English

باشگاه نويسندگان آزاد

صفحه اول | فغانستان | نويسندگان | مقالات | اخبار | كليك‌بانك | كتابخانه | گالري | پاليسي | تماس

 
 
مقالات تازه
سيدعلي حسيني

واقعه کربلا؛ قیام یا اعتراض علیه استبداد؟

avatar

عزاداري، ثواب و حمام خون!

avatar
احد تركمني دليل

اطلاعات و ضد اطلاعات

avatar
سيدعلي حسيني

پلورالیسم فرهنگی؛ مبنایی برای توسعه

avatar

صفحه را به دوستان معرفي كنيد!

پيوندها

پيوند‌هاي بيروني


نقد و نظر

در فكرِ بودن

نويسنده: محمد حسين فياض

تاريخ نشر: 26.03.2006

. (نگاهي به رويكردهاي قومي و مذهبي هزاره ها و بررسي دلايل پيروزي وشكست آن ها در 25 سال اخير) قسمت : اول مقدمه : اسلام و مليت دو عامل تشكيل دهنده هويت ملي در افغانستان: كشور افغانستان ، تشكيل يافته از اقوام و قابيل مختلفي است كه اكثريت قاطع آنها از سالهاي دور به اين سو در سايه اسلام زندگي نموده است. پيوند تاريخي اين مردم به اسلام و به سرزميني به نام افغانستان سبب شده است كه اين كشور ، روحيه بيگانه ستيزي و استقلال را در خود نهادينه نمايد. پذيرش اين نكته ، ‌هر مرد و زن افغانستاني را وادار مي كند كه در راستاي شكل گيري هويت ملي گامهاي اساسي را برداشته و در راستاي تحكيم پايه هاي آن تلاش نمايد؛ پايه هاي شكل گيري هويت ملي ، پذيرش ظرفيت هاي موجود اقوام ساكن در كشور و به كارگيري امكانات موجود در راستاي توسعه اين هويت مي باشد. تعريف و پذيرش هويت ملي ـ تا آن جاي كه هر مرد و زن افغان خود را متعلق به اين سرزمين بداند و بدان افتخار كرده و در تمام زمينه ها ملي فكر نمايد- ضرورتي است كه هيچ كس در آن ترديد ندارد . اما با وضعيت موجود كه كشور در غبار بحران هاي قومي ، قبيله اي وخودخواهي سياستمداران آن گم مي باشد ، چه راه هايي وجود دارد كه ما بتوانيم به هويت ملي (به معناي واقعي آن) برسيم؟
درفكرِ بودن (نگاهي به رويكردهاي قومي و مذهبي هزاره ها و بررسي دلايل پيروزي وشكست آن ها در 25 سال اخير) قسمت : اول مقدمه : اسلام و مليت دو عامل تشكيل دهنده هويت ملي در افغانستان: كشور افغانستان ، تشكيل يافته از اقوام و قابيل مختلفي است كه اكثريت قاطع آنها از سالهاي دور به اين سو در سايه اسلام زندگي نموده است. پيوند تاريخي اين مردم به اسلام و به سرزميني به نام افغانستان سبب شده است كه اين كشور ، روحيه بيگانه ستيزي و استقلال را در خود نهادينه نمايد. پذيرش اين نكته ، ‌هر مرد و زن افغانستاني را وادار مي كند كه در راستاي شكل گيري هويت ملي گامهاي اساسي را برداشته و در راستاي تحكيم پايه هاي آن تلاش نمايد؛ پايه هاي شكل گيري هويت ملي ، پذيرش ظرفيت هاي موجود اقوام ساكن در كشور و به كارگيري امكانات موجود در راستاي توسعه اين هويت مي باشد. تعريف و پذيرش هويت ملي ـ تا آن جاي كه هر مرد و زن افغان خود را متعلق به اين سرزمين بداند و بدان افتخار كرده و در تمام زمينه ها ملي فكر نمايد- ضرورتي است كه هيچ كس در آن ترديد ندارد . اما با وضعيت موجود كه كشور در غبار بحران هاي قومي ، قبيله اي وخودخواهي سياستمداران آن گم مي باشد ، چه راه هايي وجود دارد كه ما بتوانيم به هويت ملي (به معناي واقعي آن) برسيم؟ به نظر مي رسد كه پاسخ اين سوال ، تا اندازه اي ، مشكل و از چارچوب اين نوشتار خارج است . اما تا آنجايي كه ارتباط به موضوع دارد خواهيم گفت كه به طور خلاصه يكي از راههاي موثر در شكل گيري هويت ملي ، شناسايي و پذيرش هويت قومي است. تا زماني كه ما نتوانيم هويت خود را تعريف كرده و بر اساس اين تعريف برنامه ريزي كنيم چگونه مي توانيم حرف از وحدت وهويت ملي بزنيم ؟ از اين روست كه بحث از هويت ، رويكردهاي قومي و مذهبي براي هريكي از اقوام ضرورت پيدا مي كند. اين جانب در مقالات (هزاره ها و بحران هويت 1و2) تاكيده داشته ام كه در كشور ما تعاملات سياسي ، اجتماعي و استراتژي ها ، قومي است و برخي از اقوام ، در اين راستا تا حدودي موفق بوده و برخي يا نتوانسته است اين استراتژي را بفهمد يا اين كه فهميده اما در گير عواملي بوده كه نتوانسته است از اين راهكار بهره برداري مناسب را بنمايد. هزاره ها يكي از اقوام مهم و تاثير گذار در كشور از دسته دوم اقوام ياد شده است كه از گذشته هاي دور به اين سو درگير بحران هاي دروني و بيروني است. بدون ترديد ، هر يك از اين بحران ها و موفقيت ها در برخي از زمان ها معلول عوامل ، استراتژي و رويكردهايي است كه يكايك آنها را بايد شناخت. نوشتار زير ، در پي آن است كه مسائل ياد شده رامورد بررسي قرار دهد، اميد است كه خوانندگان محترم ـ به خصوص نويسندگان عزيز ، در تكميل آن ما را همراهي نمايند. رويكردهاي متفاوت هزاره ها در 25 سال اخير: تاريخ 25 ساله اخير كشور همراه با حوادث و تحولات گوناگوني است كه جاي بحث فراوان دارد. و در اين ميان ، تاريخ 25 ساله هزاره ها ، بيانگر حوادث تلخ و سنگيني است كه از يكسو دل هر انسان نيك انديش را به درد مي آورد، و از سوي ديگر همين تاريخ از شكوه ، خودباوري و عظمت مردمي سخن مي گويد كه گفتن و شنيدن آن دل انگيز است. پر واضح است كه نقش نخبگان و رويكردهاي آنان در آفرينش حوادث ياد شده ، كاملاً موثر مي باشد. از اين روست كه در بررسي رويكردها ، دو رويكرد مذهبي و قومي را به وضوح در گفتار و رفتار آنان شاهديم. از اين جهت ـ در ابتدا ـ رويكرد ها را مورد بررسي قرارداده ، سپس دلايل موفقيت وشكست رويكرد ها را شرح خواهم داد: الف- رويكرد مذهبي: كودتاي هفت ثور تره كي ، انقلاب مردم افغانستان عليه رژيم كمونيستي و قواي متجاوز شوروي ، رستاخيزي بود كه مردم را يكباره از خواب ديرينه بيدار كرد. به اعتراف اغلب نويسندگان تاريخ اخير افغانستان ، هزاره ها اولين كساني بودند كه به رهبري روحانيت ، علم مقاومت را بلند كرده و با برچيدن پايگاه هاي حكومتي رژيم كابل از مناطقشان ، دست به ايجاد تشكيلا ت منسجم زدند و حكومت محلي مبتني بر ساختار قوانين مذهبي را به وجود آوردند . اين تشكيلات كه «شوراي انقلابي اتفاق اسلامي » ناميده شد ، با شعار و رفتار مذهبي اعلام موجوديت كرد. گفتمان مذهب از آنجا زيربناي اين تشكيلات را شكل مي داد كه از يكسو رهبري آن را روحانيت به عهده داشته و با دشمن ديني (دولت كمونيستي) رودر رو بودند.از سوي ديگر در كشور همسايه (ايران) انقلاب بزرگي به رهبري مرجع بزرگ شيعه حضرت امام خميني (ره) به پيروزي رسيده بود و اين نكته ، خواه ناخواه ، رهبران سياسي تازه كار اين قوم كه تعلق خاصي مذهبي به رهبران ديني خود داشتند ، را به سمت خود مي كشانيد. البته تعقيب اين خط سياسي ريشه در سركوبي قومي آنها در دوران پيش از كودتاي هفت ثورتوسط دولت هاي وقت هم داشت. همه ي اين عوامل دست به دست هم مي دادند تا رهبران قوم ، استراتژي مذهبي را به عنوان تنها راهكار و بزرگترين هدف ديني و سياسي خود تلقي نمايند . گرچند فلسفه وجودي مذهب براي اين است كه خود ، راهي آسوده و به دور از دشواري ها براي رهپويان باشد ، اما