Home

Afghanistan Columnists

Click bank

Articles  

News

Links

Books

Gallery

Policy

   باشگاه نويسندگان آزاد

  |  صفحه اول |  افغانستان  |   نويسندگان   مقالات  |   اخبار    كليك‌بانك  |   كتابخانه  |   گالري  |   پاليسي   | تماس



 

لوگوي سايت

خبرتازه

خبرهاي بيشتر در اينجا...

 

مقالات نويسندگان

مسؤوليت هرسخن بدوش پديدآورنده است. سايت در قبال آثارارسالي نويسندگان پاسخگو نيست

اجتماعي, مهاجرت و پناهندگي, ايران

سايت را به دوستان معرفي كنيد!

مطالب بيشتر از ن.غلامي در صفحه اختصاصي نويسنده

پيوسته‌ها




يك ازدواج خونين و هزارسكوت ننگين

نويسنده: ن.غلامي



تاريخ نشر: 22.06.2006


نشانه هاي بربريت مدرن روز جمعه ‪۱۹جوزادركازرون ايران يك قتل جمعي بطوروحشيانه اتفاق افتاد كه در آن هفت افغان به قتل رسيدند.


روز جمعه ‪۱۹جوزا در كازرون ايران يك قتل جمعي بطوروحشيانه اتفاق افتاد. يك ايراني بنام سياوش موسوي پس از اطلاع از ازدواج دخترش با يك افغاني، با همكاري و همدستي اهل محل و تعداد همدست ديگر با استفاده از كلاشينكف، دختر خود و هفت نفر افغاني را از جمله داماد و شش نفرديگراز همراهان وخويشاوندان داماد از جمله پدر، مادر، برادرها و پسرعموهاي او را از چهار سو به رگبار بسته و همه را در جا كشتند. اين خبرمطابق معمول با تحريفات زياد در بعض مطبوعات الكترونيكي ايراني انعكاس پيدا كرد. درمنابع افغاني اولين مرتبه اين خبر را من در بخش خبري سايت آرمان ديدم وسپس به منابع كه ازانها نقل شده بود مراجعه نمودم و يادداشت كردم. مطابق به گزارش سايت شبكه اطلاع رساني افغان: جريان از اين قرار بوده كه يك دختر ايراني بنام مرضيه موسوي با يك پسر افغاني بنام لياقت علي اوايل ماه جاري مخفيانه با هم ازدواج مي كنند. اين دختر پس از ‪شانزده روز به منزل پدري مراجعه كرده و اظهارمي دارد كه با لياقت علي ازدواج كرده است اما پدر از پذيرش دختر خودداري ورزيده او را با خشونت ازمنزل طرد مي كند. پس از اين جريان هفت نفر ازبستگان مرد افغان به اتفاق مرضيه موسوي به‌ منزل سياوش موسوي (قاتل) براي گفتگو مراجعت مي كنند كه پدرخانواده با ديدن اين افراد به وسيله يك قبضه سلاح كلاشينكف اقدام به تيراندازي به سوي آنان مي كند كه در اين حادثه مرضيه موسوي و هفت نفرافغاني كشته مي شوند. با اطلاعاتي كه بنده پس از شنيدن اين خبر از منابع موثق به دست آوردم اين افراد از منطقه ولسوالي جاغوري ولايت غزني مي باشند. اخيرا بعض آشنايان و بستگان محلي كشته شدگان را پيدا نموده از آنها كسب معلومات نمودم. قرار صحبتها، آنچه در خبرها منعكس گرديده با آنچه انها گزارش مي دهند در موارد بسيار تفاوت دارد. قرار معلوم پس از مراجعت دختر بخانه پدر و برخورد او با دخترش و طرد او از خانه، آنها مجددا با سياوش موسوي در تماس شده موضوع را مطرح مي كنند كه آنها اگر اشتباه هم كرده باشند مي خواهند جبران كنند و از طرفي دختر و پسر با هم علاقه مند بوده و با پدرش چندين بار موضوع را مطرح نموده و پسر نيز از آنها خواستگاري نموده اما پدر به دليل تعصب شديد خوني از پذيرش خواست دختر و پسر خود داري مي ورزد. پس از طرح مجدد موضوع با پدر، او پيشنهاد مي كند كه بسيار خوب، كاري است كه شده و ما هم دوست داريم با هم صحبت كنيم و قضيه را خاتمه بدهيم. بر اين اساس مطابق پيشنهاد پدر دختر، قرار مي شود پسر با همراه پدر و مادر و برادران و پسرعموها و عروس به منزل موسوي رفته قضيه را حل و فصل نمايند. وقتي