|
|
|
 |
مقالات
نويسندگان |
 |
|
|
مسؤوليت هرسخن
بدوش پديدآورنده است. سايت در قبال آثارارسالي نويسندگان پاسخگو نيست |
|
|
|
|
|
زن قرباني عصر بورژوازي
تاريخ نشر: 13.03.2005
نوشته : رامين ناصح زن الهه عشق است. زن اعجاز بزرگ آفريدگار جهان و فرشته نجات آدمي است. زن هديه گرانمايه الهي ، اسطوره خداي گونه پاكيها و سرچشمه عواطف زلال انساني است. صفات «جمال» و «لطافت» خداوند در وجود زن تجلّي مييابد و مرد را وادار ميسازد كه در برابر عظمت او كرنش كند. {اين مقاله را از حافظه كامپيوترم گرفتم تا خود را دركنار شما احساس كنم . لطيف پيمان}
نوشته : رامين ناصح زن الهه عشق است. زن اعجاز بزرگ آفريدگار جهان و فرشته نجات آدمي است. زن هديه گرانمايه الهي ، اسطوره خداي گونه پاكيها و سرچشمه عواطف زلال انساني است. صفات «جمال» و «لطافت» خداوند در وجود زن تجلّي مييابد و مرد را وادار ميسازد كه در برابر عظمت او كرنش كند. جاذبه نيرومند و افسون كننده زن، حقيقتاً نمودي از جاذبه محبوب ازلي است كه در عين لطافت، به او آن عظمت و جلال را ميبخشد كه او را شايسته پرستش قرار ميدهد. زن واژه مقدّسي از كتاب محبّت است. زن در مقام «مادر» اسوه شگفت انگيز ازخودگذشتگي و ايثار، درياي بيكران رأفت و مهر و چشاننده شيره شيرين زندگي است و با وجود مظلوميت دردناكش، دامان وي پرورش دهنده ابرمردان تاريخ بشريت. زن در مقام «همسر» مونس شبهاي تنهايي مرد و مسكّن آلام و رنجهاي روزمرّه او و حافظ بنيانهاي خانواده -اين مقدّسترين نهاد اجتماعي- است. زن در مقام «معشوق» شعله ور كننده آتش «عشق» -اين يگانه ارزش جاودانه زندگي بشر- است كه بدان وسيله، مدّعيان زور و قدرت را به زنجير بندگي و بردگي ميكشاند و از كوچه «عشق مجازي» انسان را به شاهراه «عشق حقيقي» رهنمون ميگردد. زن در مقام «معلّم» آموزگار مهرورزي و اخلاق و پرورنده خصال بلندپايه انساني، و در مقام «پرستار» تيمارگر زخمها و خستگيهاي كالبد و روان آدمي است. با اينهمه به قول دوستي: «زن «مظلومترين» و «ستمگرترين» موجود تاريخ است!» گرچه بايد ستم و عتاب او را عاشقانه كشيد، چرا كه يك كرشمه او به تعبير حافظ: «تلافيّ صد جفا بكند.» آنچه ما به طور مبهم عنصر معنوي عشق ميناميم (يعني آن قسمت از عشق كه جسماني نيست) زن را بيشتر از مرد به خود ميكشد. بعضي از كساني كه در قلب نفوذ ناپذير زن تحقيق كردهاند، معتقدند كه عشق او بيشتر مادري است تا جنسي. لومبروسو ميگويد: «پايه طبيعي عشق زن فقط يك صفت ثانوي از مادري اوست و همه احساسات و عواطفي كه زني را به مردي ميپيوندد، از دواعي جنسي برنميخيزد.» به عقيده آلفرد دوويني، عشق مرد، خاطرهاي است از دوره شيرخواري او از پستان مادر، و از كجا كه زن نيز عاشق خود را مانند طفلي كه نوازشش ميكند و غذايش ميدهد، نگاه نميكند؟ نشناختن مقام و جايگاه متعالي زن، نتايج وخيم و عواقب شومي را براي جامعه در پي دارد. چه، مرداني كه از حرمت و تقدّس و جايگاه رفيع زن بياطّلاع باشند، به دليل تفوّق قدرت جسماني و ويژگي تسلّط طلبي و استثمارگري كه از خصوصيات بارز جنس مذكّر است، از هيچ گونه ستمي در حقّ جنس لطيف فروگذار نخواهند كرد. در گذشته، عقيده مردان بر اين بود و امروز نيز بسياري بر آنند كه «كتك خوراك زن است و هر چندي يك بار بايد او را زد، وگرنه سر بر خواهد داشت!» اين نه تنها عقيده مردان نيمه وحشي و جوامع دور از تمدّن است، كه چنين سخناني را از زبان شخصيتهايي چون ارسطو نيز ميشنويم! افلاطون با جرئت و تهوّر فراوان، از ورود زن به هر كاري و از برابري زن و مرد در همه موقعيتها پشتيباني ميكرد. امّا ارسطو كه با تعصّبات روزگار خود