استراتژي مذهبي ـ در مقام عمل ـ به خصوص در جامعه آن روز با دو مشكل اساسي روبرو گرديد كه پيامدهاي ناشي از آن ، هزينه هاي بسيار گراني را بر جامعه ما تحميل كرد ؛ اين دو مشكل عبارت بود از : 1- نبودن تعريف درست از مذهب و نحوه تطبيق مباني آن در جامعه : مذهب تشييع به جهت دارا بودن فقه سياسي و مباني استنباطي جامع و پاسخگو در همه زمان ها و مكان هاست. از اين روست كه فقها ،‌نقش زمان و مكان را در احكام فقهي دخيل مي دانند. البته ، پذيرش اين سخن به معناي اين نيست كه هر عالم و طلبه تازه و به دوران رسيده اي مي تواند احكام را مطابق برداشت هاي خويش به دست‌آورده وهر گونه رفتار سياسي و اجتماعي خويش را بدان توجيه نمايند ؛ بلكه اين كار از عهده كساني بر مي آيد كه از يكسو مباني استنباط در دست آنها بوده و از سوي ديگر از تاريخ و سرگذشت جامعه خويش به خوبي آگاهي داشته باشد. بناءً متخصّص در امر دين و مذهب كسي است كه علاوه بر تخصّص در فقه و اصول در تاريخ و شناخت جامعه خويش نيز متخصص باشدتا بتواند مباني پيوند دين و سياست را شرح بدهد. متاسفانه جامعه شيعه در افغانستان ، كمتر از اين گونه عالمان و دانشمندان آگاه به تاريخ و زمان را داشته و دارد. از اين روست كه مذهب در اين جامعه ـ به گونه ي شايسته آن ـ تعريف نگشته و كمتر تطبيق شده است، والا طي 25 سال آن همه فراز و فرود رفتارهاي متناقض سياسي ، اجتماعي و حتي فقهي را شاهد نبوديم. بررسي استراتژي مذهبي جامعه هزاره و شيعه ، نشانگر آن است كه اين استراتژي كمتربا واقعيت هاي جامعه افغانستان همراه بوده است و از آن به صلاح مذهبي و قومي استفاده شده است. به عنوان مثال ،‌ آيا شعار ولايت فقيه دادن (كه بر گرفته از نگرش خاص مذهبي ، آن هم در ايران است) و پافشاري در اجراي اين تفكر در افغانستان امكان پذير است؟ آيا واقعيت جامعه افغانستان اجازه مي دهد كه ما تمام برنامه هاي خود را از اين راهكار دنبال نموده و از جان و مال خويش مايه بگذاريم؟ مسلم است كه پاسخ منفي است ، زيرا واقعيت جامعه افغانستان (حضور بيش از 70 % اهل سنت ) غير از جامعه ايران است. اما با كمال تاسف ، رهبران ما بيش از 15 سال همين شعار را داده و در همين راه حركت نمودند. گروه هاي موسوم به «پيروان خط امام » كه بعداً بيشتر آنها ، عنوان گروه هاي «هشت گانه» را به خود گرفت ، همه و همه در خط ولايت فقيه حركت مي كردند . در سال 68 كه تمام نخبگان هزاره و شيعه (به جز چند نفر مانند آيت الله محسني ، آيت الله محقق و آقاي سيد جاويد و...) در باميان «ميثاق نامه» وحدت را امضاء نمودند. در بند اول آن ،‌ چنين نوشتند:« تداوم و تشديد مبارزه براي ايجاد حكومت اسلامي مبتني بر قرآن وسنت و اصل ولايت فقيه.» (1) تدوين اين ميثاق نامه در شرايطي بود كه ده سال از مبارزه مردم افغانستان در برابر اشغالگران و جنگهاي داخلي مذهب گرايان با يكديگر مي گذشت. در واقع ده سال تجربه سياسي و حكومت هاي محلي نخبگان ياد شده ، اين ضرورت را بر آنها هويدا كرده بود كه در قالب يك تشكيلات ، خود را منسجم نمايند. (در حقيقت تا چهار ـ پنج سال همين طور هم شد) اما وابستگي فكري به ولايت فقيه ؛، هنوز هم در خط و مشي سياسي آنها وجو داشت. 2- قرائت هاي مختلف از مذهب: مذهب تشيع به دليل دارا بودن مباني فقهي جامعه كه برگرفته از مكتب ائمه معصومين (ع) است ، تنها منحصر به احكام عبادي خاص نيست ، بلكه احكام عبادي ، سياسي و اجتماعي آن پررنگتر از احكام عبادي