آنها وارد حياط منزل موسوي مي شوند نا گهان از چهار طرف به سوي آنها رگبار مي شود. بعد از كشته شدن آنها اجساد كشته شدگان را مثله مي كنند و پوست بدن شان را كنده با ساطور بدنهاي شان را قطعه قطعه مي كنند! من آنچه در باره اين خبر از اقارب و آشنايان كشته شدگان شنيدم بسيار بيشتراز اين موارد است و لي خبر قطعه قطعه نمودن بدن هاي اين هفت تن را در خبر سايت پژواك مطالعه نماييد« عصمت الله پسر ماماى نورعلى ادعا کرد: ازچهار طرف بالای فامیل ما درخانه دختر که جهت خواستگاری رفته بودند رگبارصورت گرفت و فامیل مارا بعد ازکشته شدن، با کارد پوست کرده وتوسط ساتور قطعه قطعه نمودند! او اضافه نمود که دخترایرانی با نورعلي دوست بوده ، آنها خواهان ازدواج با همديگر بودند و نورعلى از فامیل دختر خواستگاری نيز نموده بود، ولی آنها برایشان گفته بودند که چند روز بعد به خانه شان بیایند. به گفته وى، زمانیکه فاميل نورعلى وارد خانۀ دختر شدند با مرمى کلاشنکوف تيرباران گرديدند که چهارتن جا بجا کشته و سه تن، همراه با دختر که پا به فرارگذاشتند، نيز از پا در آورده شدند. به ادعای عصمت الله ، دولت ایران نه تنها اينکه درقسمت انتقال ایشان به افغانستان کمک نکرده، كه آنها را با اجساد به کمپ نظامى برده و سربازان هركدام مبلغ ده هزارتومان ايرانى از ایشان اخذ نموده اند. وي می افزاید ضمن اینکه سفارت افغانستان درایران ازموضوع آگاهی دارد و وعده پيگیری قضیه را نموده، اما تاحال دولت ایران تنها پدر دختر را که در این قضیه دست داشته دستگیر نموده ولی او حاضربه تسلیمی ساير قاتلین نگردیده است.عصمت الله اظهارداشت که يکتعداد اعضای فامیل ايشان در ایران بسرمیبرند وآنها هراس دارند که مبادا برای شان مشکلی ايجاد شود.» من در اينجا مي خواهم چند نكته را خدمت خوانندگان عزيزعرض كنم: 1. ازدواج يك مسئله خصوصي است كه كاملا به رضايت طرفين بستگي دارد. در ملل مترقي ازدواج يك امر كاملا فردي و خصوصي است و بر اساس رضايت طرفين مي باشد. بر اين اساس، ازدواج سياه با سفيد، رنگين پوست با تيره پوست و غربي و شرقي در ملل مترقي بر يك معنا استوار است و عبارت است از رضايت طرفين. در كشورهاي پيشرفته امروز مسئله ازدواج بين المللي حل شده و اصلا يك معضل براي يك كشور بشمار نمي رود. بعض كشورها مانند امريكا، كانادا و استراليا به قدري ازدواج ميان قومي صورت گرفته كه نسلي بنام « دورگه» وجود دارد. در تمام كشورها اين اصل پذيرفته شده است و به اين دليل دركشورهاي مرفه امروز ازدواج يك سفيد با سياه ننگ و حقارت شمرده نمي شود و بل شديدا هرنوع نگرش برتري جويانه كه منشاء نژادي و خوني داشته باشد سركوب مي شود. وقتي دو نفر از دو مليت با هم ازدواج مي كنند هرگاه نخواهند ازيكديگرجدا مي شوند. اين يك مسله طبيعي است و در تمام رژيمها راه حل دارد. در دين مقدس اسلام موضوع رضايت طرفين در ازدواج چنان مهم است كه حتي در بعض نظرات فقهي كه اجازه پدر را در ازدواج دخترشرط دانسته اند گفته شده كه وقتي پدر برخلاف مصالح دختر اقدام نمايد اين حق از پدر ساقط مي شود و ديگر حق ندارد مانع ازدواج دخترش با كسي شود كه مي خواهد با او زندگي كند. در واقع اين اختيار كه به پدر داده شده صرفا براي حمايت از مصالح دختر است نه به علت اينكه يك حقي براي پدرباشد. حالا پرسش اينجااست كه پدري كه با اين درجه از قساوت و بربريت و بي رحمي اقدام به قتل فرزند خود مي كند اما حاضر نيست زندگي او را با يك تبعه افغاني تحمل نمايد، چگونه حافظ مصالح و منافع فرزند خود بوده مي تواند؟ براي فرزند خود كدام مصلت دست نيافته راكمايي كرده است؟ با رگبار مسلسل و با نشانه گرفتن قلب فرزند و با در خون انداختن آن معصوم به خاطر تعصب بربري و وحشيانه خوني و نژادي چه نفعي براي فرزند و آينده زندگي او تامين نموده است؟ آيا چنين پدري مستحق پدري هست؟ آيا او باز هم بر زندگي، ازدواج و سرنوشت دخترش ولايت دارد؟ اگرآنطور كه مراجع ايراني مي گويند بگوييم او به عنوان يك پدر ايراني در نتيجه اين ازدواج نا خواسته دچار شوك روحي و رواني شد و فلهاذامجبورا دخترش را كشت! پس چرا وقتي دخترش به خانه مراجعت كرد و او را از موضوع با خبر نمود همان زمان او را نكشت؟ چرا مدتها صبر كرد و نقشه كشيد و اهل محل را با خود همراه نمود و گروهي آدمكش تشكيل داد و مطابق نقشه از پيش ساخته و كاملا با سازماندهي دختر و هفت انسان بي گناه را به خانه اش فراخواند و به خاك و خون كشيد؟ اين وحشيگري با بهانه عصبانيت و آسيب ديدن روحي و غيره هرگز قابل توجيه نيست. تنها تعصب خوني بربريت جاهلي و ماقبل تاريخي نژادي اين كشتارها را قابل توجيه مي سازد. 2. مراجع رسمي ايراني در اين موارد و مانند آن دايما موضوع ازدواج غير قانوني با اتباع بيگانه( كه مقصود آن افغاني است) را به ميان مي آورند و طوري وانمود مي كنند كه جنايات به آن بزرگي را با يك تخلف ناچيز از قانون نژادپرستانه پوشش داده تحت الشعاع آن قرار دهند و چه بسا منشاء اين نوع جنايات را تخلف از قوانين ازدواج ايرانيها با بيگانگان وانمود مي كنند. معناي اين تلاشها اين است كه بگويند جنايتكاران از اين قبيل زياد مقصرنبوده و نيستند آن پسر افغاني با پدر و مادرش مقصر هستند كه برخلاف قوانين ازدواج ايران به در خانه سياوش موسوي رفته از او دختر خواستگاري كردند. به خلاصه اين گزارش نظر كنيد كه چه مي گويد: "مدير كل امور اتباع و مهاجرين خارجي استانداري فارس با صدور بيانيه‌اي حادثه كازرون را كه منجر به كشته شدن هفت نفر از اتباع افغانستان و يك ايراني شد، نتيجه رعايت نشدن قوانين ازدواج با بيگانگان ذكر كرد. در نسخه‌اي از اين بيانيه كه دوشنبه به خبرگزاري جمهوري اسلامي ارسال شد آمده است: رعايت نكردن قوانين ازدواج اتباع بيگانه با اتباع جمهوري اسلامي ايران كه قانون صراحتااينگونه ازدواجها را بدون اجازه ‌دولت ممنوع مي‌داند، چنين تبعات سوئي نيز در برخواهد داشت. سيد محمود موسوي افزود: بر طبق قانون، هيچگونه مجوزي براي ازدواج بانوان ايراني با اتباع خارجي صادر نمي‌شود و دولت هيچگونه تعهدي در قبال اينگونه پيوندهاي ناقص و بدون مجوز به عهده ندارد. وي اعلام كرد: اختلاف فرهنگي و سنتي خانواده‌هاي ايراني باافغان‌ها وبعضا نپذيرفتن اينگونه ازدواجهاازسوي عضو ايراني، مشكلات روحي و رواني مضاعفي براي خانواده بانوي ايراني ايجاد مي‌كند كه در نهايت فشار روحي، پدري را وادار مي‌كند از زندگي و جان خويش و دخترش گذشته و تعداد ديگري را به خاك و خون بكشد. مدير كل اتباع و مهاجرين خارجي استانداري فارس اضافه كرد: قانون براي اتباع خارجي و حتي اتباع ايراني و خانواده‌اتباع‌ايراني كه بدون اجازه دولت نسبت به‌ازدواج اتباع ايراني بااتباع بيگانه اقدام كرده باشند، مجازاتهايي پيش بيني كرده است. در اين بيانيه، موسوي از شهروندان خواسته است قبل از موافقت با ازدواج فرزندان خود بااتباع بيگانه به دفترامور اتباع و مهاجرين خارجي استانداري مراجعه و در خصوص مجوز و دارا بودن شرايط و امكانات لازم توسط تبعه خارجي