Home

Afghanistan Columnists

Click bank

Articles  

News

Links

Books

Gallery

Policy

   باشگاه نويسندگان آزاد

  |  صفحه اول |  افغانستان  |   نويسندگان   مقالات  |   اخبار    كليك‌بانك  |   كتابخانه  |   گالري  |   پاليسي   | تماس



 

لوگوي سايت

خبرتازه

خبرهاي بيشتر در اينجا...

 

مقالات نويسندگان

مسؤوليت هرسخن بدوش پديدآورنده است. سايت در قبال آثارارسالي نويسندگان پاسخگو نيست

  فرهنگي, انديشه

پيوسته‌ها



عقلانيت و داوري ميان سازگاري و ناسازگاري



تاريخ نشر: 17- 02-2005

اگر فردي در پي تأمين خواسته هاي خود مي باشد الزاماً بايد با تعريف دقيق خواسته هاي خود و درك اين نكته مهم كه نقش او در سازمان در كنار نقش ديگران است نه برتر از آن، وارد سازمان شود وبپذيرد كه او، تنها تعيين كننده نيست، بلكه تعيين كننده اساسي در درون ساختار تشكيلات، «ما»ئي است كه بر اساس عقلانيت، از خود گذشتگي و واقعيت هاي موجود در درون سازمان شكل يافته است