است. سيره و رفتار اجتماعي ، سياسي امامان ما يكي از منابع استنباطي ، در مسائل سياسي و اجتماعي و حتي مسائل عبادي است. اما با اظهار تأسف در طول تاريخ ، فقهاي ما كمتر به اين مسائل پرداخته و پرورش دادند. (جز احكام عبادي و غير سياسي ـ اجتماعي كه الي ماشاءالله كار شده است) لذاست كه در عرصه عمل و در مقابله با مسائل حقوقي ـ سياسي و بين الملل ، قرائت هاي مختلفي صورت گرفته و گاهاً اين قرائت ها سر از انحرافات در مي آورد. سوگمندانه بايد گفت كه در افغانستان از آنجا كه مذهب گرايان كمتر متكي به مسائل ذي ربط چون مصالح قومي ، منطقه اي و بين المللي بوده اند ، خطر تحريف و استفاده هاي نادرست از مذهب همواره وجود داشته و دارد. جنگهاي خونين داخلي كه با وجود نيروهاي اشغالگر شوروي در كشور از سال 58 تا 1368 ميان گروه هاي شيعي صورت گرفت ، صدها قرباني ، بي خانماني و جنايات نا بخشودني بي شمار را به دنبال داشت ، همه و همه به نام مذهب صورت گرفت . بر همين مبنا بود كه طرفين درگير ، يكديگر را محارب و مهدورالدم و نيروهاي خود را «مجاهد» و مدافع خطاب كرده ، مقتولين خويش را «شهيد» مي گفتند. اگر اجازه دهيد از اين دوران تلخ به عنوان « هزاره كشي مذهبي» ياد نماييم ، چراكه صدها فرزند هزاره در جنگهاي خونين گروهي به نام مذهب و اعتلاي دين قرباني شدند. درسال 1371 كه بساط دولت داكتر نجيب بر چيده گشته و پس از استقرار دولت مجاهدين ، جنگهاي خونين قومي درگرفت ، بازهم در سطح كشور ، رد پاي مذهب و دين دوباره در سنگرهاي نبرد ديده شد. فتواي جهاد حكمتيار عليه مسعود و ژنرال دوستم (موقعي كه با مسعود بود) و بالعكس، فتواي جهاد برهان الدين رباني عليه حكمتيار و ژنرال دوستم (آن زماني كه با حكمتيار بود) جنگهاي خانمانسوز قدرت كه به نام دين صورت گرفت ، نمونه هايي از سوء استفاده از دين و مذهب مي باشد. اما از همه جالبتر ، در اين آشفته بازار جنگهايي به نام دين و بازي با ارزشهاي ديني ، ظهور پديده اي به نام « طالبان » است كه با حمايت هاي دلاري آمريكا وارد صحنه افغانستان گرديد. شعارهاي فريبنده ديني همراه با دلارهاي آمريكايي طالبان ، سنگر فرماندهان محلي پشتون ها را يكي پس از ديگري فتح نموده ، به زودي آن ها را به يك قدرت پشتونگرا تبديل كرد. آنگاه كه طالبان پشت دروازه هاي كابل رسيد ، آقاي حكمتيار با عقب نشيني تاكتيكي خود ، استاد مزاري متحد و هم پيمان جنگي اش در برابر مسعود را تنها گذاشت و طالبان هم از فرصت به دست آمده ، استا مزاري اولين رهبر قومي هزاره ها را از سر راه برداشته ، تمام فشار نظامي اش را متوجه تاجيك ها و نيروهاي هم پيمان با او ساخت . در ابتدا ، احمدشاه مسعود و همپيمانانش طالبان را تا پشت دروازه هاي كابل عقب راندند. به همين جهت زماني كه طالبان به دروازه هاي باميان و مزار شريف رسيد ، فجايع دردناكي به وقوع پيوست كه بررسي آنها از حوصله بحث خارج است. خلاصه اين كه آتش جنگ بيش از پنج سال شعله ور بوده و همچنان تعقيب و گريز ، تحريم هاي اقتصادي ، وحشي گري و فشار بر مردم رنجكشيده افغانستان در سايه شعارهاي دين ، ادامه داشت. باداران طالبان ،زماني كه ديدند ، پروژه طالب نيز در برابر مقاومت مخالفين (هزاره،تاجيك و ازبك) از كارايي افتاد ، احمدشاه مسعود ، مهمترين تؤري پرداز جنگي و سياسي مخالفين را با حمله تروريستي از سر راه برداشت و همزمان با اين ترور ، برج هاي نيويورك را منفجر نموده ، زمينه حمله به افغانستان را فراهم كرد. پس از تشكيل دولت جديد با حمايت آمريكا و متحدين ، تمام گرد و غبارهاي نشسته بر رخسار مردان خسته از جنگ ، با آب هاي بسته بندي شده دموكراسي شستشو داده شد. اينك اين مردم آشفته افغانستان است كه ديروز شاهد و قيحانه ترين جنگ ها به نام دين و دينگرايي بودند و امروزه يك باره شاهد دموكراسي و حضور نيروهايي به نام حافظ صلح و... حال ، سئوال اين است كه پشت پرده جنگ هاي به نام دين و مذهب و ارائه تصوير نامطلوب از دين چيست؟ ذهنيت جامعه ـ به خصوص جوانان سرزمين افغانستان چه برداشتي از قضاياي ديروز و امروز دارند ؟ و اصولاً ذهن شفاف و آماده آنها چه پيوندي ميان اين قضايا برقرار مي كنند؟ با توجه به وضعيت موجود ، آينده كشور به كجا خواهد رسيد؟ وظيفه نويسندگان و كساني كه دغدغه ديني را به معناي واقعي كلمه دارند ، چيست؟ و صدها از اين گونه سوالات كه پاسخ دادن به آنها وظيفه هر فرد تحصيل كرده افغانستان است. ب- رويكرد قومي در كنار رويكردهاي مذهبي ـ آگاهانه و يا ناخودآگاه ـ در سه مرحله رويكرد قومي هزاره ها را در تاريخ 25 سال اخير شاهديم. در اين سه مرحله ،‌ انسجام لازم دروني صورت گرفته و تلاشها در راستاي استحكام اين رويكردها در ابعاد مختلف ، متمركز بوده است ، اين سه مرحله به شرح زير است: 1- تشكيل شوراي انقلابي اتفاق اسلامي افغانستان (1358 ) : خيزش عمومي هزاره ها هر چند در ابتدا جنبه محلي داشت اما به زودي از هماهنگي عمومي بر خوردار گشته و با حضور شخصيتهاي قوم ياد شده در «ورس» تشكيلات يا دولت محلي را به نام « شوراي انقلابي اتفاق اسلامي افغانستان » به رهبري آيت الله سيد علي بهشتي ، به وجود آوردند . به كارگيري تعبير « دولت محلي » از آن جهت است كه دولت ياد شده ، در تمام ولايات و ولسوالي ها ي تحت قلمرو ، والي و ولسوال تعيين نمود و به عنوان يك دولت ، سربازگيري و گرفتن ماليات را در پيش گرفت . در واقع ؛ تشكيلات ياد شده ، اولين تشكّل و تجربه سياسي هزاره ها در قرن اخير بود كه از آن مي توان به عنوان يك تشكّل سياسي و انسجام قومي ياد كرد. در اين تشكيلات از آن جا كه طايفه ها و قبايل مربوط به قوم هزاره (سيد و هزاره ) حضور داشتند ، انتظار مي رفت كه روز به روز بر انسجام خويش تاكيد نموده و به عنوان الگويي از تشكيلات منسجم قومي تبديل گردد. اما با اظهار تاسف بنا به دلايلي كه به آن اشاره خواهم كرد ، ديري نپاييد كه پايه هاي اين حكومت ، متزلزل گشته و سر انجام با انشعاب هاي پي در پي به يك گروه كوچك تبديل گرديد. 2ـ تشكيل حزب وحدت اسلامي افغانستان ( 1368) : دومين همبستگي و تشكل قومي هزاره ها ، پس از ده سال تجربه جنگهاي قدرت طلبي و ديدن آسيب هاي فراوان ، در سال 68 در باميان به وجود آمد. چنانچه قبلاً به آن اشاره شد ، در يك گردهمايي بزرگ ، اكثر شخصيت ها و نخبگان هزاره ، طي چهار روز جلسه و بعد از انحلال احزاب خويش « ميثاق وحدت » را براي تشكيل حزب وحدت اسلامي امضاءنمودند. (اين جانب هيچگاه آن لحظه اي كه آقايان پس از امضاي ميثاق نامه بر روي قرآن مجيد ،‌ و لمس كردن تيغي به عنوان تيغ ابالفضل (ع) مراسم دعاي وحدت را با چشمان گريان برگزار كرده و در حالي كه دستهاي به هم گره خورده به سمت آسمان بلند شده بود را فراموش نمي كنم ، درست يادم هست كه سيد حسين انوري سر را به ديوار تكيه داده بود و زار زار مي گريست تا احساساتش رادر برابرآن قدرت وعظمت نشان دهد . اما ...) به هر حال ، تشكيل حزب وحدت اسلامي ، هر چند