Home

Afghanistan Columnists

Click bank

Articles  

News

Links

Books

Gallery

Policy

   باشگاه نويسندگان آزاد

  |  صفحه اول |  افغانستان  |   نويسندگان   مقالات  |   اخبار    كليك‌بانك  |   كتابخانه  |   گالري  |   پاليسي   | تماس



 

لوگوي سايت

خبرتازه

خبرهاي بيشتر در اينجا...

 

مقالات نويسندگان

مسؤوليت هرسخن بدوش پديدآورنده است. سايت در قبال آثارارسالي نويسندگان پاسخگو نيست

سياسي, اجتماعي, فرهنگي

سايت را به دوستان معرفي كنيد!

مطالب بيشتر از محمد حسين فياض در صفحه اختصاصي نويسنده

پيوسته‌ها




هزاره ها و بحران هویت

نويسنده: محمد حسين فياض



تاريخ نشر: 9.01.2006


(به بهانه انتخاب هیئت رئیسه پارلمان افغانستان) مسأله قومیت در افغانستان ، از دیر زمانی به عنوان یک واقعیت انکار نا پذیر همواره در ایجاد و پایان بحران ها مطرح بوده و بسیاری از تعاملات سیاسی ، اجتماعی بر اساس آن شکل گرفته است.


(به بهانه انتخاب هیئت رئیسه پارلمان افغانستان) مسأله قومیت در افغانستان ، از دیر زمانی به عنوان یک واقعیت انکار نا پذیر همواره در ایجاد و پایان بحران ها مطرح بوده و بسیاری از تعاملات سیاسی ، اجتماعی بر اساس آن شکل گرفته است. بررسی دقیق این نکته ، به یک بحث دقیق علمی ، تاریخی با رویکرد جامعه شناسی نیاز دارد ، اما در این جا چند نکته به طور خلاصه قابل طرح می باشد : بررسی اجمالی تاریخ افغانستان ، نشان می دهد که قریب به 90 % از حوادث سیاسی – اجتماعی این کشور بر محور قومیت شکل گرفته و در رأس آن چهار قوم عمده : پشتون ، هزاره ، تاجیک و ازبک قرار داشته است. پشتون ها به جهت دارا بودن حس شدید قومی ، همواره همبستگی قومی خود را در قالب های متفاوت گروهی و مذهبی حفظ کرده و ابتکار عمل را در دست داشته اند. البته برای آنها بسیار طبیعی خواهد بود – آنگاه که مصلحت قوم محور تمام تصمیمها قرارگرفت ، متوسل شدن به هر وسیله ممکن یک امر طبیعی وکاملاً عقلانی خواهد بود . روی این جهت است که در تاریخ سیاسی این قوم استفاده از مذهب ( آنگاهی که مذهب کارایی دارد ) واستفاده از ترفند های سیاسی ( آنگاهی زدوبند های سیاسی کارایی دارد ) ستون فقرات مواضعشان را تشکیل داده است . بنابراین ، برای آنها بسیار آسان است که گاهی در قالب گروههای جهادی ظاهر شوند وگاهی در قالب تشکیلات طالبان وگاهی هم در فضای دموکراسی با تمام گرایشها باهم کنار بیایند . تاجیک ها نیز در دودهه ی اخیر به این واقعیت رسیده اند که از رقبای پشتون کم نیاورده وبا وجود اختلاف فراوان سلیقه ای – درصورت لزوم به وسیله های یاد شده متوسل شوند . از بک ها نیز این نکته را به خوبی دریافته اند که انسجام قومی خویش را در هر شرایطی ودر هر قالبی باید حفظ نمایند . اما هزاره ها در تاریخ سیاسی خویش دارای فراز وفرودی است که نمی توان روی یک برهه ای از زمان تکیه کرد . چرا ؟ دو دلیل دارد : اولاًَ – هزاره ها هیچگاه به این واقعیت نرسیده اند که منافع قومی خویش را در هر شرایطی ملاک تصمیم گیریهای خود قرار دهند ؛ ثانیاَ - رهبران سیاسی این قوم ، همیشه هویت قومی را قربانی هویت مذهبی خویش نموده و در نتیجه تعدادی به خوبی از این موضع بهره برداری نموده اند. به عنوان مثال در چارچوپ تقسیم بندی کلّی ، ما به عنوان « هزاره » در کنار پشتون ها ، تاجیک ها و از بک ها قرار می گیریم ، اما در میان خود، وقتی در برابر دیگران قرار می گیریم ، به عنوان « شیعه » ابراز وجود می کنیم تا توجه « سادات » و دیگر اقلیت های قومی شیعه را با خود داشته باشیم. غافل از این که ایدئولوژی ، فرعی بر هویت فردی می باشد. به عبارت دیگر ، ما در قدم اول به عنوان « هزاره » مطرحیم ، بعد به عنوان شیعه . زیرا به حکم عقل ، اول باید ، خود شخص وجود داشته باشد تا این که بگوییم ، عقیده اش چیست؟ ازاین رو ،به جرأت خواهیم گفت : تا زمانی که در افغانستان به هویت قومی ما بها داده نشود ، به هویت مذهبی ما بها داده نمی شود. بزرگترین ، اشتباه تاریخی سیاستمداران ما در این است که تمامی خواسته های خود را از منظر راهکارهای مذهبی دنبال نموده ، آنگاه به قومیت پرداخته اند. در حالی که سه قوم عمده دیگر ، همیشه در معادلات سیاسی و کشوری به عنوان « قوم » مطرح بوده اند. البته اتخاذ این نگرش ، همیشه به سود سادات کرام بوده و در حقیقت از آب گل آلوده آنها بوده اند که ماهی مراد را گرفته اند ، چرا که امتیازهای کلان سیاسی را آنها با جا انداختن این دیدگاه به دست آورده اند . اکنون ، این نگرش آن قدر در میان توده ها جا افتاده که مطرح کردن « قومیت » به عنوان یک واقعیت ، جرم تلقی می شود. در حالی که طرح این دیدگاه به هیچ صورت ، منافات با نگرش مذهبی ما ندارد . چرا که ما در کشوری زندگی می کنیم که بافت اجتماعی آنها بر اساس « قومیت » تشکیل یافته است ومذهب به عنوان یک ارزش درجه دوم مطرح بوده است . مگر غیراین است که ما با دنبال کردن شعار مذهبی ،عملا همسویی هزاره های غوربند ، شیخ علی ، پنجشیر و تخار را از دست داده ایم ؟ مگر غیر این است که در دوران نسل کشی «عبدالرحمان» برادران شیعه قزلباش ، هرات ، چنداول و... در امن و امان بوده و این تنها هزاره ها بوده اند که به شدت سرکوب شده اند ؟ شگفتی ما در این جاست که بزرگان و سیاستمداران ما هنوز که هنوز است ، شعور سیاسی شان این نکته را در نیافته اند که همسویی خود را به عنوان یک ارزش و بهترین راهکار حفظ نمایند. انتخابات پارلمانی اخیر و به دنبال آن انتخابات برای تعیین هیئت رئیسه پارلمان بسیاری از واقعیت ها را روشن نمود و نتایجی که به ارمغان آورد ، شگفتی ما را دو چندان کرد ، زیرا روند این تحولات این چند نکته را به خوبی بازگو نمود : 1- بالاترین آراء پایتخت کشور (52686 رای ) را که استاد محقق از آن خود کرد ، نشان داد که هزاره ها به عنوان یک عنصر مهم و قوی در صحنه حضور داشته و حرف اول پایتخت را خواهند زد ، چرا که علاوه بر داشتن رتبه اول ، رتبه ی سوم را با اندک ترین اختلاف از نفر دوم (یونس قانونی ) رانیز آنها کسب نمودند . 2- اما با این وجود، آقای محقق ، نه تنها از ریاست پارلمان بازماند بلکه از معاونت اول و دوم نیز محروم گردید . چرا وبه چه دلیل ؟ پاسخ ، روشن است چرا که اولاًَ ما همیشه قربانیان عقیده مذهبی خویش بوده و نتوانسته ایم برمحور هویت قومی ، گرد هم آییم. ثانیاً - تک روی ها ، کارهای ناسنجیده سیاستمداران ما همیشه دسته گل به آب داده و یک عالم یآس و نا امیدی را برای ما به ارمغان آورده است . به عنوان مثال: الف – تنش های گروهی ، اختلاف سلیقه ای را هیچ گاه ، عالی جنابان رهبری ما کنار نگذاشه و برای تضعیف همدیگر کوشیده و در واقع ، پا دو دیگران شده اند. در انتخابات ریاست جمهوری ، تنها استاد اکبری با آقای محقق همسو شد. جناب آقای خلیلی که در هوای معاونت گم بود ، با آقای کرزی هماهنگ گردید . سادات کرام که همیشه در جهت مخالف حرکت های قومی هزاره بوده اند ، نیز به کاروان آقایان کرزی وقانونی پیوستند. در نتیجه ، آقای کرزی به پیروزی رسید و آقایان یاد شده نیز هر کدام از امتیازاتی برخوردار شدند. در انتخابات پارلمانی ، آقای محقق در کابل با کسب (52686 رای ) بالاترین آراء را داشت . آقای بشردوست با کسب 30794 رای ، با اختلاف اندک از یونس قانونی ( 31225رای ) نفر سوم شد . رقبای جدی دیگر ، چون : آقای سیاف با 9806 رای و سید مصطفی کاظمی با 8884 رای به ترتیب رتبه چهارم و پنجم را کسب کردند. با این وضعیت انتظار می رفت ، آقای محقق ، با توجه به موقعیت جدیدی که کسب کرده بود ، در کنار رقبای دیگر خود ، چون سیاف ، قانونی و ربانی و... نامزد ریاست پارلمان شود و تا آخرین لحظات هم در موضع خویش باقی بماند. اما برخلاف تصور ، اعلام شد که ایشان به نفع سیّاف و ربانی به نفع شاگردش ، یونس قانونی کنار رفتند. موضع جدید آقای محقق ، با توجه به دلایل فراوانی ، خشم بسیاری از هزاره ها را برانگیخت . اما آنها این انتظار را داشتند که حداقل ، معاونت اول پارلمان از آن استاد محقق خواهد بود. ولی در کمال نا باوری ، نتایج نشان داد که آقای محقق ، برای معاونت هم رای نیاورد . به نظر این قلم ، ریشه های شکست آقای محقق در دو نکته زیر قابل بررسی است: 1- آقای محقق – هر چند خود را در دوران انتخابات ریاست جمهوری – به عنوان یک چهره مهم سیاسی و قومی با انگیزه احیای هویت هزاره ها مطرح کرد ، اما در راستای حفظ این موقعیت تنها ارائه قالب محدود گروه و تشکیلات سیاسی خویش را در نظر گرفت و از این نکته ، غافل ماند که مسأله او با دیگر همقطارانش ، مانند استاد اکبری ، خلیلی ، کاظمی و... فرق می کند و باید تلاش نماید که در تمام مناطق هزاره نشین در مسأله انتخابات پارلمانی و معرفی نمایندگانش ، به دنبال چهره های مورد اعتماد و حمایت مردم باشد تا آراء هزاره ها بر این اساس ، پراکنده نگشته و پشتوانه قومی او قوی گردد. اما با تا سف ، ایشان در این میدان فقط کسانی را معرفی کرد که- اولاًَ - از اعضای « سازمان نصر» ودر ثانی ، از اعضای تشکیلات فعلی او باشد. پرواضح است که با اتخاذ این موضع به طور کلی ، تضعیف و حساسیت رقبای حزبی دیگرش برانگیخته شد تا او را در پارلمان تنها بگذارند . 2- رهبران سادات که با شعار مذهب ، حمایت هزاره ها را با خود داشته و همیشه توسط آنها به مقام رسیده اند ، در درون پارلمان ، مشکل جدی را برای آقای محقق به وجود آوردند که نامزد شدن سید مصطفی کاظمی برای معاونت اول ، خود این ادعا را اثبات می کند. به نظر می رسد ، بانظر داشت دو نگرش مذهب و قومیت – بازهم - اولویت از آن استاد محقق بود که در نامزدی ریاست و یا معاونت ، همه ی گروه های هزاره وسادات ، از او حمایت نمایند . زیرا ، تنها ایشان با داشتن ویژگی های یاد شده می توانست ، انتظارات هزاره ها را برآورده و به احساسات آنها پاسخ دهد. شرح این قصه پر درد باشد برای فرصت دیگر . 15/10/1384 موضوع مرتبط: سياسي, اجتماعي, فرهنگي
بازديد 15517
امتيازات 11
ضريب امتياز
امتياز بدهيد
نقد و نظر 69

