|
|
|
 |
مقالات
نويسندگان |
 |
|
|
مسؤوليت هرسخن
بدوش پديدآورنده است. سايت در قبال آثارارسالي نويسندگان پاسخگو نيست |
|
|
|
|
|
بررسی سه دهه جرایم و جنایت جنگی در افغانستان
نويسنده: مير حسين مهدوي
تاريخ نشر: 16- 07-2006
(باز نویسی سخنرانی در : کنفرانس سه دهه نقض حقوق بشر در افغانستان - تورنتو ۴ جون ۲۰۰۶ ) طبق یک نظر سنجی که توسط کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان صورت گرفته ، 69 % از کل جمعیت شرکت کننده دراین طرح ملی به نحوی از انحا حقوق انسانی شان ضایع شده است. به عبارت دیگرحقوق انسانی 69% از کل جمعیت افغانستان مورد تجاوز قرار گرفته است.
تعریف: جنایت جنگی عبارت است از: ظلم وستم و تجاوز عليه اشخاص يا ملکيت ها، نقض قوانين جنگ، به شمول اما نه محدود به، قتل، برخورد ناشايست و يا اخراج اهالي ملکي مناطق اشغال شده به منظورگماشتن به کارهاي برده وارانه يا به هر منظور ديگري، قتل و يا برخورد ناشايست با اسراي جنگي يا اشخاص اسيرشده ، كشتار گروگانها، غارت ملکيت هاي شخصي و عامه، ويراني عمدي شهرها و روستاها درصورتيکه نياز نظامي قابل توجيه وجود نداشته باشد جنایت جنگی ، رابطه بسیار نزدیکی از نظر معنایی با جنایت علیه بشریت دارد. با این تفاوت که جنایت علیه بشریت در ابعاد وسیع تری صورت می گیرد. بسیاری از جنایات جنگی که در افغانستان رخ داده است می تواند شامل جنایت علیه بشریت شود. جنایت علیه بشریت : ظلم و تجاوز، به شمول اما نه محدودبه، قتل، كشتار دسته جمعي، به برده گي کشاندن، اخراج از مسکن، زنداني ساختن، شکنجه، تجاوز به عفت، و يا اعمال غير انساني ديگر که در برابر هرفرد از اهالي ملکي صورت بگيرد و يا پيگرد اشخاص و افراد بر مبناي تعلقات سياسي، نژادي، يا مذهبي ولو در مخالفت با قوانين محلي کشورمورد نظر باشد يا خير» طبق این تعریف ها ، اولا جنایت جنگی منوط و وابسته به جنایت در حین جنگ نمی شود. یعنی از نظر زمان اتفاق جرم ، جنایت جنگی منحصر به حالت جنگی است نه مشخصا لحظه جنگ. به عنوان مثال، شکنجه هرچند در باب دیگر می تواند مستقلا مورد بررسی قرار گیرد اما خود از نمود های جنایت جنگی به حساب می آید. ثانیا:جنایت مثل هر عمل دیگر از روی نشانه های جرم شناسانه مورد بررسی قرار گرفته و فاعل آن نیز طبق همین روش علمی مورد شناسایی قرار می گیرد. هم در شاسایی فاعل جرم و هم در توجیه جرم ، دلایل فارغ از تعریف بالا نمی تواند مستند تلقی گردد. به عنوان مثال اگر کسی بگوید که چون در حالت جنگی قرار داشتیم و اگر با شدت و خشونت عمل نمی کردیم نمی توانستیم از منافع قومی ویا حزبی خود به خوبی دفاع کنیم ، این گفتار نمی تواند توجیهی برای جنایت باشد و جانی نمی تواند با این دلایل عمل گذشته خود را توجیه کند. نکته قابل یاد آوری دراین بخش اینست که هر عملی ، در دایره حقوقی به صورت مستقل مورد بررسی قرار میی گیرد. قتل شکنجه و توسل به زور می تواند دارای چندین فاعل باشد. همه فاعلان به میزان سهم شان در انجام جرم ، مجرم شناخته خواهند شد. فهم مردم از جنایت جنگی و توقع آنها طبق یک نظر سنجی که توسط کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان صورت گرفته ، 69 % از کل جمعیت شرکت کننده دراین طرح ملی به نحوی از انحا حقوق انسانی شان ضایع شده است. به عبارت دیگرحقوق انسانی 69% از کل جمعیت افغانستان مورد تجاوز قرار گرفته است. یعنی نزدیک به دوسوم از کل جمعیت یک سرزمین یا کشته شده اند یا شکنجه یا زندان ویا به هر شکلی مورد آزار حکومت وقت و یا گروههای مسلح قرار گرفته اند. 76.4 % مردم خواستار محاکمه فوری جنایت کاران جنگی اند و 61% آنان عفو جنایت را یک عمل خلاف ارزش های انسانی دانسته و در عین حال آنرا خلاف منافع ملی مردم افغانستان می دانند. این عده براین باورند که عقده های ناشی ازتدوام و وسعت جنایت ، به حدی است که اگر جنایت کاران مورد عفو قرار گیرند مردم خود برای گرفتن انتقام دست به کار می شوند . آنان دوره حکومت آقای مجددی را مثال می آورند و می گویند : علی الرغم اینکه آقای مجددی