( بازخواني كارنامه سه ساله استاد مزاري در غرب كابل) نويسنده : غلامحسين آزادي
(نامه ارسالي نويسنده ) پيش گفتار گفتن ، نوشتن و داوري در باره بزرگان كاريست دشوار و ظريف ؛ زيرا شناخت آنان به دليل عمق و پيچيدگي ابعاد شخصيت شان ، مشكل و مرد افكن است . بزرگان را مي توان به كوه يخي كه در اقيانوس شناور است مانند كرد ؛ آنچه بيرون از آب به چشم مي آيد و ما آن را كوه يخ مي ناميم در واقع حجم بسيار كوچكي از آن توده ء بزرگ است ؛ در حالي كه قسمت اعظم آن دور از دسترس و ديد ما در درون آب حركت مي كند . آنچه ما از بزرگان مي بينيم و مي دانيم در حقيقت لايه بيروني و پوسته ابعاد وجودي آنهاست؛ اما هسته وباطن شخصيت آنها اغلب براي ما نا مكشوف مي نمايد . بدين خاطر سخن گفتن از بزرگان ، كار بزرگان است و انسان فهيم و بصير مي طلبد . از ديگر سو آنگاه كه پاي نقد ، باز بيني و ارز يابي كارنامه ء يك شخصيت وآنهم چهره سياسي در ميان باشد ، دشواري هاي تازه اي فراروي نويسنده سبز مي شود . زيرا از طرفي بر مبناي اصول اساسي نقد ، نقاط مثبت و منفي شخصيت سوژه زير ذره بين قرار مي گيرد ، محاسن ومعايب ، كاستي ها وراستي ها يكجا مورد قضاوت و ارزيابي قرار مي گيرد . از طرف ديگر ، چهره هاي مؤثر به دليل بر خورداري از جاذبه ودافعه نيرومند ، دوستاران و مخالفان سينه چاك و سرسختي دارند . بديهي است كه برشمردن نقاط مثبت به مذاق مخالفان و نقاط منفي به مذاق دوستداران آنها خوش نيايد و طوماري از اتهام و دشنام نثار نويسنده نمايند . در خصوص سوژه مورد نظر ما در اين نوشتار يعني استاد مزاري ، هردو دشواري بويژه مشكل دوم به شكل حاد و گسترده وجود دارد . گروهي چنان عاشق سينه چاك استاد مزاري هستند كه او را خلاصه همهء خوبيها ، تجسم ارزشها و سيد الشهداي افغانستان مي دانند . طبعا اينان هرگونه ايراد وانتقاد نسبت به اورا در رديف كفر گويي و عبور از خط قرمز مي دانند . در مقابل ، گروه ديگري او را به عنوان ابله و ديوانه اي مي شناسند كه خود ، حزب وحدت و جامعه شيعه را بسوي نابودي سوق داد . بديهي است كه برشمردن نقاط مثبت استاد مزاري آتش خشم اين حضرات را شعله ور سازد . در اينجاست كه انسان متحير ميماند حقيقت را فداي مصلحت كند يا مصلحت را قرباني حقيقت ؟ به احترام جمعي از شيفتگان و يا مخالفان يك شخصيت ، حقايق و گفتني هاي بسياري را كه بخشي از تاريخ معاصر ماست و ميتواند چراغ راه آينده باشد ، ناديده بگيرد يا بي پرده و مدارا در برابر چشمان تيزبين مردم قرار دهد . با همه ء اين دشواريها وترديدها ، دلايل چندي براي ضرورت طرح چنين مسايلي مي تواند وجود داشته باشد كه كفه ترازو را به سود طرح و ضرر سكوت و مدارا سنگين مي سازد : 1- با سير و سفري به دوردستهاي تاريخ و دوره طفوليت و ناپختگي بشر ، ملاحظه خواهيم كرد كه در جوامع انساني رشد نيافته و فاقد دانش و معرفت ، قهرمانان و چهره ها يا سياه سياه اند ويا سفيد سفيد ؛ يا ديو آدمخوار و بد سيرت اند و يا فرشته ء محبوب و دوست داشتني . در ميان قهرمانان در گذشته هاي دور آدم معتدل كه داراي نقاط مثبت ومنفي ، ضعف وقوت ، كاستي و راستي باشد نمي توان يافت . اما كاروان جامعه بشري هر چه به سر منزل دانش ، معرفت و عقلانيت نزديك شده و به تمدن و تكامل دست يافته است ، به همان ميزان به حقيقت گرايي وواقع نگري گرايش پيدا كرده است . در اين مرحله ديگر قهرمانان را يكسره سياه و يا يكسره سفيد نمي بينند بلكه به دور از تعصب ، يكسو نگري و قهرمان تراشي در باره شخصيت ، اعمال و رفتار آنها به داوري و قضاوت مي پردازند . بعبارت ديگر آنان را آنگونه كه بوده اند و هستند ، مي بينند نه آنگونه كه دوست دارند باشند . شخصيت شناسي اساس كار است نه شخصيت سرايي و قهرمان