Home

Afghanistan Columnists

Click bank

Articles  

News

Links

Books

Gallery

Policy

   باشگاه نويسندگان آزاد

  |  صفحه اول |  افغانستان  |   نويسندگان   مقالات  |   اخبار    كليك‌بانك  |   كتابخانه  |   گالري  |   پاليسي   | تماس



 

لوگوي سايت

خبرتازه

خبرهاي بيشتر در اينجا...

 

مقالات نويسندگان

مسؤوليت هرسخن بدوش پديدآورنده است. سايت در قبال آثارارسالي نويسندگان پاسخگو نيست

حقوق/حقوق بشر, ويژه نويسندگان

سايت را به دوستان معرفي كنيد!

پيوسته‌ها




لوي جرگه و روشنفكران؛ اميدها و نگرانيها





تاريخ نشر: 13.06.2005


«لوي جرگه» بزرگترين و مهمترين جرگه ويا مجلس سنتي افغانها است كه غالبا به صورت مقطعي وگاه اضطراري و به نسبت مقتضيات وشرايط موجود ، به منظور حل مسايل ومعضلات كلان جامعه افغانستان تشكيل شده وتصميم نهايي را اتخاذ ميكند .


«لوي جرگه» بزرگترين و مهمترين جرگه ويا مجلس سنتي افغانها است كه غالبا به صورت مقطعي وگاه اضطراري و به نسبت مقتضيات وشرايط موجود ، به منظور حل مسايل ومعضلات كلان جامعه افغانستان تشكيل شده وتصميم نهايي را اتخاذ ميكند . شايد بتوان گفت كه در گذشته يكي از عمده ترين منابع مشروعيت بخشي به قدرت ، همين لوي جرگه بوده است كه در سطح تصميم گيريهاي كلان كشور مانند : انتخاب پادشاه وزمامدار جديد ، ايجاد تغييرات اساسي در لايه هاي مختلف نظام ، وضع قانون اساسي ويا تعيين نهاد تدوين واصلاح آن ومسايل مشابه ، عمل مي كرده است. در حال حاضر نيز مطابق « توافق نامه بن» وشواهد موجود ، لوي جرگه اضطراري در موعد مقرر تشكيل گرديده راجع به امور مهم : تعيين دولت انتقالي ، نحوه برگزاري انتخابات ، تعيين نهاد تدوين قانون اساسي وساختار نظام وحكومت آينده ، اقدامات لازم را به عمل آورد . با عنايت به اين نكات مي توان گفت كه اين جرگه هرچند بظاهر يك مجلس اضطراري وموقت است اما بايد دانست كه جايگاه بسيار بالايي در شكل دهي معادلات آينده كشور دارد . وظايفي كه به عهده اين جرگه گذاشته شده بسيار سنگين وبراي ملت افغانستان فوق العاده حياتي وسرنوشت ساز خواهد بود . هنوز روشن نيست كه مكانيزم انتخاب اعضاي اين لوي جرگه چگونه است و چه معيار ها وملاكهايي براي ورود افراد در آن پيش بيني شده است ؟ در صورت اعمال صلاحيت نسبت به تدوين يا انتخاب هيئت تدوين قانون اساسي كه شالوده نظام سياسي آينده را سامان مي دهد ، قانون مذكور چگونه وبا چه مباني ورويكردها واستاندارد ها يي تدوين خواهد شد وچه معيار ها وشرايطي براي تدوين كنندگان آن در نظر گرفته خواهد شد ؟ آيا لوي جرگه قرن بيست ويكم افغانستان باز هم همان شرايط وساختار لوي جرگه هاي قرون گذشته را دارد ويا طرح نوي در اندام سنتي آن ريخته خواهد شد ؟ اين سئوالات وابهامات سبب مي شود كه بررسي مختصري از نحوه اي تشكيل و تركيب ساختاري لوي جرگه هاي گذشته وآينده داشته باشيم . ارزيابي چند وچون ساختار لوي جرگه از حيث تركيب اعضاء ، نحوه تشكيل ، نوع كاركرد ، حدود وظايف واختيارات وبرخي نكات ديگر از جهت اينكه در شكل يك مجلس و شوراي اضطراري ملي تعين مي يابد ، بسيار حائز اهميت است ؛ مجلسي كه مهمترين گزينه هاي سياسي ، اداري ، فرهنگي واجتماعي را در پيش رو دارد وتبيين خطوط كلي نظام سياسي آينده و تعيين نهاد هاي اساسي كشور – نهاد هاي سه گانه – را به عهده خواهد داشت .