با نمايندگان دولت مشورت كنند". پايان خبر.). در اين خبر چند تلاش احمقانه صورت گرفته است : اول اينكه خشونت و قباحت اين عمل ضد بشري را تا حد ممكن تقليل داده چنين وانمود شود كه علت اصلي اين واقعه غير انساني جريحه دار شدن عاطفه پدر ايراني بوده بعلت اينكه چرا فرزند او خواسته برخلاف قانون با يك افغاني ازدواج كند. در اين خبر حتي تلاش ورزيده شده كه اندازه تخلف از قانون ازدواج را بزرگتر از اندازه كشتار هشت انسان جلوه دهند زيرا در دنباله خبر تاكيد شده كه افراد كشته شده بعلت تخطي از قانون بعلاوه اين كه به قتل رسيده اند به زودي تحت مجازات نيز قرار خواهند گرفت! قرار معلومات از بستگان اين واقعه اتفاقات افتاده و بستگان اين كشته شدگان تحت بازجويي و تعقيب قرار گرفته اند. و همچنان به طور كاملا توهين آميز و غير انساني به همراه اجساد در قرارگاه ها و كمپ هاي نظامي برده شده و مبالغي پول و اجناس از آنها اخاذي گرديده است! تلاش دوم اين خبر در اين است كه بگويد ازدواج با اتباع بيگانه مجوزقانوني ندارد و هيچ مجوزي داده نمي شود ولي در همين خبر باز گفته مي شود كه براي اخذ مجوز بايد به مراجع قانوني مراجعه كرد. در باره اينكه ازدواج به خاطر تفاوتهاي فرهنگي و اقليمي و نژادي در كشورهاي نژادپرست تبعات سوئ دارد جاي شك و ترديد نيست. ولي انسان انسان است و شايد دو انسان به طوري به هم ديگر دلبسته شوند كه مرز نژاد و قلمرو جغرافيا براي شان موانع وحشتناك جلوه كنند. در اين مواقع تمام كشورها راه را براي وصلت چنين افرادي باز گذاشته اند حتي نژادپرست ترين ممالك. حال معلوم نيست اين خبرهاي متناقض در باره قوانين ايران چه معنا دارد كه هم به قانون ارجاع مي كنند و هم مي گويند قانون اجازه نمي دهد. اگر قانون هيچ اجازه نمي دهد، پس راه حل براي چنين موارد چيست؟ خودكشي؟ يا كشتار؟ 3. نكته سوم در باره موقف و موضع دولت افغانستان، رسانه ها راديوها سايتها راديوها و تلويزيونها مي باشد. در باره دولت افغانستان بايد بگويم هرمملكتي در ممالك ديگر نمايندگي باز مي كند به دنبال چند هدف : تعميق روابط ميان دو طرف، انتقال تجربيات متقابل و حمايت از حقوق اتباع. اين سه مؤلفه مهمترين اجزاي تشكيل دهنده تاسيس نمايندگيها است. حال پرسش اين است كه سفارت افغانستان در تهران هم مانند ديگر سفارتهاي كشورها وظيفه حمايت از حقوق اتباع خود را دارد يا براي حمايت از حقوق اتباع ايران در تهران مستقرشده اند؟ اگر حوادث به اين عظمت و خشونت براي اين سفارت بي اهميت است پس بايد چه اتفاقي بيفتد كه سفارت كبرا به آن رغبت نمايد؟ اگربه جاي اين هفت افغاني هفت ايراني به در خانه پدر افغاني رفته و كشته شده بودند مي ديديد كه صدها افغاني ديگركشته شده بود يانه؟ وظيفه اين سفارت چيست؟ سكوت در برابر تعدي و تجاوز در براربر حقوق اتباع شان است؟ همه كس ميگويند تا بحال در كدام موردي ديده نشده كه اين سفارت به عنوان يك نمايندگي كشور و براي اعاده حيثيت يك ملت و مردم وارد عمل گرديده اقدامي نمايد. رفتار اين سفارت به رفتار گروههاي مزدور جهادي در ايران بسيار شبيه است تا به رفتار يك نمايندگي با وقار و مدافع حقوق اتباع كشور. كاركنان از نوك پا تا فرق سر در غم منافع جناحي حزبي وشخصي گرفتار آمده و تا كنون نه تنها از حقوق اتباع خود دفاع نكرده كه با مراجعه آنها به اين بنگاه مانند به طور مكرر مورد اهانت و رفتارهاي ناشايست و آزار دهنده قرارگرفته اند كه گاهي مهاجرين كه به آنجا رفته مي گويند صد آفرين به ايرانيها و هزار نفرين به آنها كه بجز توهين و تحقير و بدزباني با هموطنان خود روش ديگري بلد نيستند. مطابق شنيدگي از طرف سفارت دراين تراژدي فقط صرفا وعده همكاري داده شده است! آيا اين سفارت يك بنگاه معاملاتي و دلالي است كه بايد در اين مسايل با مراجعه كنندگان وعده همكاري بدهد؟ آيا وظيفه حمايت از حقوق اتباع خود را هم دارد يا خير؟ اگر وظيفه دارد بدون اينكه كسي از آنها تقاضاي همكاري كند اول بايد در اين گونه واقعات بيانيه بدهد و عمل را محكوم نمايد، از دولت ميزبان بخواهد قضيه را بجد پيگيري نمايد. شما ببينيد وزيرداخله آلمان به دليل اينكه يك تبعه آلماني به طور غير قانوني در آبهاي ايران فعاليت داشته دستگير مي شود و در ايران زنداني مي گردد. وزير كشور ايران كه به بهانه ديدن بازي فوتبال به آلمان مي رود مي خواهد در آلمان با وزير كشور آلمان ديداركند. وزير داخله آلمان درخواست او را رد مي كند و مي گويد ايران به خاطر زنداني كردن يك تبعه آلمان راه را براي ديد و بازديد بسته است! حالا شما ببينيد كه قتل هفت نفر و توهين و تحقير بازماندگان آنها به اندازه يك تبعه مجرم يك كشور اهميت دارد يا نه؟ اميد وار هستيم جناب آقاي دكتر اسپنتا به وعده هاي خويش عمل نمايد و نمايندگي هاي حزبي و گروهي و باندي را اصلاح نمايد و افراد شايسته و مستقل وطن دوست و نيك سيرت را از ميان هزاران فرد موجود انتخاب ونارسايي هاي موجود را برطرف نمايند وسفارت هاي افغانستان را ديگر اجازه ندهند لانه هاي گماشتگان احزاب و باندهاي تبهكار قرار گيرد كه وظيه اي در قبال حقوق مردم احساس نكرده هم و غم شان تامين خواسته هاي رهبران شان مي باشد. موضوع ديگر، سكوت ننگين رسانه هاي افغاني است. من تا حال در تلويزيونهاي طلوع و آريانا خبري نديدم از اين موضوع پخش كرده باشند مگر من نديده باشم. از راديوهاي افغاني در اين زمينه هيچ خبري نشنيده ام شايد فردا بشنوم چون اجساد را به داخل افغانستان انتقال دادند وامروز وارد هرات گرديد و فردا به غزني و جاغوري نقل داه خواهند شد. اما سخني با رسانه ها و سايتهاي الكترونيكي و خبري دارم . بجز دوسه سايت نامبرده ( پژواك، شبكه خبري افغان و آرمان)كه به خاطرانتشار چند خبركوتاه هم از آنها بسيارتشكر مي شود موج شرم آور سكوت بر اين همه سايت و رسانه هاي خبري و نويسندگان الكترونيكي كه گاهي خبر قتل يك موش را در افغانستان فراموش نمي كنند و با آب و تاب نقل و تفسير مي كنند دارم كه سكوت شما را در برابراين قساوت چه بايد تفسير كرد؟ هشت نفر به طرز فجيعي به قتل مي رسند و سپس با كارد پوست كنده مي شوند و آنگه با ساطور قطعه قطعه مي شوند دولت ايران نتنها از بازماندگان داغديده كشته شدگان دلجويي نمي كند كه آنها را به طور اهانتبار به كمپ هاي نظامي برده و مقصر قلمداد مي كند و در يك كلام مجرم را با يك حيله تبرئه مي نمايد مجرمين و قاتلين ديگر آزادانه زندگي مي كنند و دولت اصرار دارد كه قتل ها توسط يك فرد صورت گرفته ؟ سايتها نويسنده ها و مفسرهاي حقوق بشربا شما هستم؟ پايان. 1385.2هجري شمسي هرات. ن.غلامي علاقه مندان مي توانند اخبار مربوط را از سايت پژواك شبكه خبري افغان وسايت آرمان بگيرند كه در سايت آرمان مجموعه گزارش از منابع ديگر نيز موجود است و لينك زير مي باشد. http://www.armans.info/2006/06/21/1639.html www.pazhwok.com www.afghanpaper.com موضوع مرتبط: اجتماعي, مهاجرت و پناهندگي, ايران
بازديد 9321
امتيازات 14
ضريب امتياز
امتياز بدهيد
نقد و نظر 16

