Home

Afghanistan Columnists

Click bank

Articles  

News

Links

Books

Gallery

Policy

   باشگاه نويسندگان آزاد

  |  صفحه اول |  افغانستان  |   نويسندگان   مقالات  |   اخبار    كليك‌بانك  |   كتابخانه  |   گالري  |   پاليسي   | تماس



 

لوگوي سايت

خبرتازه

خبرهاي بيشتر در اينجا...

 

مقالات نويسندگان

مسؤوليت هرسخن بدوش پديدآورنده است. سايت در قبال آثارارسالي نويسندگان پاسخگو نيست

  زنان/كودكان

مطالب بيشتر از حميد شريفي در صفحه اختصاصي نويسنده

پيوسته‌ها



فمينيسم و جايگاه زنان افغانستان

نويسنده: شريفي

تاريخ نشر: 9- 10-2006

در قسمت اول اين نوشتار، چيستي فمينيسم، دسته بندي انواع رويکردهاي فمينيستي ارائه گرديد در قسمت دوم،مهمترين مباني انديشه شکل گيري فمينيسم، دستاوردها و پيامدها را مرور مي کنيم.


قسمت دوم

در قسمت اول اين نوشتار، چيستي فمينيسم، دسته بندي انواع رويکردهاي فمينيستي ارائه گرديد
در قسمت دوم مهمترين مباني انديشه شکل گيري فمينيسم، دستاوردها و پيامدها را مرور مي کنيم.
مباني انديشه فمينيسم
از مباني مهمي که در شکل گيري جنبش فمينيستي بيشترين تأثير را داشت، معرفت شناسي فمينيستي، دين و روان شناختي را مي توان نام برد.
معرفت شناسي فمينيستي
معرفت شناسي يا نظريه معرفت شاخه اي از فلسفه است که به برسي شناخت ، اقسام معرفت، منابع معرفت، و منابع معرفت و... مي پردازد. معرفت شناسان از چيستي معرفت و شرايط آن بحث مي کنند و آراء گوناگوني مطرح مي نمايند که پرسش از چيستي معرفت پرسش اساسي است ولي فمينيست ها درمعرفت شناسي فمينيستي به جاي پرسش از خود معرفت پرسش از فاعل شناسايي را بيشتر مورد توجه قرار دادند که معرفت چه کسي مورد نظر است آيا معرفت شناسي به معرفت مردان نظر دارد يا به معرفت زنان ؟ زيرا به نظر فمينيست ها جنسيت در معرفت تأثير دارد و پاسخ اين که چه کسي معرفت دارد؟ زن باشد يا مرد، فرق مي کند.
فمينيست ها در معرفت شناسي هم بر تأثير جنسيت در معرفت تأکيد دارند که بايد پرسش از معرفت را به پرسش از فاعل شناسايي بر گردانند و به تأثير جنسيت و عوامل اجتماعي و سپاسي در بررسي معرفت توجه کرد. اما در معرفت شناسي رسمي فردي دانسته و به نقش جنسيت، تأثير عوامل اجتماعي و سياسي و عواطف بشري را توجه نکردند. فمينيست ها به تفاوت جنس (sex) و جنسيت ( gender) معتقدند.اصطلاح «جنس» بر تفاوت هاي بيولوژيکي مرد و زن دلالت دارد، « جنسيت» به ويژگي هاي شخصي و رواني ناظر است که اجتماع آنها را تعيين مي کند
مطلبي که فمينيست ها بر آن تأکيد دارند، و مي توان ان را زير مجموعه معرفت فمينيستي شمرد، تأثير دسته بندي ها، موقعيتها و روابط اجتماعي در معرفت است. جنسيت يکي از مهم ترين مباني دسته بندي هاي اجتماعي است .اين دسته بندي موجب پيدايش تصورات قالبي منفي و پيشداوري جنسي گرديده که رفتار تبعيض آميز آشکار را در برخي کشورها بدنبال دارد. بنابر اين هسته شناختي تبعيض جنسي تصورات قالبي است. اغلب نسبت به زنان تصورات قالبي نيرومند و پايداري وجود دارد که از نظر تعداد بيشتر، و از نظر محتوا منفي تر، در مقايسه با تصورات قالبي نسبت به مردان است . در بسيار از فرهنگ ها فرض مي شود که مردان داراي خصلت هاي مطلوبي مانند قاطعيت، قوت، اعتماد به نفس، بلند پروازي، و عقلاني بودن هستند، در مقابل، فرض مي شود که زنان از صفات ظاهرا نا مطلوبي مانند انفعال، سلطه پذيري، عدم قاطعيت، عاطفي و وابستگي برخوردارند. اين احساس که زنان از نظر ارزشهاي اجتماعي، فردي، و شخصيتي چيزي کمتر نسبت به مردان دارند، در درون خود جنبش فمينيستي را پرورش داد و بالنده نمود.
الهيات مسيحي و يهودي