نوع وميزان شناخت وآگاهي آن از ارزشهاي حاكم بر جامعه ، معيارها واستاندارد هاي جهاني ، علاقه وتمايل به توسعه وآشتايي با نظامهاي دموكراتيك ويا عدم توجه به اين مؤلفه ها از سوي چنين جرگه اي در ساختن يك نظام مترقي وكار آمد ويا واپسگرا وناكارآمد ودر روند توسعه ويا عقب ماندگي كشور ، سهم اساسي ومنحصر به فرد خواهد داشت . در گذشته با توجه به قوانين اساسي پيشين افغانستان خصوصا قانون اساسي 1343 ، مجلس لوي جرگه متشكل از اعضاي «شوراي ملي » و«جرگه هاي ولايالت» بوده كه هركدام مطابق ضوابط خود وظايف خاصي داشته و در عين حال ، هنگام تأسيس لوي جرگه در نصميم گيريهاي مربوطه سهم مي گرفته اند . « شوري » خود مركب از دومجلس عمده : « مشرانوجرگه »(مجلس اعيان) و « ولسي جرگه »(مجلس ملي) بوده كه هريك ساختار واختيارات ووظايف ويژه خود راداشته وطي مكانيزمهاي متفاوتي تشكيل مي شده است . « ولسي جرگه » مبتني بر يك روند انتخاب دموكراتيك بوده كه طي آن نمايندگان – وكلا – منتخب مردم به مجلس مذكور فرستاده مي شدند . اگرچه در اين انتخاب نيز يك نوع چينش خاص از موسفيدان ومتنفذين محلي تأثير گذار بوده ولي با وجود اين نقش مردم را در شكل دهي آن نمي توان انكار كرد . « مشرانو جرگه » ناشي از دو فراين انتخاب وانتصاب بوده كه بر اساس مقررات خاص خود تعدادي از اعضاي آن از سوي حاكميت منصوب وتعدادي از طريق گزينش اعضاي جرگه هاي ولايات انتخاب گرديده ووارد مشرانو جرگه مي شدند . تصور مي شود كه لوي جرگه آينده تقريبا تمامي معايب لوي جرگه هاي گذشته به همراه دارد وافزون بر آن با خطرات ديگري كه سابقا يا وجود نداشته ويا ضعيف بوده روبرو است . شايد يكي از عمده ترين اشكالت احتمالي مكانيزم انتخاب در لوي جرگه آتي ، فقدان نهاد هاي سازنده پيشين آن باشد . همانگونه كه گفته شد ، لوي جرگه هاي پيشين از جگه هاي مختلف تشكيل كيشد كه در لوي جرگه آينده دو ركن عمده اي آن –ولسي جرگه ومشرانو جرگه- وجودندارد ومحتمل است كه تنها اعضاي جرگه هاي ولايات وولسوالي ها عناصر اصلي سازنده آن باشند . اين امر با التفات به شرايط كنوني داخل كشور ، حضور افراد لايق ، شايسته وبا كفايت را تضمين نمي كند زيرا در ولايات ، اقتدار وتسلط سياسي-نظامي از آن فرماندهان احزاب ويا موسفيدان سنتي است واحساس تمايل به سوي جنگ سالاران ومتنفذين محلي امري غير قابل اجتناب است . در واقع ، اگر ساختار لوي جرگه آينده به همان سبك سنتي خود بوده وصرفا با ورود اعضاي شوراها وجرگه هاي ولايات شكل گيرد ، اين جرگه نه تنها يك مجلس مدرن ومترقي نخواهد بود كه امكان دارد فاقد ويژگي هاي مثبت لوي جرگه هاي پيشين بوده واز آنها به مراتب سنتگرا تر ، بسته تر وتجدد ستيز تر نيز باشد زيرا براي ورود افراد در ولسي جرگه ومشرانو جرگه شرايطي وجود داشته اما حضور افراد در جرگه هاي ولايات صرفا به ابزار نفوذ محلي متكي بوده عمدتا داشتن تجربه ، تحصيلات وتخصص مناسب لازم نبوده است . روند انتخاب اعضاي لوي جرگه در حوزه هاي ولايات عمدتا به شيوه اي سنتي گزينش وچينش ريش سفيدان ورئوساي اقوام وقبايل متمركز بوده ورد پاي نخبه گان فرهنگي وعلمي در اينگونه جرگه ها مشهود نبوده است . موسفيدان نيز غالبا بر پايه اي ارزشهاي اشرافي وتلقينات ناشي ازآن كه جزء سنتها وباورهاي رايج عوام خصوصا طبقه كارگر ودهقان گرديده بود طي گرد همايي هاي منحصرا اشرافي وريئس سالار كه ميان ظبقاط اشراف ، اعيان ، روحانيون وموسفيدان محلي داير مي شده واساسا فاقد حضور ومشاركت همگاني مردم بوده ، وارد اين حوزه ها گرديده وسر انجام با عبور از اين گذرگاه هاي انحصاري وطبقاتي به دايره اي لوي جرگه راه مي