در نقد آغاي محترم( طلوع )به گونه اشكارا يك نوع بدبيني و ستيزه جوي عميق در برابر اهالي ساير اقوام بهخصوص پنجشر ي ها مشاهده ميشود. ايشان بيشرمانه از لويه جرگه تقلبي و تصويب قانون اساسي در آن ,توسط ي يكعده انگشت شمار ي نكتايي پوش امروزي كه مفسيرين ومنتقدين لنگي پوشان ديروز(طالب ها) بودند از دل وجان ستايش و تعريف نموده اند. نكند كه اين آغاي محترم (طلوع )از جمله آغايان كه ديروز از انطرف سرحدات در آتش نفاق و بربريت تيل ميرختند و امروز آستين ها شان را بر زده اند تا وطن ويران شده را آباد و مردم بيچاره و فقير ما را درس دموكراسي قبايلي به شكل خودشان بي آموزانند باشند !
در نقد آغاي محترم( طلوع )به گونه اشكارا يك نوع بدبيني و ستيزه جوي عميق در برابر اهالي ساير اقوام بهخصوص پنجشر ي ها مشاهده ميشود. ايشان بيشرمانه از لويه جرگه تقلبي و تصويب قانون اساسي در آن ,توسط ي يكعده انگشت شمار ي نكتايي پوش امروزي كه مفسيرين ومنتقدين لنگي پوشان ديروز(طالب ها) بودند از دل وجان ستايش و تعريف نموده اند. نكند كه اين آغاي محترم (طلوع )از جمله آغايان كه ديروز از انطرف سرحدات در آتش نفاق و بربريت تيل ميرختند و امروز آستين ها شان را بر زده اند تا وطن ويران شده را آباد و مردم بيچاره و فقير ما را درس دموكراسي قبايلي به شكل خودشان بي آموزانند باشند ! آغا طلوع خواسته و يا نادانسته قدامت تاريخي خراسان و اريانا را به دوره كوتاهي حبيب الله كلكاني ورباني و مسعود ..و اشخاص ديكري رقم زند و در اين حكومات كوتاهگذر و مذهبي وغير دموكرات قومكراسي را به بحث گرفته اند که مطلقا کوتاه نظري ايشان را برملا ميسازد. آغا محترم در نقد خويش زياد كوشش بخرچ داده اند تا رهبران دوره مقاومت عليه ي شوروي و بعد هم (پاكستاني ها+ طالبان) را نماينده گان و يا به گونه ديگر رهبران تمامي اقوام نه پشتون قلمداد كنند كه سخت قضاوت بيطرفانه شانرا در شك و ترديد قرار داده است. ايشان در تفكيك( ملت و مليت) هم مانند ساير مطالب نادانسته و يا ناخواسته جاهلانه لاف تاريخ شناسي و يا مردم شناسي زده اند.به فكر خودشان پشتون را قوم و افغان را ملت تعريف كرده اند.آغا محترم طلوع فكر كردن كه ما همه ديروز تولد شده ايم. باز بيشرمانه ادا داشته اند كه ريشه مخالفت با نام افغان و افغانستان را ار ايران و روسيه ميتوان يافت ؟ خوب هرگاه ما داد از دموكراسي به معناي واقعي آن ميزنيم و گلويمان را پاره کرده ايم دموكراسي گفته. ؟ .....چرا هر احتراز و خواست ها ما مستقيمآ ارتباط داده ميشود به اين و آن شخصيت ( جنگسالار) و يا اين و آن كشور كه در گذشته به گونه ي در تحولات كشور سهيم بودند. اين دموكراسي كجايي است ؟ آيا اين دموكراسي نا آگاهانه از وحشت جنگ و يا از فقر كلتور و عنعنات قبايلي جنوبي و شرقي ظهور كرده است و يا اين كه يكعده از اشخاصي چيز فهم , به گونه منافع شان تحليل تفسير ناروا از كلمه مقدس دموكراسي ترتيب داده اند و آگاهانه و ناآگاهانه و در هر موقع مساعد و نا مساعد از اين سلاحي زنگ زده واز كار آفتاده بر عليه ي حريفاني قوي كه با منطق و شعور مجهز استند, بيهوده وقت و انرژي خويش را مصرف ميكنند. اگر بحث از دموكراسي در ميان است .سپس بياييد بگذاريم , خود مردم را, البته ايكه نه به شكلي "انتخابات ساخته گي (پيرزيدنت کرزي)رياست جمهوري" چند ماه قبل كشور ما! كه به مشكل ميتوان اسم دموكراسي را بالايش گذاشت.به هر ترتيب شرايط و زمان كشور تقاضآ ميگردد تا به همه نارسايي و تقلب كاري ها چشم پوشيده و منافع كشور را مقدم شمرده واز جار و جنجال دست کشيد. امابه اين که نمي شود کشور دموکراتيک و مدرن داشت. خوب با داشتن دوستان خوب بين المللي مردم ما با داشتن دموکراسي واقعي در آينده قريب در زنده گي روزمره خويش اعتقاد کامل داريم,كسي بخواهيم يا نخواهيم همه صدا ها شنيده خواهد شد.
◙ موضوعات مرتبط
سياسي
◙ ارسال اين مطلب به شبكههاي اجتماعي
□
بالاترين
□
دنباله
□
Delicious
□
Facebook
◙ آخرين مطالب از اين نويسنده
(رضا انتظار):