( نگاهي به انتخابات پارلمانی و شورای ولایتی درولسوالي مالستان ) انتخابات پارلماني باوجود تهديدهاي گوناگون- از تهديدهاي القاعده تا بحران هاي احتمالي داخلي- بدون رويارويي با موانع احتمالي بي شمار،برگزار گرديد و نمايندگان پيروز به پارلمان راه يافتند. اين دومين تجربه مثبت در تاريخ اخير افغانستان بود كه پس از انتخابات رياست جمهوري در سال قبل عايد جامه تكصدا و سلطه پرور افغانستان شد و طلسم اكسيده شدن قدرت در مجموعه هاي محدود شكسته شد و چهره ها و طيفهاي گوناگون به ميدان آمده در برابر يكديگر به صف آرايي دموكراتيك پرداختند! اما با اين وجود اين انتخابات از كژيهاي بيشمار رنج برد كه كژيهاي آن بر كساني كه در متن اين پروسه بوده اند آشكار تر است .آقاي محمد حسين فياض كه خود نيز از نزديك دستي بر آتش داشته اند، ماجراي انتخابات را در يك مكان مشخص(ولسوالي مالستان از توابع ولايت غزني) به بررسي گرفته و براي نشر ارسال نموده اند. اما حكايت اين انتخابات كمابيش در همه جا همانند بوده است. مديريت ..................
قسمت دوم ملت ما ، اولین دوره از انتخابات سراسری مبنی بر انتخاب نمایندگان خود در پارلمان و شورای ولایتی را پشت سر گذاشته و دومین تجربه مشارکت سیاسی و اجتماعی خویش را به نمایش گذاشت . حال باید به این پرسش ها پاسخ داد که مردم ما تا چه حد توانست از این فرصت پیش آمده استفاده لازم را برده و به آرزوی دیرینه مشارکت سیاسی و انتخاب نماینده از طریق آراء مستقیم خود ، جامعه عمل پوشانید؟ گذشته از این چه قدر انتخابات ما یک انتخابات سالم ، توام با اصول و معیارهای دموکراسی بود ؟ رقابت ها و شیوه های تبلیغی در چه سطحی بود و مهمتر از هم به چه دستاوردی دست یافت؟ در یک قضاوت او لیه و پاسخ کلی، می توان گفت : از آنجا که جامعه ما او لین گامها را در راستای دموکراسی ونهادینه شدن پایه های آن بر می دارد، به صورت جدی نمی توان گفت که به تمام معنی، انتخابات ما بر اساس معیار های دموکراسی ،استوار بود چرا که هنوز ما در جامعه سنتی با سابقه تاریخی پر ازدرد و دشواری بسر می بریم و هنوز نمی دانیم که چرا و چگونه انتخاب کنیم. معیار های انتخاب، هنوز غیر منطقی و تخریب کننده بوده و حضور زنان ، در بسیاری موارد حساسیت بر انگیز است.بیشتری از مردم حتی برخی از کاندیداتورها - رقابت سیاسی را عین دشمنی می دانند . درک و شعور سیاسی مردم – حتی بسیاری از کاندیداتورها – از ضرورت و نیازهای جامعه ضعیف و پذیرش برنامه ها و مبانی شخصیتی همدیگر ، بسیار دشوار است . ولی – با آن هم این انتخابات با تمام ضعف ها و کاستی هایش - با توجه به آنچه گفتیم - سالم و بدون تشنج بود . مهمتر از همه حضور افراد متعد د با دیدگاه ها و از صنف های مختلف چشمگیر بوده و نتایج آراء نیز - با توجه به ملاحضات فراوان - از تحو ل جدید در نگرش جامعه حکایت دارد. اما در یک جمع بندی کلی این که مردم ما به چه نتایجی دست یافت باید گفت که متاسفانه ما نتوانستیم از این فرصت به دست آمده استفاده درست