يافتند . موسفيدان ومتنفذان محلي ، از پيش با دستگاه حاكمه ولايه هاي زيرين قدرت مرتبط بوده وبقاي اين ارتباط را از راه انخاب افراد مورد نظر خود وفرستادن آنان به شوراها وجرگه هاي ملي استحكام مي بخشيدند . بنا برين ف اگرچه به ظاهر صورت اين جرگه ها مردمي مينمايد اما با نگاهي عميق تر در مي يابيم كه سهم حضور و رأي مردم در آنها بسيار ناچيز بوده ورويكرد ظاهري دموكراتيك اين جرگه ها با واقعيت هاي عيني چندان سازگار نبوده است . مشكل ديگري كه برسر تشكيل يك لوي جرگه آرماني وجود دارد ، فقدان امكانات تبليغاتي ، نشر وپخش مطبوعات ،اطلاعيه آگهي هاي انتخاباتي وديگر وسايل تبليغي صحيح در بسياري نقاط كشور است . ميزان بالاي بي سوادي وعدم درك وبينش روشن واصولي عامه مردم از اوضاع حال وآينده ، امري غير قابل انكار است . از طرف ديگر ، هيچ تصوير شفاف وگويايي از نخبه گان فرهنگي وطيف روشنفكر وتحصيلكردگان جامعه در ميان مردم وجود ندارد تا آنان را نسبت به نقش خود وسرنوشت آينده اميد وار سازد . تجربه تلخ برخورد جريان روشنفكري عصر حاكميت كمونيستها با مردم ، خاطره وحشت و اضطراب را در دلها زنده مي كند . در عصر مجاهدين ، اساسا هيچ روند روشنگرانه اي بنام جريان روشنفكري تبارز نيافت تا صورتي از آن در ذهن جامعه باقي مانده باشد بلكه در اين دوره ، كمال شتيز وخصومت با عناصر روشنفكر واهل دانش ، خرد وفرهنگ به عمل آمد ورگباهايي از دشنام وافترا نثار شان شد كه از حد اتهامات : خيانت ، وابستگي به اجانب و...تا سرحد تفسيق وتكفير در نوسان بود . در حال حاضر ، اين طيف اگر تصوير ايده آل تري هم در جامعه داشته باشد ، همين نوع اخير آن است ؛ يك تصوير مخدوش ، كاذب وغير واقعي . با اين وجود ، براي حضور مفيد ومؤثر اين طيف در جامعه وامكان گزينش شان از سوي مردم شانس زيادي وجود ندارد مگر اينكه خود با اقدامات عملي وتوجه جدي به امور كشور ونيازهاي روحي مردم وحضور همه جانبه ومستمر خود در متن جامعه ، ميزآن اين شانس را افزايش دهد . اگرچه هنوز مشخص نيست كه لوي جرگه آتي راجع به توين ويا تعيين نهاد تدوين قانون اساسي آينده حق اعمال صلاحيت را دارد يا اين امر به عهده نهاد ديگري خواهد بود ولي با توجه به اهداف لوي جرگه كه تعيين نظام سياسي آينده وخط مشي كلي آن است ، احتمال قوي وجود دارد كه كار تدوين قانون اساسي نيز در حيطه وظايف واختيارات آن قرار گيرد كه در اين صورت دغدغه ها دو چندان خواهد شد . تدوين ويا نعيين نهاد تدوين قانون اساسي آنهم براي كشوري كه زمينه هاي فعال و آكنده از تنش ، كشمكش وبحران را به همراه دارد ، برخورد هاي خشن طولاني ودامنه داري را تجربه كرده وهنز سيمايي پر از دود وباروت وآتش وگلوله دارد ، كار ساده اي نخواهد بود . كافي است عناصر خودخواه ، وابسته ، جاهل وبي سواد ، متعصب به عصبيت هاي تنگ قومي ، لساني ، مذهبي ومنطقوي در پروسه تدوين قانون ايجاد اخلال نموده از تحقق يك ميثاق ملي اده آل ومترقي جلوگيري كنند . البته ذكر اين امور به معناي نفي حق طلبي و عدالت خواهي نمي باشد . مهم اين است كه نبايد اين مفاهيم يا امثال آنرا با فزون خواهي ، لجاجت وعصبيت لجام گسيختهء عناصر خود خواه ، وابسته ، قوم محور وفرقه گرا اشتباه گرفت كه مدام سعي مي كنند در سايه اي اينگونه مفاهيم ، مانع تحقق يك همگرايي مبتني بر « هويت ملي » وشكل گيري « دولت-ملت » شوند . امروز ضروري ترين كه بايد به افغانها اعاده شود ، هويت برباد رفته ملي است ؛ هويتي كه از اثر آتش نبرد هاي جنون آميز داخلي