مرد سالاری چیست؟ آیا فمینیسم سالاری خوب است؟پیامدهای زن سالاری کدام است؟
زن سالاري يا مردسالاري؟ با تشکر از هادي ميران که انگيزه نوشتار زير را فراهم نمود.ايشان با نگاه صرف مطالعات اجتماعي و با رويکرد نقد باورهاي ديني و سنتي در اين موضوع، بحث فمينيسم و مرد سالاري را بطور جداگانه طرح نموده اند. ما، در اين نوشتار، پيامدهاي فمينيسم را بطور بسيار فشرده برسي و غير مستقيم، ايشان را به چالش فرا می خوانيم.پيش سازمان دهنده: ناديه دختري افغانستاني با تحصيلات متوسط و با سن حدود 24 سال تا کنون يکبارنامزد شد، پيش از ازدواج برنامه شان به هم خورد، بار دوم با پسري باسواد مثل خودش ازدواج نمود ولي بعد از مدتي از همسرش جدا شد. درگفتگويي کوتاهي که با هم داشتيم متوجه شدم که وي دختري سه ساله هم دارد. ناديه در بازگو نمودن مشکلاتش گفت: همسرم مرد خوبي بود، مرا دوست داشت تلاشگر بود. با وجود اين من هيچ وقت حرف او را گوش نکردم فکر مي کردم اگر گوش دهم کوچک مي شوم، به همين شيوه زندگي ميکرديم کم کم رفتار شوهرم مثل خودم شد.در کارهاي روزانه، هميشه مشاجره داشتيم تا اين که از هم جدا شديم حالا مي بيني که به اين روزم. همزمان توضيح بيشتر مي دهد به شدت گريه مي کند. براي از دست دادن زندگي خوب شان به افسوس جانگاه مي خورد و با چشمان نگران در فکر آينده خود است. مي گويد زندگي در سايه أمن خانواده، ارزش بسياردارد که من از دست دادم، به همين دليل، به همسالان خود سفارش مي کنم که ارزش هاي خانواد گي را حفظ نمايند و در همدلي با همسران شان شريک شوند. اين که وضع روحي اين زن جوان به چه صورت بود، سر انجامش چيست،سرنوشت دخترکشان چه مي شود و همسر سابقش کجاست؟ ماجرايي بسيار گيج کننده و مبهم است.برسي اين داستان جنبه هاي متفاوت دارد، جنبه اي روانشناسي اين قضيه بماند در اين فرصت تنها به جنبه اي اجتماعي مسئله مي نگريمهر انسان بر اساس داده هاي اطلاعاتي به اندازه مايه علمي خود مي تواند قضايا را پردازش نمايد، ما هر روز پيام روشن فمينيسم را از رسانه ها ي ديداري شنيداري چون راديو تلوزيون، مطبوعات و همين انترنت و وبلاگ ها مي شنويم و مي بينيم،که قدرت تحليل، پردازش و آناليز را از ما و جوانان ما مي گيرد پيام مهم فمينيسم اين است: جوانان! بخصوص دختران جوان و زنان جوان آزاد باشيد آزادي جنسي داشته باشيد، بي قيدي و رهايي را پيشه خود نمائيد زيرا در امتداد زمان از طرف مردان ظلم ديده ايد. کالايي بيش نبودي پس آزاد باش. قبل از اين که مردي تو را مالک شود آگاه باش که زنِ هيچ کس نشوي و زنِ همه کس باشي، رضايت تو ملاک همه چيز است. پيامهای جنبش زن گرايي اين است که اي زن! تجارت سکس انتظار توست. و عکس های تو در پشت کالا، بازار پر سود برای توليد کنندگان، و شهرت برای شماست. سعي کن مادر نشوي چون مادر کالايي است بي ارزش پيش مردي به نام پدر،پدري که يک پاتريارکال است؛ بر اساس مجموعه اي از رويکردها و قراردادهاي اجتماعي که در آن مردان مستحق شمرده ميشوند تا بر زنان اعمال حاکميت نمايند تو را را باسارت و تميليک می گيرد. پس حاکميت مردان، مرد سالاري تبعيض جنسي، استثمار بهره کشي جنسي مرد از زن و بهره بری از آن به شکل ديگری پيام آگاهي بخش فمينيسم است.