در تبين اساسنامه و استراتژي خويش با نقطه ضعفهايي همراه بود ، بار ديگر جرقه اميد را در ميان هزاره ها به وجود آورد . انعكاس اين حركت سياسي و قومي ، چنان بود كه گروه هاي پيشاورنشين و دولت كابل را به حيرت واداشته و آن ها كم كم بدانسو مي رفتند كه در برابر اين قدرت جديد موضع خويش را تغير دهند . تشكيلات ياد شده آثار و نتايج فراواني را در پي داشت . اما مهمترين آن ، كاشتن نهال خودباوري و اعتماد به نفس ـ ونشان دادن تصويري كه هزاره ها هم مي تواند يك قدرت باشد ـ بود كه بعدها در سالهاي 71 به بعد با حضور شوراي مركزي در كابل و درخشش بي سابقه استاد مزاري به عنوان رهبر قومي هزاره ها ، ثمرات خويش را نشان داد. 3ـ اولين انتخابات رياست جمهوري و كانديد شدن حاجي محمد محقق: گرچند در انتخابات رياست جمهوري ، تعدادي از چهره هاي سياسي كشور با گرايشها و ديدگاه هاي متفاوت شركت نمودند ، اما حضور آقايان حامد كرزي ، حاجي محمد محقق ، يونس قانوني ، و ژنرال دوستم بسيار معنادار بود. حضور اشخاص ياد شده و نحوه انتخاب معاونين قومي آنها ، صف آرايي ها را به گونه ديگر ترتيب داد. حضور حاجي محمد محقق در انتخابات ، يك بار ديگر حضور پر رنگ هزاره ها را در صحنه به همراه داشته و آنها را به سمت احياي هويت دوباره شان سوق داد. اين حضور آنقدر زيبا و ستودني بود كه پير مردها و پيرزن ها از نيمه شب به سوي صندوق هاي اخذ راي راه افتاده و راه هاي درازي را پيمودند. اوج اين حضور در برخي نقاط آن گونه خود را نشان داد كه از جمله پير زني از باميان به كابل آمده و در كنار صندوق اخذ راي در مقابل دوربين خبرنگاري گفت :« در كابل آمده ام كه رئيس جمهور تعيين كنم .» ( اين جمله براي من بسيار معنا دارد و شايد هيچ وقت نتوانم احساسم را در اين رابطه با قلم بيان كنم.) در هر حال ، انتخابات با تقلب هاي آشكار و اعتراض اكثريت قاطع كانديداتورها برگزار شد و در آن ميان ، آراء محمد محقق در برخي نقاط ـ از جمله ولايت غزني ـ از بين رفت. با وجود تقلب در سطح عمومي و فعاليت هاي آقايان : خليلي ، سيد مصطفي كاظمي، سيد جاويد ، سيد انوري ، سيد عالمي و... در ميان هزاره ها و تاثير گذاري بر بخشي از آراء آنها باز هم آقاي محقق نفر سوم شد. در هر صورت ، موقعيت جديد محمد محقق ، او را به عنوان نماد قومي تبديل كرده ، افكار عمومي را به سوي خود جلب نمود. و اين موقعيت ، ايجاب مي كرد كه وي گامهايش را شمرده شمرده برداشته بدانسو مي رفت كه تاريخ قومي و احساسات مردمي ، بر آن صحه مي گذاشت . اما او در انتخابات پارلماني چه در قسمت معرفي نمايندگان و چه در قسمت درون پارلمان دچار اشتباهاتي شد كه نبايد مي شد. اينك ، برخي بر اين باورند كه روكرد قومي سوم هم شكست خورد ه وبايد در فكر ديگر بود . گرچند اين باور هم قابل تأمل است ، اما اين موضوع از اين جهت كه دغدغه امروز مارا تشكيل مي دهد ، در بخش بررسي شكست ها بحث خواهم كرد. اكنون اين سوال مطرح است كه چرا در سه مرحله ياد شده كه از آن به « رويكردهاي قومي » ياد كرديم ، هزاره ها شكست خوردند و چه عواملي باعث شد كه رويكردهاي فوق نتوانست تا آخر خط همچنان قاطع ، مصمم ويكپارچه، ايستادگي نمايد ؟ پاسخ به اين سوال را نيز در سه مرحله ديگر در مقاله آينده بررسي خواهيم كرد. ادامه دارد ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1 ـ دولت آبادي ، بصير احمد، شناسنامه احزاب وجريان هاي سياسي افغانستان ، چاپ: 1371 ، ص 244.