نسخه چاپي مطلب

فرم ارسال مطلب

ديگرنبشته‌ها از محمد حسين فياض:

 

  از ميان همين موضوع:

  • موانع توسعه افغانستان ( محمد اکبری (علامه) )
  • معنی سیاسی چند حزب چیست؟ ( احد تركمني دليل )
  • کرزی و قمار حکمتیار ( سيدمحمد كبيري )
  • رأي؛ حق يا وظيفه؟ ( امين آرمان )
  • Search Armans.Info Search the Web

    نقل مطالب اين سايت تنها با ذكر منبع و نام نويسنده مجازاست

    آمار مقالات


    Journalists--------------------------------- تعداد ژورناليست --------------------------: 64
    Articles----------------------------------- تعداد مطالب تازه -------------------------: 724
    Comments-------------------------------- تعداد نظرات ------------------------------: 3896
    Categories-------------------------------- تعداد موضوعات ---------------------------: 35

    اطلاعات و ترافيك سايت

    
    Total Visits----------------------------- مجموع بازديدها--------------------------931950
    Users Online-----------------------------4-----------------------------------افراد آنلاين
    Your IP-------------------------- آي پي شما-----------------------38.103.63.60
    38.103.63.60
    ----------------------------------------

    تاريخ تأسيس ------------------------------ Construction ------------------------- 2002
    تاريخ بازسازي ------------------------------ Re-construction---------------------- 2004

     
     
     
     


    مشاهده مقالات با انتخاب نام نويسنده در ستون نويسندگان


    از بخش"ويژه نويسندگان"

    نبي قانع زاده :

    سه نوع مبارزه ودفاع درافغانستان

    نظرات :1

    avatar

    امين آرمان:

    سه نوع "جهاد" در افغانستان

    نظرات :3


    نبي قانع زاده:

    فلسفه عید فطر دریک نگاهی کوتاه !


    مسيح ارزگاني:

    مـــرغ طـوفــان و مــــرد سـامـان

    نظرات :19


    محمد حسين فياض:

    زیرآسمان کابل 2 / 9

    نظرات :1


    بقيۀ مطالب اين ستون