عفو عمومی اعلام کرد اما مردم خود دست به کار شده و در صدد گرفتن انتقام از کسانی بر آمدند که تصورمی کردند از طرف آنها مورد آزار و اذیت و شکنجه قرار گرفته اند. 62% از مردم خواستار برخورد فوری با جنایت کاران بوده و این عمل را باعث تحکیم امنیت ملی دانسته و براین باور بوده اند که تداوم حضور جنایت کاران جنگی در عرصه های حکومتی و قانون گذاری ، حکومت ملی را با چالش مواجه خواهد کرد. 78 % از مردم ، محاکم افغانستان را به دلیل ضعف ساختاری در مدیریت این دستگاه و حضور شیوه های غیر اخلاقی مثل رشوه و باج و نیز وابستگی این دستگاه به یک یا چند گروه سیاسی ،عاجز از رسیدگی به جنایایت جنگی دانسته اند. 56% از مردم خواستار برگزاری محکمه رسیدگی به جنایات جنگی با حضور قضات بین المللی و افغان شده اند.) 1) آمار بالا هر چند دقیقا نمی تواند به عنوان یک سند معتبر از خواست عامه مردم افغانستان تلقی شود اما به هرحال می تواند بخش بزرگی از درک و خواست مردم افغانستان را به نمایش بگذارد. مردم دست های خون آلود را در میان دست های پاک گم نمی کنند و هرگز خاطره جنایت و جنایت کاران از ذهن و ضمیر شان پاک نخواهد شد. عوامل جنایات جنگی : نقض آشکار حقوق بشر و تجاوز به حق خداد دادی زنده بودن ، آرام بودن و عاری از ظلم و تهدید زندگی کردن در بررسی حاضر با کودتای هفتم ثور سال 1357 هجری شمسی آغاز گردیده و در دوره های مختلف حکومت های مجاهدین و طالبان تداوم یافت. از آنروی که جنایت های بشری در افغانستان با ابعاد بسیار وسیع و گسترده و حتی سازمان یافته صورت گرفته است ، نمی توان عوامل آنرا تنها در داخل جغرافیای سیاسی افغانستان جستجو کرد. جنایت ها اولا با اهداف مشخص و حمایت های مالی و تسلیحاتی واضح از خارج مرزهای افغانستان هدایت می شدند و ثانیا در موارد زیادی نیروهای خارجی راسا در داخل خاک افغانستان دست به قتل وکشتار مردم زده اند. با این توضیح عوامل دخیل در جنایت های جنگی در افغانستان به قرار ذیل می باشند. 1 : عوامل درونی 2: عوامل بیرونی الف عوامل درون کشوری : عده ای بار همه گناهان جنگی را به عهده کشورهای خارجی گذاشته و با یک عبور سطحی از حادثه ای به ضخامت سی سال ، تمام عوامل داخلی جنایت را نادیده می انگارند. به نظر نمی رسد عوامل و انگیزه های داخلی لاغر تر از عوامل بیرونی باشد . به هر روی عوامل درونی به چند دسته تقسیم شود: الف : عوامل بالقوه ب: عوامل بالفعل الف : عوامل بالقوه : این عوامل خود به سه دسته عمده تقسیم شود 1 – سیاسی 2- اقتصادی 3- فرهنگی 1- عوامل سیاسی دخیل در جنایات جنگی: مردم افغانستان به همان پیمانه که روی آسایش و آرامش را در طول تاریخ ندیده اند به همان میزان نیز به جز استبداد ، خشنونت ، شکنجه و زورگویی ثمره ای از رفتن و آمدن دولت های شان نداشتند. استبداد حکومت مرکزی هرچند با توجیهات زیادی همراه بود اما رنگ قومی آن ، جوهره وحدت ملی را نشانه رفته و کم کم اقوام غیر پشتون را به سمت گریز از سیاست واداشت. گریز از سیاست و گسترش نفرت در برابر دولتی که آنان را از حقوق سیاسی شان به خاطر پیوند های خونی شان محروم کرده بودند. در فاصله فروپاشی استبداد سردار محمد داود خان و تولد استبداد دموکراتیک حزب خلق ، هم نیروهای گریز از مرکز افزایش یافت وهم نفرت علیه حکومت استبدادی در سطح بسیاری وسیعی توسعه یافت. قیام مردمی علیه استبداد سرخ ، فرصتی بود برای توسعه واگرایی ملی یا تجزیه قومی . به میزانی که تسلط دولت مرکزی بر کشور کمتر می شد به همان میزان نیز امکان گرفتن انتقام بیشتر می شد. انتقام گرفتن از حکومت های استبدادی کم کم جای خود را به انتقام گیری قومی تبدیل کرد. جنایت زمانی آغاز شد که گروههای خود سر و غیر مسئول به مدد انقلاب مردم علیه حکومت کمونیستی و حس مواج و عاطفه خروشان مبارزه با اشغالگران از قدرت نظامی و اقتصادی خوبی بر خوردار شدند. زمانی که جنایت آغاز شد ابتدا رنگ قومی داشت اما در هیچ جای تاریخ ، جنایت قابل کنترل و نظارت نبوده است . درست به همین دلیل ، جنگ قومی به زودی تبدیل به جنگ درون