◙ موضوعات مرتبط سياسي, اجتماعي

◙ ارسال اين مطلب به شبكه‌هاي اجتماعي بالاترين دنباله Delicious Facebook

◙ آخرين مطالب از اين نويسنده (محمد حسين فياض):
  • زيرآسمان‌کابل 2 / 11

  • زيرآسمان‌کابل 2 / 10

  • نامه ها

  • شطرنج بازی آقای کرزی

  • زیرآسمان کابل 2 / 9

  • حامدكرزي

  • زیرآسمان کابل 2 / 8

  • بگذارتابگريم

  • زیرآسمان کابل 2 / 7

  • زيرآسمان کابل 2 / 6

  • تهاجم مجدد‌کوچي‌هاي‌مسلح به هزارستان و طرح چندپرسش

  • زير آسمان کابل 2/ 5

  • از پايان نامه ام دفاع کردم

  • زير آسمان كابل2-4

  • زير آسمان كابل2-3

  • زير آسمان كابل2-2

  • زير آسمان كابل2-1

  • هزاره ها ومعضل کوچي ها

  • پاسخ به چند پرسش

  • ضرورت بودن يا نبودن مهاجرين افغانستان در ايران

  • از ميان همين موضوع:

  • سر افغاني برباد؛ سراعراب بسلامت! (امين)

  • گفتمانهای شیعی از حکومت پساکمونیستی تا دموکراسی پساطالبانی (علي رضا شريفي)