زندگي اجتماعي مستلزم عدم سازش دايمي بين نيروهاي حافظ نظم اجتماعي و نيروهايي است كه موجب بي نظمي مي شوند. در واقع، ما در كانون يك نزاع دايمي ميان سازوكار هاي كنترل اجتماعي و تمايلات اجتماعي به كج روي (Deviance)، كشمكش (Conflict)، و ناسازگاري (Discord) زندگي مي كنيم. اين معركه اجتماعي طرف كاملا بر حق و يا باطل ندارد، چون نه نيروهاي كنترل هميشه بي زيان اند و نه عوامل كج روي و ناسازگاري هميشه بدخواه. بنابراين درستي يا نادرستي اي كه به اين نيروهاي محركه نسبت داده مي شود، بي ربط تر از اجتناب ناپذيري آنها است. توماس هابز در مقاله اي تحت لوياتان (Leviathan) اظهار مي دارد كه تنها راه حل اين مشكلات اين است كه هرفردي كاملا تسليم اقتدار سياسي گردد؛ يعني، فرمانروايي «برادر بزگتر» را بپذيرد. اما ژان ژاك روسو با تلقي انسان به مثابه موجود «خير»، او را لايق تصميم گيري در مورد خود دانسته، درنتيجه مبناي «قرارداد اجتماعي» را براي برون رفت از وضعيت آنارشيك و برقراري «هژموني نظم جمعي» پيشنهاد مي كند. «روسو» معتقد است كه رسيدن به وضعيت مطلوب الزاماً، نيازمند به كار گيري «عقلانيت» و محاسبه گري در تعامل بين خود«Self» و ديگران «Others»مي باشد. از اين رو، وي با تفكيك امورات ماورائي و غير ماورائي از هم، انسان را شايسته آن مي داندكه خود براي تعيين سرنوشت خويش با احتساب منافع والزامات موجود براي تأمين آن، تصميم بگيرد. بنابراين وقتي ما درجامعه به هم پيوسته، به قول «امانوئل كاستلز»، «جامعه شبكه اي»، زندگي مي كنيم، مدام بايد اين واقعيت را در ذهن خويش مرور كنيم كه روابط اجتماعي الزامات خاص خود را دارد كه در چارچوب همكاري و همياري جمعي و با استفاده بهينه از عقلانيت و از خود گذشتگي قابل دسترس مي باشد. البته نبايد اين واقعيت مهم را از ذهن دور داشت كه جهان مدرن امروزي با پشتوانه اي از تجربيات بشري همراه است، جهاني كه رنسانس آن با «اعتراض بر وضع موجود» آغاز گرديده و با ابتنا بر انديشه هاي «وستفاليائي» و «مركانتليستي» در ابعاد حكومت و اقتصاد نظام يافت، تا در دوران كنوني جهان سرمايه داري براي انحصار انباشت سرمايه مالي و تثبيت هژموني خويش بر جهان سوم به دموكراسي سازي روي آورد. هرچند دموكراسي به لحاظ مباني تئوريك نمي تواند با آموزه هاي ديني ما باهم در آميزد، اما به مثابه يك روش كارا، مي تواند به همكاري با دين پرداخته و به فعاليت هاي جمعي ما سامان دهد. آنچه وجه مشترك دين و دموكراسي است، استفاده مشترك آنها از «عقل» و رسيدن به عقلانيت است، با اين تفاوت كه دين، عقل را به تنهائي قادر به درك ضرورت دستورات ديني در امور مختلف از جمله امور اجتماعي نمي داند، اما دموكراسي با پيش زمينه هائي چون عقل ابزاري و محاسبه گر، اينك با تفكيك زندگي اجتماعي به دو حوزه سيستم «System» كه بحث سلطه، قدرت، پول و اقتصاد در آن مطرح است و حوزه جهان زيست«Life word»،كه در آن حقيت، جهان بيني، ارزش، و فرهنگ مطرح مي باشد؛ دوگونه متفاوت عقل ابزاري «Instrument Rational»، را براي حوزه سيستمي، و عقل ارتباطي «Communion Rational» را براي حوزه جهان زيست پيشنهاد مي كند تا انسان مدرن بتواند از پيامد هاي نابهنجار دموكراسي كه «آلكسي توكويل» آنرا «استبداد اكثريت» مي نامد پيشگيري نمايد. هر جامعه در سطح كلان، و تشكيلات و سازمان ها در سطح خرد، الزاماً نيازمند درك ضرورت ها و بايسته هاي مؤلفه هاي اجتماعي و واقعيت هاي موجود در آن است، كه توجه دو طرف تصميم گيرنده و يا به تعبير قابل فهم، رقيب، را مي طلبد. مثلاً در سطح كلان، كشور ما افغانستان با توجه به بافت اجتماعي و مذهبي خود زمينه هاي بسيار اكتيوي را براي ايجاد «شكاف» دارا مي باشد، لذا با نگرش رئاليستي به واقعيت هاي موجود قومي در آن، پشتون ها بايد مدام در اريكه قدرت قرار گيرند و با ايجاد نظامي مبتني بر «هژموني پشتوكراسي» فرصت حضور اقليت ها را، از آنها سلب كنند. در حاليكه غفلت از نقش اجتماعي سايرين، نه تنها آرامش حكومت كردن را از آنها مي گيرد، بلكه جنگ هاي ويرانگر داخلي را نيز به بارخواهد آورد. در نتيجه او مدام نيازمند تعامل با اقليت ها خواهد بود، كه هر چقدر ميزان همبستگي اقليت ها بيشتر باشد به همان اندازه ضريب از هم گسستگي و در نتيجه دستيابي به خواسته هاي مشترك شان نيز افزايش خواهد يافت. امّا اگر چنانچه اقليت ها خود چند پاره باشند، اكثريت با محاسبه گري مبتني بر هزينه كمتر به تنظيم روابط خويش با سايرين خواهد پرداخت. از آنجائيكه قوام نظام اجتماعي بر پايه نظام مندي هاي سازمان يافته و تشكيلات سازماني است، بنابراين هرچه اين تشكيلات، سازمان دهي شده تر باشد به همان اندازه «نخبه پروري» وبه كارگيري «عقلانيت جمعي» نيز ميسور و امكانپذير تر است در نتيجه، برقراري نظم دموكراتيك و اتكاء به آراي مردمي از حالت توده اي و پوپوليستي بيرون مي آيد و خرده سازمانها نيز به سيستمي شدن حكومت كمك نموده و به ايفاي نقش واسطه بين حاكميت و مردم مي پردازند. مثلا در حكومت هاي امروزي غرب، فرد، حاكم نيست بلكه سيستم با پشتوانه هاي تشكلات سازماني اعمال حاكميت مي كند، بطوريكه سازمانهاي اجتماعي، اقتصادي و احزاب نقش تعيين كننده اي در انتخاب فرد حاكم دارند. بنابر اين اگر فردي در پي تأمين خواسته هاي خود مي باشد الزاماً بايد با تعريف دقيق خواسته هاي خود و درك اين نكته مهم كه نقش او در سازمان در كنار نقش ديگران است نه برتر از آن، وارد سازمان شود وبپذيرد كه او، تنها تعيين كننده نيست، بلكه تعيين كننده اساسي در درون ساختار تشكيلات، «ما»ئي است كه بر اساس عقلانيت، از خود گذشتگي و واقعيت هاي موجود در درون سازمان شكل يافته است. و همه اعضا براي دستيابي به خواسته مشترك ناگزيرند به آن پايبند و متعهد باشند و از ايفاي نقش انحصاري و تكرو اجتناب نمايند. تا خواسته ها و اهداف آنها در قالب تشكيلات موجود به دست آيد. ليكن، اگر چناچه فردي خود را درون سازمان، ناسازگار مي بيند، الزاماً بايد به تحليل خواسته هاي خويش بپردازد و دريابد كه، اين نا سازگاري ممكن است برخاسته از عدم توان تشخيص صحيح هدف، عجز از عدم درك روابط درون سازماني و يا تجلي خصيصيه هاي فردي نظير «تك روي»، «تمامت خواهي» و « خود برتر بيني» باشد. از اين رو بايد هرچه زود تر تصميم بگيرد، زيرا عدم تشخيص صحيح هدف و تطبيق آن با اهداف سازمان، موجب سر در گمي، و نا هنجاري هاي روحي مي گردد. زيرا اگر چنانچه سيستم با مكانيزم خاصي طراحي گردد و از قابليت انعطاف پذيري برخوردار بوده و فاقد روح صلبيي باشد، خود به مرور زمان به انسجام دروني خويش پرداخته و اعضاء را وادار به انجام فعاليت هاي نظام مند، پيشرو و هماهنگ مي نمايد. اما اگر چنانچه، فرد در تشخيص هدف خود و تطبيق آن با اهداف مجموعه و سازمان مشكلي نداشته باشد ولي با اين حال رفتار هاي انفرادي از خود به نمايش گذاشته و به تخريب روي مي آورد، تا جائيكه، حتي براي كتمان هويت خويش، سازماني را در درون سازمان مي سازد، باز هم تنها خود اوست كه ضرر مي بيند، زيرا تشكيلات سازماني همواره تلاش خواهد نمود تا ضابطه قانوني را بر رابطه دوستانه مقدم كرده و ارتباط بين اعضاء را بر مبناي رابطه «بوروكراتيك» تعريف نمايد، و چون فرد مخل در درون سازمان، خود را برتر از اين نوع رابطه مي بيند لذا هويت مكتوم خويش را آشكار نموده، و مدام تلاش مي نمايد تا در برابر خواسته هاي جمعي بايستد، كه اين خود در حقيقت آغازي است براي يك فرجام نا خوشايندِ مبتني بر انزوا، عدم قابليت اعتماد براي ديگران، سر درگم و شرمنده. بنابراين آنچه بر ما به عنوان قشر پيشرو و سردمداران نسل فردا، الزامي است، درك اين نكته است كه بايد واقعيتها را باور كنيم و بدانيم كه «فرد» و «نقش» متعلق به آن، تنها در صورتي وارد شبكه حيات اجتماعي شده و در تعاملات و روابط اجتماعي تأثير مي گذاردكه در مرحله اول «كليت خود» را به «جزئيت در جمع» تبديل كند و سپس براي بدست آوردن كليت از دست رفته خويش تنها با ابزار هاي پيش بيني شده و مكانيسم هاي موجود اهتمام نمايد. مداقّه در تحليل فوق، هدف اين نوشتار را از تبيين گفتمان رابطه سازماني به خوبي آشكار مي سازد، چراكه افغانستان نوين هم اكنون آغوش خويش را براي پذيرش هر نوع انديشه اي باز كرده است تا فضاي گفتماني خويش را از حالت سر در گمي بيرون آورد و اگر چنانچه ما خود را سهيم و در عين حال توانمند مي بينيم، الزاما بايد الفباي تشكيلات را بياموزيم و تمرين كنيم. موضوع مرتبط: فرهنگي, انديشه
 