فمينيسم به عنوان جريان پر قدرت در برابر پاتريارکاليسم سنتي ايستاده است و بيشتر داده هاي اطلاعات زن امروز غربي را تشکيل مي دهد. به همين جهت فرصت انديشيدن را از زن مي گيرد که آيا مثلا مادرم با ازدواج خود ذلت را بپذيرفته ؟ آيا من که حالا جوان شدم محصول ظلم و استثمار جنسي پدرم هستم ؟ آيا تشکيل خانواده برابر است با رفتن يک زن در خيمه اي ذلت و بد بختي؟فرصت ندارد که فکر کند و بفهمد که مرد سالاري بد است چون بهداشت رواني خانواده ممکن است به خطر بيفتد، ولي زن گرايي ريشه خانواده را از بن متلاشي مي کند.چنانکه در غرب شاهد آن هستيم به همين جهت در ادامه اين نوشتار بعد از توضيح دو واژه فمينيسم و پاتريارکال اشاره کوتاه به پيامدهاي مثبت و منفي اين دو جريان مي نمائيم..واژگان کليديمردسالاري: مرد سالاري و پدرسالاري يا پاتريارکي (patriarchy) و مردسالار (patriarchal) [2]پاتريارکاليسم به رويکرد انديشه مرد سالاري اطلاق مي شود که در حق زن تبعيض افراطی روا مي دارد. در مقابل اين جريان جريان ديگري شکل گرفت که فمينيسم است. فمينيست در فارسي معادل زن گرايي و زن سالاري کاربرد دارد و به اين معنا است که زنان بايد از فرصت ها و امکانات برابر با مردان برخوردار باشد، و بر جنبشهاي که تلاش مي کنند تا باور بالا را نهادينه نمايند فمينيسم اطلاق مي شود.( سير تاريخي و گرايشهاي فمينيستي را براي اين که نوشتار به درازا نکشد، بحث نمي کنيم).پيامد هاي اين دو جريان: جنبه اي مثبت فمينيسم: بار مثبت جنبش فمينيسم عبارت است از داشتن هدف در جهت تلاش براي از بين بردن تبعيض و ستم هاي نارواي جنسيتي؛ مشارکت سياسي اجتماعي زنان، برخورداري از حق مالکيت واستقلال اقتصادي، سياسي و اجتماعي و ارتقاء سطح علمي، فرهنگي و هنري زنان.پيامدهاي منفي فمينيسمانکار اخلاق انکار ارزشها و هنجارهاي اخلاقي، موجب رواج فساد و بي بند و باريهاي اخلاقي گرديده است. رواج تجارت سکس و استفاده اي ابزاري از چهره، اندام و صداي زن در تبليغات تجاري و سياسي، نوع جديد از تحقير مدرن شخصيت و بردگي زنان را به تصوير مي کشد؛ لذا موجب فروکاهش ارزش ها و مقام انساني در حد يک کالا شده است. فروپاشي نهاد خانواده و تبعات آن: فروپاشي نهاد خانواده، ازوداجهاي غير رسمي و نامشروع، طلاقهاي مکرر و تولد فرزندان نامشروع، نقش خانواده را به عنوان پايگاه مطمئن براي آرامش روحي و رواني از بين برده است. از طرف ديگر وجود فرزندان تک والد؛ زايمان در سينين بالا، فناوري توليد مثل يا پديده اي مادران ميانجي(surrogate mother) کودکان سر راهي، اشتغال والدين و گريز از مسئوليت عاطفي و تربيتي و پرورش نسلي آسيب پذير، خشونت گرا، غير اخلاقي و ناهنجار، همگي از جمله پيامد هاي فروپاشي نظام خانواده است که با جريان نهضت فمينيستي شکل گرفت.ناديده گرفتن نقش مادري و همسري: پرداختن يک سويه و شتابکارانه به برخي از ارزشهاي از دست رفته زنان نظير حق مالکيت، حق رأي و مشارکت سياسي، اجتماعي واقتصادي که بايد چنين حقوقي را داشته باشند، موجب شده که بسياري از ارزشهاي ديگر زنان؛ همچون همسري و مادري، مورد غفلت و يا حمله قرار گيرد.