English ׀ Arabic ׀ Dari ׀ Pashto ׀

صفحه اول | افغانستان | نويسندگان | مقالات | اخبار | كليك‌بانك | لينكستان | كتابخانه | گالري | پاليسي | تماس

 
 
مقالات تازه
نصرت شاد

رودکی و حافظ در منابع غرب

avatar
ليلا كابلي

آیا لازمه هویت ایرانی، دشمنی با افغان هاست؟ نظرات :1

avatar
بهرام آمونيايي

مصالحه دولت با طالبان و جایگاه عدالت

avatar
سيد علي حسيني

حمایت از محیط زیست در حقوق بین الملل اسلام

avatar

صفحه را به دوستان معرفي كنيد!

پيوندها

پيوند‌هاي بيروني


نقد و نظر 2

فهم، انصاف و داوري

نويسنده: نور احمد شادمان

تاريخ نشر: 15.03.2006

(تأملي بر نوشته هاي آقايان فياض، محسني، و عادلي)

پيش از پرداختن به اصل مطلب تذكر چند نكته را خالي از فايده نمي دانم:  اولا از مديريت و همكاران سايت وزين و پر محتواي آرمان بسيار تشكر و قدر داني مي كنم كه زمينة خوبي را براي تضارب آراء و هم انديشي در بارة مسايل فرهنگي، اجتماعي و سياسي كشور فراهم آورده و مباحث اساسي و سرنوشت سازي را در آن مطرح مي كنند.


(تأملي بر نوشته هاي آقايان فياض، محسني، و عادلي) 