و لازم را ببریم . چرا که تعد د کاندیداتورها ، پراکنده شدن آراء و راه نیافتن هیچ نماینده از مالستان در پارلمان و راهیابی یک - دو تا نماینده در شورای ولایتی ، از پراکندگی جامعه و شکست قطعی آنها در انتخابات حکایت دارد. دلایل و ریشه های این ناکامی و در کل – پاسخ تفصیلی سوالات مطرح شده در اول این نوشتار را در دو بخش ریشه های ناکامی ، رقابت ها و شیوه های تبلیغی ، از نظرخوانندگان محترم می گذرانیم : بخش اول : ریشه های ناکامی: نتایج شمارش آراء به دست آمده از ولایت غزنی – نسبت به ولایات دیگر- از وضعیت نامناسب آن برای جامعه و مردم ما حکایت دارد . با توجه به بافت قومی ، منطقه ای و مذهبی ولایت یاد شده میزان موفقیت مردم ما بسیار اندک می باشد . از میان ولسوالی های مربوط به ولایت غزنی – ولسوالی جاغوری و مالستان – با توجه به داشتن 120 هزار کارت رأی دهی فقط توانستند یک کاندید زن را روانه پارلمان نمایند ، حال آن که با داشتن این تعداد کارت – با فرض این که پنجاه هزار آن شرکت نکرده باشند ، با تعداد هفتاد هزار آراء واریز شده در صندوق ها ، می توانستیم حداقل پنج نماینده با آراء بسیار بالا را روانه پارلمان نماییم. ولی ، هم اکنون نتایج آراء شمارش شده در کل ولایت غزنی ، نشان می دهد که پنج نفر از شیعیان ( دونفر مرد و سه نفر زن) از جمع یازده نفر نماینده ولایت غزنی در پارلمان راه پیدا نموده است . چرا این گونه شد؟ دلیل و ریشه های آن در چه است ؟ در پاسخ به این مساله ، نکات زیر را مورد ارزیابی قرار داده و قضاوت را به عهده خوانندگان و دست اندرکاران امور می گذرایم . البته یادآوری این نکته ضروری به نظر می رسد – از آنجایی که این جانب خود به طور مستقیم در جریان انتخابات و در ستاد یکی از کاندیداتورها در مالستان مشغول فعالیت بودم ، جریان انتخابات مالستان را به طور تفصیل به عنوان نمونه ای از کل ولایت غزنی – به خصوص ولسوالی همجوارما - جاغوری – مورد ارزیابی و نقد قرار خواهم داد تا باشد که این تجربه تلخ ، سر مشقی برای انتخابات آینده و جامعه ما باشد : 1- قومی ،حصه ای و حزبی بودن آراء : از موقعی که ثبت نام برای انتخابات شروع شد ، مردم ما با یک مشکل جدی به نام « تعدد کاندیداتورها » در منطقه مواجه بوده و این مساله دغدغه های زیادی را در افکار عمومی ایجاد نمود؛ تعددی که ریشه در معیارهای پیش پا افتاده مسایل قومی ، حصه ای و حزبی بودن داشت . به عنوان نونه : الف – قومی بودن آراء : حرکت قوم گرایی نکته بسیار بارزی است که دامن گیر بسیاری از کاندیداتورها بوده و عامل بسیار مهمی در تعدد و حفظ ان به شمار می رود . و در این که چه کسی در مالستان پیشتاز بوده ، اطلاع دقیقی در دست نیست . ولی آقای محمد علی اخلاقی با ترتیب مهمانی بسیار با شکوه و دعوت از قوم خویش – در اوایل - تا آن مرحله که از آنها پیمان گرفت تا از او حمایت کنند ، پرچم کاندیدای قومی را به صورت رسمی بر افراشت . البته آقای موسی اخلاقی نیز شبیه این حرکت را انجام داده ، چندین بار