Home

Afghanistan Columnists

Click bank

Articles  

News

Links

Books

Gallery

Policy

   باشگاه نويسندگان آزاد

  |  صفحه اول |  افغانستان  |   نويسندگان   مقالات  |   اخبار    كليك‌بانك  |   كتابخانه  |   گالري  |   پاليسي   | تماس



 

لوگوي سايت

خبرتازه

خبرهاي بيشتر در اينجا...

 

مقالات نويسندگان

مسؤوليت هرسخن بدوش پديدآورنده است. سايت در قبال آثارارسالي نويسندگان پاسخگو نيست

  سياسي, اجتماعي, فرهنگي

مطالب بيشتر از سيد علي حسيني در صفحه اختصاصي نويسنده

پيوسته‌ها



ضرورت پايان قهرمان پرستي

نويسنده: سيد علي حسيني

تاريخ نشر: 15- 06-2005

جامعه ما درسه دهه گذشته بيشترين اقبال را به قهرمانان و مبارزان داشته است . در دو دهه اول نيروهاي چپي شخصيت هايي چون لنين ، استالين ، چگوارا ، مائو و كاسترو را نخبگان و قهرمانان جامعه بشري معرفي كرده ، انديشه هاي آنان را ترويج نموده و آن را تنها راه خوشبختي ميدانستند .


