فهرست
...................
توضيح مفاهيم
1. انتخابات
2. تاريخچه انتخابات در جهان
3. فرهنگ و تاخر فرهنگي
4. فرهنگ انتخابات
5. تاريخچه انتخابات در افغانستان
منابع و مأخذ:
.........................
با نزديك شدن اولين انتخابات به ظاهر دموكراتيك رياست جمهوري در تاريخ افغانستان, تب انتخاباتي مردم, بخصوص در ميان اقليتهاي محروم اين كشور كه در طول حاكميت دو صد ساله پشتونها از قدرت و حكومت به دور بوده اند, بسيار بالا گرفته است. در اين زمينه پرسشهاي متعددي وجود دارند كه ذهن وزبان بسياري از آگاهان جامعه ما را ره بخود مشغول كرده و پاسخ هاي فوري و جدي را مي طلبد. برخي از پرسشها عبارتند از:
آيا انتخابات پيش رو, انتخاباتي واقعي است و برنده اي از پيش تعيين شده اي وجود ندارد؟ و با فرض واقعي بودن آن, برنده و بازنده انتخابات چه كسي هست؟ و اگر برنده اي از پيش تعيين شده اي در كار باشد نقش مردم و رأي دهندگان چه خواهد بود؟ آيا مشكل افغانستان صرفاً با برگزاري انتخابات حل خواهد شد؟ و ده ها پرسشي ديگر از اين نوع, ولي پرسشي كه براي من از همه جالب تر به نظر مي رسد اين است كه: آيا فرهنگ انتخابات در افغانستان دچار مشكل تاخر يا پس افتادگي فرهنگي نيست؟
پاسخگويي به هر يك از سوالات فوق, علاوه بر آنكه نظارت دقيق بر اوضاع و احوال كشور و مطالعه همه جانبه و گسترده اي را در اين باره مي طلبد هر كدام به تنهايي موضوع چندين و چند مقاله علمي و تحقيقي است كه پاسخ دادن به همه آنها در يك مقاله – حداقل براي اينجانب – مقدور به نظر نمي رسد. از اين رو سوال اخير را به عنوان موضوع نوشتار حاضر برگزيده و پس از پرداختن به آن لازم مي دانم به جاي پاسخگويي به ديگر پرسشهاي ياد شده پيش فرضهاي خودم را در اين خصوص مطرح نمايم و سپس به بررسي سوال مطرح شده خواهم پرداخت.
اولين پيش فرض اين نوشتار آن است كه انتخابات آينده كشور انتخاباتي واقعي است و برنده اي از پيش تعيين شده اي وجود ندارد هر چند حدث و گمانهايي پيرامون شخص پيروز زده مي شود, ولي هيچ شاهد و مدركي وجود ندارد كه بتواند ثابت كند شخص مذكور از قبل تعيين شده است و در نتيجه انتخابات صرفاً يك امر نمايشي بوده و آراي مردمي در آن هيچ نقشي ندارد البته ناگفته نبايد گذاشت كه حدث و گمانهاي مذكور خود از عوامل و انگيزه هاي گوناگوني نشأت مي گيرد كه شايد يكي از مهم ترين اين انگيزه ها استفاده از كاركردهاي رواني و اجتماعي "شايعه" است. شايعه يك پديده اجتماعي – رواني است كه وقتي در سطح وسيعي پخش مي شود مي تواند. داراي كاركردها و آثار اجتماعي, رواني, اقتصادي و سياسي مهمي باشد, مثلاً برخي از جامعه شناسان معتقدند كه بحران اقتصادي آمريكا در سال 1929 كه منجر به ورشكستگي بانكها گرديد, ناشي از يك شايعه بود, شايعه اي مبني بر ورشكستگي بانكهاي آمريكا به پيمانه وسيعي در ميان مردم پخش گرديد, مردم نيز با شنيدن شايعه فوق براي دريافت سرمايه خود, دفعتاً به بانكها مراجعه كردند, در نتيجه بانكها از پول و سرمايه در گردش خالي و به ورشكستگي كشيده شدند. بدين ترتيب پيامد نهايي شايعه مذكور ركود عظيم اقتصادي در آمريكا بود. در جريان انتخابات نيز معمولاً از اين تاكتيك استفاده مي شود, شايعاتي مبني بر پيروزي شخص يا جريان خاصي در ميان مردم پخش مي گردد, و از آنجايي كه مردم دوست ندارند به جريانهايي كه احتمال شكست آنها زياد است بپيوندند, وادر به راي دادن آنها مي شوند, و بدين ترتيب بار ديگر "شايعه"اي به واقعيت مبدل مي گردد.
پيش فرض دوم با توجه به جريانها و ديدگاههاي مربوط به انتخابات مطرح مي گردد. در اين زمينه دو ديدگاه و جريان اصلي وجود دارد
متن كامل