قومی گردید. درست از همین روز ها حس انتقام گیری بی هدف ، جامعه ما را به یک کشتار گاه بزرگ تبدیل کرد. هر کسی که توانی برای کشتن داشت ، به مظلوم و بی گناه رحم نمی کرد و با دلیل و بی دلیل خون می ریخت و آدم می کشت. 2- فقر گسترده ملی ، یکی از ثمرات حکومت های استبدادی بود. پس از انقلاب علیه حکومت استبدادی خلق و پرچم ، گروههای جهادی توانستند با خرج هزینه بسیار ناچیز جوانان را به صف خود بکشانند. بسیاری از این جوانان حتی فقط برای غذای روزانه خود شان جذب این گروهها شدند. نبودن کار ، تعطیلی مراکز علمی و فرویختن سیستم تعلیم و تربیه ، بیکاری تعداد فراوانی از نسل جوان را به همراه داشت. کسانی که توانایی مالی رفتن به کشور های همسایه جهت کار را نداشتند برای زنده ماندن و گذراندن وقت شان چاره ای جز جذب شدن در گروههای نظامی را نداشتند. چور و چپاول اموال مردم ، از طرف حکومت کمونیستی ، مجاهدین و طالبان کم کم به اصل تبدیل شده و حتی برای غارت اموال مردم ، قتل و کشتار آنان مجاز اعلام شده بود. چنین بود که اعضای گروههای نظامی همیشه آرزو می کردند که جنگی آغاز شود تا آنان بتوانند به چپاول دارایی های عامه و مردم دست بزنند. 3- فرهنگی : جامعه ما نه تنها زمینه فرهنگی لازم برای درک و قبول حکومت کمونیستی را نداشت بلکه متاسفانه حتی آمادگی های لازم برای قبول یک حکومت دینی را نیز در خود نداشت. درست به همین دلیل هم چپی ها در سطح شعار و تبلیغات باقی ماند و هم اسلام گرایان . هیچ کدام از آنان نتوانستند زمینه فرهنگی و ذهنی لازم برای یک حرکت فکری را به صورت دقیق و اصولی آماده کنند. درست به همین دلیل، چپی ها به کپی برداری از آثار مارکس و انگلس و دیگر متفکرین چپ گرا پرداختند و اسلام گرایان در نقطه مقابل به تکرار حرف های ابوالعلاء مودودی ، دکتر علی شریعتی و دیگر متفکرین جهان اسلام. نه چپی ها به فکر افغانیزه کردن سوسیالیزم بودند و نه اسلام گرایان در اندیشه افغانی کردن تئوری های اسلام گرایانی چون ابولعلاء مودودی .عده ای سعی می کردند که کابل را تبدیل به ماسکو کند و دیگری آنرا به قاهره ویا قم تبدیل کند که هیچ کدام نه میسر بود و نه ممکن. سست بودن پایه های اندیشه سیاسی هردو جناح نه تنها باعث جنگ طولانی بین طرفین گردید بلکه در درون هر کدام از جناح ها نیز به دلیل آشفتگی مفرط در عرصه ترسیم آرمان ها و آرمان شهر ها نزاع پایان نا پذیری رخ داد. ب ) عوامل بالفعل موثر در شکل گیری جنایت جنگی این عوامل خود به دو دسته عوامل داخلی و عوامل خارجی تقسیم می شود ب -1 )عوامل بالفعل و داخلی سهیم در جنایات جنگی 1- حزب دموکراتیک خلق افغانستان ( هر دوشاخه خلق وپرچم) 2- گروههای جهادی 3- جنبش اسلامی طالبان ب-2 ) عوامل خارجی دخیل در جنایات جنگی 1- پاکستان 2- اتحاد جماهیر شوروی سابق 3- آمریکا 4- ایران 5- عربستان سعودی و امارات متحده عربی ب – ا - ) حزب دموکراتیک خلق افغانستان : حزب دموکراتیک خلق ، فاجعه را با کودتای هفت ثور آغاز کرد. قتل سردار محمد داود به همراه همه اعضای خانواده اش ، اولین قدم این حزب در راه تجربه نسل کشی ، قتل عام و نادیده گرفتن حقوق اساسی افغان ها بود. این حزب که با شعار های دموکراتیک و با هدف مبارزه با استبداد سلطنتی و قبیله ای مبارزاتش را آغاز کرده بود ، زمانی که خود زمام امور را در دست گرفت ، نه تنها تمامی مظالم و تجاوزات حکومت و حکومت های پیشین به حقوق اساسی مردم افغانستان را تداوم داد بلکه خود باب تازه و وسیعی را برآن افزود. به عنوان نمونه سلطانعلی کشتمند صدراعظم و عضو بیروی سیاسی این حزب در کتاب " یاد داشت های سیاسی و رویدادهای تاریخی " از کتاب افغانستان در پنج قرن اخیر چنین نقل قول می کند:" حاکمان تازه بدوران رسیده واقعا مصمم بودند تا بعضی ازاقشاراجتماع راجسماٌازمیان بردارند،بنا براین دایرة گیرو گرفت گسترش یافته،اشخاص مختلف ازمامورین دولت تا محصلان وشاگردان مکاتب،صاحب منصبان،متقاعدان،تجاران،دکانداران،واهل کسبه حتی دوره گردان بی بضاعت درشهرها،خوانین،ملاکان،زمینداران،دهقانهائی بی زمین وبا زمین،در،روستاها،بنام پرسش وتحقیق به وزارت داخله،دوایر پولیس،مراکز ولایات و ولسوالی ها(فرمانداریها)جلب شده وضمن استنطاق،بی مدرک وبا مدرک مورد شکنجه هائی غیر انسانی ودور ازکرامت بشری مانند:لت و کوپ،گرسنگی،تشنگی،بیخوابی،کندن ناخنها،تکان برقی، شکنجه افراد خانواده وبی حرمتی به ایشان قرار گرفته وتعداد دیگر سرراست درکابل به پولیگون،پل چرخی،ودر ولایات کشتارگاههای همانند فرستاده شدند.