بيشتر سازگار بود، زن را ناقص ميدانست. به عقيده او، طبيعت آنجا كه از آفريدن مرد ناتوان است، زن را ميآفريند. زنان و بندگان از روي طبيعت محكوم به اسارت هستند و به هيچ وجه سزاوار شركت در كارهاي عمومي نيستند. نيچه ميگويد: «به سراغ هر زني كه ميرويد، تازيانه را فراموش نكنيد!» و فردوسي حكيم ميگويد: زن و اژدهـا هـر دو در خـاك به جهان پاك از اين هر دو ناپاك به! در نظام بورژوازي غرب، زن كالايي است كه ارزش آن به اندازه «لذّت بخشي» آن است. بينش مادّي و دنيوي غربي كه از افق نزديك خور و خواب و خشم و شهوت دورتر نميرود، يك نظام اقتصادي مناسب با خود نيز ايجاد كرد كه به منزله وسيلهاي است تا جهان را با هر آنچه در آن است، اعمّ از طبيعت و حيوان و انسان، هر چه بيشتر به مصرف كردن و مصرف شدن وادارد و اين همان ديو هولناك «سرمايه داري» است كه نظام اقتصادي جهانِ خالي از معنويت است. اين نظام مبتني بر افزون طلبي كه ماشين مكنده عالم است، از همه قوا و امكانات جهان و همه نيروها و غرايز انسان استفاده ميكند تا بازار توليد و مصرف را داغتر سازد و «جنسيت» كه نيرويي طبيعي در انسان است، در استخدام اين نظام فزوني طلب و حريص قرار ميگيرد و اينجاست كه جنسيت و اختلاف جنس زن و مرد كه در فرهنگهاي معنوي جهان، آيت و نشانه لطف و حكمت خداوند است، مايه گرمي بازار و رونق دكّان اقتصاد سرمايه داري ميشود. در كنار اين حرص و آز سرمايه داران كه عامل اصلي «بازاري شدن» زن است، زمينههاي تاريخي و نظريههاي شبه علمي و فلسفي نيز پديد آمد و موجب گرديد تا بازار سكس و برهنگي داغتر گردد. اگر كليسا ازدواج را امري مغاير با معنويت محسوب نميكرد و قداست و روحانيت را مستلزم پرهيز از ازدواج نميدانست، شايد اين عكس العمل در تمدّن جديد به وجود نميآمد. بايد پذيرفت كه نتيجه طبيعي هر تفريطي، يك افراط است. اگر قدّيساني از قبيل سن ژروم به نام دين تبليغ نميكردند كه «با تبر بكارت، درخت زناشويي را فرو اندازيد» ، امروز در مغرب زمين به نام بيديني درخت زناشويي را با تبر بيعفّتي فرو نميانداختند. كمك ديگر، از ناحيه روانشناسي فراهم شد كه بارزترين جلوه آن «فرويديسم» است. فرويد -كه به تعبير دكتر شريعتي يكي از همين گوسالههاي بورژوازي است- در آستانه قرن بيستم، مكتب سكسواليته (اصالت جنسي) را بنا نهاد. وي همه ابعاد، جلوهها و تجلّيهاي روح اسرار آميز و عميق انسان را كه مذهب به نام روح خدايي و استعداد ماورايي انسان تلقّي ميكند، جلوه عقدههاي گوناگون سركوب شده جنسي ناميده و كلّيه تلاشها، كوششها، عقيدهها و مقاومتها و همه احساسات لطيف انساني، حتّي پرستش خداوند توسّط انسان و نوازش كودك توسّط مادر را در رابطه با باز شدن عقدههاي محبوس و سركوب شده جنسي نگاه ميكند. فرويد در بورژوازي جديد، بر عليه همه ارزشهاي انساني و اخلاقي و همه جلوههاي متعالي روح بشري بسيج شد و نام روش خود را واقعيت گرائي (رئاليسم) گذاشت. نخستين قرباني مكتب فرويد، «ارزشهاي انساني زن» بود. فرويديسم از آنجا كه همه گرفتاريهاي را ناشي از سركوبي غريزه جنسي ميداند، دستاويزي ميشود تا هر گونه محدوديت و ممنوعيتي از مقابل اسب سركش اين غريزه برداشته شود تا شايد عقدههاي جنسي بشر گشوده گردد و او به آرامش دست يابد. اينچنين است كه «سكس» براي خود در علم روانشناسي پشتوانه و پشتيباني پيدا ميكند. آمادگي بستر جوامع اروپايي، موجبات پيشرفت هر چه سريعتر انديشه فرويد را فراهم ساخت. اين آمادگي، خود به دو عامل بازميگردد. يكي از عوامل آن، دگماتيسم نظام كليسا بود -كه پيرامون آن سخن گفتيم- و عامل ديگر، رواج فلسفههايي بود كه با انكار كامل معنويات، لذّت