موسفیدان قوم و یا منطقه خویش را با سفره های رنگین پذیرایی کرد. گذشته از دو کاندیدای یاد شده ، تلاش های آقای علیزاده نیز برای منسجم کردن اقوامش کاملا محسوس بود . در ادامه این روند آقای علی مدد رضایی و مشاورینش نیز حرکت دیگری را در قالب ننگ منطقه ای ودر اواخر با رنگ قومي ، آغاز کرده تا آنجایی که تلاش بسیاری از خیرخواهان در متقاعد کردن او و هوادارانش کارساز نشد . پر واضح است که در آغاز رقابت ها – از میان کاندیداتورهای مطرح ، آقای انجنیر صادقی نیز از نسبت کاندیدای قومی بودن ، عاری نبود ولی اوهیچگاه حرکتی مانند حرکت دیگران که او را انگشت نما نماید ، انجام نداد و با تلاش و زیرکی خاص توانست خود را فرا قومی مطرح نماید . جالب تر از همه ، رنگ قومی و منطقه ای گرفتن کاندیداتورها در روزهای اخیر است که بیش از پیش مشهود بوده و نتایج به دست آمده نیز این وضعیت را تا حدود زیادی تایید می کند. مثلا برخی از کاندیداتورهای مالستان ، چون آقای مبلغ انجنیر آصف انجنیر بومان و داکتر غلام حیدر نه خود بر ادامه رقابت ، مصمم بودند و نه اقوام آنها ادامه رقابت را به نفع مصلحت عمومی تلقی می کردند . در واقع همه چشم به راه یک حرکت جدی مبنی بر تقلیل کاندیداتورها و تشکیل یک ائتلاف بودند که هیچ گاه – با اظهار تأسف – این کار صورت نگرفت . ناگفته پیداست که سیر رقابت های انتخاباتی و نتایج اراء نشان می دهد که دو حرکت کاملا در شدت گرفتن قومی و منطقه ای شدن آراء تاثیر مستقیم داشت : 1- حضور جدی علی مدد رضایی و هوادارانش در صحنه ، کاملا صف آرایی قومی را تشدید کرد ؛ زیرا بسیا ری از تحلیل گران ، با یک قضاوت او لیه تا کید داشتند که ایشان به هیچ عنوان با دوصد خانه «غیغا نتو» و حمایت تعدادی از اقوامش، نمی تواند در پارلمان راه یابد چرا که اولاَ در برابر او، رقبای بسیارجدی و با نفوذی چون آقایان اخلاقی، صادقی و تاحدودی آقای علیزاده وجود داشت. بعلاوه بر این که ایشان هیچ وجه بارزی که اورا از رقبایش ممتاز جلوه دهد، نداشت. با مشاهده این وضعیت، غیرت بسیاری از کاندیداتورهای ضعیف و اقوام آنها بر انگیخته گردید که آنها از دیگران چه کم دارند؟ به عنوان مثال تا چهار- پنج روز مانده به انتخابات، تمام تحلیل ها دور این، می چرخید که انجینیر آصف و داکتر غلام حیدر، از وضعیت نا مناسب برخوردارند، حال آن که در هفته اخیر گذارش ها از قوت گرفتن حامیان افراد مذ کور حکایت می کرد. 2- گردهمای بی نتیجه روحانیون و موسفیدان درمسجد جامع شینه ده، عامل دیگر در تشدید شدن این روند می باشد، چرا که تمام امیدها و چشم ها به نتایج مثبت این گردهمایی، دوخته شده بود. از آن زمان به بعد،هم کاندیداتورهای ضعیف قطع امید کردند که دیگر هیچ نیروی فشاری وجودندارد تا از آنها دلجویي به عمل آورده و آنهارا ازمرکب مراد پایین بیاورند و هم مردم ، متوجه شدند که دیگر تمامی راه ها به بن بست رسیده و در نتیجه ، نباید کاندیدای شان را در میدان تنها بگذارند. ب- منطقه ای شدن آراء: نا گفته پیداست