برخی تیر باران وبرخی دیگر زنده زیر خاک شدند"(2) جنرال محمود قاری اف. رئیس آکادامی علوم نظامی شوروی در" کتاب افغانستان پس از قوای شوروی " دراین مورد می گوید: آزادی های سیاسی تنها ظاهرا اعلام گردیدبود،درعمل حتی آنانیراکه در کدامین مورد با مشی دولت جدید سازگار نبودند،درشمار دشمنان قلم میزدند.سرکوبهای گروهی بیداد میکرد،دربسی موارد همه با شنده گان روستا را تیر باران میکردند." (3) سلطان علی کشتمند در کتا ب فوق الذکرخویش اورده است:او(حفیظ الله امین)معتقد بود برای ساختمان افغانستان نوین!!ضرورت به نفوس زیاد نیست،چهارمیلیون پرولتاریا ونیروی کار وفادار به آرمانهای انقلاب ثورکافیست که جامعه را د گرگون سازد وسوسیالیزم رادرکشور به پیروزی برساند(4). همچنین فرید هالیدی پروفیسر مناسبات بین المللی در مکتب اقتصادی لندن وابسته به دانشگاه لندن،شرق شناس وافغانستان شناس دراثر خویش بنام افغانستان اسلام گرایی و اثرات جنگ سرد چنین مینویسد:رهبرخلقی ها حفیظ الله امین در برابر مستمعین حزبی خویش باغرور اظهارداشت: ما افغانها مخالفین خودرا با گلوله نمیزنیم بلکه سر آنها را با توپ به هوا میپرانیم (5). عبدالله قومندان زندان پل چرخی که به دستور خویش زندانیان راشکنجه،زنده زیرخاک وتیر باران مینمود چنین گفت:(دولت خلقی به افراد مخالف ضرورت ندارد،کافی است که یک میلیون وفاداران خلقی وجودداشته باشد،تاچند میلیون افراد بیکاره مرتجع وضد انقلاب (6). ستر جنرال نبی عظیمی عضو حزب دیموکراتیک خلق افغانستان ولوی دریستیز(رئیس ارتش)در کتاب خویش بنام اردو وسیا ست در سه دهه اخیر مینویسد:"عبد الله امین "برادر حفیظ الله امین حتی درمحضر عام آدم میکشت ومردم را زنده زنده زیر خاک مینمود."محمد علی دریور،بلدوزر موسسات صنعتی پل خمری برایم چــنین قصه میکرد:از استقامت پل خمری به طرف بغلان،جائیکه پل ها شم خان قراردارد گذشته به طرف دست راست،دشتی بنام بایسقال فرار دارد که،قبلا برای تربیت گوسفندان قره قل اختصاص داده شده بود...به دستوربرادرحفیظالله امین (عبدالله امین) گودالی بزرگی به وسیله بلدوذرتوسط اینجانب حفرگردید که درآنجا انسانها رازنده به گورمیساختندومن مجبوربودم که روی آنهارا با خاک بپوشانم.آن انسانها مانند مور روزهای طولانی در زیر خاک شور میخوردند،من ازترس هیچ اقدامی نمی توانستم (7). شاه محمود حصین متعلق به جناح خلق چنین می گوید:"یکی ازدرد آورترین ووحشتنا کتـرین عمل نظامی دوران تجاوزاین بود که دهات،قریه ها وولسوالی ها را به محاصره کشیده شده ازهوا با مدرن ترین جت ها وهلی کوپتر های جنگی واززمین با توپ و تانک و دیگر سلاح های سنگین به آتش گرفته زمانی که مطمئن می شدند که هست وبود منطقه محاصره شده به خاک وخاکستر مبدل شده وچند تا زده وزخمی مردو زن پیرو جوان بیرق سفید برافراشته اند مارش پیروزی به درون محل اغاز وبیانیه هائی گرم وآتشین پیروزی وحقانیت حضور دوستان به راه میافتاد (8). آنچه که آورده شد نمونه هایی است اندک که عموما از زبان سردمداران جزب دموکراتیک خلق نقل قول گردید. آنان با داشتن پنجاه هزار زندانی ، افغانستان را به بزرگترین زندان شرق میانه تبدیل کرده بودند . بمباران های ممتد روستا ها و شهرهایی که به دست مجاهدین افتاده بودند ، کاشتن مین های نفر بر ، و موشک باران توسط حکومت خلقی ، جان هزاران تن از افراد ملکی را گرفته و نزدیک به نیم میلیون نفر بر اثر اصابت با بم های نفر بر ، پا یا قسمتی از بدن خود را از دست داده و برای همیشه از نعمت زندگی سالم بی بهره مانده اند. دولت کمونیستی ، علاوه بر اینکه علیه مجاهدین می