پيش از پرداختن به اصل مطلب تذكر چند نكته را خالي از فايده نمي دانم: اولا از مديريت و همكاران سايت وزين و پر محتواي آرمان بسيار تشكر و قدر داني مي كنم كه زمينة خوبي را براي تضارب آراء و هم انديشي در بارة مسايل فرهنگي، اجتماعي و سياسي كشور فراهم آورده و مباحث اساسي و سرنوشت سازي را در آن مطرح مي كنند. ثانيا به همة دوستاني كه در اين سايت قلم مي زنند ارادت برابر دارم، لذا براي آنكه تبعيضي صورت نگيرد از ذكر القاب و عناوين و يا تعريف و تمجيد افراد خود داري و فقط به ذكر آقاي .... اكتفا مي كنم. ثالثا از وقتي مقالة آقاي فياض تحت عنوان " هزاره ها و بحران هويت"، در سايت آرمان منتشر گرديد، نويسندگان مختلف ديدگاهها و نقطه نظرهاي متنوع و جالبي را پيرامون آن مطرح كردند و من هم مباحث را جسته و گريخته دنبال مي كردم. اما با انتشار نقد آقاي عادلي در اين زمينه، ديدم مطالبي را به آقايان فياض و محسني نسبت داده اند، كه نمي توان از نوشته هاي ايشان نتيجه گرفت. ازاينرو، به باز خواني مطالب مربوطه پرداخته و به خصوص مقالات آقاي فياض را چند بار به دقت خواندم. من با آنكه از نظر روحي اهل مجادله و نقد وانتقاد و اصولا اهل قلم و نوشتن نيستم، اما چون احساس كردم اين بحث از مسير اصلي اش كه همان كشف حقيقت باشد منحرف گشته و به ورطة جنجال، غوغاسالاري، هياهو، و اسلام سرايي و نظاير آن، سوق مي يابد، لذا بر خود لازم ديدم كه با ديدي حتي الامكان علمي و بي طرفانه به محتواي مقالات ياد شده، نگاهي انداخته و نكاتي را كه در اين زمينه به ذهنم مي رسد (شايد همين يكبار براي هميشه) يادآوري نمايم تا زمينة بحثهاي مفيدي كه پيش آمده از بين نرود. با فروتني تمام خاطر نشان مي سازم كه آنچه در پي ميايد، داوري اين جانب در بارة مطالب ياد شده است بي آنكه ادعايي داشته باشم كه فقط من درست مي گويم و درست مي فهمم و يا هر آنچه من مي گويم، حق، فقط همان است و بس. شما هم مطالب ذيل را با همين ديد بخوانيد. آقاي عادلي در نقد نوشتار آقاي فياض ادعا كرده است كه ايشان از دو مبناي ارزش شناختي و دين شناختي استفاده كرده و با قول به اصالت قوميت و هويت قومي، مذهب را در پاي آن قرباني كرده است. در مورد مبناي ارزش شناختي نوشته است: " مبناي ارزش شناختي آقاي فياض، اصالت نژاد وموجوديت فيزيكي است. ايشان فرموده است كه هويت نژادي هزاره اصل است و هويت مذهبي فرع آن است ... در حالي كه تعارض ميان اصل وفرع پيش آيد طبعاً به خاطر اصل، بايد فرع را قرباني كرد." در پاسخ بايد گفت: اولا آقاي عادلي علاوه براين كه يك˜ نوشته را بايد دقيق بخواند تا به درك درست از محتواي آن نايل آيد، لازم است به واقعيت هاي عيني جامعة افغانستان نيز توجه نمايد وبا در نظر گرفتن چنين فضايي (درك˜ واقعيت هاي اجتماعي و احساس آن)، مقاله آقايان فياض و محسني را درك و فهم كند. ثانيا بحث ايشان صرفا يك تحليل اجتماعي ـ فرهنگي از اوضاع كشور و به خصوص جامعة هزاره است، و نه ارزشگذاري مذهبي و ديني، اما درك اين زاويه براي آقاي عادلي گران آمده و بدون آنكه ماهيت بحث ايشان را فهم كرده باشد، دلش به مذهب سوخته و فكر كرده است كه هرگاه بحث هويت هزاره و قوم هزاره و يا حقوق اجتماعي و سياسي آن پيش آيد، نويسنده ها عاري از مذهب مي شوند! شايد در نظر ايشان اصطلاح هزاره و هزاره بودن با مذهب متضاد و متناقض اند، شايد در باور عادلي نه تنها طرح مباحثي چون هويت قومي و امثال آن، كه حتي بردن نام هزاره (و شايد هم وجود آن) نوعي كجروي و خلاف هنجار به حساب مي آيد! ولي سؤ استفادة سادات از دين مقدس اسلام و شخص حضرت پيامبر (ص) و تفسير نژاد پرستانه از مذهب به نفع خود ولو در حد ترويج "سيد پرستي"، نه تنها اشكالي ندارد بلكه مذهبي ترين كار بوده و شايد در باور ايشان، نام سيد نيز معادل مذهب و ديانت و دينداري قلمداد مي گردد. آنچه را آقاي عادلي در فهم آن قصور ورزيده اين است كه آقاي فياض در صدد بررسي اصالت اجتماعي اقوام(ازجمله قوم هزاره) در افغانستان است، نه بررسي ارزش شناختي و ديني آن. آقاي فياض فقط مي خواهد بگويد ما در ذهن و زبان مردم افغانستان هزاره ايم، نه شيعه، همان گونه كه ازبك، تاجيك، پشتون و...، نيز ازبك، تاجيك، پشتون و ...