|
|
|
 |
|
مطالب بيشتر از
مهمان
در صفحه اختصاصي نويسنده
|
|
پيوستهها |
|
|
|
منافع ملتها در پرتو نظم نوين جهاني
نويسنده: حسين ايثار
تاريخ نشر: 24.10.2006
نظم نوين جهاني تنها بر اساس منافع مشترك مردم سراسر جهان قابل تعريف و دفاع است. اين جبر تاريخ و ضرورت ناشي از رشد فناوري و انفجار اطلاعات است. وابستگي و ارتباط روز افزون ملتها بگونه اي حيرت آور مردم جهان را به يكديگر نزديك و حكومتها را در مقابل منافع عمومي مردم جهان به چالش كشيده است. اين وظيفه ي حكومتهاست كه جهان را براي زندگي مردم امن و آرام كنند. نظم نوين جهاني يعني مبارزه ي جهاني با فقر و تبعيض. نظم نوين جهاني يعني بازنگري در سنت خشن تاريخ و جايگزين كردن آن با رئوفت انساني و نوع دوستي.
بشريت در پايان جنگ جهاني دوم وارث گنجينه ي پر ارزشي از آثار ادبي و فرهنگي عظيمي بود كه بزرگان بسياري از سراسر جهان، ذره ذره آن را بوجود آورده يا بر غناي آن افزوده بودند. در قرن بيستم نيز بر اين گنجينه ي پر بها، گنجهاي زيادي افزوده شد. روان شناسي، جامعه شناسي، مردم شناسي و مهندسي ذهن چنان پيشرفت كرده كه قياس بين علوم انساني مدرن و قديمي كمتر از فناوري نيست. هرچه دانش پيشرفت بيشتري دارد، شكاف موجود بين فناوري و آرامش انسان عميقتر مي شود. مهمترين دليل گسترش اين شكاف اين است كه از تحقيقات علوم انساني براي حل معضلات جامعه ي جهاني استفاده نمي شود، بلكه از آنها براي كارآمدي بهتر برنامه هاي سياسي و تسلط بر انسان بهره برداري مي شود. در گذشته تحصيلات و كسب دانش متعلق به اقشار خاصي از جوامع و خانواده هاي حكومتي و اقليت كوچكي از مردم عادي بود كه آنها نيز كارگزاران حكومت بودند. اما امروزه قشر فرهيخته و دانش پژوه در تمام كشورها با سرعت افزايش يافته است. علاوه بر آن درصد دانشمندان در بين مردم نسبت به گذشته فوق العاده رشد كرده است. حتي مردم عادي و كم سواد و بيسواد امروزي با گذشته بسيار متفاوتند. آيا به همين نسبت كه دانش مردم افزايش يافته، دانش و بينش حكومتيان نيز تغيير كرده است؟ هرچند واژه هاي مورد استناد براي تجاوز به ساير جوامع تغيير كرده و اهداف خود را در لفاف ظريف انساني عرضه مي دارند، اما واقعيت تلخ اين است كه انگيزه ها، همان انگيزه هاي شناخته شده ي قديمي است. تا تعريفي جديد و منطبيق با ويژگيهاي انسان امروزي و متناسب با فناوري جديد از منافع كشورها ارائه نشود، آرامش و امنيت بر جوامع انساني سايه نخواهد انداخت. براي نيل به چنين اهدافي بايستي جهت گيري قدرتمداران در كاربرد علوم انساني و نتايج تحقيقات تغيير كند. نبايد مانند گذشته، اين نتايج در نحوه ي انجام ظريفتر برنامه هاي سياسي بكار رود، بلكه بايد در جهت رفع مشكلات و جلوگيري از بروز مشكلات و نارسايي هاي جديد بكار رود. هنگاميكه يك بيماري مسري در جامعه شايع مي شود، همه ي مردم در خطر ابتلاء قرار مي گيرند. ويروس بيماري ممكن است در جسم يك فرد فقير و درمانده يا معتاد رشد كند و تكثير يابد و از وي به فردي ثروتمند و مقتدر منتقل گردد و او را به هلاكت رساند. اين روند ممكن است از طريق حيوان به انسان انجام شود. تمام امتيازات اجتماعي، اقتصادي، سياسي و علمي و ... در قوانين پژشكي جايي براي اظهار وجود ندارند. امروزه مشكلات جهاني مانند بيماري هاي مسري