جنگید و به این بهانه مردم عادی را مورد شکنجه و کشتار قرار می داد ، در یک رویکرد دیگر وارد یک جنگ داخلی وسیع و همه جانبه شده و عده زیادی از روشنفکران ما به دلیل این جنگ داخلی که بین دو جناح خلق و پرچم و احزاب چپ گرای دیگر نظیر حزب دموکراتیک نوین ( شعله جاوید) در گرفته بود روانه سیاه چال ها ، شکنجه گاههای پلیگون پلی چرخی ، خاد شش درک ، قوای مرکز ، زیر زمین های مخوف وزارت داخله و هزاران قتل گاههای دیگر شدند. آنان با دستگیری وسیع علمای دینی و روشنفکران مخالف شان ، طیف وسیعی از طبقه تحصیل کرده جامعه را قصابی نمودند. ب-1 -2) گروههای جهادی: جنایت های جنگی در میان گروههای جهادی که با هدف مبارزه علیه تجاوزکاران و حکومت ضد دینی خلقی ها به وجود آمده بودند ، بعد وسیع تری یافت. دلیل عمده این وسعت ، پراکندگی قوا و هویت دربین گروههای جهادی است. تا سال 1367 تنها در هزاره جات 9 گروه جهادی فعالیت داشت. گروههای 7 گانه مناطق دیگر البته تنها نام هفت گانه را یدک می کشیدند. در حقیقت به تعداد قومندانان نامدار جهادی ما می توانیم احزاب و گروههای جهادی را به رسمیت بشناسیم. هیچ قومندان برجسته ای تابع مافوق و رهبر حزب خود نبود. جریان های متنافر و واگرای نظامی باعث به وجود آمدن اغتشاش ، حکومت های کوچک منطقه ای و جنگ های خانمانسوز منطقوی گردید. در جنگ های داخلی ، هزاران تن از مردم ملکی و بی دفاع به جرم زندگی کردن در منطقه تسلط یک گروه جهادی توسط گروه مخالفش مورد شکنجه ، آزار و حتی کشتار قرار می گرفت. گروههای جهادی ، از نظر مبانی حقوق بشر ، کاپی حزب دموکراتیک خلق بودند. هردوی این جریان های سیاسی با رویکرد های تمامیت خواهانه نسبت به قدرت ، مردم عادی را قربانی اهداف خود می کردند. برای بررسی دقیق تر جنایت های جنگی که توسط گروههای جهادی رخ داده است به بررسی نمونه وار آن می پردازیم: ا- جمعیت اسلامی افغانستان : این حزب ، باداشتن شاخه نظامی به نام شورای نظار ، یکی از مخوف ترین شکنجه گاههای مربوط به احزاب جهادی را ایجاد کرده و با دستگیری و شکنجه روشنفکران، دیگر اندیشان و مخالفان سیاسی خود در ساحه حاکمیت اش ، حکومت خفقان و وحشت را ایجاد کرده بود. تمامیت خواهی این حزب علاوه براین که آتش جنگ های داخلی را برای سال های متمادی مشتعل نگه داشت ، زمینه ساز شکل گیری و توسعه جنبش طالبان نیز گردید. جنگ های این حزب چه قبل از به دست گرفتن حکومت وچه بعد از آن ، عامل کشتار جمعی ، شکنجه و آزار و کوچ اجباری مردم ملکی گردید. نمونه بارز جنایت های جنگی صورت گرفته توسط این حزب ، قتل عام در منطقه افشار کابل می باشد که طی آن نزدیک به پنج هزار مردم ملکی توسط نفرات این حزب به خاک و خون کشیده شدند. ب- حزب اسلامی : این حزب ، از مخوف ترین و وحشت آفرین ترین احزاب جهادی بوده و عناصر وابسته به آن با محور قرار دادن بینش دگم مذهبی و تمامیت خواهی سیاسی ،زمینه شکنجه ، آزار جمعی و قتل مردم ملکی را فراهم نمودند. این حزب در رقابت سیاسی و نظامی با جمعیت اسلامی ، دست به کشتار هزاران غیر نظامی زد. اختطاف روشنفکران ، ترور مخالفان سیاسی و شرکت در قتل عام را می توان به صورت بارز در عملکرد سیاسی این حزب مشاهده کرد. این حزب در دوره حکومت حزب خلق و جمعیت اسلامی ، با موشک باران کابل ، هزاران نفر ملکی را به قتل رسانده و صد ها خانه و آبادی را ویران و عامل آوارگی عده بی شماری از مردم گردید. ت- حزب اتحاد اسلامی : این حزب ، در هم پیمانی با شورای نظار و در رقابت با حزب اسلامی ، از جمله گروههایی است که آمار تجاوز وتعدی توسط آن به اهداف غیر نظامی ، بسیار زیاد است. شرکت همه جانبه این حزب در قتل عام در افشار ، سیلو و غرب کابل از نکات برجسته کارنامه این حزب قلمداد می شود. ج – جنبش ملی – اسلامی : این گروه ، چه در همکاری با دولت کمونیستی ، که به گلم جمع ها مشهور شده بودو چه در همکاری با مجاهدین ، خشن ترین برخورد را با غیر نظامیان داشته و در آتش خشم این حزب تر و خشک مناطق تحت اشغالش سوخته است. دستگیری ، شکنجه ، ترور و شرکت در