جويي و آزادي مطلق و بيحدّ و مرز انسان را بدون توجّه به پيامدهاي اجتماعي آن ترويج ميكردند. بر اساس اين پشتوانههاي شبه علمي بود كه آزادي جنسي در غرب تا به حدّي رواج پيدا كرد كه روسپيگري به عنوان شغلي رسمي درآمد و مراكز فساد با كسب مجوّز قانوني در سراسر غرب و پس از آن در كشورهاي جهان سوّم، خصوصاً كشورهاي شرق آسيا آغاز به كار كردند. البته در اينجا نيز با كمال تأسّف بايد گفت كه «هنر نزد ايرانيان است و بس!» با مرور كارنامه ننگين و نكبت بار عصر صفوي، اين حقيقت تلخ و دردناك را درمييابيم كه ايرانيان در تأسيس مراكز فحشا و وضع ماليات براي آنها، سالها از اروپا و آمريكا و ژاپن جلوتر بودهاند. از جمله آوردهاند: «فواحش را رواج و رونق تمام بهم رسيده و در حجرات خانات و محلاّت به شغل مقرّر و معاضدت ابالسه كه دشمنان جبلي بنيآدمند، علانيه اشتغال داشتند... جمعي كثير گرد آمده، هر يك مبلغي خطير به عنوان «ترجمان» ميرسانيدند. مشعل دار باشي ناظر و حامي اماكن فساد و نوازندگان و شعبده بازان بود و ماليات آنان را دريافت ميكرد... خدمتگزاران قهوه خانهها گرجي و بچههاي ده تا شانزده سالهاي بودند كه به طرز شهوت انگيزي پوشاك به تن ميكردند و زلفان آنها به مانند دختران بافته شده بود... دختران روسپي خانهها بيشتر گرجي و سخت زيبا و خوش قد و قامت بودند. محلّه روسپيها از سه كوچه و هفت باب كاروانسراي بزرگ به نام كاروانسراي لختيها بود، طبق دفاتر رسمي، ماليات فواحش سالي ده هزار تومان بود كه شش هزار تومان آن فقط از اصفهان جمع آوري ميشد و اين ماليات بين 15000 روسپي اصفهان سرشكن ميشد.» در مكاتب معنوي جهان، ميان «آزادي» و «وانهادگي» تفاوت گذاشته ميشود و آزادي تا حدّي پذيرفته است كه براي جامعه مضر نباشد و بنيانهاي نهادهاي اجتماعي -مانند خانواده- را سست نكند. به اين نكته نيز بايد توجّه داشت كه برقرار كردن عفّت عمومي با استفاده از زور و اجبار -به شيوهاي كه در برخي كشورهاي اسلامي اجرا ميشود- نه تنها سودي نخواهد داشت، بلكه تجربه نشان ميدهد كه اينگونه روشها به زيرزميني شدن فساد و فحشاء ميانجامد. راه مبارزه با اين خطر جهاني، هرگز تكيه كردن به تعصّبات كهنه و قيود و حصاربنديهاي سنّتي نيست، بلكه تنها راه آن، اعطاي حقوق انساني زن به او و آگاهي زن و مرد به اصالت، شرافت و كرامت انساني خويش است.
موضوع مرتبط: فرهنگي, زنان/كودكان
|
|
|
|
|
|
|
نقل مطالب اين سايت تنها با ذكر منبع و نام نويسنده مجازاست |
|
|
|
|
|
|
آمار
مقالات |
Journalists--------------------------------- تعداد ژورناليست --------------------------: 64 Articles----------------------------------- تعداد مطالب تازه -------------------------: 724 Comments-------------------------------- تعداد نظرات ------------------------------: 3896 Categories-------------------------------- تعداد موضوعات ---------------------------: 35
|
|
|
|
اطلاعات و ترافيك سايت |
|
Total Visits----------------------------- مجموع بازديدها--------------------------931888Users Online-----------------------------13-----------------------------------افراد آنلاين Your IP-------------------------- آي پي شما-----------------------38.103.63.6038.103.63.60
----------------------------------------
تاريخ تأسيس ------------------------------ Construction
------------------------- 2002
تاريخ بازسازي ------------------------------
Re-construction---------------------- 2004
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|