وقتی آراء ، قومی شد، تبعا بیشتری از آن، منطقه ای و حصّه ای نیز خواهد شد، زیرا بافت های قومی طوری است که اکثرا بافت منطقه را نیز تشکیل می دهد. در مالستان، مردم میرادینه از مدت ها به این سو، مساله حصه و منطقه را به صورت جدی مطرح کرده و امتياز کلانی را برای منطقه خویش قائل می باشند. در جریان انتخابات، ضمن قومی مطرح بودن آراء برای آنها، منطقه ای بودن آن نيز، از اهمیت بسیار فوق العاده ای مطرح بود.از آن جا که مردم میرادینه دو کاندید برای پارلمان و دو کاندید برای شورای ولایتی داشتند و ازطرف دیگر، موسفیدان آنها در تمامی نشست های سطح کلان ، میرادینه بودن را به عنوان یک اصل مطرح می کردند ، دیگر کانديداتورها کمتر به آرای این مردم دل بسته بودند . نتایج آراء صندوق های میرادینه نیز حکایت گر این بود که واقعا مساله حصه برای آن مردم یک اصل است . البته تعدادی از مردم پشی با مشاهده کردن وضعیت آنها نیز از مردم میرادینه كم نیاورده - هم به خاطر ملاحضات قومی و هم منطقه ای - از کاندیدای شان در اواخر به خوبی حمایت کرده در پراکنده شدن آراء سهم جدی داشتند. ج – حزبی شدن آراء : بافتهای قومی و گرایش های فکری مردم ما چنان از پیچیدگی برخوردار بوده و هست که قضاوت کردن درباره آنها بسیار مشکل می باشد . علاوه بر این که این مشکل در 25 سال گذشته تشدید یافته است . کاندیداتورهای محترم اگر در ابتدا با هرانگیزه وارد صحنه شده بودند ، اما در میدان رقابت متوسل به هر وسیله ای می شدند که یکی از این وسیله ها، مساله نامقدس حزب و گروه می باشد. در مالستان بسیاری از کاندیداتورها مساله حزبی را دامن زدند که از آن جمله آقای سید شاه موسی رضوی ، موسی اخلاقی ، عقیل مبلغ ، محمد علی اخلاقی و آقای علیزاده را می توان نام برد . آقای رضوی از طرف حرکت اسلامی انوری نمایندگی نموده مدعی شده بود که او در سطح ولایت غزنی از طرف آن حزب نمایندگی نموده و چندان به آراء مردم مالستان نیاز ندارد . آقای موسی اخلاقی با این که در پوسترهایش خودش خود را مستقل معرفی کرده بود نیز شبیه این ادعا را داشته و گفته بود که او نیز از طرف حزب حرکت اسلامی در سطح ولايت غزني نمايندگي مي كند. آقاي مبلغ به نمايندگي از طرف « استاد محقق » نيز تلاش مي كرد تا هم حزبي هايش را منسجم نمايد. محمدعلي اخلاقي نيز با وصف اين كه در پوسترهايش،خود را مستقل معرفي كرده بود،عملا از طرف مصطفي كاظمي « پاسداران جهاد » سابق نمايندگي كرده و تلاش مي كرد هواداران قبلي گروه ياد شده را به ميدان بياورد. آقاي علي زاده ازهمه بيشترتلاش خستگي نا پذيري داشت تا در مرحله اول توجه اقوامش را جلب كند و درمرحله دوم ، هواداران حزبي(حزب وحدت) را به نفع خودش به صحنه بياورد،اما هردو تلاش،آن چنان كه او انتظار داشت نتيجه نداد. در گرما گرم ابن گيرودارهاي بين منطقه، رندان ديگري نيز از ولسوالي هاي ديگر وارد منطقه شده ، مساله قومي و گروهي رامطرح نمودند كه ازآن جمله،مي توان فعاليت هاي آقاي خدادادعرفاني از جاغوري را در پشي وشيرداغ مبني بر مطرح كردن مساله قومي وگروهي را نام برد. ودر قسمت دامن زدن مساله گروهي،فعاليت غير مستقيم دكتر عبدالقيوم سجادي كه از طرف حركت اسلامي حمايت مي شد را مي توان به عنوان نمونه ياد آوري كرد. ( لازم به ذكر است كه در پراكنده شدن تعداد چندهزار از آراء مالستان، دو شخص يادشده تاثير زيادي داشتند.) 