قتل های دسته جمعی را می توان به صورت وفور در کارنامه این حزب مشاهده کرد. از جمله قتل بدون محاکمه و تحقیق بیش از یک هزار نفر از اسرای طالبان در زندان قلعه جنگی مزار شریف می تواند سندی از جنایت جنگی این حزب به شمار آید. د- حزب وحدت اسلامی : این حزب که از اتحاد گروههای هشت گانه به وجود آمده است علاوه براینکه در ساحه تحت نفوذ خود اقدام به ترور قومندانان و یا روشنفکران مخالف خود می نمود ، دارای قومندانان خود سر و خارج از کنترل بوده که اسباب آزار ، شکنجه و حتی کشتار مردم عادی را فراهم نموده است. شرکت این حزب در جنگ علیه دولت جمعیت اسلامی ، باعث کشتار وسیع در جبهه دو طرف گردیده واین حزب با داشتن شکنجه گاه مخوفی به نام " کوته گانی " زندانیان را به شکل وحشیانه ای مورد شکنجه و آزار قرار می داد. علاوه بر احزاب جهادی معروف فوق می توان نمونه هایی از تخطی گروههای کوچک تر را نیز ذکر کرد: شورای انقلابی اتفاق : این حزب در جنگ دوامدار با حزب دیگری به نام سازمان نصر افغانستان که در حال حاضر بدنه اصلی حزب وحدت را تشکیل می دهد باعث قتل ، کشتار و شکنجه افراد زیادی گردیده و در اعمال شکنجه و برخودر غیر انسانی در منطقه تحت نفوذ خود کارنامه سیاهی دارد. به عنوان مثال در یک حمله تهاجمی افراد این حزب به مقر جنبش مستضعفین در بامیان در سال 1359 ضمن کشتن سه نفر از سربازان جنبش مستصعفین ، دو نفر از آنان را به نام های رشید و واثق به اسارت می گیرند. شورای انقلابی اتفاق ، بعد از بردن اسیران به منطقه خود ، ابتداآنرا مورد شدید ترین شکنجه قرار داده و پس از آن سر آنان را از تن شان جدا می نمایند. پس از این کار باز حس انتقام جویی شان فروکش نکرده و سرهای بریده آنان را به مدت یک هفته بر دروازه قرارگاه نظامی شان آویزان می نمایند. 3- جنبش اسلامی طالبان ( 1991-1996 ): نسل کشی ، تضییع حقوق و ازادی های زنان ، شکنجه ، غارت گری و ایجاد حکومت زور و وحشت از برجسته ترین ویژگی های این جنبش است. این جنبش که با هدایت و حمایت مالی و تسلیحاتی پاکستان به وجود آمده بود، همانند حزب دموکراتیک خلق ، افغانستان را به زندان و شکنجه گاه بزرگی تبدیل نموده و تمامی صداهای مخالف را در گلو خفه نمود. قتل و کشتار این گروه ، آنچنان واضح و آشکار است که حتی کمتر احتیاج به استدلال و برهان دارد. دکتر « چونگ هیون پایک » در گزارش خود به ملل متحد در مورد رخدادهای روز اول تصرف مزار شریف به دست طالبان می گوید : در روز اول تسخیر مزار شریف ، طالبان بدون کدام هشدار و بدون کدام تشخیص و تمیز ، هر کس را که در سرک می دیدند و به هر کس که دم درب منازل ایستاده بود و یا از کلکین منزل خود بیرون را نگاه می کرد ، آتش باری کردند . از آنجایی که طالبان بدون مقدمه و غافلگیرانه به مزار شریف داخل شدند ، سرک ها از مردم پر بود . زنان ، مردان و خرد سالان همهء گروه ها بدون تفریق قومیت و مذهب به قتل رسیدند ، به شمول دکانداران ، دست فروشان ، حتی الاغ ها ، بزها و گوسفندها . کشتار در تمام طول روز ادامه داشت و به ساکنان از چهار روز تا یک هفته بعد اجازه داده شد ، مرده های خود را جمع کنند و به آن برسند . » بر اساس اسناد موثق تنها در شش روز اول حضور طالبان در مزار شریف بیش از هشت هزار نفر کشته شده است.(9) احمد رشید خبرنگار برجسته پاکستانی در کتاب معروف خود "طالبان ،اسلام،نفت وبازی بزرگ جهانی" می گوید: ملا نیازی از مساجد شهر علنأ چنین اعلان کرد:" شعیان سه راه بشتر ندارند،یا سنی شوند،یا به ایران بروند یا کشته خواهند شد(10)" احمد رشید در همان کتاب ادامه می دهد:" "طالبان تمام ملیت هارا میکشند،درشمال هزاران خانه را وده ها هزار هکتار باغ وتاک را به آتش کشید ند وساکنین تاجیک تبار انرا قتل عام کردند(11)". دررابطه با نسل کشی و قصابی قومی توسط طالبان می توان از قتل عام یکاولنگ یاد کرد. دراین قتل عام، طالبان پس از به دست گرفتن کنترل دوباره یکاولنگ از دست حزب وحدت ، تمام مردان بالای 10 سال و زیر هفتاد سال را در مرکز ده جمع نموده و دستها و پاهای آنان را