اند، نه سني. به عبارت ديگر آنچه در افغانستان واقعيت اجتماعي دارد، اقوام است، نه مذاهب، به همين خاطر است كه در تقسيم بندي جامعه افغاني اين اقوام است كه قسيم همديگر قرار مي گيرند، نه مذاهب. بهتر است آقاي عادلي فقط يكبار هم كه شده از اين زاويه به مسايل نگاه، و در محتواي مقالات ياد شده دقت كند، تا از اين رهگذر بتواند به درك درستي از جامعه و كشور خود نايل آيد، نه آنكه صرفا با ذهنيت بسته، متحجر و يك جانبه نگر خود مسايل را در خلأ و بدون كمترين توجه به واقعيت هاي عيني افغانستان، تحليل كرده و به گمان خود به فهم مقاله و نقد آن و دفاع از دين و مذهب يا بهتر بگويم فضل فروشي مذهبي بپردازد. همان گونه كه طرح هويت تاجيكي، پشتوني، ازبكي، ايراني، تركي،  فارسي و... معارض مذهب و ديانت نيست، بحث از هويت هزارگي نيز در تغاير با مذهب ـ چيزي كه آقاي عادلي در صدد اثبات آن است ـ مطرح نشده و نمي شود. با اين ديد ـ كه ديد درست نيز همين است ـ از مقاله آقاي فياض هرگز نمي توان نتيجه گرفت كه اصالت را به قوميت داده و مذهب را در پاي نژاد و قوميت قرباني كرده است. بنابراين، نتيجه اي كه آقاي عادلي در مورد تعارض اصل و فرع گرفته اند، تحميل يك نتيجة غلط بر آن است در حالي كه خود آن مقاله اقتضاي چنان نتيجه اي را ندارد. براي آنكه استنباط من خيلي پادرهوا نباشد بخشي از مقاله آقاي فياض را كه ادعاي اصلي او را تشكيل مي دهد، نقل كرده و قضاوت نهايي را به عهدة خوانندگان محترم واگذار مي كنم:  "بين هويت مذهبي وهويت نژادي، هيچ منافاتي وجود ندارد. يك شخص مي تواند از هر قوم و نژادي (آريايي ، آفريقايي ، سرخ ، سفيد و... ) بوده و در عين حال مسلمان و شيعه و يا داراي عقايد ديگر هم باشد. به عبارت ديگر بازشناسي و بازسازي هويت نژادي و قومي يك بحث است و تأكيد بر هويت مذهبي، بحث ديگر." آقاي عادلي در بخش ديگري از مقاله اش به نقد مبناي دين شناختي مقاله آقاي فياض در دو بخش 1) تلقي نادرست از آيه 13 سورة حجرات و 2) تفكيك ميان هويت نژادي و مذهبي پرداخته و در بارة مبناي اول نوشته است:  "به نظر او [فياض] مبناي دين شناسي تفكيك هويت نژادي از هويت مذهبي، آيه مباركه 13 از سوره حجرات است كه تاكيد بر قبائل وشعوب دارد ونيز تكيه بر اين كه هويت نژادي در تضاد با هويت مذهبي نيست ... آقاي فياض به استناد به صدر آيه 13 سوره يادشده ، تاكيد بر هويت نژادي را امر مشروع وكاملاً ديني تلقي مي كند در حالي كه آنچه در آيه مباركه مطرح است اين است كه شعبه ها وقبيله هاي مختلف براي شناسايي وتمايز است. فقط در همين حد كه بدانيم مثلاً سياه پوستان از تيره خاص وسفيد پوستان از تيره ديگراند اما در آيه مباركه مطرح نشده است كه سفيد پوستي يا سياه پوستي مبناي حقوق وظايف است. آن چه آقاي فياض در صدد اثبات آن است، اين است كه حقوق اجتماعي و سياسي بر اساس نژاد و هويت نژادي مترتب شود." و در بارة مبناي دوم نيز همان مطالب را به عبارتي ديگر تكرار كرده و نوشته است: "امكان تفكيك ميان هويت نژادي ومذهبي حد اقل در بحث علمي وجود دارد. مي توان وجامعه اي را به صورت جدا گانه از هويت نژادي ومذهبي آن سخن گفت. اما آنچه كه در نوشته « هزاره ها وبحران هويت » آمده است، بحث امكان تفكيك ميان دو هويت نيست، بلكه محل نزاع بر سر اين است كه مبناي تعامل سياسي اجتماعي ما، هويت مذهبي باشد يا هويت نژادي. نويسنده ي مقالات ياد شده معتقد است كه مبناي تعاملات اجتماعي وسياسي ما بايد هويت نژادي باشد." به نظر مي رسد كه آقاي عادلي در مورد فهم آيه نيز دچار كژفهمي شده و استنباطي درستي از آن نكرده است، زيرا جانماية كلام خداوند در اين آيه، صرف شناسايي ـ آنگونه كه آقاي عادلي ادعا كرده ـ نيست بلكه همانگونه كه مرحوم علامه طباطبايي در تفسير شريف الميزان مي فرمايند، نفي تبعيض و برتري نژادي از يك سو و امكان بخشيدن به زندگي اجتماعي و استحكام آن از سوي ديگر است كه تعارف و شناسايي مقدمه آن است. و اين دقيقا همان چيزي است كه آقاي فياض ادعا كرده است، يعني عدم تضاد ميان هويت قومي و مذهبي، نه اثبات برتري هويت نژادي بر هويت مذهبي كه آقاي عادلي به ايشان نسبت داده اند. ايشان با اراية تفسير ارزشي از تقدم هويت نژادي يا قومي بر هويت مذهبي خشت اول را كج گذاشته و ديوار نقد خود را نيز تا آخر كج بالا برده و مطالبي را