کمتر مناطقي را در افغانستان مي توان يافت که زيارتگاه هاي در آن وجود نداشته باشد . اين زيارتگاه ها به صورت هاي گونانگون و در محل هاي مختلف بنا شده و به تناسب موقعيت ، باورها و فلسفه وجودي هر کدام مورد احترام و توجه قرار دارند .
درباره زمان تاسيس بسياري از اين زيارتگاه ها ، اطلاعات چنداني در دست نيست که در چه زمان و توسط چه کساني و به چه انگيزه اي درست شده اند . برخي از کارشناسان ، دخالت باورهاي خرافي ، تقدس گرايي و عوام فريبي را منتفي نمي دانند . از اين روست که اين زيارتگاه ها را به دسته هاي زير مي توان تقسيم کرد .
1- قبور سادات و علما : اصولاً عناويني ، چون سيد ، روحاني ، پير و.... طبق باورهاي سنتي و قديمي در ميان مردم افغانستان ، در هر زماني مورد احترام و توجه بوده است . بنابراين ، کساني که عناوين ياد شده را با خود داشته اند ، بخاطر جايگاه ويژه خود در اجتماع ، بعد از مرگ نيز مردم ، آنان را در نقطه هاي قابل توجه دفن نموده وآن قبرها را زيارتگاه خود قرار داده اند . قبيله سادات با استفاده از احساسات مذهبي عامه مردم، در اين زيارتگاه سازي نقش فعال داشته اند ؛ به خصوص اگر سيدي با خود عنوان روحاني را داشته ، موقعيت بيشتري را کسب نموده است .
قبور علما در مرتبه بعدي اين زيارتگاه ها قرار داشته و نسبت به قبور سادات زيارتگاه شده ، بسيار کم مي باشند ، چرا که کمتر عالمي اين اقبال را داشته است تا با به دست آوردن موقعيت اجتماعي بالا ، توانسته باشد با سادات ، رقابت نمايد.
2- گذرگاه هاي اولياء : طبق برخي از باورهاي عاميانه اين گذرگاه وقدمگاهها ، منتسب به اولياي خدا ، (ائمه ، صالحان و امامزادگان ) مي باشند . بر اساس اين باورها ، برخي از اولياي الهي در زمان حيات خويش ، از آن محل ها عبور کرده و برخي از جاهها را به عنوان زيارتگاهي به نام آنها سفارش کرده اند . اين زيارتگاه ها که بيشتر جنبه ياد بودي و نمادين دارد ، باز هم به خاطر اعتقادات پاک مذهبي ، از احترام برخوردار بوده ، در طول سال شاهد عبور و مرور زائران خويش مي باشند .
3- زيارتگاه هاي بي نام و نشان : اين زيارتگاه ها به وفور در نقاط مختلف افغانستان ، چون فراز تپه ها ، کنار زمين هاي زراعتي ، کنار راه ها و ميان قريه ها وجود دارند . اين زيارتگاه ها که فقط با نصب يک پرچم و يا هر پارچه اي ، مشخص شده تا سالهاي اخير ، مانند دو زيارتگاه ديگر مورد احترام و توجه قرار داشت ؛ تا آنجا که درصد توجه زنان بيشتر از مردان بوده است . در هر حال ، کسي از فلسفه وجودي اين زيارتگاه ها و زمان تاسيس آنها چيزي نمي داند . اما بر اساس باورهاي عاميانه که رنگ تقدس به همراه دارد ، جرآت کاويدن آن ها هم وجود نداشته و اکنون نيز به صورت علني وجود ندارد .
زيارتگاه هاي ياد شده پيش از انقلاب اسلامي 1358 در ميان مردم عامه از جايگاه هاي بالايي برخوردار بود . اما با مهاجرت هاي پياپي و رشد فکري مردم ، برخي از اين زيارتگاه ها از چشم ها افتاده و حتي تعدادي از آن ها در اثر عدم توجه يا توسعه زمين ها ي زراعتي و خانه سازي تخريب شده اند . در شرايط فعلي آنچه مردم را به شدت نگران کرده است ، کاوشها و حفاري هاي مخفيانه افراد سودجو و قاچاقچي در اين زيارتگاه ها مي باشد که به انگيزه به دست آوردن اشياي باستاني و عتيقه صورت مي گيرد.
به گفته باستانشناسان در زمان قديم ، بسياري از مردم ، زيورآلات ، سکه ها و اشياي عتيقه خويش را در محل هاي ياد شده و محل هاي ديگر دفن نموده و براي اينکه محل مورد نظر را گم نکرده باشند ، پرچمي را به عنوان زيارتگاه نصب کرده اند که در گذر ايام و اتفاقات پيش آمده ، محل مورد نظر دست نخورده باقي مانده است .
شايع شدن اين اظهارات بر اين حفاري ها بيشتر دامن زده است و گفته مي شود که اينجوها و موسسات خارجي در گم شدن و حفاري زيارتگاه هاي ياد شده ، نقش مستقيم دارند . چرا که اين موسسات با انگيزه فعاليت هاي اجتماعي ، صحي و فرهنگي هر روز با اين مردم سروکار داشته و به تحقيقات هدفدار خود ادامه مي دهند . حتي برخي از گزارشها ، دست داشتن نيروهاي ناتو و حافظ صلح سازمان ملل در افغانستان را در اين کاوشهاي غيرقانوني ، رد نمي کنند ؛ به ويژه نقاطي که در زمان هاي قديم ، محل جنگهاي پادشاهان کشور گشا و دولت ها بوده است ، زيرا طبق برخي از اين گزارشها ، لشکرهاي شکست خورده به جهت بيم از دستيابي لشکر مخالف به بودجه جنگي آنها ، اين بودجه ها را در جاهاي مورد نظر دفن نموده و با نصب پرچم بر فراز آن ( زيارتگاه ساختن ) از خطرات احتمالي ،جلوگيري کرده اند ؛ به اين اميد که روزي ، دوباره به جاهاي ياد شده آمده و سرمايه هايشان را بردارند.
صرف نظر از تحليل هاي ياد شده اصل موضوع حفاري ، واقعيتي است که متاسفانه در جلوگيري آن، دولت افغانستان وحاکمان محلي هيچ تدابيري نسنجيده و اقدام هايي را صورت نمي دهد . با ادامه اين وضعيت ، بيم آن وجود دارد که ذخاير باستاني وملي ما بيش از پيش به تاراج رفته و سر از بازارهاي دلالان خارجي در خواهد آورد . چنانچه ده سال پيش ، خود شاهد افراد سود جويي بودم که اقدام به جمع آوري نسخه هاي خطي (قرآن ، شاهنامه ، حمله حيدري و...) از مناطق هزارستان کرده و آن ها را به پاکستان انتقال مي دادند .
10/6/1385