بسته و سپس بدون کدام تحقیق و پرسشی تمام آنان را به گلوله بستند. حتی به صاحبان جنازه ها تا سه روز اجازه نمی دادند که جنازه های خود را دفن کنند. در این فاجعه ازبعضی از فامیل ها تنها یک زن پیر یا یک کودک خردسال از تمامی افراد خانواده به جا ماند. نمونه دوم جنایات سازمان یافته آنان به آتش کشیدن شمالی و قتل مردم ملکی در این منطقه است. آنان تمام مزارع و تاک ها را با هدف توسعه فقر و گرسنگی و مرگ تدریجی اهالی این منطقه به آتش کشیدند و سپس به پیر جوان رحم نکرده و و در یک نصف روز تعداد زیادی از پیر و جوان را به قتل رساندند. ب : عوامل خارجی دخیل در جنایات جنگی در افغانستان: اتحاد جماهیر شوروی : با اشغال رسمی افغانستان و اعزام هزاران نظامی به نقاط مختلف افغانستان، به صورت آشکار ، ضمن نقض صریح تمامیت ارضی افغانستان ، اقدام به قتل و کشتار افراد ملکی و غیر نظامی در جنگ های نظامی به ویژه در بمباردمان های هوایی نمود. این کشور در طول مدت حضور خود به عنوان طراح اصلی بسیاری از حملات نظامی به مناطق مسکونی ، دستگیری ، قتل و کشتار عمل کرد. در تخاصمات میان دو جناح اصلی حزب دموکراتیک خلق نیز، تنها با اشاره این کشور صدها تن از قومندان نان برجسته اردو بدون محاکمه و تحقیق به قتل رسیدند. از طرف دیگر ، این کشور مسئول مستقیم بخشی از بمب های نفر بر است که توسط عوامل آن در ساحات مختلف افغانستان کاشته شده و هنوز که هنوز است هر روز جان تعدادی از افراد بی گناه را گرفته یا باعث معلولیت مردم می شود.این کشور به عنوان آغاز گر فتنه داخلی در افغانستان ، مسئول مستقیم بسیاری از نسل کشی ها ، زنده به گور کردن ها و آوارگی های مردم افغانستان است. پاکستان : پاکستان با حمایت گروههای جهادی ، مداخله در امور داخلی افغانستان را آغاز کرد. این کشور با حمایت گروههای افراطی جهادی و تربیت آنان توسط سازمان جاسوسی خود و هدایت آنان مطابق پلان های خود ، جهاد مقدس مردم افغانستان را به بیراهه کشاند. این کشور با رخنه در صف جهاد مردم افغانستان ، توانست به راحتی از تعدادی ازرهبران و قومندانان جهادی عوامل جاسوس مشرب ، وطن فروش و مطیع سیاست های خود به وجود بیاورد. دخالت های اشغالگرانه پاکستان زمانی به اوج خود رسید که گروه طالبان را به کمک آمریکا ، عربستان سعودی و امارات متحده عربی ایجاد کرد. پس از این تاریخ در بسیاری از جنگ ها ، اردوی پاکستان مستقیما در کنار نفرات طالبان علیه مردم افغانستان وارد جنگ شد. مسئولیت سیاسی اعمال طالبان بی هیچ تردیدی ، به دوش دولت پاکستان بوده و این کشور باید پاسخ هزاران قربانی، توحش ، نسل کشی و شکنجه و مردم آزاری که توسط گروه طالبان صورت گرفته، بگوید. پاکستان حامی اصلی ، طراح برنامه های حکومتی و جنگی و تامین کننده نیازهای لجستکی طالبان بوده و نمی تواند نسبت به اعمال این گروه مسئولیتی را نپذیرد. آمریکا: آمریکا ابتدا با حمایت مالی سیل آسا از گروههای جهادی ، وارد نبرد غیر مستقیم با شوروی در افغانستان شد. دراین نبرد البته قربانی اصلی مردم افغانستان بود. امریکا تنها به منافع خود می اندیشید و باحمایت بی رویه گروههای جهادی وحدت ملی افغانستان را به چالش کشیده و این کشور را وارد شدید ترین جنگ های قومی کرد. حمایت های گسترده آمریکا از گروه طالبان و تداوم این حمایت ها تا چند هفته قبل از سقوط این گروه افراطی ، نقش آمریکارا در نسل کشی هایی که توسط گروه طالبان و گروههای دیگر سیاسی به بهانه های قومی ، حزبی و گاه مذهبی صورت گرفته انکار ناپذیر ساخته است. دولت آمریکا بایدبه مردم افغانستان بابت نقش مخرب و آتش افروزانه اش پاسخ بگوید. ایران: ایران نیز ابتدا با حمایت گسترده از گروههای شیعی وارد حوزه دخالت گری در امور افغانستان شد. کم کم این حمایت شامل حال جمعیت اسلامی ، جنبش اسلامی و تعدادی از احزاب کوچک دیگر شد. سپاه قدس که مرکز آن در شهر مشهد می باشد ، مرکز اصلی تصمیم گیری ها و حمایت های نظامی ایران از گروههای جهادی بود. ایران نیز در بعضی موارد کارشناسان نظامی خود را جهت کمک به جبهه