه مى شناسند؟


    امين آرمان:

    جرّاحان كابل


    بقيۀ مطالب اين ستون