عامل ديگر و مهمترين عامل تبعيض، دين مسيحي است؛ مفاهيمي چون گناه ذاتي يا گناه اوليه، حلول و تجسد، تثليث، فديه، کليسا و مانند آن، مفاهيمي خاص مسيحيت است که موجب تمايز الهيات مسيحي از ساير اديان توحيدي مي شود. براين اساس انسان در گناه زاده مي شود زيرا نخستين پدر و مادر او گناهي کردند که اثر آن در سرشت فرزندان بشر باقي ماند و تا ابد هر فرزند آدمي در اين گناه زاده مي شود. گناهي که موجب رانده شدن آدم و حوا از بهشت شد، و عامل آن گناه را هم « زن» معرفي مي کند .
بدون شک سابقه اين نوع نگاه به خطاي آدم و حوّا به فرهنگ يهودي باز مي گردد و در اين موضوع مسيحيت و يهوديت، يکسان مي انديشند، هر چند راه رهايي از آن گناه ذاتي در هر يک از دو دين متفاوت است.
در الهيات مسيحي، «مار» ( نماد شيطان در کتاب مقدس) و «زن» را موجوداتي معرفي مي کند که منشأ شرارت اند. و با همکاري آن دو و تسليم شدن زن نسبت به اغواگري شيطان، مصيبت بر آدم( مرد) سرازير شد. بدين ترتيب تبعيض در انديشه يهودي- مسيحي نسبت به زن وجود دارد . در فرصت ايجاد شده جنبش هاي فمينيستي به گونه شکل مي گيرد که مجوز ستم نمودن مردان بر زنان را بر نمي تابد و از طريق بنيان نهادن فمينيسم بر نفي دين،(سکولاريسم) و اومانيسم زمينه شکل گيري فردگرايي را نيز فراهم مي کند.
عامل روانشناختي
فمينيست هاي روانکاو به تبعيت از زيگموند فرويد و ديگر روانکاوان معتقدند که فرزندان از طريق همانند سازي با والدين الگويي متفاوت رشد شخصيتي خود را سازمان مي دهند. فرويد با تأکيد بر تفاوت الگوهاي شکل گيري شخصيت دختر و پسر به جايي آن که منشأ تفاوت هاي جنسي را در وراثت {يا محيط} بجويد، علت آن را روان شناختي دانست و اظهار نمود که مردانگي و زنانگي ساخت هايي رواني اند که طي فرايند رشد رواني- جنسي کسب مي شوند کودکان به هنگام تولد گرچه از اندام هاي جنسي متفاوتي برخوردارند اما فاقد هويت جنسي اند. با وجود اين، داشتن يا نداشتن آلت رجوليت عاملي تعيين کننده در کسب ذهنيت و هويت جنسي است. پسر در مرحله اُديپي از ترس اخته شدن، خود را با پدر همانند مي نمايد و هويت مردانه خود آگاه مي شود. از سويي ديگر دخترها از رشک بي آلتي رنج مي برند و ارزش مادر از آن جهت که فاقد آلت رجوليت بوده در نظر دختر خرد سال کاهش مي يابد هنگامي که دختر خود را با مادر همانند مي شمارد نگرشي تسليم طلبانه را که با شناخت « درجه دوم» بودن همراه است مي پذيرد .
دستاورد ها
الف) مهم ترين دستاوردهاي نهضت فمينيسم کم کردن فاصله دو جنس در عرصه خانه و اجتماع عنوان شده است. با توجه به تعريف جديدي که از روابط خانواده گي و مديريت خانه مي شود، نظام سنتي در خانواده با چالش رو به رو شده است؛ زنان، ديکر تحت قيموميت مردان نيستند و مي توانند آزادانه اميال فردي خود را دنبال کنند. شعار هاي چون حق تسلط بر بدن آزادي سقط جنين و کنترل مواليد در بستر فردگرايي مطرح گرديد و برحق انتخاب زنان در نوع روابط جنسي با همجنس يا جنس مخالف و« تجاوز جنسي» در معناي جديد، خود نه به معنايي روابط جنسي خارج از چارچوب ازدواج، بلکه به معناي روابط جنسي غير رضايت مندانه، حتي ميان دو همسر است. از اين رو در حالي که ارزش هاي خانواده ناديده انگاشته مي شود از روسپي گري رضايت مندانه حمايت مي شود.بدين ترتيب خانواده کارکرد هاي اصلي خود را از دست مي دهد؛ به عنوان مثال، بهره مند شدن اعضاي خانواده از شبکه عاطفي و تعلقات اين نهاد، انتقال فرهنگ، سنت ها و انواع شناخت ها و اجتماعي نمودن فرزندان از وظايف مهم خانواده مي باشد. اما اين کانون به گونه اي دگرگون مي شود که فقط اشکال متعدد همزيستي را شامل گردد(چنانکه در کنفرانس پکن1995 واژه خانواده حذف شد و به جاي آن واژه اصل خانه يا house hold استفاده کردند). بدين ترتيب ريشه هاي استحکام نهاد خانواده سنتي، آرام آرام، بر انداز مي شود در اجتماع هم حکومت هاي مرد سالار و اقتدار گراي ديروز، کم کم جاي خود را به حکومت هايي دادند که واقعيت حضور برابر زنان با مردان را، در صحنه هاي کلان سياسي و اقتصادي مي پذيرند. پس تحصيلات عاليه، اشتغال، افزايش خود آگاهي، حضور در عرصه هاي مديريتي و اقتصادي و تأخير در ازدواج و... را از دستاوردهاي انديشه فمينيستي شمردند.