متحد شمال به افغانستان می فرستاد . ایران در زمانی که جنگ جبهه متحد علیه طالبان وسعت یافت ، هفته ای هشت سورتی پرواز به بامیان ، تخار و شبرغان داشت و طی این پرواز ها تجهیزات نظامی ، سلاح و مهمات را به جبهه های جنگ می رساند. نتیجه گیری : در طول سه دهه جنگ داخلی در افغانستان ، دست های بسیای به خون مردم آلوده شدند. بسیاری از دست های خون آلود توانسته اند تا کنون از چنگ کیفر اعمال خود فرار نمایند. بسیاری از آنان با نقاب های مذهب و دین و خدا و جهاد و غیره کوشیده اند گناه جنایت های بی نظیر خود را به گردن دیگران بیاندازند. بسیاری از دست های خون آلود ، دامن های خونین و چهره های سرخ و خون پر ، اینک دو باره بر سر دسترخان مردم نشسته و فراموش کرده اند که همین دیروز هزاران دستر خان را با صاحبانش با موشک باران کور و بمباران های ظالمانه به خاک و خاکستر بدل کرده اند. اینک قصاب های جامه سرخ ، قصاب های جامه سبز ، قصاب های جامه سفید ، جامه های شان را از تن کشیده ، دستان شان را شسته و با پوشیدن نکتایی و دریشی ، فصل تازه ای از زندگی شان را با حکومت جدید آغاز کرده ند. مردم اما دست های خون آلود را خوب می شناسند و منتظرند تا زمان مکافات آنان فرارسد. موج ها خوابیده اند آرام ورام /طبل طوفان از نوا ا فتاده است/چشمه های شعله ور خشکیده اند/آبها از آسیاب افتاده است. در مزار آباد شهر بی تپش وای جغدی هم نمی آید به گوش/درد مندان بی خروش بی فغان/خشمناکان بی فغان بی خروش. آهها درسینه ها گم کرده راه/مرغکان سرشان به زیر بالها/ در سکوت جاودان مدفون شده است/ هر چه غوغا بودوقیل قال ها. آبها از آسیاب افتاده است/دار ها برچیده خون ها شسته اند/جای رنج و خشم عصیان بوته ها/پشکبنهای پلیدی رسته اند منابع: 1 – تمام این آمار ازگزارش کمیسیون مستقل حقوق بشر به نام صدای مردم افغانستان برای عدالت گرفته شده است. 2 – افغانستان در پنج قرن اخیر 3- پرفیسور محمود قاری اف - افغانستان بعد از خروج قوای شوروی 4- سلطان علی کشتمند – یادداشت های سیاسی و رویداد های تاریخی 5- افغانستان ، اسلام گرایی و اثرات جنگ سرد 6- افغانستان بعد از قوای شوروی 7- اردو و سیاست در سه دهه اخیر 8- شاه محمود حصین -مثلث بی عیب 9- گزارش سالانه ملل متحد 11 و 12- طالبان ،اسلام، نفت و بازی بزرگ جهانی تذکر: در تامین منابع این نوشته استفاده وافری از مقاله " افغانستان سرزمین مظلومان نوشته دوست گرامی ام سید ظاهر محسنی ( نوید) برده ام که دوستان علاقمند می توانند این نوشته را در وبسایت آریایی بیابند و بخوانند. ---------------- آثار ديگري از همين نويسنده : 1.فاشيزم مقدس 2.تقسيم قومی قدرت 3.کرزی و نيروهای گريز ازمرکز 4.حامد کرزی ودیگران 5.کیش آقای مارشال! 6.بازگشت کلاه سفیدها 7.
موضوع مرتبط:
سياسي, حقوق/حقوق بشر
|
|
|
|
|
|
|
نقل مطالب اين سايت تنها با ذكر منبع و نام نويسنده مجازاست |
|
|
|
|
|
|
آمار
مقالات |
Journalists--------------------------------- تعداد ژورناليست --------------------------: 62 Articles----------------------------------- تعداد مطالب تازه -------------------------: 687 Comments-------------------------------- تعداد نظرات ------------------------------: 3847 Categories-------------------------------- تعداد موضوعات ---------------------------: 33
|
|
|
|
اطلاعات و ترافيك سايت |
|
Total Visits----------------------------- مجموع بازديدها--------------------------792283Users Online-----------------------------12-----------------------------------افراد آنلاين Your IP-------------------------- آي پي شما-----------------------38.103.63.6038.103.63.60
----------------------------------------
تاريخ تأسيس ------------------------------ Construction
------------------------- 2002
تاريخ بازسازي ------------------------------
Re-construction---------------------- 2004
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|