بروز ناهنجاري هاي اجتماعي : دامن زدن به تعارض ميان ميان مرد و زن از نتايج جنبشهاي فمينيستي است که صرف نظر از اين که خلاف فطرت و ناموس طبيعت است، ناهنجاريهاي درسطح اجتماعي را بدنبال دارد.کاهش نرخ رشد جمعيت: تحقير نقش مادري، آسيب پذيري نهاد خانواده و پذيرش مسئوليت هاي اجتماعي واقتصادي از سوي زنان خود باعث کاهش نرخ رشد جمعيت د ربسياري از کشورهاي غربي گرديده است و بسياري از اين کشورها را با بحران جمعيت رو به رو کرده است.آثار زيانبار پرتيارکاليسم جهاني در جنبش فمينيستي بسيار نقش داشته است و در کنار علل اقتصادي، سياسي و اجتماعي، انگيزه اي حرکت فمينيستي را فراهم نمود.نتيجه: فمينيسم هم از نظر تئوري و هم در ميدان عمل متأثر از بسياري از آموزه ها و مؤلفه هاي دنياي مدرن، بويژه فلسفه اي ليبرالي و سرمايه داري است به همين دليل اگر چه تلاش جدي و بدون طفره براي رفع تبعيضها و زدودن تفاوتهاي ناروا و ستمهاي تاريخي به زنان ضرورتي انکار ناپذير است. اما مسلما انديشه هاي فمينيستي با اين مباني و مؤلفه هاي ويژه و با اين لوازم زيانبار، نمي تواند براي هر نظام معرفتي و هر بافت فرهنگي قابل تطبيق و توصيه باشدحال سوال اين است که بهترين راهکار براي رهايي ازمرد سالاري، و فراهم نمودن فرصت ها و امکانات برابر براي زنان کدام است؟به يقين فمينيسم غربي نمي تواند راهکار مناسب براي نجات زنان ارائه دهد زيرا اولا اجرايي آن در غرب پيامد هاي فوق را داشت؛ ثانيا مبناي آن بر ليبراليسم اقتصادی و سکولاريسم استواراست.راه برون رفتالف) مردان بايد تصورات قالبي و باورهاي غلط سنتي نه باورهاي ديني نسبت به زن را تبديل به باورهاي جديد نمايد. به عبارت ديگر بايد مردان افکار قالبي شان را نسبت به زن عوض کند و زن را يک موجود ضعيفِ دست دوم نبيندب) تلاش همزمان زنان براي رسيدن به سطح علمي و توانايي هايي برابر با مردان يک ضرورت براي زنان است.ج) همزمان با دو گزينه بالا تلاش شود تا از منابع ديني راه برون رفت از اين معضل پيدا شود زيرا در دين اسلام انسان تکريم شده است و کرامت هر کس را نه به جنسيت، بلکه به دينداري و تقوايش می باشد «بهترين شما با تقواترين شما است» به همين دليل هر کاري که کرامت وي را خدشه دار نمايد به شدت نهي شده است.و اگر بی توجهی صورت گيرد اين برداشت اشتباه را تقويت می نمايد که اسلام به زن توجه لازم را ندارد. د) حد اقل يافتن راهکاري که با مباني آشکار ديني تضاد نداشته باشد يکي از راه هاي نسبتا ساده اي راه برون رفت از اين معضل است [3]رفع فقر از جامعه زمينه اي خود شکوفايي جامعه را فراهم مي کند و تبعا زنان فرصت گرفتن امکانات را بدست مي آورد. حال سوال اين است: برای اين که ناديه هاي ديگري پيدا نشود و... شما چه پشنهاد داريد؟ 1 آدرس وبسایت هادی میران در همین وبلاگ در بخش پیوندها، بنام اونی لینگ گردید. 2 فرهنگ معاصر . محمد رضا باطنی.
◙ موضوعات مرتبط
اجتماعي
◙ ارسال اين مطلب به شبكههاي اجتماعي
□
بالاترين
□
دنباله
□
Delicious
□
Facebook
◙ آخرين مطالب از اين نويسنده
(حميد شريفي):