|
|
|
 |
|
مطالب بيشتر از
امین رشادت
در صفحه اختصاصي نويسنده
|
|
پيوستهها |
|
|
|
افغانستان، آرمان شهر بی آرمان
نويسنده: امین رشادت
تاريخ نشر: 12.08.2006
افغانستان نیازی به معرفی ندارد، اکثرا می شناسند، و اسمش را به نیکی یا احیانا به بدی شنیده اند، از یازده سپتامبر به بعد بیشتر معروف و مشهور شده است، دست کم پنجاه کشور جهان نیروی نظامی در افغانستان پیاده کرده اند، کشوری که نه حدود و ثغور جغرافیایی آن معلوم و مشخص است و نه آمار و ارقام جمعیتی آن
1) افغانستان نیازی به معرفی ندارد، اکثرا می شناسند، و اسمش را به نیکی یا احیانا به بدی شنیده اند، از یازده سپتامبر به بعد بیشتر معروف و مشهور شده است، دست کم پنجاه کشور جهان نیروی نظامی در افغانستان پیاده کرده اند، کشوری که نه حدود و ثغور جغرافیایی آن معلوم و مشخص است و نه آمار و ارقام جمعیتی آن؛ کشوری است با ترکیب جمعیتی موزائیکی و هویت های چهل تکه ای، تعداد زبان ها و اقوام هنوز شناسایی نشده است، استقلال و عدم استقلال آن هنوز معلوم نیست، نه در شمار کشورهای توسعه یافته است و نه در حال توسعه، میزان مرگ و میر و زاد و ولد برای برنامه ریزان و دولتمردان اهمیتی ندارد. تعداد دانشجویان خارج و داخل کشور درهاله ای از ابهام است، شمار بی سوادان و باسوادان در لوح محفوظ محفوف است. آمار سنی و جنسی را کسی نمی داند، شمار شهرنیشنان و روستا زاده گان را اگر کسی توانیست، با هر جادو و جنبلی به دست آورد هنر کرده است. شمار شهدا و معلولین و مهاجرین را فقط خدا می داند. شمار باغات و مزارع و محصولات کشاورزی مشخص نیست، تعداد معتادان و برداشت کشت خشخاش و سایر مواد مخدر جزء اسرار است. در عرصه سیاست و حکومت هنوز ملت نمی داند که حاکمیت اسلامی است یا غیر اسلامی، و حاکمان و تصمیم سازان افغانی است یا خارجی. از میراث فرهنگی و موزه و آثار باستانی آن تجاران پاکستانی، سفارت خانه های پایتخت، انجو های خارجی بیشتر از دیگران خبر دارند. برای مولانا جلال الدین بلخی، سنایی غزنوی، البیرونی ، فردوسی، سیدجمال الدین افغانی و سایر مشاهیر علمی و تاریخی این سرزمین، ایرانیها زحمت کشیده و شناسنامه المثنی صادر کرده اند. نویسنده گان و روشنفکران آن فارغ از دغدغه های مردم و به دور از واقعیت های عینی و اجتماعی مدام از سکولاریزم و فمنیسم و لیبرالیسم سخن می گویند و هر از چند گاهی بر طبل دین ستیزی آگانه یا نا آگانه با شدت تمام می کوبند و جایزه می گیرند. احزاب سیاسی در این کشور، دچار سر درگمی و مشغول خیمه شب بازی های نژادی و درون گروهی است. همسایگان این سرزمین، آدم های با انصافی هستند و دخالت در امور دیگران را منافی با منافع ملی شان می دانند و هیچ وقت دست شان در دخالت امور این کشور از آرنج درازتر نبوده است. 2) حال وقتی افغانستان می گوییم یک چنین سرزمینی را مراد می کنیم. این ویژگی ها و شاخصه ها مال کشوری است که نه در آسمان ها و بلکه در آسیا و نه در پشت کوه قاف که در همین نزدیکی هاست. فعلا ساکنانی دارد که به آنها افغانی یا افغانستانی می گویند. ساکنان این جهنم دره چشم به آسمان دوخته و دست به سوی جهانیان دراز کرده اند و به وعده و عیدهای دول خارجه امید بسته اند. ساکنان این سرزمین دل در گیرو سنت دارند اما به نشانه احترام به مدرنیسم بشقاب ماهواره های خود را رو به آسمان و در پشت بام های کاهگلی نصب کرده اند. سالهاست خدا هم با این مردم قهر کرده و نعمات و برکات آسمانی خود را بایکوت کرده است. قحط سالی و خشک آبی هر سال جان ملیون ها انسان را در معرض خطر قرار میدهد. به گفته فائو همین امسال چیزی حدودی سه ملیون انسان در معرض تلف قرار دارد. ساکنان این شهر خیالی، به فقر عادت کرده اند، جوانان در جوانی پیرند و پیران همواره در آرزوی مرگ. چین و چروگ چهره های زنان در این کشور چشم هر بیننده را به گریستن وا می دارد. اینک ما هستیم و این کشور، کشوریی که نه می توان به گذشته تابناک آن افتخار کرد و نه به آینده آن امیدوار بود. 3) به راستی افغانستان کشوری عجیبی نیست؟ عجیب از آن جهت که علی رغم نا بسامانی ها ، ضعف ها و کاستی های که امروز دارد و با همه ای بحران ها، جنگ ها، و لشکر کشی های که دیروز در این کشور صورت گرفته است، هنوز به عنوان یک واحد جغرافیایی خود را در نقشه جهان حفظ کرده است و از این جهت می توان او را صاحب کرامات و معجزاتی در سطح بین المللی و جهانی دانست. و هیچ کشوری در جهان از چنین کراماتی برخوردار نبوده است. کدام کشوری را سراغ دارید که برای بلعیدن آن چند و چندین بار لشکر کشی شده باشد و سرانجام هرکدام باکمال شرمساری و نا باوری ، سرشکسته و خاموش آن کشور را ترک گفته باشد. کدام کشوری را سراغ دارید که انگلیس را آنچنان و شوروی را این چنین رو سیاه و زمین گیر کرده باشد. از کرامات این کشور همین بس که چهار سال است ملاعمر و بن لادن را در خود پنهان کرده است که عالم و آدم، آمریکا و ناتو دست به دست هم داده اند و شب و روز به دنبال آنها خون می خورند و خون می ریزند. اما رد پای از آنها پیدا نکرده اند. بنا به روایتی عاملان یازده سپتامبر که تاریخ را دوپاره کرد، در این کشور لانه داشته اند. کدام کشوری را سراغ دارید که چنین سنت را با تجدد و تجدد را با فرا تجدد یک جا در خود جمع کرده باشد. و گونه های انسانی و شیوه های زیستی همه اعصار را درهم ، عینا و عملا نمایش دهد. حال که در پایان این سیاهه نزدیک می شوم، دقیقا نمیدانم که جمله آخرم را با چه کلمات و واژه های تمام کنم ، بهتر است از راه دور فریاد کنم وطن ای آر مان شهر بی آرمان، هنوز فرزندانت با نام و یاد تو عشق می ورزند، غصه می خورند، زخم زبان می شنوند، عالی ترین احساسات شان را واژه می سازند و به تو تقدیم می کنند. مخروش، پاینده و سربلند می خواهمت وطن. -------------- آثار ديگري ازهمين نويسنده: 1. وبلاگ ها در سیطره شاعران 2. 3. 4 . 5. 6. 7. 8. 9. 10.
موضوع مرتبط: اجتماعي
|