جامعه ما درسه دهه گذشته بيشترين اقبال را به قهرمانان و مبارزان داشته است . در دو دهه اول نيروهاي چپي شخصيت هايي چون لنين ، استالين ، چگوارا ، مائو و كاسترو را نخبگان و قهرمانان جامعه بشري معرفي كرده ، انديشه هاي آنان را ترويج نموده و آن را تنها راه خوشبختي ميدانستند . در ميان گروهاي اسلامي نيز شخصيتهاي انقلابي معاصر به عنوان رهبران معنوي و ايدئولوژيك نهضت اسلامي معرفي مي شدند . گروههاي جهادي افغان ، شخصيتهايي چون سيد قطب ، حسن البناء ، دكترشريعتي و امام خميني را ترويج نموده و مي خواستند جامعه را مطابق الگوهاي انقلابي- اسلامي ، بازسازي سياسي ، اجتماعي و فرهنگي نماييند. با سقوط حكومت چپي ها در افغانستان انتظار آن بود تا نيروهاي پيروز ، كه مدعي حكومت اسلامي بودند ، به بازسازي سياسي ، اداري و فرهنگي كشور مطابق الگوهايي كه ايدئولوژيستهاي انقلابي مسلمان ارائه داده بودند بپردازند . ليكن باكمال تأسف شاهد آن شديم كه انديشه هاي اسلامي جاي خود را به تفكرات قوم گرايانه اي داد كه از ميانه ي راه همراه مجاهدان ما شده بود . قريب يك دهه ديگر در آتش نزاعهاي ابلهانه قومي سوختيم و در اين ميان هر چه داشتيم از اقتصاد ضعيف و درهم شكسته تا اخلاق سياسي و اجتماعي و تا ديانت متشرعانه اي كه مدعي آن بوديم در آتشي كه دول بيگانه برافروخته بودند و به دست قهرمانان قومي سوخت . در اين دوره نيز شاهد شخصيت پرستي قهرمانان عرصه رزم بوديم با اين تفاوت كه در اين دهه لنين ، استالين ، چگوارا ، حسن البنا ، شريعتي و خميني جاي خود را به احمد شاه مسعود ، عبدالعلي مزاري ، عبد الرشيد دوستم ، گلب الدين حكمتيار ، ملا محمد عمر ، ملا بورجان و دهها قومندان دون رتبه ديگر داد . هر چه بود شب سياه جنگ – كه دو دهه و نيم سايه سياه خود را بر سر ملت ما گسترانده بود – سحر شد و اينك از آن تلخي هاي بي مانند گذشتيم ليكن هنوز هم آثار آن را در همه ي عرصه ها مي نگريم و مهمتر آنكه روح حاكم بر دوران جنگ هاي داخلي هنوز هم بر ذهن و روان بسياري ازفعالان ما حاكم است . عرصه سياست همچنان ناامن و پريشان است و سياستمداراني كه به مدد تفنگ كرسي به دست آورده اند به حفظ موقعيت متزلزل و حتي ذخيره اي براي ايام سبك دوشي و خانه نشيني بيشتر از ايفاي مسئوليت مي انديشند . در ميان آناني كه تازه از فرنگ برگشته اند نيز چهره هاي كمي نيستند كه انديشه هاي قومي و لساني در ذهن و دلشان مهمتر ازمنافع افغانستان و افغانها است و منافع شخصي شان مهمتر از منافع ملت و قوم شان . عرصه مطبوعات هم بيش از آنكه در مسير انكشاف و رشد اجتماعي و فرهنگي باشد دنباله رو سياستي است كه باقي مانده و استمرار دوران جنگهايي است كه به نام قوميت ها بر همه ي اقوام تحميل مي شد . در اين ميان هنوز هم شاهد ترويج شخصيتهاي سياسيي هستيم كه عملكرد آنها از ديدگاه غير طرفدارانشان به شدت قابل نقد است . ترويج چنين شخصيتهايي ، كه نام آنان با جنگ گره خورده است و هيچكدام همانند الگويي كه در آوان مبارزه معرفي ميكردند ، زندگي نكردند و جان ندادند و نميدهند ، فقط ميتواند به حفظ وضع موجود ، كه ادامه جنگ سالاري است ، كمك نمايد. با همه نفرتي كه در روان ما نسبت به جنگ ايجاد شده است ليكن دلبستگي به عادات و سنن مارا نمي گذارد كه شخصيت پرستي و قهرمان پرستي را از دماغ خود بزداييم وهمانند ديگر ملتهايي كه تكثرگرايي و عقل گرايي را پذيرفته اند زندگي مدرن را تجربه نماييم . هنوز هم در ضمير ناخود آگاه بسياري از تحصيل كردگان ما – كه به خطا رو شنفنكر خوانده مي شوند – شخصيت هاي قهرمان جايگاهي ويژه دارند . هنوز هم بسيارند تحصيل كردگاني كه هيچ گونه سخن نقادانه در مورد قهرمان ذهني خود را برنمي تابند و دردفاع از شخصيت مورد نظر از هيچ كوششي دريغ نمي كنند و در اين راه از هيچ وسيله اي ، هر چند ضد اخلاقي ، فرونمي گذارند . به نظر مي رسد كه بايد به اين درك رسيده باشيم كه قهرمان پرستي آفات بسياري دارد و بايد پذيرفت كه عصر تقديس افراد به سر آمده است . گرچند همه ملتها براي شخصيت هاي تاريخي و بزرگ خود احترام ويژه قائلند و به آنان به چشم قهرمان مي نگرند ، چنان كه مهاتما گاندي به عنوان پدر ملت در هند شناخته ميشود ونلسون ماندلا ، جمال عبد الناصر و جورج واشنگتن در آفريقاي جنوبي ، مصر و ايالات متحده از احترام ويژه برخوردارند ، ليكن در هيچ مملكت پيشرفته اي نمي توان افراد را به عنوان قهرمان ملي يا قومي و يا پدر ملت خط قرمزي براي انديشه هاي سياسي و اجتماعي دانست . غرض نه تخريب شخصيت كساني است كه در طول جهاد وجنگهاي داخلي محور بسياري از ففاليتهاي نظامي بوده اند و نه هم صدايي با كساني كه اگر چه در تحولات نظامي سهيم نبوده اند ليكن در انديشه ، تفاوتي با جنگ سالاران نيز ندارند ، بلكه تاكيد بر ضرورت كنار نهادن شخصيت پرستي از يكسو و تجديد نظر در معيارها يي است كه بر اساس آنها الگوها محك مي خورند . بنابر اين ضروري است كه از حصار قهرمان پرستي بيرون آييم و هيچ كس را مطلق ننگريم و به ستايش هيچ انديشه يا شخص آنقدر نپردازيم كه مخالفان آن در نظر سياه جلوه گر شود . زمانهء ما (قرن بيست و يك ) نيز زمانه ي پرستش قهرمانان نيست . ما در زمانه اي زندگي مي كنيم كه كه ديگر هيچ كسي تقدسي تعرض ناپذير ندارد و اگر هم تقدسي براي افراد مانده باشد تنها پيامبران وحكيمان از چنان ويژگي برخوردارند كه تازه زمانهء ما نقد ناپذيري ايشان را مورد ترديد قرار داده است ، چه برسد به كساني كه قداست آنان زاييده ي شرايط تلخي است كه در ايجاد آن نقش داشته اند و يا دست سياست تصويري مقدس از آنان ترسيم كرده است . اگر بايد از شخصيتهاي ملي تجليل ـ نه تقديس ـ كرد بايد از شخصيتهايي ياد نماييم و به تجليل از كساني بپردازيم كه در رشد مدني ، اجتماعي و فرهنگي مملكت و يا در كسب وحفظ استقلال ملي تاثير داشته اند . واگر بايد به مبارزان عرصه استقلال اداي احترام نمود ، كه چنين است ، بايد از كساني تجليل شود كه قلب ايشان مملو از عشق به وطن و وطنداران بوده است و بر همين اساس تمام نيروي خود را صرف حفظ استقلال و عظمت فرهنگ ومدنيت ملي كرده اند . نتيجه اين كه اولا دوران پرستش قهرمانان گذشته است بلكه زمانه تحليل و تجربه اندوختن از ديروز است و ثانيا به حكم عقل تجليل و احترام از آن كساني بايسته است كه تاثير آنان در هر عرصه اي كه مطرح بوده اند مثبت و سازنده بوده و در حقيقت ضمن داشتن قلبي دلسوزو اقداماتي فدا كارانه ، انديشه روشن و دور انديش خود را در عمل به اثبات رسانده باشند و نهايتا جمع و ملتي را از مهلكه رهانده و يا پيشرفت و جهشي را براي آنان به ارمغان آورده باشد . آيا قهرمانان سه دهه گذشته ما چنين بوده اند؟؟؟!!! موضوع مرتبط: سياسي, اجتماعي, فرهنگي
 