2- قشري شدن آراء : با توجه به آنچه ازقومي،منطقه اي و حزبي شدن آراء گفته شد،اين سه موضوع در نهايت تحت تاثيرصنفي شدن آراء نيز قرار گرفت، زيرا كانديداتورهاي مالستان، را سه صنف روحانيون، روشنفكران و ارباب ها تشكيل مي دادند كه چهره شاخص روشنفكران، عبارت بود از« سلمانعلي صادقي » ، چهره شاخص روحانيت آقايان علي زاده ،رضوي ، محمد علي اخلاقی و علي مدد رضایي و چهره شاخص ارباب ها ، موسي اخلاقي. گرچند هيچ كدام از آقايان يادشده ، صحبت هاي رسمي قشري نداشتند ولي در مقام عمل ، قضاوت هاي مردم ، كاملا برمحورآن مي چرخيد. درميان روحانيت، تلاش آقاي محمدعلي اخلاقي چشمگير بود، تا بتواند تعداد كثيري ازروحانيون منطقه و طلاب آمده از حوزه علميه قم رابه حمايت از خودش ، بسيج كند ؛ البته ، اين در حالي بود كه در اوايل ايشان ، بيشترتلاش مي كرد كه خود را از طبقه روشنفكر مطرح كند .آقاي صادقي نيزاز ميان كانديداتورهاي روشنفكران ، اتهام قشري عمل كردن را به دنبال خود داشت زيرا اكثريت دانشجويان كابل از او و انجينيربومان علي افضلي، حمايت كرده ،هردو را طي اعلاميه اي به عنوان كانديداي خود معرفي نموده بودند. و درمقام عمل نيز گروه هاي تبليغي دانشجويان در تمام نقاط مالستان رفته از آن دو تبليغ نمودند. گر چند ، شخص آقاي صادقي ، هيچگاه حركت يك سو نگري و قشري را قبول نداشت و اين جانب نيز به عنوان مشاور، فرد موثر و يك طلبه در كنار ايشان ،اين نوع حركت را به صلاح ندانسته ازآن جلوگيري مي كردم. البته، موسي اخلاقي، هرچند در ظاهر اين طور نشان مي داد كه او نيز ازطبقه روشنفكران است، اما از آنجا كه يك ارباب زاده بود، اكثريت قاطع اين صنف، دوروبر اورا گرفته و از وي ، تبليغ مي كردند. نتايج آراء مالستان نيز حرف اين جانب را تاييد مي كند، زيرا سه نفراوّ لي كه اعلام شده به ترتيب آقاي صادقي، محمد علي اخلاقي و موسي اخلاقي، هريك از چهره هاي شاخص اصناف مورد بحث ما مي باشد. اما اين واقعيت را نيز نبايد ناديده گرفت كه حركت قشري و ... هر كدام يكي از عوامل پراكنده شدن آراء مي باشد، لذا همه را در كنار هم بايد مورد ارزيابي قرار داد. 3- رقابت درمحدوده ولسوالي : كانديداتورهاي مالستان، كمتر به آراء بيرون از ولسوالي چشم دوخته و بسيار كم در پي آن برآمدند تا دربيرون ازمالستان به تبليغ بپردازند. گرچند انجينير صادقي، ستادي را در شهرغزني براي فعاليت در مركز، راه اندازي كرده بود اما اين ستاد، آن گونه كه بايد تلاش مي كرد، كاروفعاليت نتوانست. تنها فعاليتي كه برخي از كانديداتورها داشتند،در قسمتي از ناهور بود كه طبق گذارشهاي رسيده، آن ها نيزچندان نتيجه بخش نبوده