نسخه چاپي مطلب

فرم ارسال مطلب

ديگرنبشته‌ها از ن.غلامي:

 

  از ميان همين موضوع:

  • موانع توسعه افغانستان ( محمد اکبری (علامه) )
  • کابل که من دیدم ! ( نبي قانع زاده )
  • در ضرورت جنگ داخلی ( سخيداد هاتف )
  • Search Armans.Info Search the Web

    نقل مطالب اين سايت تنها با ذكر منبع و نام نويسنده مجازاست

    آمار مقالات


    Journalists--------------------------------- تعداد ژورناليست --------------------------: 64
    Articles----------------------------------- تعداد مطالب تازه -------------------------: 727
    Comments-------------------------------- تعداد نظرات ------------------------------: 3909
    Categories-------------------------------- تعداد موضوعات ---------------------------: 35

    اطلاعات و ترافيك سايت

    
    Total Visits----------------------------- مجموع بازديدها--------------------------940315
    Users Online-----------------------------14-----------------------------------افراد آنلاين
    Your IP-------------------------- آي پي شما-----------------------38.103.63.60
    38.103.63.60
    ----------------------------------------

    تاريخ تأسيس ------------------------------ Construction ------------------------- 2002
    تاريخ بازسازي ------------------------------ Re-construction---------------------- 2004

     
     
     
     


    مشاهده مقالات با انتخاب نام نويسنده در ستون نويسندگان


    از بخش"ويژه نويسندگان"

    امين آرمان :

    مزدور بي شعور و غلام حلقه بگوش فاشيست كثيف!

    نظرات :11

    avatar

    نبي قانع زاده:

    سه نوع مبارزه ودفاع درافغانستان

    نظرات :3


    امين آرمان:

    سه نوع "جهاد" در افغانستان

    نظرات :5


    نبي قانع زاده:

    فلسفه عید فطر دریک نگاهی کوتاه !


    مسيح ارزگاني:

    مـــرغ طـوفــان و مــــرد سـامـان

    نظرات :19


    بقيۀ مطالب اين ستون