به آقاي فياض نسبت داده كه به سختي مي توان از مقاله ايشان استنباط كرد. در ذيل بخشي از نوشته هاي آقاي فياض را مي خوانيم كه ايشان دقيقا به نفي برتري نژادي از ديدگاه اسلام پرداخته و صرفا بر باز شناسي هويت قومي و نژادي تأكيد دارند و نه اثبات برتري نژادي و مبنا قرار دادن آن براي حقوق و تكاليف و به حاشيه راندن و طرد مذهب و هويت مذهبي. به اين بخش از نوشته آقاي فياض توجه كرده و قضاوت بفرماييد: "البته در اسلام آنچه نفي شده تفاخر قبيله اي و برتري نَسبي است كه سرزمين شبه جزيره عربستان در دوران پيش از اسلام بدان گرفتار بود و اسلام به شدت در برابر آن موضع گرفته و آن را از بين برد... بنابراين، ما ميان بازشناسي و بازسازي هويت نژادي و برتري قومي، خلط نكنيم ، چرا كه اولي (هويت قومي و قبيله اي) را اسلام قبول داشته و دومي (برتري قومي و نژادي) را اسلام رد كرده و در برابر آن موضع مي گيرد. خلاصه كلام ، از آنجا كه ما دچار بحران قومي و نژادي بوده و سرگردان در ميان مقوله مذهب و نژاد رها شده ايم، تأكيد بر هويت قومي و نژادي يك مساله كاملاً ضروري است و در اين راستا هيچ دغدغه اي وجود ندارد كه هويت مذهبي ما به حاشيه خواهد رفت، چراكه مذهب، آميخته با روح و روان مردم مابوده و آن، تنها نقطه پيوند ما با اهل بيت (ع) است". آقاي عادلي در بخش ديگري از مقاله اش به نقد ديدگاه آقاي محسني در مورد خمس پرداخته و به ايشان چنين نسبت داده اند كه گفته است: "انكار خمس توسط فرد شيعه صدمه به مسلماني او نمي رساند. استدلال ايشان[محسني] اين بود كه خمس از احكام قطعي اسلام از نظر مذهب شيعه مي باشد اما جزء ضروريات كل مذاهب اسلامي نيست، زيرا اهل سنت به خمس اعتقاد ندارند." سپس خود به نقد آن پرداخته و گفته است: "اولاًـ سني ها خمس را قبول دارند  ولي فقط در غنائم ؛ زيرا مدلول صريح وغير قابل تأويل آيه 41 سوره انفال مي باشد. بنا براين اگر كسي اصل خمس را در اسلام منكر شود، به دليل اين كه منكر ضروريات اسلامي است، ترديد جدي در مسلمان بودن اوست. ثانياً در مذهب شيعه، خمس منحصر در غنيمت نمي باشد، بلكه به ارباح مكاسب و... هم خمس تعلق مي گيرد. خمس به همين  مفهوم گسترده خود جزء ضروريات مذهب شيعه است. اگر فرد شيعي بعد از حقانيت به مذهب شيعه، خمس را به همان مفهوم گسترده ي آنكه در مذهب شيعه است، انكار نمايد، صرفاً از شيعه بودن خود تنزّل به مسلمان بودن صرف نمي كند، بلكه به دليل تلازم ميان انكار ضروري مذهب شيعه وانكار حكم قطعي اسلام، مسلمان بودن اومورد ترديد واقع مي شود." پيش از پرداختن به بررسي نقد هاي ايشان بهتر است عبارت آقاي محسني را نقل كنم، زيرا به آن احتياج داريم. عبارت ايشان اين است: "بدون شک مطابق مذهب تشيع خمس يکي از فروعات دين مقدس اسلام است اما جزء ضروريات دين نيست که اگر کسي آن را قبول نداشت درمسلماني خود شک کند. برادران اهل سنت هيچ کدام خمس را قبول ندارند ولي مسلمانند و هيچ لازم هم نيست که در مسلماني خود شک کنند." به نظر مي رسد آقاي عادلي در اين مورد نيز متأسفانه به اثر دوري از واقعيت اجتماعي افغانستان به كژراهه رفته و در خلأ و بدون توجه به قراين حاليه و مقاميه بحث و هم چنين بدون در نظر گرفتن سابقه و موضوع آن ميان آقايان محسني و حسيني نسب، به نتايجي دست يافته كه از مقالة آقاي محسني استنباط نمي شود، اولا از عبارت ايشان چنين فهميده است كه گويا ايشان گفته اند خمس را فقط شيعه قبول دارد و نه ديگران، و بر مبناي همين كژفهمي بحث را برده است روي اصل خمس كه مورد بحث ايشان نبوده است. اگر آقاي عادلي اندكي به سابقة گفتگو ميان آقايان حامد، عظيم، و حسيني نسب توجه مي كرد، به اين سؤ تفاهم گرفتار نمي آمد. اعتراض آقايان حامد و عظيم در واقع از عملكرد سادات در قبال جامعه هزاره بود كه سادات از هزاره ها خمس مي گيرند و از ناحيه آنها تأمين مالي مي شوند، اما هميشه به ضرر آنها و به نفع دشمنانشان عمل مي كنند و به قول معروف هميشه آب به آسياب دشمن مي ريزند. آقاي حسيني نسب نيز مانند آقاي عادلي بدون هر گونه تدبر و درنگي در مسلماني شان شك كرده بود كه خمس حكم خدا و رسول خدا است و شما چرا انكار كرده ايد. البته ترديدي نيست كه مطابق آيه 41 از سورة انفال، اصل خمس بدون توجه به اختلافاتي كه