(اظهار نظري بر مقالات آقايان فياض، محسني وشاداب و جوابي براي نظرهاي پيرامون آن) ارائه راهکارهاي تقويت پيوند هاي اجتماعي اقوام مختلف ، و بررسي موانع دستيابي به وحدت و همبستگي در جوامع چند قومي ، رسالتي است که به لحاظ نظري بر عهده انديشمندان و متفکران نهاده شده است که به لحاظ همبستگي ملي و وفاق اجتماعي از جمله مسائل مهمي است که به دليل تاثير گذاري در زمينه هاي سياسي ، اجتماعي ،اقتصادي ، و فرهنگي از اهميت شاياني برخوردار است ،
(اظهار نظري بر مقالات آقايان فياض، محسني وشاداب و جوابي براي نظرهاي پيرامون آن) ارائه راهکارهاي تقويت پيوند هاي اجتماعي اقوام مختلف ، و بررسي موانع دستيابي به وحدت و همبستگي در جوامع چند قومي ، رسالتي است که به لحاظ نظري بر عهده انديشمندان و متفکران نهاده شده است که به لحاظ همبستگي ملي و وفاق اجتماعي از جمله مسائل مهمي است که به دليل تاثير گذاري در زمينه هاي سياسي ، اجتماعي ،اقتصادي ، و فرهنگي از اهميت شاياني برخوردار است ، ارزيابي تاريخي اين بحث فرصت زيادي مي طلبد ، در اينجا فقط به اين نکته بسنده مي کنيم که اين مساله همواره يکي از مسائل حساس افغانستان بوده است ، بعد از ورود دولتي مشخص و واحد به افغانستان که توسط دولتي قدرتمند وارد شد ، به دليل روشن نبودن حوزه ي مسئوليت ها و حيطه وظايف و نيز ، ابهام در تفکر ملي ، منافع ملي، احساس ملي و غرور ملي ، مشکلات عديده اي در کشور فراهم آمد. امروزه که فضاي اجتماعي و سياسي به دليل گسترش ارتباطات و فعال شدن نهادهاي مختلف سياسي گسترش يافته است ، اهميت اين بحث بيش از پيش پديدار شده است . تجربه نشان داد که ظرفيت هاي موجود در جامعه براي بهره گيري لازم و هدفمند ، نياز به انديشه و تفکر و سازماندهي دارد . روشن نبودن سهم هر يک از اين اقوام در نظام فرهنگي و اجتماعي و در مرتبه بعد ، در نظام سياسي هر کشور و نبود مطالعات جدي و بنياني در اين موضوعات ، خود مي تواند دليل روشن براي انجام يک سلسله مباحث و تحقيقات گسترده باشد ، تا ريشه مشکلات قومي بازشناسي شود و راه حل هايي براي دفع اين گونه مطالعات از طريق ايجاد همبستگي و وفاق اجتماعي به دست آيد. آنچه براي ما اهميت دارد ، نگرش علمي ، روشن کردن مباحث از ابعاد مختلف و نگاه کارشناسانه به اين مسائل است. متاسفانه در کشور ما درگيري ها و مخالفت هاي قومي ، مذهبي ، گروهي و... سبب شده است که افغانستان به کشوري نسبتا ضعيف و عقب مانده مبدل گردد. اين مسائل موجب شد تا علاوه بر مسائل و مشکلات فروان دولت در سالهاي پيش ، جنگها و درگيري هاي قومي و گروهي نيز افزوده شد . ريشه هاي اين مسائل به نداشتن طرز فکر باز و انديشه ي تواناي بزرگان و گردانندگان اقوام و گروه ها برمي گردد، زيرا آنها در آن زمان فقط به منافع و جايگاه خود فکر مي کردند که مبادا اين جايگاه ها و منافع خود را از دست بدهيم و به خاطر اين مسائل حاضر بودند يک ملت را به آوارگي ، بيچارگي و بدبختي بکشانند ولي اهداف و منافع خودشان از بين نرود . بعد از ورود طالبان به افغانستان صحنه هاي سياسي کشور متلاشي شده و حکومتي شبه ديکتاتوري و ستمگر به وجود آمد که ديگر فضاي سياسي ، فرهنگي و اقتصادي کشور ديگر نمي توانست زمينه رشد و ترقي براي آينده سازان وطن باشد . از اين رو افراد زيادي رو به مهاجرت برده و آواره کشور هاي ديگر شدند. بعد از حمله آمريکا به افغانستان و شکست طالبان و تشکيل دولت موقت ، صحنه هاي سياسي ، اجتماعي کشور رو به بهبودي گذاشت . تا اينکه زمان برگزاري انتخابات رياست جمهوري فرا