در اين ميان اشتغال زنان در کنار تحصيلات بالا، در انديشه فمينيستي از جايگاهي خاص برخوردار است چون آنان را از محيط خشک و يک نواخت خانه رها مي سازد، عقلانيت اجتماعي آنان را در پرتو حضور در عرصه هاي عمومي شکوفا مي کند، خود باوري آنان را افزايش مي دهد و قدرت سياسي آنان را در خانه و اجتماع فزوني مي بخشد. اولين اثر استقلال مالي زنان ايجاد امنيت خاطري است که با اتکا بر آن بتوانند در برابر ستمگري هاي سرپرست خانواده ايستادگي نمايند زيرا قدرتمندي هر زن در برابر همسر خويش انزواي فرهنگ مرد سالاري را در خانواده به دنبال دارد. اشتغال مي تواند زنان را در برابر نظام سياسي پدر سالاري هم تقويت کند از اين رو ضرورت اشتغال زنان شعار بيشتر فمينيست ها ست.
ب) دستاورد ديگري اين جنبش ترويج فرهنگ فردگرايي است.
پيامدها
از نهضت فمينيسم انتظار مي رفت که بتواند افق هاي تازه فرا روي زنان بگشايد و آنان را در جايگاهي أمن ارتقا دهد، پيامدهاي اين جنبش تصويري به دست مي دهد که بيشتر گويايي تأمين شدن منافع نظام سرمايه داري و تبديل شدن فمينيسم به ابزاري مهم در پروژه جهاني سازي است تا تحصيل منافع زنان؛ امروزه پروژه جهاني سازي بر سه محور مهم اصلاحات اقتصادي با محوريت تجارت آزاد، اصلاحات سياسي با محوريت دموکراسي غربي، و اصلاح وضعيت زنان با محوريت برابري و رفع تحريم هاي اخلاقي ميان زن و مرد تأکيد مي شود.
دفاع از آزادي تشکيل انواع مختلف همزيستي به عنوان جانشيني براي خانواده سنتي قداست زدايي از نهاد خانواده و سپردن وظايف خانوادگي که بر محوريت عاطفه، دين و مسئوليت پذيري انجام مي گرفت به مؤسساتي که بر اساس منفعت تأسيس شده اند علاوه بر تأثيرات رواني و تربيتي زمنيه ساز پرورش فرهنگ مادي و خود نوعي خدمت به نظام سرمايه داري است چون کمترين تأثير واگذاري مسئوليت هاي خانواده گي به ديگر نهاد ها بديل پذير دانستن شئون مختلف خانواده و مادري است
از سوي ديگر انتقاد از خانواده سنتي و شعار آزادي زن علاوه بر کم کردن کار آمدي زنان در خانه به ويژه در پرورش نسل آينده، معضلاتي را نيز براي زنان در پي خواهد داشت.
جرير گرير وقتي از پيامدهاي فمينيستي سخن مي گويد به اين نکته اشاره دارد که : آزادي زن با آزاد شدن مرد از تعهدات خانوادگي اش نسبت به همسر و فرزندان به ويژه در تأمين هزينه هاي خانواده منجر شده است. مرد امروز زندگي بدون مسئوليت مي طلبد و زنان را با بار مشکلات اقتصادي تنها گذاشته است به گونه اي که امروزه «تأنيث فقر» در جهان غرب به مسئله بحث انگيز تبديل شده است. زندگي مشترک بدون ازدواج به مرد اين فرصت را مي دهد که با رها کردن زندگي، زن را با مشکلات ناشي از حضانت طفل که به موجب اصلاحات قانون به زن واگذار شده است تنها رها سازد
فمينيست ها با فراخواندن زنان به بازار کار چنين القاء کردند که زنان خانه دار اگرچه در توليد ثروت سهيم اند اما از دسترسي به آن محروم اند و از اين پس بايد به استقلال مالي بينديشند، حال آن که در خانواده هاي سنتي ، بويژه در کشورهاي شرقي مديريت اقتصادي خانه توسط مرد غالبا مشکلي براي زنان نمي آفريد و زن سنتي عدم برخورداري از استقلال اقتصادي به معناي ذکر شده را به معناي محروميت اقتصادي نمي دانستند . به عبارت ديگر مديريت اقتصادي را مردان در دست داشتند اما برخورداري اقتصادي مردانه نبود.