ميان اهل سنت و شيعيان در كيفيت مالكيت، موارد تعلق، و موارد مصرف آن و جود دارد، از ضروريات اسلام است و هيچ مسلماني منكر آن نيست و ترديدي در آن ندارد. ولي بحث اين آقايان در اصل خمس نبود كه آقاي محسني اعتقاد اهل سنت به آن را نفي و آقاي عادلي اثبات كرده باشد. بلكه بحث در نوع خاصي از خمس [خمس درآمد كسب] بود كه سادات از هزاره ها مي گيرند و فقط مذهب شيعه آن را قبول دارد و هيچ يك از مذاهب اهل سنت آن را قبول ندارند. اصولا وقتي بحث خمس ميان سادات و هزاره ها مطرح مي شود تبادر عرفي آن همين خمس در ارباح مكاسب است، نه اصل خمس و نه خمس غواصي و غنائم جنگي يا معادن و... . به همين دليل هنگامي كه سيدي [احتمالا خود آقاي عادلي نيز] از هزاره اي خمس طلب كند، هم گوينده و هم شنونده از آن خمس ارباح مكاسب را مي فهمند و نه ساير اقسام خمس را. بنابراين، چون موضوع بحث خمس ارباح مكاسب بوده است، نمي توان به آقاي محسني نسبت داد كه ايشان گفته باشد اصل خمس از ضروريات دين نيست و در نتيجه منكر آن لازم نيست در مسلماني خود شك كند، ممكن است عبارت آقاي محسني عام باشد اما به تبادر عرفي و اقتضاي قراين حاليه و مقاميه و موضوع بحث هم نمي توان بي توجه بود. خلاصه آنكه آنچه را آقاي محسني نفي كرده اعتقاد اهل سنت به خمس در ارباح مكاسب است، و آنچه را آقاي عادلي اثبات كرده اعتقاد آنان به اصل خمس و تعلق آن در غنائم جنگي است، و مابينهما بون بعيد! ثانيا آقاي عادلي جامعيت خمس از نظر مذهب شيعه را مساوي حكم قطعي و ضروري اسلام دانسته و نوشته است كه اگر فرد شيعي اي خمس را با همان جامعيتش كه در مذهب شيعه مطرح است نفي كند به دليل تلازم ميان حكم قطعي شيعه و حكم قطعي اسلام، در مسلماني اش بايد شك كرد. اگر مراد ايشان انكاري است كه  منجر به انكار اصل خمس گردد، حق كاملا با ايشان است، زيرا منجر به انكار ضروري اسلام مي شود. اما اگر منظور ايشان، صرفا انكار جامعيت آن باشد، بدون آنكه منجر به انكار اصل خمس گردد، در اين صورت بايد در مسلماني همه برادران اهل سنت شك كنيم، زيرا آنها هيچ كدام جامعيتي را كه در شيعه مطرح است، قبول ندارند. اينكه ايشان بر فرد شيعي تأكيد كرده و گفته اند كه اگر شيعه اي منكر جامعيت خمس گردد، در مسلماني اش بايد شك كرد اما انكار اهل سنت به مسلماني آنها لطمه نمي زند، چيزي است كه هيچ برهاني نمي توان بر آن اقامه كرد، زيرا ملازمه از دلايل عقلي است و دلايل عقلي تخصيص بردار نيستند كه بر حسب مذهب و نژاد و موقعيت و ... تخصيص بخورد و بعضي را شامل شود بعضي را شامل نشود. به عبارت ديگر در واقع اگر چنين ملازمه اي وجود داشته باشد، منكر آن به هر حال ـ چه شيعه باشد و چه سني ـ از دايرة اسلام خارج مي شود، و اگر چنين ملازمه اي در كار نباشد، چرا فقط در ايمان و اسلام منكر شيعي شك بايد كرد؟ انشاء الله آقاي عادلي با اين مباحث به طور مبسوط در كفايه و دروس خارج آشنا خواهد شد.  جمع بندي كلي من از نوشته مقالة آقاي عادلي اين است كه از نظر ادبي و انشايي ضعيف و داراي جمله بندي هاي ناقص فراوان است و از نظر بنمايه فكري ـ آنگونه كه از برداشت هاي ايشان از مقالات ياد شده به دست مي آيد ـ احتمالا طلبه سطح دوم يا سوم حوزه هستند كه هنوز به پختگي علمي نرسيده و شايد به همين خاطر در سراسر مقاله اش به بيراهه رفته و به جاي آنكه كوشيده باشد مطالب ديگران را در فضاي فرهنگي و اجتماعي آنها و در چارچوب قوانين اصولي و قواعد گفتاري درك كند، كوشيده است تفسيري (فراتر از اقتضاي ظهورات كلامي مقالات) از نوشته ها و محتواي آنها ارايه كرده و لوازمي براي آن در نظر بگيرد و به نويسندگان آنها نسبت دهد تا برمبناي همين تفسيرٍ فراتر از متفاهم عرفي، به نقادي بپردازد. ايشان در واقع به جاي نقد محتواي مقالات ياد شده، رشته ها و بافته هاي خود را پنبه كرده و ساخته هاي ذهني خود را كه قبلا به نويسندگان ديگر نسبت داده، تخريب كرده است. در پايان ياد آوري اين نكته را نيز خالي از فايده نمي دانم كه آقاي عادلي بهتر است پيش از نقد يك نوشتار به ماهيت نقد، اهداف، اصول ومباني، و اخلاقيات حاكم بر آن توجه داشته و به آن وفادار باشد. با آرزوي موفقيت روز افزون براي همه دست اندر كاران سايت وزين و خواندني آرمان. والسلام نور احمد شادمان

