رويدادهاي دو هفته اخير و خط سيركلي جريانات افغانستان نشان مي دهد كه كشورما با چالشهاي بزرگي روبرو است . به نظر مي رسد كه توجه ترتيبي به مؤلفه هاي امنيت، نظم و دموكراسي، اولويت نخست اين جامعه به شمار رود ..

موضوع «اهانت به قرآن» از سوي سربازان امريكايي در بازداشتگاه گوانتانامو و پيامدهاي حاصل ازآن، لايه هاي پنهان حوادث كشور مارا ورق زد و ثابت كرد كه افغانستان همچنان بر لبه ي تيز خشونت استوار است و آبستن حوادث تلخ و جانكاهي است كه سموم آن در شريانهاي اصلي كشور رخنه كرده و امنيت آن را تهديد مي كند. تبعات و آثار اهانت به اعتقادات ديني مردم امري است همگاني وجهان شمول كه در مجموع پيروان يك دين ومذهب را متاثر مي سازد . طبعا تمام كساني را كه به اصول مذهبي و ديني خويش پايبندند آزار مي دهد و هر مسلماني- ازآنجا كه مسلمان است- از اهانت به مقدس ترين متن ديني خويش متاثر و متالم خواهد شد . اما سخن اين است كه آيا تكليف دفاع از دين صرفا بدوش پا برهنگاني گذاشته شده است كه از گرسنگي، فقر، فلاكت، سوء تغذيه و معضلات بيشمار اجتماعي، سياسي، فرهنگي، صحي، آموزشي، رفاهي، خانوادگي و...رنج مي برند و در تقلاي مرگ وزندگي هستند؟ آيا از ميان يك ميليارد مسلمان بايد تنها بينواياني بپا خيزند و بميرند كه تا كنون يك پنجم شان در راه دفاع از ايدئولوژيهاي وارداتي و بيگانه مرده و يا خانه و كاشانه از دست داده اند ؟ علت العلل اصلي درگيريهاي خونين حوادث اخير كه با تاسف ده ها تن از هموطنان ما را كشته و زخمي كرد، به اموال و اماكن و ادارات دولتي وملي آسيب رساند و حتي مساجد، كتابها و قرانها را طعمهء حريق ساخت، چيست ؟ چرا افغانها همچنان استخوانهاي ناتوان و نحيف خويش را خرد وخمير مي كنند و بر بينوايي و تيره روزي مطلق خويش مي افزايند؟ آيا اين رويداد حقيقتا برخواسته از ضماير ديني وباورهاي مذهبي افغانها بود يا اجراي آزمايشي سناريويي بود كه طبق معمول، اكتورهاي آماتور آن همواره از ميان آنها چيده مي شوند ؟ بازخواني اجمالي رويداد گزارشگران مجله « نيوزويك »(ميخاييل اسيكوف و جان باري) در تاريخ 9 مي 2005 گزارش مختصري را در بخش«Periscope» اين مجله راجع به بدرفتاري سربازان آمريكايي با زندانيان مسلمان و اهانت به قرآن منتشر كردند . آنها مدعي شدند كه امريكاييها براي وارد كردن فشار رواني بر زندانيان مسلمان در خليج گوانتانامو و اخذ اقرار ازآنها، نسخه هاي قرآن را مورد بي حرمتي قرار داده اند. اين گزارش بلافاصله در روزنامه ها و مطبوعات عربي و پاكستان بازتاب يافت، كنفرانسهاي مطبوعاتي مبني بر تحليل موضوع دايرگرديد و مقالات تحريك آميز در مورد وضع كنوني افغانستان وافغانهاي بازداشتي واهانت به قرآن در اين رسانه ها به نشر رسيد . به روايت نيوزويك، آشوبها زماني اوج گرفت كه عمران خان، قهرمان كريكت پاكستاني ومنتقد جدي دولت مشرف، كنفرانس مطبوعاتي حول اين موضوع برگزار كرد و در آن از اهانت صريح امريكاييها به قرآن سخن گفت و از مردم خواست عليه اين اعمال واكنش نشان دهند . در اين زمان، سخنراني هاي علماي پاكستان نيز در اين باب شدت يافت و به دنبال اين اقدامات، تظاهرات در شهرجلال آباد آغازشد . تظاهرات به خشونت كشيده شد و به تدريج دامنه آن از جنوب و مناطق سرحد به ديگر نقاط كشور و ازجمله كابل گسترش يافت . در اين ميان، عده اي جان ، مال و دارايي خود را از دست دادند و تعدادي ادارات، موسسات، مراكز تجاري ، مساجد و امكانات رفاهي وعام المنفعة به آتش كشيده شده و دانشگاهها نيز به عرصهء تظاهرات تبديل گرديد . تا اين زمان در هيچ يك از كشورهايي كه خبر توهين را پخش كردند، شورش وتظاهراتي رخ نداد و اين افغانها بودند كه احساس عميق و باورفولادين مذهبي خويش را نتوانستند كتمان كنند وعليه رفتار زشت امريكاييان واكنش نشان داند . اين واكنش طبعا همراه با خشونت بود و خشونت عبارت است از توسل به اعمال قهرآميز و ويرانگرانه كه قهرا سوزاندن، برباد دادن وكشتن را درپي دارد. زماني كه خشم و قهر افغانها مي رفت كه از مرزهاي كشورشان فراتر رود و جهان را بحركت در آورد، از دوسوي تلاشها آغاز گرديد ؛ يكي از سوي