|
|
|
 |
مقالات
نويسندگان |
 |
|
|
مسؤوليت هرسخن
بدوش پديدآورنده است. سايت در قبال آثارارسالي نويسندگان پاسخگو نيست |
|
|
|
|
|
|
|
|
 |
|
مطالب بيشتر از
admin
در صفحه اختصاصي نويسنده
|
|
پيوستهها |
|
|
|
دموكراسي چيزي نيست كه بتوان آن را از خارج وارد كرد
نويسنده: زبيگنيو برژينسكی
تاريخ نشر: 28.01.2006
جدا از همه اينها بسياري از آمريكايي ها مي دانند دست كم برخي از ايرانيان، ايالات متحده را به عنوان «شيطان بزرگ» توصيف مي كنند و اين شرايط دست كم براي بسياري از مردم آمريكا ذهنيتي كاملاً خصمانه ايجاد مي كند.
گفتگويي با برژنسكي * ايران و آمريكا با وجود استفاده از لحن سختگيرانه عليه يكديگر، در ۲۶ سال گذشته اقدام چنداني كه همسنگ با اين لحن باشد صورت نداده اند. چه نيروي بازدارنده اي اين دو نظام متخاصم را به تحمل يكديگر وادار كرده است؟ - بايد بگويم يك احساس مشترك همواره بين دو طرف وجود داشته است و آن اينكه دو كشور هيچ نفعي در اتخاذ اقدامات خصمانه عليه يكديگر نخواهند داشت و اينگونه اقدامات جدا ازآنكه به ندرت نتايج مثبتي دربرخواهد داشت، بايد تنها در شرايط ويژه و بحراني انجام گيرد. همچنين اميدوارم لحن بسيار منفي به كار رفته از جانب هر دو كشور جاي خود را هر چه سريعتر به تبادل توأم با آرامش ديدگاه ها دهد. * ايران و آمريكا همواره تغيير در نگرش و رفتار خود را به تغيير نگرش و رفتار ديگري موكول كرده اند. اين چرخه را چگونه مي توان شكست؟ - بهترين راه مبادرت به گفت وگوي مشترك درباره نگراني دو طرف است. در نشستي كه چندي پيش در شوراي روابط خارجي آمريكا (CFR) برگزار شد و من به همراه رابرت گيتس (رئيس پيشين سيا) مديريت آن را برعهده داشتيم بر لزوم اتخاذ رويكرد جديد در روابط دو كشور تأكيد شد. هنگامي كه مي گوييم زمان براي اتخاذ رويكردهاي جديد فرا رسيده است، منظور اين است كه هم ايران و هم ايالات متحده بايد بطور مشترك و با روحيه اي سازنده بكوشند تا در خصوص موضوعات فراواني كه موجب جدايي ما شده است، مذاكره كنند. اين مذاكرات همچنين بايد شامل مواردي باشد كه ايران و ايالات متحده نياز به اشتراك نظر دارند. اموري چون «امنيت خليج فارس» و ديگري مواردي كه نه تنها براي ايران حائز اهميت است، بلكه ايالات متحده نيز منافع بسياري در آنها دارد. * ايران و آمريكا در بحران هاي منطقه اي همچون افغانستان و عراق همكاري كرده اند اما اين همكاري ها در نيمه متوقف شده است. چرا؟ - فكر مي كنم اين شكل همكاري ها بسيار سازنده بوده است. اما اين همكاري ها بايد گسترش يابد. اين گسترش در همكاري ها بايد با عزمي راسخ تر از سوي دو دولت با هدف فراهم آوردن بستر مناسب براي گفت وگوي جامع تر همراه باشد. اين تصميم و اراده بايد از سوي دو كشور باشد و تلاش تنها يك طرف براي ابراز تمايل به گفت وگو مؤثر نخواهد بود. بايد منافع مشترك، گسترده و فراواني كه دو كشور دارند، از طريق گفت وگويي پذيرفتني و دو طرفه مد نظر قرار گيرد. * در مارس ۲۰۰۰ خانم مادلين آلبرايت در سخنراني خود تصريح كرد، ايران «برنامه زماني» و «دستور كار» خاص خود را دارد و در واقع بر استقلال سياسي ايران صحه گذارد. چرا اين استقلال سياسي همواره براي آمريكا تهديد محسوب شده است؟ - من چيزي درباره سخنراني ايشان نمي دانم و فكر مي كنم بايد سئوالتان را از خود ايشان بپرسيد. * آيا كاندوليزا رايس، استعداد دست زدن به ابتكار هايي مانند ابتكار مادلين آلبرايت رادر قبال ايران دارد؟ - شناسايي تمايل ايران و آمريكا براي مذاكره چيزي نيست كه تنها به يك فرد خاص ختم شود. در اينجا منافع ملي در سطوحي گسترده تر مطرح است. از ديدگاه من شركت در گفت وگوي سازنده به نفع ايالات متحده است، همانطور كه مذاكره اي اين چنيني براي ايران نيز منافعي دربرخواهد داشت. * با توجه به مذاكرات ايران و اروپا درباره فعاليت هاي هسته اي جمهوري اسلامي ايران آيا تفاوت هاي رفتار آمريكا و اروپا در مسائل ايران ، پديده اي استراتژيك است يا صرفاً تفاوت در روش ها به شمار مي رود؟ - فكر مي كنم آميزه اي است از هر دو . تفاوت هاي آشكار بسياري بين اروپا و آمريكا در تاكتيك هاي مذاكره وجود دارد كه به عقيده من در شرايطي كه طرفي با گروهي ديگر مذاكره مي كند، كاملاً طبيعي است. علاوه بر اين، شكي نيست اروپا ديدگاه هاي متفاوتي در خصوص ايران دارد، اما آمريكا سعي مي كند تجربيات خود در ۲۰ سال گذشته را گوشزد كند. جدا از همه اينها بسياري از آمريكايي ها مي دانند دست كم برخي از ايرانيان، ايالات متحده را به عنوان «شيطان بزرگ» توصيف مي كنند و اين شرايط دست كم براي بسياري از مردم آمريكا ذهنيتي كاملاً خصمانه ايجاد مي كند. * شايد نظير اين احساس زماني كه بوش ايران را يكي از كشورهاي عضو «محور شرارت» معرفي كرد، در بين ايرانيان شكل گرفت؟ - البته. دقيقاً. اين گونه نامگذاري كه در فضا و چارچوبي صرفاً سياه و سفيد و خير و شر گونه انجام مي گيرد، در تخريب فضاي رواني حاكم در دو كشور بسيار تأثيرگذار بوده است. * ايالات متحده در دو لشكركشي به افغانستان و عراق توانسته است دو انتخابات برگزار كند و اين دو همه پرسي را پيروزي بزرگي براي خود مي داند. فكر نمي كنيد اين امكان وجود داشت با هزينه هاي كمتري در پي گسترش دموكراسي در منطقه مي بود؟ - قبل از هر چيز بايد بگويم بايد بين جنگ عراق و افغانستان تفاوت بزرگي قائل شد. جنگ افغانستان پاسخي مستقيم به حاميان و سازمان دهندگان حملاتي بود كه در ايالات متحده انجام شد. احساس من اين است كه ايرانيان نيز به خوبي توجيه پذير بودن حمله ايالات متحده به افغانستان را درك مي كنند. اما داستان حمله به عراق بحث انگيزتر بوده است و تفاوت گسترده اي درباره ديدگاه هاي موجود درباره اين جنگ حتي در ايالات متحده وجود دارد. در عين حال معتقدم ايرانيان هيچ دليلي در سرزنش آمريكا براي سرنگوني صدام حسين ندارند. اما در پاسخ به سئوال شما بايد گفت: اگر چه در درازمدت شكل گيري هر گونه دموكراسي با ثبات امري ضروري است، اما دموكراسي چيزي نيست كه بتوان آن را از خارج وارد كرد. اين پديده بايد در داخل كشورها همسو با سنت هاي سياسي، رشد و بلوغ، جنبش هاي گسترده تر در جامعه و دست يابي بيشتر مردان و زنان به سمت هاي سياسي شكل گيرد كه مطمئن هستم در اين چارچوب ايران از كشورهاي همسايه خود بسيار پيشرفته تر و توسعه يافته تر است. * در مورد اقدامات ايالات متحده در منطقه همواره اين سئوال وجود داشته است آيا رژيم هاي توتاليتر تنها در اروپاي شرقي حكومت هايي نكوهيده به شمار مي آمدند اما در خاورميانه اين گونه رژيم ها قابل تحمل بوده اند؟ - واضح است حكومت هايي كه در اروپاي شرقي از جانب شوروي سابق تحميل شدند و تحت حمايت و حفاظت كامل اين كشور بودند، پس از فروپاشي شوروي، به سرعت سرنگون شدند. رژيم صدام هر چه قدر هم كه ديكتاتوري بود، رژيمي عراقي قلمداد مي شد و نه حكومتي كه از خارج به عراقي ها تحميل شده باشد و تنها زماني كه اين رژيم به رفتار خصمانه خود ابتدا در قبال ايران و سپس كويت ادامه داد و خود را درگير ماجراجويي بين المللي كرد به عكس العمل هايي انجاميد كه نخست در سال ۱۹۹۱ و سپس در سال ۲۰۰۳ شاهد آن بوديم، كه در نهايت موجبات سرنگوني اين رژيم را فراهم ساخت. * آيا قبول داريد مقابله نسنجيده آمريكا با ايران زمينه حمله تجاوزكارانه عراق به ايران را فراهم ساخت؟ - منظورتان دهه ۸۰ است؟ * بله. - فكر مي كنم ايالات متحده در اراده صدام در حمله به ايران نقشي نداشت. حمله صدام براساس محاسبات اشتباه وي از شرايط داخلي ايران آغاز شد. وي معتقد بود ايران با پشت سرگذاردن انقلابي بنيادين، بسيار ضعيف تر از آن است كه بتواند به شكلي مؤثر از خود دفاع كند و در مقابل اين تهاجم ايستادگي كند. * به عنوان سئوال پاياني تهديدهاي اخير سران نومحافظه كار آمريكا مبني بر حمله نظامي به ايران را چگونه ارزيابي مي كنيد؟ - البته برخي افراد در ايالات متحده وجود دارند كه از طريق اظهارات و يا مقالات خود آشكارا به نتيجه بخش بودن استفاده از نيروي نظامي براي جلوگيري از دست يابي ايران به سلاح هسته اي اصرار دارند. اما فكر مي كنم خردمندترين و منطقي ترين كارشناسان امر در ايالات متحده معتقدند مي توان به فرمولي دست يافت كه از طريق آن ايران بتواند حق مشروع خود را در ادامه دادن برنامه هاي هسته اي براساس قوانين NPT دنبال كند و همچنين اين اطمينان براي جامعه بين المللي فراهم شود كه پيگيري اين برنامه هسته اي به سمت مقاصد نظامي و ساخت سلاح منحرف نمي شود. مطمئن هستم در صورتي كه مذاكرات ايران و اتحاديه اروپايي با مشاركت ايالات متحده همراه شود، مسلماً مي توان به يافتن فرمول مذكور اميدوار بود
موضوع مرتبط: گفتگو/گزارش
|
|
|
|
|
|
|
نقل مطالب اين سايت تنها با ذكر منبع و نام نويسنده مجازاست |
|
|
|
|
|
|
آمار
مقالات |
Journalists--------------------------------- تعداد ژورناليست --------------------------: 65 Articles----------------------------------- تعداد مطالب تازه -------------------------: 759 Comments-------------------------------- تعداد نظرات ------------------------------: 3952 Categories-------------------------------- تعداد موضوعات ---------------------------: 36
|
|
|
|
اطلاعات و ترافيك سايت |
|
Total Visits----------------------------- مجموع بازديدها--------------------------1070698Users Online-----------------------------47-----------------------------------افراد آنلاين Your IP-------------------------- آي پي شما-----------------------38.103.63.5638.103.63.56
----------------------------------------
تاريخ تأسيس ------------------------------ Construction
------------------------- 2002
تاريخ بازسازي ------------------------------
Re-construction---------------------- 2004
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|