به شدت آسيب ديده ويا در ميان گرد وغبار تحقير آميز غربت و آوارگي به سختي تكيده و افسرده ونياز مند درمان است . افغانها به همان ميزان كه به امنيت وثبات محتاجند ، به همسويي ، همگرايي ووفاق ملي نيز نياز دارند . تنها با تعقيب يك رهيافت جامع ملي مي توان بر زخمهاي چركين يك دهه جنگ داخلي كه به واگرايي هاي قومي ، مذهبي ونژادي منجر شد ، مرحم نهاد واين امر مهم تنها از عهده اي افراد آزاد انديش ، روشنفكر ، مردمگرا ، وطن دوست وفارغ از تعصبات خشك قبيله اي ، مذهبي و... بر مي ايد ؛ افرادي كه هنوز روشن نيست تاچه حد در لوي جرگه آتي حضور داشته ونقش ايفا كنند . اما به نظر مي رسد كه براي گزينش اعضاي اين جرگه وتشكيل يك مجلس ملي مترقي واميد بخش ، مكانيزم معقول ومناسبي وجود ندارد . اشكالات متعدد ديگري نيز وجود دارد كه يكي از آنها نبود يك سازمان منسجم و فعال فرهنگي ، روشنفكري ودانشگاهي است تا از نزديك با مردم تماس داشته وايده هاي خود را به شكل معقول ، منطقي ومطلوب در روح جامعه تزريق نمايد ، زنگارها وبدبيني هاي سنتي را از اذهان مردم پاك كند وراه صحيح مشاركت در تعيين سرنوشت وانتخاب شايسته را به آنان بياموزد . فقدان حضور فعال طيف روشنفكر جامعه در وضعيت كنوني ورها كردن امور به دست عناصر فرصت طلب ، متحجر ، متعصب وقشريگرا طلايي ترين فرصت قرن بيست ويكم افغانستان را ضايع خواهد كرد . در شرايطي كه افراد وگروههاي افراطي واقتدار گرا گرد يك دولت موقت نوبنياد ومتزلزل حلقه زده اند وسعي دارند به هر شكل ممكن كنترل نظام سياسي آينده را به دست گيرند وسير نوگرايي سياسي مترقي وانديشهء دموكراسي را كند ويا مختل سازند ، انتظار داشتن يك دولت و نظام سياسي آرماني از راه دور بسيار بيهوده به نظر مي رسد . اكنون به وجود يك نيروي « روشنگر » وآگاهي بخش كه جامعه را به سوي يك انتخاب مدرنيزه شده وسازمان يافنه هدايت كند ، نياز است . انتخابي كه هم مباني دموكراسي ورجوع به آراي عمومي را به همراه داشته باشد وهم را ترقي ، توسعه وعقلانيت را بپيمايد وجامعه را از مدار بسته وقفل شده در تار هاي سنت وعصبيت خشك وافراطي بيرون آورده وبه افق هاي جديدي برساند . توجه به اين نكات وبسياري از ابهامات وپيچيد گيهاي ديگر ما را بر آن مي دارد كه يكبار ديگر نسبت به نحوه اي انتخاب ، تأسيس ، عملكرد وتركيب لوي جرگه آينده حساس باشيم . آيا قانون اساسي آينده ، نظام سياسي – اداري وسياستهاي بنيادين نظام آينده كه از سوي لوي جرگه تعيين مي شود مطلوب وآرماني خواهد بود ؟ در اين ميان ، وظايف مهم طبقه تحصيلكرده ، روشنفكر ، فرهيخته ودانشگاهي چه خواهد بود ؟ آيا صرف انجام مصاحبه هاي مطبوعاتي ورسانه اي ويا داشتن چند نشريه وانجمن وبرگزاري سمينار وچاپ اطلاعيه ( وفريادهاي واويلا سردادن .وكاسه وكوزه بر سر جنگ سالاران شكستن !) به تنهايي مي تواند طيف مدعي روشنگري جامعه را فارغ البال سازد ؟ آيا عدم حضور اين طيف در متن جامعه واكتفا كردن به شعاردادن هاي محض از بيرون ، مردم را رهبري خواهد كرد ويا اينكه كار هدايت ورهبري آنها به شكل سنتي خود به عناصري اختصاص خواهد يافت كه يا به دليل عدم حضور فعالانه قشر روشنفكر وفرهنگي ويا به دلايل ديگري در جامعه حضور داشته ودارند ؟ آيا تازمان تشكيل مجلس لوي جرگه آتي ، فرصت كافي براي حضور فعال وموثر قشر مدعي روشنگري در متن جامعه وجود ندارد ؟ 1 - 10- 1380 موضوع مرتبط: حقوق/حقوق بشر, ويژه نويسندگان
بازديد 4432
امتيازات 0
ضريب امتياز
امتياز بدهيد
نقد و نظر