چاپ مطلب

ارسال مطلب

    ديگرنبشته‌ها از سيد علي حسيني:

 

  از ميان همين موضوع:

  • معنی سیاسی چند حزب چیست؟ ( احد تركمني دليل )
  • کرزی و قمار حکمتیار ( سيدمحمد كبيري )
  • رأي؛ حق يا وظيفه؟ ( امين آرمان )
  • Search Armans.Info Search the Web

    نقل مطالب اين سايت تنها با ذكر منبع و نام نويسنده مجازاست

    آمار مقالات


    Journalists--------------------------------- تعداد ژورناليست --------------------------: 62
    Articles----------------------------------- تعداد مطالب تازه -------------------------: 687
    Comments-------------------------------- تعداد نظرات ------------------------------: 3847
    Categories-------------------------------- تعداد موضوعات ---------------------------: 33

    اطلاعات و ترافيك سايت

    
    Total Visits----------------------------- مجموع بازديدها--------------------------792270
    Users Online-----------------------------7-----------------------------------افراد آنلاين
    Your IP-------------------------- آي پي شما-----------------------38.103.63.60
    38.103.63.60
    ----------------------------------------

    تاريخ تأسيس ------------------------------ Construction ------------------------- 2002
    تاريخ بازسازي ------------------------------ Re-construction---------------------- 2004

     
     
     
     


    مشاهده مقالات با انتخاب نام نويسنده در ستون نويسندگان


    از بخش"ويژه نويسندگان"

    حامد شفايي :

    افغانستان در مسابقات المپیک

    avatar


    احد تركمني:

    مشرف خان، کجا را خوش داری؟


    م. غزنوي:

    خلاصه چند خبر داغ و مهم


    سيدحسيب مصلح:

    چرا دوست نما هاى مرحوم امان الله خط ديورند را به رسميت نه مى شناسند؟


    امين آرمان:

    جرّاحان كابل


    بقيۀ مطالب اين ستون