همه را تهديد مي كند و مردم عادي، رهگذر كوچه و بازار و كارمند اداره را شايد بيشتر از ماموران امنيتي و نظاميان تهديد مي كند. لذا مردم سراسر جهان وارد جنگي ناخواسته شده اند كه دامنه اش روز به روز رو به گسترش است. كاربرد نيروهاي امنيتي و نظامي نيز در رفع مشكلات جهاني، محدود و جنبه ي تسكيني و موقت دارد. راه حل منطقي و قاطع اين مشكلات، پذيرش نظري و عملي هويت امروزي مردم توسط حكومتهاست. تعريف جديدي از منافع ملي ضروري است تا تامين كننده ي منافع مردم باشد، نه چون گذشته مدافع منافع حكومتها. واقعيت اين است كه منافع مردم در سراسر جهان شديداً بهم وابسته است. بي دليل نيست كه مردم جهان (گذشته از افتخارات ملي) براي پاستور فرانسوي و بوعلي سيناي ايراني و انيشتين يهودي و فاينمن آمريكايي احترام قائلند. منافع ملتها اگر درست تعريف شود، همه همجهت هستند. تضادي بين منافع مردم كشورهاي مختلف نيست و هرگونه اختلاف منافع آنها در چارچوب رقابت، قابل توضيح و تامين مي باشد. اين بر عهده ي فرهيختگان و انديشمندان است كه منافع مشترك مردم جهان را روشن و تشريح كنند. چگونه است كه مي توان رقابت سرسختانه ي ورزشكاران را در سطح جهان تحت نظم در آورد و شكوه مودت و دوستي را به نمايش گذاشت، اما نمي توان رفتار ملتها را با يكديگر در چارچوب رقابت هاي منطقي نظم داد؟ اگر خصومتي بين ملتها مشاهده مي شود، اين بازتاب سنت تاريخ و مطامع سياسي و اقتصادي است. سنت تاريخ را بايد بي رحمانه نقد و پالايش كرد و مطامع سياسي و اقتصادي را نيز بايستي زير ذره بين روشنگري منصفانه از منافع عمومي تفكيك كرد. منافع مشترك همه ي مردم جهان برخورداري از امكان كار و تلاش براي داشتن زندگي شرافتمندانه اي متناسب با تمدن امروزي است. هيچ انسان شرافتمندي پذيراي فقر و گرسنگي و بي دارويي كودكان و خيل آوارگان نيست. زخم ناشي از فقر و گرسنگي و ده ها مشكل آشكار و پنهان كه امروز گريبانگير ساكنين آن گوشه ي دنيا است، اگر درمان نشود به غده اي عفوني تبديل خواهد شد كه روزي به صور مختلف سر باز خواهد كرد و جامعه ي بشريت مورد تهديد قرار خواهد داد. زورگويي ها و قلدربازي ها و مطامع كوتاه مدت ديروز عامل مشكلات امروزي است و با ادامه ي اين روند، فردا شاهد معضلات پيچيده تر و خطرناكتري در سطح جهان خواهيم بود. تا زمانيكه منافع حكومتها منطبق با منافع مردم نشود، سخن از منافع ملي تنها يك ابزار سياسي بيشتر نخواهد بود كه روز به روز كارايي خود را از دست خواهد داد. نظم نوين جهاني و منافع مشترك نظم نوين جهاني تنها بر اساس منافع مشترك مردم سراسر جهان قابل تعريف و دفاع است. اين جبر تاريخ و ضرورت ناشي از رشد فناوري و انفجار اطلاعات است. وابستگي و ارتباط روز افزون ملتها بگونه اي حيرت آور مردم جهان را به يكديگر نزديك و حكومتها را در مقابل منافع عمومي مردم جهان به چالش كشيده است. اين وظيفه ي حكومتهاست كه جهان را براي زندگي مردم امن و آرام كنند. نظم نوين جهاني يعني مبارزه ي جهاني با فقر و تبعيض. نظم نوين جهاني يعني بازنگري در سنت خشن تاريخ و چايگزين كردن آن با رئوفت انساني و نوع دوستي. زماني جهان داراي نظمي نوين خواهد شد كه رفتار و منش گذشته تغيير كند. در گذشته منافع حكومتها و ابر قدرتها معيار سنجش عدل و دموكراسي و پيشرفت بود. چه