نسخه چاپي مطلب

فرم ارسال مطلب

ديگرنبشته‌ها از امين آرمان:

 

  از ميان همين موضوع:

Search Armans.Info Search the Web

نقل مطالب اين سايت تنها با ذكر منبع و نام نويسنده مجازاست

آمار مقالات


Journalists--------------------------------- تعداد ژورناليست --------------------------: 64
Articles----------------------------------- تعداد مطالب تازه -------------------------: 721
Comments-------------------------------- تعداد نظرات ------------------------------: 3887
Categories-------------------------------- تعداد موضوعات ---------------------------: 35

اطلاعات و ترافيك سايت


Total Visits----------------------------- مجموع بازديدها--------------------------903647
Users Online-----------------------------21-----------------------------------افراد آنلاين
Your IP-------------------------- آي پي شما-----------------------38.103.63.60
38.103.63.60
----------------------------------------

تاريخ تأسيس ------------------------------ Construction ------------------------- 2002
تاريخ بازسازي ------------------------------ Re-construction---------------------- 2004

 
 
 
 


مشاهده مقالات با انتخاب نام نويسنده در ستون نويسندگان


از بخش"ويژه نويسندگان"

نبي قانع زاده :

سه نوع مبارزه ودفاع درافغانستان

نظرات :1

avatar

امين آرمان:

سه نوع "جهاد" در افغانستان

نظرات :1


نبي قانع زاده:

فلسفه عید فطر دریک نگاهی کوتاه !


مسيح ارزگاني:

مـــرغ طـوفــان و مــــرد سـامـان

نظرات :15


محمد حسين فياض:

زیرآسمان کابل 2 / 9

نظرات :1


بقيۀ مطالب اين ستون