 


موضوعات مرتبط اجتماعي
ارسال اين مطلب به شبكه‌هاي اجتماعي بالاترين دنباله Delicious Facebook
نقد و نظر 2
تازه ترين مطالب از(نور احمد شادمان):
  • چند نکته در ارتباط با تشکیل"جبهه ملی"

  • محرم چيست؟

  • افغانستان و پاکستان، مخالفت در همسايگي يا رقابت در دوستي

  • چرا امر بمعروف و نهي از منکر نباشد؟

  • يونس خالص از رهبري جهاد تا فرقه گرايي طالباني

  • مردم، دولت ملي و معضل کوچي ها

  • ستيزش جويي هاي جديد گلبدين حکمتيار

  • چه‌گوارا، چمران، مسعود؛ همگوني بي شباهت

  • فهم، انصاف و داوري

  •  از ميان همين موضوع:

  • زنگ خطررد صلاحیت شدنها درپارلمان ! (نبي قانع زاده)

  • ادعای اعلام فهرست قاچاقبران بلند پایه، بازی سیاسی یا اقدام عملی؟ (بهرام آمونيايي)

  • فساد در افغانستان: دكان‌هاي حقوق بشر و دموكراسي

  • جنجال برسرتابعیت دوگانه درپارلمان افغانستان (نبي قانع زاده)

  • کار آفرینی و نقش آن در کاهش بیکاری (بهرام آمونيايي)

  • آسیب پذیری خبرنگاران، نشانه ضعف سازمانی آنها (بهرام آمونيايي)