است. در اين قسمت يك واقعيت ديگر را نيز نبايد ناديده گرفت و آن، شهرت و موقعيت سياسي و اجتماعي افراد مي باشد كه اين خصوصيت را ازميان كانديداتورهاي مالستان – نسبت به ساحه غزني- تاحدودي آقايان صادقي و علي زاده داشتند كه آن دو نيز ازاين فرصت استفاده نكردند. البته، آقاي صادقي باتوجه به يك سري از ويژگيهاي منحصربه فرد، فرصت بهتري راداشت كه در بيرون از مالستان سرمايه گذاري نمايد اما اونيز بنا به هردليلي بود نتوانست از محدوده مالستان پارا فراتر بگذارد.اين مساله در حالي بود كه ديگران،از شعار فرامنطقه اي عمل نمودن ،غافل نبوده وبه هردري سر زدند. نمونه بارزآن ، داكترسجادي بود كه درچند ولسوالي ازجمله مالستان ، ستادي را فعال كرده و باجذب افراد پر نفوذي دربخشي ازمناطق مالستان ، آراء بالايي راكسب نمود. تلخترازهمه اين موارد ، « رقابت درمحدوده ولسوالي» رامي توان به گونه ديگري نيزتشريح داد وآن، رقابت نكردن در سطح كلان منطقه- به خصوص رقابت نكردن با اقوام غيرهزاره مي باشد. توجه به اين مساله براي مردم ، آن قدرمهم وحياتي است كه غفلت ازآن، سالها عقب ماندگي وهردم شهيدي را به دنبال خواهد داشت. 4- پشتوانه مالي احزاب واشخاص : عامل ديگري راكه مي توان در تعدد كانديداتورها و پراكنده شدن آراء ذكر كرد، پشتوا نه مالي احزاب واشخاص مي باشد.احزاب واشخاص فراواني بودند و هستندكه به طورمستقيم وغيرمستقيم تعدادي از كانديداتورها را حمايت و برادامه رقابت تشويق مي كردند. گرچند براساس قانون،هرحزب وهر شخص بانفوذي مي تواند كانديدي را معرفي نموده و ازاوحمايت نمايد، امااين موضوع به خود كانديداتورها بستگي دارد كه باتوجه به شرايط منطقه، مردم وضرورت هاي بسيار شديد آنها، بايد تصميم بگيرند، نه اين كه خود را آ له دست ديگري قرارداده وحقوق مردمش راقرباني نمايند. اين جانب، بارها برخي از افراد ذي نفوذ مالستان كه هركدام ازيك كانديدي حمايت مي كردند، راه حل مي خواستم، اما آنها در توجيه پاسخ منفي خويش مي گفتند كه فلاني را فلان گروه ويا فلان مقام دولتي حمايت نموده وهزينه انتخابات اورا پرداخت كرده است. روي اين جهت ، آن تعداد از كانديداتورها بايد تا آخردرصحنه بمانند والا هيچ توجيهي براي گرفتن هزينه تبليغات خويش ندارند. بر اساس گذارشهاي موثق، آقاي موسي اخلاقي از طرف« حاجي اسدالله » والي سابق غزني و فعلا والي قندهار،حمايت مي شد. آقاي محمد علي اخلاقي از طرف « مصطفي كاظمي » و آقاي محمد عقيل مبلّغ از طرف استاد محقق، حمايت مي شدند. البته درميان مردم بسيارجدي مطرح بود كه آقاي عليزاده نيز از« باباي ملت» هزينه تبليغات خويش را گرفته و وارد صحنه شده است. اما براي اين جانب كاملا مشخص نشد كه اين حرف را تاييد يا رد نمايم. 