رسيد . و مهمترين مساله مطرح در بين اقوام اين بود که سهم خود را از دولت بگيرند از اين رو بسياري از بزرگان اقوام خود را کانديد کردند ، که برادران و خواهران پشتون جايگاه ويژه اي در دولت پيدا کرده و حاکميت دولت را به دست گرفتند. پس از اين رويداد اقوام ديگر در مرحله بعد با تلاش هاي مداوم توانستند به کاروانيان دولت بپيوندند که متاسفانه تنها قومي که نتوانست سهم خود را به دست آورد قوم بومي اين مرز و بوم ، قوم ((هزاره )) بود . در انتخابات پارلماني نيز با تلاش هاي مداوم روشنفکران اين قوم ، باز هم هزاره شکست خورد و تعداد کثيري از کانديداتورهاي آن به پارلمان راه نيافتند . دلايل و ريشه هاي اين شکست متعدد مي باشد که به بعضي از مهمترين دلايل اشاره اي مي کنم . دليل اول چنانچه در مقاله ي برادر بزرگوارم جناب آقاي فياض ياد شد پشتيباني اشتباه برخي از بزرگان گروه ها و اقوام از کانديداتورهايي بي سواد بود. دليل بعدي وجود اختلافات گذشته حتي اختلافات فاميلي و يا پدري بين بعضي از کانديداتورهاي بود که حتي بعضي از آنها به دليل اينکه حتي چند راي از آراء حريف کم کنند خود را کانديد کردند با وجود اين که اطمينان داشتند که پيروز نمي شوند . انها به عاقبت اين کار فکر نکردند و عواقب آن را حال مي بينند که در ميان مردم ديگر جاي پايي ندارند باعث شکست قومي بزرگ شده اند. بعضي از کانديداتورها صرفاً به سبب نام و آوازه پدر يا فاميل خود را کانديد کرده و از محبوبيت آنها استفاده کرده اند که اقليت کمي نيز پيروز شدند ، در حالي که سواد و طرز فکر آنها را مي توان با يک بناي معمولي ساختمان مقايسه کرد . اما يکي از دلايل مهم شکست اين قوم چه در انتخابات پارلماني و چه در انتخابات رياست پارلمان وجود حريف هايي به نام ((سادات )) بود . زيرا آنها خود را در مقامي جلوه مي دادند که امتياز بيشتري نسبت به هزاره ها دارند. همانطور که در مقالات گذشته برادران عزيز آقاي فياض ، محسني و شاداب عرض کردند که از شيوه نگارش آنها پيدا بود افرداي روشنفکر ، دانشمند و پر افتخار هستند . که متاسفانه برخي از سادات به علت نداشتن ديدي باز خيال کردند که اين بزرگواران به آنها اهانت کرده اند ، در حالي که اين چنين نيست و آنها فقط به خودخواهي ها و طرز افکار بعضي از سادات که با سوء استفاده از نام شريف ائمه (ع) خود را در مرتبه اي مي دانند که ديگران به چشمشان نيز نمي آيند . اين دسته از سادات هم موجب شکست و خرد کردن خود هستند و هم موجب شکست ما هستند . عزيزان همانگونه که بزرگواران مطرح کردند ، ازدواج مساله اي مهم و شرعي است که سبب بقاي نسل مي شود ، برادران و خواهران عزيز اين که بعضي از سيد ها به غير سيد دختر نمي دهند ، اين را نشان مي دهد که آنها افرادي بي فرهنگ و عقب مانده هستند . آيا هزاره ها آنقدر بويي از آدميت نبرده اند که شما آنها را اينگونه جلوه مي دهيد ؟ آيا فکر مي کنيد ازدواج با غير سيد حرام است يا گناه دارد ؟ خير ،اين طور نيست ، اگر چنين است ، چرا پسران شما با دختران ما ازدواج مي کنند ، در اسلام چنين مساله اي مطرح نيست ، و ازدواج با سيد امري مستحب است . برادر عزيز جناب آقاي حسيني نسب شما فرموديد که دختر گرفتن هزاره از سيد موجب مي شود که به شخصيت سادات توهين شود! چرا؟ به چه دليل ؟ به کدام سند و مدرک ؟ همانگونه آقاي محسني اشاره کرد ، اما خميني (ره) دختران خود را به غير سادات داده است ، درباره اين موضوع چه مي گوييد؟ چرا خود و خاندان و اصل و نسب پيامبر و ائمه (ع) را زير سوال مي بريد ؟ اين کار شما موجب مي شود تا دشمنان اسلام به تقويت اين مساله رو آوردند و عواقب اين مساله که به نظر شما مساله اي مهم است را طوري ديگر رقم بزنند! به نظر من طرز فکر شما کاملاً اشتباه و غير منطقي است ، بهتر است هويت خود را حفظ کنيد و قبل از اظهار نظر به آن و عواقب آن فکر کنيد تا باشد آبروي خودتان نيز نرود. مي دانيد که هزاره ها بودند که سادات را محترم شمرده و به اين جايگاه رسانده اند و اگر توجهي به شما سادات نمي داشتند ، روشن بود که حال سادات چه وضعيتي داشتند و شايد قشري به نام سادات در افغانستان به صورت بسيار محدود که نامش نيز گرفته نشود وجود داشت . زياد حاشيه رفتم ، بهتر است سر اصل مطلب که دخالت سادات در عواقب شکست هزاره بود برويم . در شرايطي که بر کشور حاکم بود حق اولويت در معاونت پارلمان را بدون هيچ بهانه اي استاد محقق و برادران هزاره داشتند ولي در کمال ناباوري آقاي کاظمي لگدي به اين بخت زده و آن را از بين برد . در شکست هزاره در انتخابات پارلماني و شکست کانديداتورهاي مطرح سادات نيز نقش مهمي داشتند. مساله بعد اظهار نظر برخي از برادران پشتون ،تاجيک و ... است . برادران و خواهران شما که خود را اين گونه انديشمند مي دانيد، بايد با توجه اوضاع خود اظهار شرمندگي کنيد ، به خاطر اين طرز فکرها است که افغانستان اين گونه باقي مانده است . جناب سحر شما که مي گوييد افغانستان مال ماست بايد بدانيد اصليت افغانستان بنا به صدها دلايل به هزاره ها باز مي گردد که خود شما آن ها را مي دانيد و انکار مي کنيد ، اگر بنا است که افغانستان از هر بيگانه اي خالي شود اولين قوم، قوم پشتون است که بايد افغانستان را خالي کند چون خود شما هم قبول کرده ايد که به افغانستان مهاجرت کرده ايد . دوم ، قوم تاجيک است که اصليت آن به آريايي ها باز مي گردد که از تاجيکستان و ايران به افغانستان آمده اند ، شرايط ديگر اقوام نيز چنين است . پس حرف از بيرون رفتن هزاره ها به مغولستان نزنيد که انديشه شما کاملاً اشتباه است . هر فردي با زندگي طولاني در يک کشور و گرفتن تابعيت يک کشور ديگر مال آن کشور حساب مي شود و شما نيز مانند من و بقيه يک افغاني حساب مي شويد ، بنابراين شخصيت خود و هم کشوري خود را خرد نکنيد که اول خودتان خرد مي شويد .بت هاي باميان نمونه بارزي از بودن هزاره به عنوان قوم بومي افغانستان بودند که طالبان آن را از بين برد. اگر طبق نظر شما عمل کنيم صاحب حقيقي افغانستان هزاره هايند ، پس شما اظهار نظر نفرماييد که نظرتان جز چرند و پرند چيز ديگري نيست. افغانستان به افرادي با انديشه باز نيازمند است که بتوانند آينده آن را تضمين کنند و به آبادي آن بپردازند نه اين که در تلاش باشند که از ساير هم وطنان خود پيشي بگيرند . اگر ما به مسائل قومي و گروهي تکيه کنيم ، مطمئن باشيد تا ده قرن ديگر نيز افغانستان تغيير نخواهد کرد . پس : دست به دست هم دهيم به مهر ميهن خويش را کنيم آباد از شما انديشمندان بزرگ آقايان فياض ، محسني و شاداب کمال تشکر را دارم . اميدوارم در تمامي عرصه هاي زندگی موفق و پيروز باشيد .اميدوارم بتوانم با شما ارتباط نزديک و بيشتري داشته باشم ، هر چند که جناب فياض فکر کنم هر چند که افتخار رويارويي با شما را داشته ام ، اما نتوانسته ام از اين ديدارها استفاده کنم . به اميد افغانستاني آباد ، آزاد ، مقتدر و خودکفا م. پویا POOYA_MBF@YAHOO.COM
◙ موضوعات مرتبط
اجتماعي
◙ ارسال اين مطلب به شبكههاي اجتماعي
□
بالاترين
□
دنباله
□
Delicious
□
Facebook
◙ آخرين مطالب از اين نويسنده
(تنهامرادي):