  • جامعه جهانی واندیشه استراتژی جدید درافغانستان (عادل غلامي خالقيار)

  • احزاب سياسي و تثبيت دموكراسي در افغانستان (علي رضا شريفي)

  • دورویی «ایمن الظواهری»؛ نگاه دوگانه او به مسائل آمریکا و افغانستان (سيدعلي حسيني)

  • نگاهي تازه به بحران ديرپاي کشور (محمد اکبري‌(علامه))

  • سه هدف اساسي طالبان (حامد شفايي)

  • گناه ماچيست؟-2 (امين)

  • گناه ما چيست؟ (امين)

  • نامه ارسالي در مورد حمله انترنتي به سايت آرمان (سيدعلي حسيني)

  • به ميمنت بازگشت قصاب‌ها به امارت! (admin)

  • شطرنج بازی آقای کرزی (محمد حسين فياض)

  • سه نوع مبارزه ودفاع درافغانستان (نبی قانع زاده)

  • موانع توسعه افغانستان (محمد اکبری (علامه))

  • معنی سیاسی چند حزب چیست؟ (احد تركمني دليل)

  • چرا دوست نما هاى مرحوم امان الله خط ديورند را به رسميت نه مى شناسند؟ (سيدحسيب مصلح)

  • فرار هزار زندانی؛ نشانه ضعف یا فساد (سيدعلي حسيني)

  • دردیزی بازاست حیاء گربه کجاست؟ (پيمان)

  • رفتی و زما نیامد هرگز یادت (پيمان)

  • سيرى بر حقيقت پرت و پلا ى جناب ليمه و حقيقت فاشيسم (سيد ذبيح الله مهديار)

  • Search Armans.Info Search the Web

    * مقالات بيانگر ديدگاه نويسندگان است
    * نقل مطالب سايت به جرائد چاپي با ذكر منبع و نام نويسنده و به منابع انترنتي با ذكر منبع و ارائه پيوند مجاز است. ذكر منبع نشانه حرفه اي بودن شماست
    * جهت ارسال مطلب لطفا از فرم تماس استفاده نماييد. نويسندگان عضو ازاينجا مي توانند نشر نمايند

     

    لوگوي سايت  

     

    ستون نويسندگان

    امين آرمان

    سر افغاني برباد؛ سراعراب بسلامت!

     

    محمود موسايي:

    آتش بیار معرکه غزه اعراب وکشورهای تحریک کننده حماس هستند


    احد تركمني:

    پیراهنِ بی اُتُو


    محمود موسايي:

    نسل من نسلی که می سوزد


    احد تركمني:

    که شیطان دو شاخ دارد

    محمود موسايي:

    طلای سیاه یا خاکستر سیاه؟


    امين آرمان:

    جنبش اسلامي لنگه كفش


    محمود موسايي:

    اندرنکوهش لنگه کفش


    محمود موسايي:

    از کوزه (نه آن) برون تراود که دراوست


    سيد علي حسيني:

    «گورهای دسته جمعی» در افغانستان


     

    آمار مقالات

    نويسندگان: 56
    مقالات فعال: 802
    كل مقالات: 2802
    نظرات: 3987
    موضوعات: 36

     

    آمار ترافيك


    بازديد يونيك ديروز: 2165
    بازديد امروز تاكنون: 2671
    شما 1 بار بازديد كرده ايد
    مجموع بازديدها: 1275032
    افراد آنلاين:1
    آي پي شما: 38.103.63.56

    تأسيس: 2002
    بازسازي: 2004

     

    RSS

    Latest Referrers:
    www.facebook.com
    host-tracker.com
    host-tracker.com
    host-tracker.com
    host-tracker.com
    host-tracker.com
    host-tracker.com
    host-tracker.com
    host-tracker.com
    host-tracker.com
    host-tracker.com
    host-tracker.com
    host-tracker.com
    host-tracker.com
    host-tracker.com
     


     

    Home | Afghanistan | Columnists | Clickbank | Articles | Forum | Links | Gallery | Books | Policy | Contact

    ©2003 www.armans.info/all rights reserved