5- دوشخصيته شدن مردم : نقش مردم را در به وجود آوردن تعدد و ادامه ان، نبايد ناديده گرفت؛ به خصوص اين كه آنها درزمان تبليغات رسمي و غيررسمي نامزدها،هيچ گاه موضع مشخص نگرفتند و همه را با يك وعده سر خرمن ،اميدوار كرده و در واقع برادامه رقابت ، تشويق نمودند. نقش مردم در بسياري از تحولات جوامع دنيا به ويژه در نظامهاي دموكراسي از اهميت بسيار بالايي برخوردار است . و اين كه مردم ما چرا در برخوردهاي خود شخصيت دوگانه اي را از خود نشان دادند ، از منظر جامعه شناسي و تحليل هاي علمي ، عوامل و ريشه هاي فراوان دارد كه از جمله به برخي از آن ها بايد اشاره كرد : الف – عدم آگاهي مردم از نقش مهم خود در انتخابات : مردم ما به خاطر بي سوادي ، فقر و ستم تاريخي برآنها از نقش خود در انتخابات – به طور مستقيم و شايسته – اطلاع ندارند . از طرف ديگر اهميت پارلمان و يا شوراي ولايتي براي آنها تعريف و تشريح داده نشده و عملا نيازهاي خويش را در برابر آنها ، احساس نكرده اند ، لذاست كه براي آنها اين كه چه كسي در پارلمان مي رود و يا نمي رود ، فرقي نمي كند . ما ، در بازديدهاي مردمي خود به مراتب به افرادي بر مي خورديم كه در برابر اين موضوع ، بي تفاوت بودند و يا وظيفه خويش را به مردم و منطقه ديگر ، محول مي كردند . ب – مبهم بودن معيارها : مهمتر از همه براي بسياري از مردم ، معيارهاي انتخاب ، پر از ابهام وتاحدودي گمراه كننده بود . برخي ، معيارهاي غير منطقي قوم ، گروه و منطقه را مطرح مي نمودند و برخي به شايستگي ، لياقت و سابقه كاري افراد توجه داشتند. تعداد زيادي در تفسير و مصداق يابي ، فرد شايسته و سابقه دار و ... دچار ترديد گشته ، موضع مشخصي نداشتند. جالبتر از همه مردمان زيادي بودند كه با درك و شناخت فرد شايسته و اصلح ، باز هم در دام ملاحضات منطقه و قوم گرفتار بودند و مي گفتند : « با وصفي كه فلاني ، ويژگي هاي لازم را دارد ، بهتر است ، فلاني كه از منطقه و يا قوم ما مي باشد ، انتخاب شود.»! ج- معامله نگري و سود جويي : شگفت آور از همه اين كه بسياري از مردم با روحيه معامله نگري با كانديداتورها برخورد نموده و در پي اين بودند كه از كدام بيشتر مي توانند پول بگيرند ، گفته مي شد كه برخي از مردم ، از سه يا چهار نفر به بهانه هاي مختلف ، مبلغي را دريافت كرده اند . حاكم بودن اين وضعيت بر اذهان عمومي ، تا آن جاي فراگير بود كه اگر فردي در يكي از ستادها فعاليت مي كرد ، به او مي گفتند : « راستش را بگو كه چه قدر گرفته اي؟» و يا كساني كه اكثراً يكي از كانديدها را همراهي مي كردند ، مردم و اقوام نزديك نسبت به مظنون گرديده وبااين باوركه آنها را معامله كرده و پولش را خود گرفته – بناي مخا لفت و تخریب را مي گذاشتند. در اين ميان ، اين كانديداي بيچاره بود كه از هر راه ممكن وارد شده بايد مساله را مي خواباند. گذشته از اين مسائل ، بسياري از مردم – بنابر باور خودشان – اداي زرنگ بازي را درآورده و موضع نا مشخص مي گرفتند و اتخاذ تصميمات خودشان را موكول به فردا و پس فردا مي كردند. د- دل آزاري بخاطر بي توجهي : مناطق بسياري بود كه بخاطر بي توجهي مسولين در طول تاريخ انقلاب و پيش از آن ، از دست اندركاران امور ، دلخور بوده و از وضعيت نا مطلوب منطقه شان شكايت مي كردند . براي چنين مردمي ، فرق نمي