دولتهاي مردمي و منتخب مردم كه بر اثر دسيسه و كودتا سرنگون نشدند و چه ديكتاتورهايي كه مورد حمايت قرار نگرفتند. نظم نوين جهاني هنگامي بر قرار خواهد شد كه اين خط مشي تغيير كند. زماني جهانيان شاهد نظمي نوين خواهند بود كه حكومتها، تنها زمينه ساز رقابت منطقي بين ملتها و مدافع آسايش و آرامش مردم باشند. انسان امروزي بيش از همه ي نسلهاي پيشين نيازمند انديشيدن و كار فكري است. لازمه ي آن نيز جهاني امن و با حداقل نگراني هاست تا در جهت زدودن جهل و فقر از سيماي جامعه ي بشريت بكوشد. و اين تنها زماني امكان پذير است كه نمايندگان ملتها در هر گروه و صنفي، مانند ورزشكاران المپيك و دانش پژوهان المپياد هاي جهاني، منظم و بدون تبعيض به تعامل و رقابت بپردازند. در چنين جهاني پيشرفت برق آساي انسان را شاهد خواهيم بود و نوع دوستي و دهكده ي جهاني واقعيت عيني خواهد يافت. تعبير مديريت كلان جهاني از قدرت و منافع ملي، منشاء اكثريت مشكلات موجود و پايمال شدن حقوق مردم در اقصا نقاط جهان است. اين تعبير از قدرت و منافع ملي به دو نتيجه ي مستقيم در سطح جهان منتهي مي شود. تطبيق منافع ملي همه ي كشورها با تعبير مديريت كلان جهان كه با منافع مردمي هماهنگ نيست. دوم پايمال كردن حقوق مردم و سركوب معترضين براي هماهنگي بيشتر با تعبير مديريت كلان جهاني. تمام سركوبهاي داخلي حكومتهاي خودكامه با توسل به اين تعبير انجام شده و مي شود. اين تعبير و نگرش نيز به نوبه خود ريشه در سنت تاريخ تمدن سياسي و نظامي دارد كه قتل و غارت را در سطح كلان مباح دانسته و با غرور به آن مباهات مي كند. چگونه مي توان به انديشه هاي انساني نوين دست يافت در حاليكه با نگرشي انساني تاريخ را نقد نكنيم؟ اگر ما از قتل عام ايرانيان به دست سپاه مغول اظهار انزجار مي كنيم، بايد نسبت به رفتار مشابه ايرانيان (در صورت وجود)، همين گونه برخورد كنيم. اگر اين منش تاريخي در زمان ديرين كاربرد داشته و موجب پيشرفت جوامع مي شده (كه اين قلم قبول ندارد) امروزه ديگر دست و پا گير است. علاوه بر تجاوز مستقيم به حقوق انسان، موجب هدر رفتن سرمايه ها و امكانات و مهمتر از همه انحراف استعداد ها است. در جنگهاي ديرين چه آثار ارزشمندي كه طعمه ي حريق نشد؟ چه بيماريهايي كه بر اثر اين كشت و كشتارها رايج نشد و حتي لشگريان مهاجم را مبتلاء نكرد؟ زيربناي نظم نوين جهاني انديشه هاي نوين است، نه قدرت نظامي. قدرت نظامي در طول تاريخ بويژه در قرن اخير بجز فلاكت و بدبختي براي مردم جهان، حتي كشورهاي مقتدر نتيجه اي نداشته است. در جنگ جهاني دوم، اروپا تقريباً ويران شد، آلمان مدعي و مغرور به دو كشور تقسيم شد. اين قلم از ذكر پيامدهاي ناشي از جنگ جهاني دوم و صدماتي كه به مردم آلمان وارد شد، شرم دارد. وضع بقيه كشورها هم در طول جنگ بهتر از آلمان نبود. تا انديشه هاي نوين در اذهان عمومي بشريت نهادينه نشود، انسان سرنوشتي بهتر از گذشته نخواهد داشت. هزاران سال انسان تلاش كرده تا اين تمدن موجود را ساخته است. حال به جاي آنكه از آن بهره مند گردد و دمي بياسايد، تعبير تاريخي از قدرت و ذهنيت وي نه تنها مانع است، بلكه ضمن تلخ كامي ياس آور، حتي حيات خود را به خطر مي اندازد. آيا اين در شان انسان متمدن قرن بيست و يكم است؟
موضوع مرتبط: انديشه, مسايل منطقه و جهان
|