ايالات متحده براي فرو نشاندن خشم جهان گستر حادثه، ديگري از سوي كشورهاي مسلماني چون پاكستان، عربستان، ايران و... براي مشتعل تر كردن آن . به اين ترتيب،« خانم کاندوليزا رايس در مقام تقبيح عمل اهانت گفت : چنين توهينی به منزله اقدامی شنيع است و دولت ايالات متحده بی حرمتی به قرآن را تحمل نخواهد کرد و از مسلمانان جهان خواست در برابر دعوت به خشونت ايستادگی کنند . وي اطمينان داد كه تحقيق در مورد خبر بی حرمتی به قرآن آغاز شده است. در عين حال، دولت عربستان سعودی تقاضا كرد تحقيقات در اين زمينه با سرعت هرچه بيشتر انجام شود و در صورت اثبات اين اتهام، اقدامات لازم برای جلوگيری از تکرار چنين حادثه ای در آينده به اجرا گذاشته شود.» به دنبال اين اظهارات، تظاهرات در ديگر كشورها نظير پاكستان،اندونزي، فلسطين، ايران و...آغاز گرديد و موضوع صبغه اي جهاني يافت . مجله نيوزويك در گزارشهاي مفصل بعدي خود به ريشه يابي اين رويداد پرداخت . اين مجله مدعي شد كه منبع اصلي اين گزارش، منابع آگاه در دولت امريكا بود و پيش از نشر گزارش اهانت، با مقامات مسئول دروزارت دفاع امريكا وديگر منابع اطلاعاتي تماس گرفته شده و درباره محتواي گزارش از آنها نظر خواسته شد اما آنها يا ازنظر دادن امتناع كردند ويا ابعاد ديگر گزارش را مورد خدشه قرار دادند ولي در عين حال موضوع اهانت به قرآن را نفي نكردند . تصور نمي رفت كه اين گزارش موجب چنان آشوبها و مظاهرات خشونت آميز گردد، زيرا پيش از اين نيز گزارشهاي مشابه در ديگر منابع خبري جهان به كرات بازتاب يافته بود . ولي به دليل همزماني گزارش نيوزويك با تحولات مهم جاري داخلي افغانستان، پيامدهاي اين گزارش با خشونت همراه شد و تعدادي را قرباني كرد . هنگامي كه شعله هاي خشونت و آتش زبانه كشيد و تظاهرات خونين و فزاينده رو به گسترش نهاد و تعداد قربانيان آن افزوده گشت، با مقامات مسئول و منابع اصلي گزارش مجددا تماس گرفته شد . در اين زمان، يكي از مقامات رده بالاي پنتاگون منكر وجود اتهامات وارده به سربازان امريكايي گرديد . در همين حال، منبع اصلي گزارش نيز در درستي محتواي گزارش راجع به اهانت به قرآن، اظهار ترديد كرد و گمان كرد اين گزارش در اسناد ديگري بوده نه در آنچه او بررسي كرده است . بررسي رويداد با تكيه به مفاد گزارشي كه ارائه شد، ميتوان عوامل و انگيزهه هاي دخيل در رويداد هاي داخلي افغانستان و از جمله جريان اخير- خبر اهانت به قرآن و پيامدهاي آن- را به بررسي گرفت . چنين به نظر مي رسد كه علل حادثه اخير از دو منظر قابل ارزيابي است؛ از منظر داخلي و خارجي. بررسي يك رويداد اعتراض آميز از منظرداخلي نيازمند ارزيابي عوامل گوناگون ذيدخل آن مي باشد . در پارادايم خشونت،هيچ انگاره اي نيست كه دستاويز جريانهاي خشونت طلب و آشوبگر قرار نگيرد و چنان نيست كه ياغيان و سركشان سياسي اجتماعي همواره دلايل قناعت بخشي براي تمرد و نافرماني و هنجار شكني خويش داشته باشند و يا هرگاه به اعمال خشونت آميز و تخريبكارانه دست بزنند، پيشاپيش انگيزه آن را درك كرده وسپس به خيابانها و ميدانها بريزند . برعكس، هراغتشاشي دستمايه اي براي گروههاي ناراضي و تندرو و افراطي جهت اظهار خواسته هاي سركوب شده اي شان است و آنها مي پندارند كه هر آشوب و بلوايي كه به نا امني و بي ثباتي وضع موجود بينجامد، قابل ستايش و درخور حمايت است ولا اقل چند قدمي آنان را به سوي مقصود نزديك خواهد كرد . اين است كه هرگاه موضوعي منجر به آشوب گردد، گروههاي موصوف به سرعت وارد عمل گرديده سكاندار حركت اعتراض آميز مي گردند و حتي الامكان جهت اعتراض را به سمت خشونت مي كشانند و از اين طريق به تضعيف نظام و حاكميت سياسي موجود مي پردازند . اين همان ايدئال واقعي آنان است و جز اين نيست كه از هر كاهي كوه بسازند و با آن كوه بتوانند خرمن حاكميت بدنهاد را آتش زنند! آنچه در پي پخش گزارش اهانت در افغانستان اتفاق افتاد بي ارتباط با تحولات منطقه يي، برون مرزي و جهاني نيست . معقول نيست رويدادي به اين گستردگي را صرفا آشوب داخلي و ناشي از احساسات مهار ناپذير و تند مذهبي افغانها دانست . ادامه دارد ........