زنان معاصر از اين که وعده هاي فمينيسم تحقق نيافت عميقا مبهوت و سرخورده اند زيرا زن معاصر پيش بيني نمي کرد که داشتن تحصيلات عالي ممکن است مانع بر قراري ارتباط با مردان شود، آمار نشان مي دهد که هر مقدار ميزان تحصيلات زن بالاتر مي رود آمادگي وي براي ازدواج کاهش مي يابد و در صورت ازدواج همدم مناسب کمتر مي يابند. به بيان ساده تر اين دروغ بزرگي است که مردان در آتش زني مي سوزند يا اشتياق زني را دارند که از تحصيلات بالايي بر خوردار باشد. تحصيلات رسمي ممکن است در بازار کار به عنوان سرمايه محسوب شود ولي در موضوعات مربوط به عشق و دلدادگي مي تواند دست و پاگير باشد. توني گرنت مي گويد: من قويا تصور مي کنم که زن امروزي در آرزوي روابط محبت آميز با مردان مي سوزد ولي فقط نمي داند چگونه آنرا بر قرار کند. خود آگاهي جديد زنِ متجدد به شدت موجب يک بعدي شدن شخصيت او شده است به گونه اي که با واقعيت زنانه خويش در تماس نيست و فقط مي تواند همچون مرد در برابر مرد رابطه بر قرار کند. امروزه زنان از اينکه همچون پسران باشند خسته شده اند و مي خواهند دوباره خود را کشف کنند همان خويشتني که تنها مي تواند « زن طبيعي» ناميده مي شود .
بسيار از زنان دريافته اند که که ره آورد فمينيسم ايجاد يک باور غلط در زنان بوده است که همواره از هر تفاوتي تبعيض بفهمند، موقعيتهاي مردانه را مثبت و انساني تحليل کنند و همان را بخواهند و هميشه در برابر تفاوت ها احساس کمبود کنند.چنين زني هرگز روي آرامش نخواهد ديد چون نه تفاوت ها را به رسميت شناخته است و نه براي کسب مهارت هاي زنانه اقدام کرده است بنابر اين انديشه اي فمينيستي هم به خلأ شخصيتي زنان و هم به ناکارآمدي آنان در حوزه هاي زنانه منجر شده است.
گرچه آرمان فمينيستي نويد جامعه اي برا ساس برابري را مي دهد اما راه کارها و شعار ها به گونه اي است که در عمل نوعي ستيز با جنس مرد و بر تري طلبي زنان را تداعي مي کند. نتيجه اين نگرش افزايش موارد خشونت هاي مردانه توسط زنان يا « تأنيث خشونت» است.
برخي، موفقيت هاي ظاهري فمينيسم را از روش اقتدارگرايانه و شيون سالاري ناشي دانسته اند. طفره رفتن از گفت گوي علمي و بر پا شدن ترازوي نقد منطقي و عقلاني با شعار پدر سالارانه بودن ساختار هاي دانش، فشارهاي تبليغاتي براي عدم به کار گيري اساتيد نخبه اي ضد فمينيسم در هيئت علمي دانشگاه هاي غربي، فشار به حکومت ها براي به کارگيري زنان در پست هاي مديريتي به قيمت پس زدن نيروهاي نخبه تر و فشار تبليغاتي به زنان براي کناره گرفتن از خانواده نمونه هاي از اعمال اين روشها است.
خلاصه انکار اخلاق، فروپاشي نهاد خانواده، ناديده گرفتن نقش همسري و مادري، ناهنجاري هاي اجتماعي و دامن زدن به تعارضات ميان زن و مرد و در نهايت، کاهش نرخ رشد جمعيت از پيامدهاي اين جنبش مي باشد
ادامه دارد

