دوستان گفته اند که سخنم بوی درماندگی، غفلت از پیشینه تاریخی خودمان ونهایتا ایرانزدگی می دهد.خواستم تا یادداشت دوستان را همانجا پاسخی هرچند اندک ،ارئه دهم ولی پس از تایپ وارسال نکات ،سایت پاسخ داد که مطلبتان طولانیست .بنائا آنرا مستقلا _هرچند در خور نام مقاله نیست _ به نشر می سپارم.
از دوست ارجمند آقای احمد بابایی بابت نکاتشان سپاسگذارم.گذشته از دو نکته اول ایشان، درباره دو نکته بعدی باید بگویم که من بر آنم که ما به یک غرب شناسی جدی نیازمندیم.درست است که ما تمدن وفرهنگ سترگ داشته ایم ولی الان چه هستیم؟آیا اکنون هم آنها را داریم؟من معتقدم ما اکنون از گذشته یمان بریده ایم ودر فضایی غربی نفس می کشیم ولی این آب وهوا را هم نمی شناسیم. سر تا به پایمان غربی است:از نخ جورابمان گرفته تا سشوار سرمان. ولی باز می لافیم که ما چنین وچنان بوده ایم!ما گذشته را از دست داده ایم وآینده را هم صاحب نیستیم.آیا این جز درماندگی است.کار دنیا که با ادعا حل نمی شود. دوست عزیز!من نیز چون شما با تندروی وکوبیدن همه چیز با یک چوب مخالفم ولی از آن هم می ترسم که شجاعت رویارویی با واقعیت را نداشته باشیم.با سر در آخور خود کردن نمی توان "گفتگو" کرد.حداقل چیز برای گفتگو دیدن وشناختن طرف گفتمان است وآیا ما غرب وحتی شرق را می شناسیم؟! من بر آنم که کرزی _ به عنوان شاخص غربگرایان وتکنوکراتهای حاضر در دولت_ نه غرب را می شناسد و نه فرهنگ وتمدن را چنانکه باید.این به معنای توهین وتحقیر نیست که توهین وتحقیر با درست وآزاد اندیشیدن مناسبتی ندارد بلکه اعتراف به یک درد است.با نهان کردن دردها نمی توان امید درمان داشت.او که یک سیاستباز است بسیاری از منورالفکران،غربگرایان ،عالمان وملایان ما هم چنینند.به دوستی فرضی،دل میدهند واز آن دفاع می کنند یا به سوی دشمنی وهمی (به خیال خویش) سنگ می اندازند وبا آن دعوا دارند.... من تنها خواسته ام که هشداری دهم وهمانندانم_ یعنی دغدغه داران_ را به تامل وهمسخنی دعوت کنم.تامل در این موضوع حداقل خواب وخیال من از سال 1378 خورشیدی تا کنون است.وای کاش میشد در مجالی با هم سخن گفت... اما دوست دیگر با عنوانtoulo فکر کرده که من پس مانده ایرانیان را ارائه می کنم.عزیزا! اتفاقا آن سخن من در باب ایرانیان (حد اقل سیاستبازان آن) هم صادق است.به نظر من گذشته از جناحبندیهاو مشکلات داخلی، در موفق نبودن وحتی لوس شدن"مرکز گفتگوی تمدن ها" در ایران ، ناکارآمدی وناپختگی آقای مهاجرانی نیز دخیل بود.آنکه مبانیی تمدن وبنیادهایی فکری-فلسفی غرب را بطور دقیق نمی شناسد نمی داند که با که و بر سر چه وچگونه گفتگو کند!... سید حسن اخلاق
◙ موضوعات مرتبط
سياسي
◙ ارسال اين مطلب به شبكههاي اجتماعي
□
بالاترين
□
دنباله
□
Delicious
□
Facebook
◙ آخرين مطالب از اين نويسنده
(admin):