چاپ مطلب

ارسال مطلب

    ديگرنبشته‌ها از نصرالله نظري:

 

  از ميان همين موضوع:

  • چه گونه می خوانیم ؟ ( سخيداد هاتف )
  • مهاجرت وتبعات فرهنگی اجتماعی ( عادل غلامي خلقيار )
  • دیداری با منطق ِ خرم ( سخيداد هاتف )
  • یکتاپرستان ِبهشت شداد ! ( مسيح ارزگاني )
  • Search Armans.Info Search the Web

    نقل مطالب اين سايت تنها با ذكر منبع و نام نويسنده مجازاست

    آمار مقالات


    Journalists--------------------------------- تعداد ژورناليست --------------------------: 62
    Articles----------------------------------- تعداد مطالب تازه -------------------------: 691
    Comments-------------------------------- تعداد نظرات ------------------------------: 3847
    Categories-------------------------------- تعداد موضوعات ---------------------------: 33

    اطلاعات و ترافيك سايت

    
    Total Visits----------------------------- مجموع بازديدها--------------------------814836
    Users Online-----------------------------4-----------------------------------افراد آنلاين
    Your IP-------------------------- آي پي شما-----------------------38.103.63.60
    38.103.63.60
    ----------------------------------------

    تاريخ تأسيس ------------------------------ Construction ------------------------- 2002
    تاريخ بازسازي ------------------------------ Re-construction---------------------- 2004

     
     
     
     


    مشاهده مقالات با انتخاب نام نويسنده در ستون نويسندگان


    از بخش"ويژه نويسندگان"

    نبي قانع زاده :

    کابل که من دیدم !

    avatar


    محمد حسين فياض:

    زیرآسمان کابل 2 / 8


    حامد شفايي:

    افغانستان در مسابقات المپیک


    احد تركمني:

    مشرف خان، کجا را خوش داری؟


    م. غزنوي:

    خلاصه چند خبر داغ و مهم


    بقيۀ مطالب اين ستون