كرد كه چه كسي در پارلمان و يا شوراي ولايتي راه پيدا مي كند ، آنها فقط كسي را مي خواستند كه براي آنها خدمت كند . اما اين كه چه كسي خدمت مي كند ، به هيچ كس اعتماد نداشتند . از جمله كساني كه انصافاً در قسمت زراعت ، توزيع درختان مثمر ، تعمير پل و پلچك و... در سالهاي 67 تا 72 ، كارهاي مهمي انجام داده بود ، انجنير صادقي بود . اين خدمات كه يكي از برجستگي هاي او به شمار مي رفت ، در بسياري از مناطق ، وجه ممتازي براي او محسوب مي شد ، اما در برخي مناطق دور افتاده چون : پشي ، شيرداغ ، داله و... خود ، نقطه ضعفي بر شمار مي آمد و مردم ، صريحاً مي گفتند كه به مناطق ما توجه نداشته اي و حال ، چگونه از ما توقّع همكاري داري ؟ البته واضح است كه اين ادّعا بدون مطالعه و در نظر گرفتن شرايط و زمان آن روزگار مي باشد چرا كه در آن روزگار ، گروه ها حاكم بودند و ما خود شاهد بوديم كه همان گروه ها ، همواره سدّ راه فعاليت هاي بازسازي و خدمات اجتماعي انجنير صادقي مي شدند . از همه شگفت آور – با وجود اين كه بيشترين خدمات صادقي به مردم ميرادينه رسيد – همين مردم در انتخابات از او حمايت نكردند و اين ، خود دليلي بر بهانه تراشي هاي بعضي از مردم بود . در واقع ، دلخوري مردم يادشده ، ريشه در دوران پيش از انقلاب وپس از آن داشت چرا كه حاكمان نيم قرن گذشته ، كمترين توجهي به اين مناطق نداشته اند وگرنه مناطق شيرداغ - با جمعيت حدود نه هزار نفر- يك مكتب متوسطه نمي داشتند ؛ آن هم در حالي كه يك سال ازشروع به كار آن گذشته وفعلا محصلين شان در دكان هاي ويرانه درس نمي خواندند ! در يك كلام ، بي عدالتي نظام اداري حاكم بر كشور اين وضعيت را در تمامي نقاط به وجود آورده است كه امروزه تاوان آن را به شكلهاي مختلف – فرزندان اين ملت مي پردازند . 6- عدم شركت تعدادي از مردم در انتخابات : بر خلاف انتظارت وتحليل هاي بسياري ، اكثريت نسبي در انتخابات شركت نمودند ودر برخي از مناطق شركت مردم ، زير 50 % بود . چرا ؟ بخاطر دلايل زير : الف – يك نوع اعتراض نسبت به تعدد كانديداها : زياد بودن نامزد هاي انتخاباتي ، دغد دغه هاي همه مردم – حتي خود نامزد ها بود . البته نامزد ها هركدام به نحوي تعدد خود را توجيه مي كردند . اما مردم ، نه از حمايت خود دست بر مي داشتند ونه نا رضايتي خود را از يودن تعدد مخفي مي كردند . از آن جا كه تلاش هاي فراواني براي كم شدن نامزد ها ، به نتيجه نرسيد ، شكي در اين نيست كه برخي از مردم ، انتخابات را تحريم كردند كه اين تحريم ، خود درميزان آراء لازم تاثير جدي داشت . ب – نگراني از تقلب : با توجه به تقلب آشكار در انتخابات رياست جمهوري سا ل قبل در ولايت غزني وضايع شدن آراء مردم غزني ، تعدادي از مردم ازهمان ابتدا دلسرد بودند وحضور ويا غير حضورخود در انتخابات را مساوي تلقّي مي كردند ؛ اين نگراني هم درسطح كلان مبني بر اين كه اقوام ديگر با تقلب خواهند آمد – وجود داشت وهم در داخل منطقه كه نماينده مورد نظر آنها نتواند موفق شود .
ادامه مقاله...