  • هویت سرگردان یا سرگردانی یک هویت؟! (محمد تقي مناقبي)

  • دخالتهای پاکستان در افغانستان از تکوین مجاهدین تا امارت طالبان(4) (سيد محمد حسيني فطرت)

  • دخالتهای پاکستان در افغانستان از تکوین مجاهدین تا امارت طالبان(3) (سيدمحمد حسيني فطرت)

  • دخالتهای پاکستان در افغانستان از تکوین مجاهدین تا امارت طالبان(2) (سیدمحمد حسینی فطرت)

  • هزاره‌ها و فقدان استراتژي واحد (محمدحسين فياض)

  • پادشاهی در نظام جمهوری (محمد حسين فياض)

  • اعتیاد و رفع مسئولیت کیفری (اينكلاود يوث)

  • روز پیروزی جهاد مردم افغانستان؟! (رستم پيمان)

  • عشق و سياست در افسانه جومونگ (محمد اكبري علامه)

  • وزیر عدلیه در خیابان ارم چه میکند؟ (امان الله شفايي)

  • مجاهدان اسلام يا عروسكان غرب؟ (دكتر سيد حسن اخلاق)

  • معیار ارزیابی و سنجش قانون چیست؟ (روح الله روحاني)

  • کدام مقدم است؟ قانون یا فتوا؟ (سید علی حسینی)

  • ارزشهاي مذهبي و تعهدات بين المللي: تقابل يا تعامل؟ (م. غزنوي)

  • Search Armans.Info Search the Web

    * مقالات معرف ديدگاه نويسندگان بوده موقف سايت را بازتاب نمي دهند
    * نقل مطالب سايت به جرائد چاپي با ذكر منبع و نام نويسنده و به منابع انترنتي با ارائه "پيوند" مجاز است. ذكر منبع نشانه حرفه اي بودن شماست
    * جهت ارسال مطلب لطفا از فرم تماس استفاده نماييد. نويسندگان عضو ازاينجا مي توانند نشر نمايند

     

    لوگوي سايت  

     
     

    ستون نويسندگان

    admin

    تغييرات در قوانين نشراتي و اصلاحات سايت

    admin

    خود باوری


    گفت وشنودي با خلیل الله وداد ، نویسنده ، محقق و مترجم افغان مقیم هالند


    گفت وشنودي با شاعر ظریف اندیش و با قریحه، خانم صالحه وهاب واصل


    چرا طالبان را بايد خريد؟!


    هزاره ستيزي تلوزيون امروز پایانی ندارد


    زنگ خطررد صلاحیت شدنها درپارلمان !


    گفت و شنود فضل الرحیم با شاعر، بید ل شناس، پژوهشگر و داستان نویس فرهیخته افغانستان دکتر اسدالله حبيب


    چند نمونه از ژورناليسم حرفوي و باتجربه در افغانستان


    مسوولیت زندان بگرام به دولت افغانستان سپرده شد، زندان های دیگر چه؟

      
     

    مطالب پرخواننده كنوني

  • No more War Games and no more Peace Games

  • آیا لازمه هویت ایرانی، دشمنی با افغان هاست؟

  • حمایت از محیط زیست در حقوق بین الملل اسلام

  • نماینده تازه ملل متحد و جایگاه آن سازمان در اوضاع پیچیده افغانستان

  • مصالحه دولت با طالبان و جایگاه عدالت

  •  

    آمار مقالات

    نويسندگان: 71
    مقالات فعال: 1048
    كل مقالات: 21048
    نظرات: 4491
    موضوعات: 36

     

    آمار ترافيك


    بازديد يونيك ديروز: 1616
    بازديد امروز تاكنون: 1288
    شما بار بازديد كرده ايد
    مجموع بازديدها: 2277271
    افراد آنلاين:3
    آي پي شما: 38.107.191.82

    تأسيس: 2002
    بازسازي: 2004

     

    Click Here to View and get our
    RSS
     آينجا را كليك كنيد و آدرس آر اس اس ما را انتخاب نماييد

    Referrers


    Translate into Other Languages
     

    Home | Afghanistan | Authors | Click-bank | Articles | News | Links | Gallery | Library | Policy | Contact

    ©2003 www.armans.info /all rights reserved

    Best Viewed: 1024 X 768 :بهترين حالت نمايش
    Powered by: www.ace-host.net