ايالات متحده بهاي غفلت از افغانستان را خواهد پرداخت . زماني كه ثقل توجه دولت بوش به سمت جنگ عراق تغيير جهت داد،افغانستان رهيده از زنجير و زولانه طالبان، هيچگاه نتوانست توجه،كمك و تخصص لازم را جهت تبديل شدن به يك دولت كارا جلب كند. افغانستان، علي رغم ميلياردها دالر كمكهاي اقتصادي و نظامي، اكنون بر لبهء پرتگاه قرار گرفته است .
ملاقات حامد كرزي رييس جمهور افغانستان با پريزيدنت جورج بوش در روزهاي گذشته با انتشار اطلاعات دولتي راجع به انتقاد از ناتواني كرزي در مهار توليدات ترياك و هرويين در كشورش، به چالش گرفته شده است . اطلاعات منتشره خطاب به كاندوليزارايس مي گويد: كرزي در مهار تجارت پرسود ترياك« خواهان اعمال اقتدار نبوده است». ولي ايالات متحده بايد در اين سرافگندگي سهيم باشد .
طي اين ملاقات، كرزي كوشش نمود اتهامات وارده را با تمركز بر گزارشهاي منتشره در مورد بدرفتاري ايالات متحده با زندانيان افغان و مرگ آنها درسال 2002، و با تقاضاي آشكار بي ثمر راجع به واگزاري اختيارات حكومتي بر سربازان امريكايي در افغانستان، بي اثر نمايد.
واقعيت اين است كه اقدامات نابود سازي ترياك كه پشتيباني مالي آن با ايالات متحده و مديريت آن با بريتانيا مي باشد- سربازان امريكايي هنوز در جستجوي طالبان واسامه بن لادن هستند - شكستي مفتضحانه بوده است . هم اكنون، افغانستان منبع بيشترين مراكز تهيه و توزيع هرويين در جهان است . كشت خشخاش در اوج خود قرار دارد و تصورات خوش كرزي در متقاعد نمودن زارعان و ترياك كاران و مهار كشت سود آور شان، در نهايت رنگ باخته است .
تنگنا آشكار است. زارعان ترياك دليلي نمي بينند به زراعتهاي بي نهايت كم سودي همچون كشت لوبيا يا گوجه روي آورند، مگر اينكه دولت پول كافي براي جبران ضررهاي اقتصادي آنان پرداخت نمايد. ولي پولي كه دولت كابل از واشنگتن دريافت مي كند صرف تخريب مزارع خشخاش مي گردد نه تلافي تاوان دهقانان . در عين زمان،جنگسالاران سابق كه هم اينك كنترل تجارت هرويين را در اختيار دارند، دليلي نمي بينند به دولت خود كمك كنند تا همگام با خواست ايالت متحده، سد راه تجارت پرسود شان گردد .
اگر بوش پس از جنگ افغانستان، بجاي مبادرت به تكاپوي چيزي نا مطمئن كه ايجاد نخستين دموكراسي عربي از طريق حمله به عراق باشد، توجه ايالات متحده را به سمت تبديل افغانستان به يك دموكراسي موفق مسلمان جلب مي كرد، بن بست كنوني وجود نداشت .