----------------
آثار ديگري از همين نويسنده :
1. زن سالاری یا مرد سالاری ؟ یا هیچ کدام؟
2. فمینیسم و جایگاه زنان افغانستان (1)
3.
4.
5.
6.
7.
8.
9.
10.

 

 

موضوع مرتبط: زنان/كودكان
 

چاپ مطلب

ارسال مطلب

    ديگرنبشته‌ها از حميد شريفي:

 

  از ميان همين موضوع:

Search Armans.Info Search the Web

نقل مطالب اين سايت تنها با ذكر منبع و نام نويسنده مجازاست

آمار مقالات


Journalists--------------------------------- تعداد ژورناليست --------------------------: 62
Articles----------------------------------- تعداد مطالب تازه -------------------------: 687
Comments-------------------------------- تعداد نظرات ------------------------------: 3847
Categories-------------------------------- تعداد موضوعات ---------------------------: 33

اطلاعات و ترافيك سايت


Total Visits----------------------------- مجموع بازديدها--------------------------792244
Users Online-----------------------------13-----------------------------------افراد آنلاين
Your IP-------------------------- آي پي شما-----------------------38.103.63.60
38.103.63.60
----------------------------------------

تاريخ تأسيس ------------------------------ Construction ------------------------- 2002
تاريخ بازسازي ------------------------------ Re-construction---------------------- 2004

 
 
 
 


مشاهده مقالات با انتخاب نام نويسنده در ستون نويسندگان


از بخش"ويژه نويسندگان"

حامد شفايي :

افغانستان در مسابقات المپیک

avatar


احد تركمني:

مشرف خان، کجا را خوش داری؟


م. غزنوي:

خلاصه چند خبر داغ و مهم


سيدحسيب مصلح:

چرا دوست نما هاى مرحوم امان الله خط ديورند را به رسميت نه مى شناسند؟


امين آرمان:

جرّاحان كابل


بقيۀ مطالب اين ستون