ديري است برخي واژه ها در محافل سياسي وژورناليستي كشور ما چنان كاربرد يافته كه كم كم نقل و نبات مجالس مي شود: دموكراسي،آزادي،آزادي بيان، اصلاحات اداري، حقوق بشرو... در وهله اول چنين به نظر مي رسد كه ميان برخي از اين مقولات ارتباطي و سنخيتي وجود ندارد اما اينطور نيست و نخواهد بود . به دو مقولهء آزادي بيان و اصلاحات بنگريد! طوري كه گفته مي شود آزادي بيان درافغانستان- در مقايسه با دوره هاي ماقبل- وضعيت رو به بهبود دارد_ كه البته عجالتااز برخي نارسايي هاي جدي آن بايد در گذريم_ اما پرسش اين است كه به اين آزادي چه قدر بها داده مي شود و به پرسشهايي كه در ذيل آن طرح مي شود تا چه اندازه پاسخ داده مي شود. به عبارت ديگر گفتمان نقد و دعواي اصلاحات اساسي و ساختاري در ميان بنيادهاي مدني كشور از يك سو و دولتيان و دولتمردان از ديگر سو چه واكنش اصلاح گرايانه در پي داشته است؟ چنين به نظرمي آيد كه تا حال واكنش دولتيان،اصرار بر پايمردي و حفظ خونسردي در برابرپرسشها و انتقادات اصلاح طلبانه منتقدان بوده كه اين خود نقطه عطفي در تاريخ بگو مگوهاي خانمان براندازسياسي افغانستان است . در گذشته ها يا كسي جرئت نمي كرد از مسؤلين رده بالا انتقاد كند ويا اگر انتقاد ميكرد، بايد در موقعيتي مي بود كه بتواند با دستگاه شان درآويزد و در صورت لزوم با ايشان به تبادل آتش بپردازد ! ليكن در شرايط فعلي و به بركت گوهرگرد آلود آزادي كه به تازگي در كشور ما سر اززيرخاك خود كامگي واز ميان برهوت خاموشي بيرون آورده و نصيب مردم ما گرديده، هرگونه نقد و انتقاد _البته به جز نسبت به مقدسات ديني بر مبناي قانون اساسي_ آزاد اعلام شده و در نتيجه هركسي و از هر كجايي كه بتواند، آزاد است دولت و دولتيان و هر آنچه و هرآنكس را كه برمافوق اريكه قدرت سوار است يا در ماحول آن در گردش است، به زير تيغ نقد و حلاجي خويش افگند. طرف مقابل چه خواهد كرد؟ طرف مقابل هم با كمال آرامي وخونسردي، روال عادي امور مملكت را پي گرفته بدون توجه به اين فكاهيات و وهميات نقد گرانه با تأني و تدبر وتساهل خردمندانه به رتق و فتق مسايل مملكت ادامه خواهد داد، بدون اينكه ذره اي از اين وهميات و فكاهيات روشنگرانه به گوش ايشان برود... اين همه س- و آرامش و متانت سياسي ناشي از احترام به اصل آزادي است! اصلاحات نيز صرفا در سايهء آزادي انجام يافتني است ! ما هم هرچه خواستيم در پناه اين آزادي مي نويسم و اينها همه به خاطر اصلاح امور است. اين طور نيست؟
ديري است برخي واژه ها در محافل سياسي وژورناليستي كشور ما چنان كاربرد يافته كه كم كم نقل و نبات مجالس مي شود: دموكراسي،آزادي،آزادي بيان، اصلاحات اداري، حقوق بشرو... در وهله اول چنين به نظر مي رسد كه ميان برخي از اين مقولات ارتباطي و سنخيتي وجود ندارد اما اينطور نيست و نخواهد بود . به دو مقولهء آزادي بيان و اصلاحات بنگريد! طوري كه گفته مي شود آزادي بيان درافغانستان- در مقايسه با دوره هاي ماقبل- وضعيت رو به بهبود دارد_ كه البته عجالتااز برخي نارسايي هاي جدي آن بايد در گذريم_ اما پرسش اين است كه به اين آزادي چه قدر بها داده مي شود و به پرسشهايي كه در ذيل آن طرح مي شود تا چه اندازه پاسخ داده مي شود. به عبارت ديگر گفتمان نقد و دعواي اصلاحات اساسي و ساختاري در ميان بنيادهاي مدني كشور از يك سو و دولتيان و دولتمردان از ديگر سو چه واكنش اصلاح گرايانه در پي داشته است؟ چنين به نظرمي آيد كه تا حال واكنش دولتيان،اصرار بر پايمردي و حفظ خونسردي در برابرپرسشها و انتقادات اصلاح طلبانه منتقدان بوده كه اين خود نقطه عطفي در تاريخ بگو مگوهاي خانمان براندازسياسي افغانستان است . در گذشته ها يا كسي جرئت نمي كرد از مسؤلين رده بالا انتقاد كند ويا اگر انتقاد ميكرد، بايد در موقعيتي مي بود كه بتواند با دستگاه شان درآويزد و در صورت لزوم با ايشان به تبادل آتش بپردازد ! ليكن در شرايط فعلي و به بركت گوهرگرد آلود آزادي كه به تازگي در كشور ما سر اززيرخاك خود كامگي واز ميان برهوت خاموشي بيرون آورده و نصيب مردم ما گرديده، هرگونه نقد و انتقاد _البته به جز نسبت به مقدسات ديني بر مبناي قانون اساسي_ آزاد اعلام شده و در نتيجه هركسي و از هر كجايي كه بتواند، آزاد است دولت و دولتيان و هر آنچه و هرآنكس را كه برمافوق اريكه قدرت سوار است يا در ماحول آن در گردش است، به زير تيغ نقد و حلاجي خويش افگند. طرف مقابل چه خواهد كرد؟ طرف مقابل هم با كمال آرامي وخونسردي، روال عادي امور مملكت را پي گرفته بدون توجه به اين فكاهيات و وهميات نقد گرانه با تأني و تدبر وتساهل خردمندانه به رتق و فتق مسايل مملكت ادامه خواهد داد، بدون اينكه ذره اي از اين وهميات و فكاهيات روشنگرانه به گوش ايشان برود... اين همه آرامش و متانت سياسي ناشي از احترام به اصل آزادي است! اصلاحات نيز صرفا در سايهء آزادي انجام يافتني است ! ما هم هرچه خواستيم در پناه اين آزادي مي نويسم و اينها همه به خاطر اصلاح امور است. اين طور نيست؟
◙ موضوعات مرتبط
سياسي
◙ ارسال اين مطلب به شبكههاي اجتماعي
□
بالاترين
□
دنباله
□
Delicious
□
Facebook
◙ آخرين مطالب از اين نويسنده
(امين آرمان):