|
|
|
 |
|
مطالب بيشتر از
در صفحه اختصاصي نويسنده
|
|
پيوستهها |
|
|
|
چون و چراي ويرانگري اسراييل
نويسنده: ب. وفا
تاريخ نشر: 25.07.2006
اسراييليها همچنان ويران مي كنند و جهانيان نظاره مي كنند. حمايت از كشتار و تجاوز صريح اسراييل به خاك لبنان پرده از راز مبارزه غرب با تروريزم برداشت. براي جهان اسلام و جهان شرق ثابت شد كه ميان اين جهان و جهان غرب هيچ نسبتي نيست جز نسبت گرگ و گوسفند.
اسراييليها همچنان ويران مي كنند و جهانيان نظاره مي كنند. جهانياني كه تا حال شعارهاي دفاع ازحقوق بشر و حاكميت ملتها وغيره را چنان در گوش مردم جهان پف مي كردند كه گوش همه را كر كرده بود در برابر نقض صريح حاكميت كشورلبنان و تجاوز اسراييل نتنها سكوت نكردند كه يا صريحا و يا ضمنا اعلام حمايت كردند. دروغگويي و نيرنگ جهان غرب بيش از پيش به اثبات رسيد. حمايت از كشتار و تجاوز صريح اسراييل به خاك لبنان پرده از راز مبارزه غرب با تروريزم برداشت. براي جهان اسلام و جهان شرق ثابت شد كه ميان اين جهان و جهان غرب هيچ نسبتي نيست جز نسبت گرگ و گوسفند. مسلمانان بايد خوراك گرگان باشند. غربيان بايد قصابي كنند و مسلمانان بايد گوسفندوار به مسلخ بشتابند زيرا گوسفند براي خورده شدند آفريده شده است. چشم مسلمانان به سران جهان دوخته شده بود كه در باره فاجعه لبنان چه تصميم مي گيرند. حقوق بشر، حقوق ملتها و حقوق كودكان وزنان در اين نشست چگونه تفسير مي شود و براي نجات جان مردم بي دفاع لبنان چه تدبيري انديشيده مي شود. ولي ديده شد كه اين معركه و درياي خون به دستور و تاييد ضمني آنان راه افتاده و چيزي از حقوق بشر و حقوق كودكان و زنان و غير نظاميان و...براي جهان غرب معنايي ندارد. انسان غرب خونش رنگين است، پرارزش است نه انساني كه در خاورميانه در زير بمباردمان اسراييل جان مي دهد . بشرواقعي، آن دو نظامي اسراييلي است كه توسط حزب الله به اسارت گرفته مي شود نه آن ششصد و سي وپنج لبناني كه زير آوارمي شوند. بشر آن اتباع اسراييلي است كه در خانه هاي خود هدف موشكهاي حزب الله قرار مي گيرند نه آن چهار ميليون لبناني كه در لبنان زير بمب و موشك مي شوند. تروريست كيست؟ آدمكش كيست؟ خوب معلوم است. هركه جان اسراييلي يا امريكايي و اروپايي را بگيرد تروريست و محكوم به نابودي است. چنين آدمهايي وحشت افروز و تروريست هستند احزابي مانند حماس، حزب الله و جنگوياني كه با پرتاب صد عدد موشك موفق مي شوند يك يا دو نظامي يا غير نظامي اسراييلي را به قتل برسانند يا زخمي كنند اينها تروريست هستند و اينها آدمكش! اسراييليها چه؟ آنها كه آدم نمي كشند. آنها فقط لبناني و عرب به قتل مي رسانند و شما مي دانيد كه ميان لبناني و عرب كه البته مسلمان هم باشد با يك بشراصيل غربي مسيحي يا يهودي بسيار تفاوتها وجود دارد. قدرت پرستان و جهان گشايان دروغگو وقتی توان اسرائیل را در کشتار آدمیان ضعیفتر می بینند، در برابر سرزنش آدمیان متمدن (یا احیانا ندای هر روز ضعیفتر وجدان خویش) سعی در یافتن توجیهی از برای این همه جنایت و توحش می کنند. از دید ایشان "حزب الله" بوده است که با به اسارت گرفتن دو سرباز اسرائیلی گام نخست را در جنگ برداشته است و در نتیجه مسئولیت فجایعی را که دارد رخ می دهد یکسره متوجه حزب الله لبنان می سازند. بگذار از یاد ببرند که چقدر در اظهار تنفر از کشتار غیرنظامیان توسط تروریستهای فلسطینی از همدیگر سبقت می گرفتند و چقدر چشم بر آوارگی و اضمحلال یک ملت به جرم عدم تعلق به نژاد یهود بستند. ماهيت اسراييل؟ آنچه مسلم است این است که حاکمیت اسرائیل -آنگونه که امروز است و دیروز بوده است- حاکمیتی است که نیازی مبرم به جنگ و دشمن دارد. کشور اسرائیل یک کشور مصنوعی است. کشوری است که ساخته یک "ملت" نیست. بلکه ساخته قراردادها و موازنه های قدرت و عوامل بسیار دیگر است. اما آن عامل اصلی؛ آن هویت تاریخی برای برساختن سنگ بنای یک ملت در این کشور وجود ندارد. به راستی یک یهودی روس چقدر به یک یهودی آفریقایی و این یکی چقدر به یک یهودی مهاجر از فرانسه شباهت و نزدیکی فرهنگی دارد؟! اینها جز یک اسطوره "فرزندان اسرائیل" چه عامل هویتسازی دارند که ایشان را با یکدیگر خویشاوند و عضو یک ملت سازد؟! اسرائیل از برای بقا نیاز به جنگی مستمر دارد. جنگی که این کشور هفت جوش را از ترس "دشمن مشترک" متحد نگاه دارد. تبلیغ دائمی "دشمن عرب" در اسرائیل از همین رو است. عدم وجود دشمن برای اسرائیل در حکم تناقض در ایدئولوژی رسمی این حاکمیت است و معنایی جز فروپاشی ندارد. چنین است که اسرائیل هرگز به دنبال صلح نیست. و چنین است که اسطوره "جهاد" سلفیون در خدمت اسطوره "ملت اسرائیل" قرار می گیرد. وچنين است كه اسراييل مي جنگد و بايد بجنگد و بايد ويران كند. مردم ساکن آن سرزمین اعم از یهود و ... صدالبته حق زیستن در زادگاه خود را - و در امنیت- دارند. اما وقتی تاریخ اسرائیل را می بینیم که مشحون از تجاوز و ستم و جنایت علیه بشریت است. وقتی ایدئولوژی این حاکمیت را می بینیم که نژادپرستی در وقیحانه ترین شکل ممکنش است؛ و وقتی رفتار این حاکمیت را در قبال سایر آدمیان می بینیم که بربریت صرف است. دیگر نمی توانیم این حاکمیت را حتی در سطحی حداقلی مشروع بدانیم. اسرائیل یک ماهیت نامشروع و جنایتبار است. تا زمانی که این کشور تغییر ماهیتی اساسی نیابد؛ تا زمانی که حق بازگشت آوارگان فلسطینی را به رسمیت نشناسد،تا زمانی که نژادپرستی رسمی را ملغا نکند؛ تا زمانی که دست از تعریف هویت شهروندان خود بر مبنای "دشمن مشترک" برندارد.... این حاکمیت مطلقا و کاملا نامشروع است و جز سزاوار سرزنش نیست. این حاکمیت در وضعیت فعلی از هیچ حق اخلاقی بهره مند نیست؛ حتی حق دفاع از خود.
موضوع مرتبط: سياسي, مسايل منطقه و جهان
|