|
|
|
 |
مقالات
نويسندگان |
 |
|
|
مسؤوليت هرسخن
بدوش پديدآورنده است. سايت در قبال آثارارسالي نويسندگان پاسخگو نيست |
|
|
|
|
|
کرزی و نيروهای گريز ازمرکز
نويسنده: مير حسين مهدوي
تاريخ نشر: 15- 06-2005
اندکی پس ازکودتای کمونيستی ، واژه « دولت مرکزي» وارد دايره واژگان سياسی درافغانستان گرديد. استفاده ازاين واژه به خودي خود به معنی قبول دولت يا دولتچه های ديگر می باشد.
اندکی پس ازکودتای کمونيستی ، واژه « دولت مرکزي» وارد دايره واژگان سياسی درافغانستان گرديد. استفاده ازاين واژه به خودي خود به معنی قبول دولت يا دولتچه های ديگر می باشد. به عبارتی عبورازدولت واحد - يا ملی - به دولت مرکزی ، به مفهوم به رسميت شناختن دولت های غير مرکزی است. ازنظر تئوريک ، اعتباراجتماعی دولت واحد خدشه دار گشته است . به تعبيری عوامل هويت دهنده دولت واحد ،کمرنگ گرديده و تعريف جديدی ازسازمان قدرت مورد پذيرش قرارگرفته است. تعبير « دولت مرکزي» زمانی به به شدت با دولت ملی فاصله گرفت که اقوام ساکن درافغانستان هرکدام خواسته های قومی خويش را محورسازمان سياسی قراردادند. دولت موقت آقای ربانی - که ادعای مرکزی بودن هم داشت - با دولت های فراوان درون کشوری دريک موجه فرساينده ای قرار گرفت.ازآن جايی که سازمان ملل اين دولت را به رسميت می شناخت امکانات وسيعی برای تبديل شدن به يک حکومت ملی را داشت اما عملا نه تنها بخش های بسياروسيعی ازکل جغرافيای سياسی کشور را نتوانست دراختياربگيرد بلکه واژه مرکزی هم درمورد آن ازمصداق خارج شد. چون زمانی درکابل مسکن می گزيد ايامی درتخار و هرازچندی نيز درمشهد و تاشکندو دوشنبه . دولت ملی براثر تحولات سياسی به دولت مرکزی تنزل يافت و پس ازآن عملا به دولتچه های هم عرض و لاغر تبديل شد. براثراين فرايند های تاثير گذار، هنوز واژّه دولت مرکزی برسر زبان هاست و حتی دولت مردان امروزی ما نيز آنرا استعمال می کنند درحاليکه دولت مرکزی تنها درحکومت هايی با نظام فدرالی معنی داراست و درنظام های غير فدرالی تنها واژه دولت يا دولت ملی می تواند درست باشد. اما واقعيت اينست که ازنظر عملی هنوز بايد ازدولت مرکزی سخن گفت. زيرا قدرت های پراکنده دراقصی نقاط کشور همچنان با هويت های خودساخته شان حضوردارندکه ازهيچ نظر وابستگی به مرکز ندارند. قدرت های نظامی - سياسی درافغانستان ، عموما مشروعيت قومی دارند. به تعبيری اين گروهها به دليل وجود شرايط خاص سياسی توانسته اند مشروعيت بومی کسب کنند . امروز ، با پايان يافتن عمر مشروعيت های بومی باز اصرار به حفظ همان مشروعيت به بهانه حفظ منافع قومی دارند. امابه راستی مگر دريک سرزمين می توان چند دولت مشروع داشت؟ دليل اين چالش بزرگ ، روشن نبودن حدود و تعريف منافع ملی است. منافع ملی يک پديده فرهنگی است نه سياسی. بنابراين امرونهی و يا قوانين جزايی و کيفری نمی تواند آنرا تعريف کند اين پديده بايد دردل فرهنگ ملی تعريف عام داشته باشد. اما چه کسی می داند که فرهنگ ملی ما کدام است؟ آيا منافع ملی همان منافع قومی است؟ گروههای نظامی قوم محور با تکيه برمنافع قومی شکل گرفته اند دولت ملی اما تنها می تواند با تکيه بر منافع ملی تعريف شود. به دليل روشن نبودن دلايل وجودی دولت ملی - مسکوت ماندن پديده منافع ملی - قدرت های محلی می توانند درعرض دولت دوام بياورد . درشرايط کنونی تنها اسماعيل خان ، دوستم و محقق نيستند که دولت کرزی را به چالش خوانده اند بسياری ازقومندانان محلی ، عنصری به نام دولت مرکزی را فاقد وجاهت لازم می دانند . آيا می شود تمام اين قوت های خود سر محلی را با زور سر نيزه واداربه اطاعت ازمرکز کرد؟ قدرت های محلی با بهانه دفاع ازحقوق قومی ، دربرابر دولت مرکزی ايستاده می شوند و مردم با اينکه به تمام ادعاهای رهبران قومی خود بی باورند اما بازهم به حمايت آنان می پردازند. انان ازبيم يک بيماری بزرگ تن به اطاعت آنان داده اند. اين بيماری بزرگ نيز حکومت های قومی است يا به تعبيری قومی شدن حکومت .حکومت ربانی به مفهوم حکومت تاجيک ها و طالبان به معنی استقرار پشتونيزم افراطی بود آيا دولت کرزی نمی تواند ادامه اين سلسله سياه باشد. اما واقعيت های غير قابل انکاری چنين حکم مي کند که دولت کرزی غير قومی ترين دولت درافغانستان می باشد- با عنايت به رويکرد مقايسه ای ، آماری و عملی - با اينهمه ازسوی مخالفان خود به قوم محوری متهم است. تقريبا روشن است که اسماعيل خان ، دوستم و تمامی قدرت سالاران محلی ازقوم محوری بهانه خوبی برای حفظ اقتدار شان ساخته اند. مردم دراين سرزمين ها سال ها ادعاهای بی مايه آنان را با خون و اشک تجربه کرده اند. اما دليل توفيق آنان تا کنون دقيقا ترس ازقومی شدن حکومت است و ريشه آن روشن نبودن منافع ملی می باشد. اينک اما سخن ازتشکيل شدن جبهه جديد ی به رهبری اسماعيل خان ، دوستم و محقق علیه دولت مرکزی سرزبان ها افتاده است. اگر اين جبهه يک جريان صرفا سياسی باشد ، ترديدی نيست که به توسعه مردم سالاری و ترويج گفتمان دموکراتيک کمک بزرگی خواهد کرد اما قراين چنين حکم می کند که جبهه عدالت تنها يک حرکت نظامی است و معنی آن اعلام جنگ با دولت کرزی می باشد. دراين صورت بايد گفت که قدرت سالاران محلی بازبه خاطر حفظ موقعيت سياسی شان ،قوم گرايی و دفاع ازحقوق اقوام را بهانه جنگ طلبی و جنگ خواهی شان کرده اند درشرايط فعلی به احترام صلح و پيش گيری ازخون ريزی و تداوم بازسازی حکم می کند که ازحکومت های محلی فاصله بگيريم . مردم بيش ازدودهه حضورخدايان محلی را به بهانه منافع قومی تحمل کرده اند که نتيجه آن جز ازدست رفتن هرچه بيشتر منافع قومی نبوده است.قدرت طلبان محلی نيز به هيچ چيزي جز حفظ قدرت باور ندارند حتی به مقوله ای به نام منافع قومی. ازديگر سوی ما درجهانی زندگي می کنيم که ملی گرايی يک امر نامطلوب است چگونه می شود که با محلی گرايی کور دراين دنيا و هماهنگ با آن زيست؟ ما ناگزير از« ملی شدن» هستيم. روزی بايد حرکت دراين مسيررا آغاز کنيم چه بهتر است که آن روز همين امروز باشد. اما با اينهمه دولت ملی - يا مرکزی - نمی تواند برای هميشه ازشر قدرت سالاران محلی که منافع قومی را بهانه قدرت طللبی شان ساخته اند راحت شود مگر با روشن نمودن مفهوم منافع ملی. بايد به صورت شفاف و دقيق مشخص شود که منافع ملی چيست و جايگاه اقوام کجاست.
موضوع مرتبط:
سياسي, فرهنگي
|
|
|
|
|
|
|
نقل مطالب اين سايت تنها با ذكر منبع و نام نويسنده مجازاست |
|
|
|
|
|
|
آمار
مقالات |
Journalists--------------------------------- تعداد ژورناليست --------------------------: 62 Articles----------------------------------- تعداد مطالب تازه -------------------------: 687 Comments-------------------------------- تعداد نظرات ------------------------------: 3847 Categories-------------------------------- تعداد موضوعات ---------------------------: 33
|
|
|
|
اطلاعات و ترافيك سايت |
|
Total Visits----------------------------- مجموع بازديدها--------------------------792275Users Online-----------------------------6-----------------------------------افراد آنلاين Your IP-------------------------- آي پي شما-----------------------38.103.63.6038.103.63.60
----------------------------------------
تاريخ تأسيس ------------------------------ Construction
------------------------- 2002
تاريخ بازسازي ------------------------------
Re-construction---------------------- 2004
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|