سازي . بر اين اساس در جوامع پيشرفته از شخصيتها و چهره هاي ملي شان به نحو شايسته تجليل و تكريم مي كنند ؛ ولي در عين زمان ، نقاط ضعف و اشتباهات آنها را نيز با دقت موشكافانه مورد كاوش و كنكاش قرار مي دهند . در انگلستان براي چرچيل زندگي نامه چهل وچند جلدي مي نويسند ؛ در عين حال از كوچكترين اشتباه او نيز نمي گذرند . ژنرال دوگل در فرانسه و جرج واشنگتن و ابراهام لينكلن در امريكا هم همينطور ... بنا براين مرز ميان يك جامعه پيشرفته و پسمانده در خصوص شيوهء برخورد با شخصيتها و قهرمانان در همين نكته تبارز پيدا مي كند . كه در جوامع رشد يافته بر اساس حقايق وواقعيتها به معرفي و داوري شخصيت ها مي نشينند ؛ اما در جوامع رشد نيافته بر اساس تعصب ، قهرمان سازي و بت تراشي . حال كدام يك از اين دوشيوه ء برخورد با شخصيت ها به نفع جامعه و مطابق با عقل ، منطق و فطرت بشر است ، هيچ نيازي به برهان و استدلال نيست . 2- در مواجه با استاد مزاري ، جامعه هزاره افغانستان به دو قطب كاملا مخالف تقسيم شده است ؛ تا آنجا كه گروهي او را محارب، مفسد في الارض و مهدورالدم مي دانستند و مي دانند و حتي در تعادل رواني و سلامت عقل او قويا ترديد دارند . هنگامي كه خبر اسارت استاد مزاري را از راديوها شنيدند ، چندان متاثر نشدند . بعد از مرگش نيز وقتي از بعضي سران اين قطب پرسيده شد كه مزاري بهتر بود يا خليلي؟ در جواب گفتند : « آن احمق بود و اين از آن احمق تر است » . اينان معتقدند كه مزاري با اتخاذ سياستهاي ابلهانه ، فرصت هاي طلايي جامعه شيعه را بر باد داد ؛ اين مردم را بسوي نابودي و تباهي سوق داد و تمام هست وبود آن را فداي جنگ طلبي و قدرت خواهي خود نمود . به عقيده اين جمع مزاري ، عبدالرحمن ديگري براي هزاره ها بود ومانند آن امير خونخوار ، هزاره ها را يكصد سال به عقب انداخت . عناويني چون بي سواد ، ديوانه ، جنگ طلب ، جلاد ، قهرمان جنگ داخلي ، سردمدار نفاق ملي ، پرچمدار خصومت اجتماعي ... را شايسته او مي دانند . در باور اين گروه نيز مزاري پدر بود ؛ اما پدر چپي ها ، تبهكاران و عناصر شر وفساد . مزاري اين گروههاي مرده و متروك را حيات دوباره بخشيد و تمام جولانگري هاي چپي ها در تحولات امروز جامعه شيعه و نيز تاخت وتاز نيروهاي آشوب طلب « وندي » ، همه را از خير دولت استاد مزاري مي دانند . خلاصه كلام در اين ديدگاه ، استاد مزاري پير فتنه و فساد و مجسمه حماقت و سفاهت است . در مقابل ، گروه ديگر اورا پنجمين قهرمان ملي هزاره ها ، پدر اين مردم و احياگر هويت آنها مي دانند . به عقيده اين گروه ، او تجسم عيني ارزشها ، فريادگر وحدت ملي ، سمبل حق خواهي و عدالت طلبي ، رائد قبيله ريسمان بدوشان برهنه پاي و سيدالشهداي افغاسنات است . اينان براي او مرقد و بارگاه ساخته اند و گويند از خاكش شفا خيزد . برايش زيارت نامه و آداب زيارت ساخته اند . در مراثي و روضه ها در كنار گريز به كربلاي حسيني ، گريزي هم به غرب كابل و چهار آسياب مي زنند . شعرا در وصف و مدحش نغمه ها سروده اند و اورا « مجري مقتدر آرمانهاي شعر مقاومت » مي نامند . نويسندگان در تبيين عظمت و ابعاد شخصيت او قلم فرسايي ها كرده اند و از ديدگاه اين گروه ، او خلاصهء همه اي خوبيها و تجسم عيني ارزشهاست . كسي كه چنين شكاف عميقي را در متن جامعه واحد ويكپارچه ايجاد نموده وچنين ديدگاهها ي متضاد و متناقضي را برانگيخته است ، بسيار لازم و ضروري مي نمايد كه سياستها ، عملكرد ها و انديشه هاي او را در ترازوي نقد و بررسي قرار دهيم تا معلوم گردد كه كدام گروه روبه قبله است و كدام يكي رو به تركستان . اگر واقعا او اسطوره ملي و پدرهزاره بوده است - چنانكه گروه دوم معتقدند - چرا گروهي از فرزندان ، پدر شان را محارب ، مفسد و ديوانه بخوانند . اگر او يك جاني ، آدمكش و قهرمان جنگ داخلي بوده است - چنانكه گروه اول معتقدند - چرا گروه ديگر در وصف او حلقوم پاره كنند و از مرقد يك جاني شفا بخواهند . از همه مهتر ، نسل جوان ونسلهاي آينده ، با اين پديده چگونه معامله كنند ؟ از پي گروه اول بروند يا در قطب دوم جاي گيرند ؟ در يك كلام اگر مزاري بتي بوده است - كه به تعبير بعضي ها ابتدا توسط برخي دول خارجي تراشيده ، به افغانسات صادر شد و بعدا توسط چپي ها دست كاري و آرايش گرديد - لازم است اين بت شكسته شود تا همانند گوساله سامري به ابزاري براي انحراف تبديل نشود و پيراهن عثماني در دست چپي ها قرار نگيرد . اگرنه ، او پدر و احياگر يك مليت و تجسم عيني ارزشها بوده است باز لازم و ضروريست كه چهره واقعي او براي مردم ترسيم گردد تا آناكه دريا را با مرداب اشتباه گرفته اند ، از كژراهه روي دست بردارند . 3- چه هوادار نظريه اول باشيم يا دوم ، اين حقيقت غير قابل انكار است كه استاد مزاري ساليان دراز در متن تحولات سياسي كشور حضور داشته و در حساس ترين فصل تاريخ معاصر افغانستان يعني سالهاي پس از پيروزي جهاد ، عنان سرنوشت يك ملت محروم را در اختيار داشته است ؛ پس او جايگاهي را درتاريخ اين سرزمين براي خود كمايي كرده است . سرگذشت و كارنامه ء او بخشي از تاريخ ميهن ما و در رابطه ء تنگاتنگ با سرنوشت جامعه و مردم ماست . آنچه امروزه بر كشور ما مي رود مانند ظهور پديده طالبان و تداوم جنگ ، مصيبت و ويراني ، ريشه در سالهاي پر كشاكش پس از پيروزي دارد . هيچ پديده و رويدادي در خلاء شكل نمي گيرد ؛ بلكه در بستر حوادث و تحولات گذشته شكل گرفته و پرورش مي يابد . خاستگاه و پرورشگاه بخش عمده ء از فاجعه درد ناك ووضعيت غمبار فعلي كشور ، سالهاي حساس پس از پيروزي بوده است كه استاد مزاري در آن فراز يكي از طرفهاي موثر و از استوانه ها به حساب مي آمد . بناء بسيار لازم و ضروري مي نمايد تا آنچه را كه ما در حوادث تلخ فعلي كشور به حساب مي آيد و زمينه ساز اين همه زيان ملي و سيه روزي براي كشور و مردم بوده است ، زير ذره بين قرار داده به تجزيه و تحليل آن بپردازيم . اين موضوع مقوله اي است مرتبط با يك ملت و كشور ، هيچ كس حق ندارد حب وبغض شخصي خود را در اينگونه موارد پرده پوش حقيقت قراردهد . ملاحظه ، مدارا و اغماض فقط در امور شخصي وفردي مي تواند ممكن و روا باشد ؛ اما آنچه به سرنوشت ، مرگ و زندگي يك ملت ارتباط پيدا مي كند ، هرگز قابل اغماض و مدارا نيست . 4 - دليل ديگر بر ضرورت طرح چنين مباحثي در ويژگي عبرت آموزي آن نهفته است . آنگاه كه سياست ها و عملكردهاي تاريخ سازان گذشته با دقت ووسواس وبدون ترحم ومدارا، مورد بازبيني و بازنگري قرار گيرد و در پرتو اين بازبيني ، خادم از خائن و سره از ناسره تشخيص داده شود ، اين سنجش و نقد باعث خواهد شد كه داعيه داران امروز رهبري ، دست وپاي شان را جمع كنند. رهبران فعلي احزاب و گروههاي مسلح بدليل حاتم بخشيهاي كه از كيسه خليفه دارند ، هزاران پيرو اشباع شده و به نان بي ننگي رسيده آنها زير بيرق اين رهبران سينه مي زنند و هفت كرسي فلك را زير پا مي گذارند تا بوسه اي به پاي فلان رفبر حزب بزنند . اين حضرات جلالت مآب فكر نكنند كه همگان و براي هميشه بصورت چشم بسته براي آنها هورا مي كشند و اعمال شان را حماسه و معجزه مي نامند . باور نكنند كه آنها براي هميشه خط قرمز هستند و هيچكس نمي تواند در باره سياه كاريهاي آنها حرف بزند . اگر گروهي قلم به دست چاپلوس از دين وشرف شان براي تقديس و توجيه اين رهبران نا فرهيخته ، هزينه مي كنند ، فقط عرض خود مي برند و آزار مردم مي دهند . اين اقدام باعث خواهد شد كه رهبران فعلي ، حساب دست شان بيايد و بدانند كه آفتاب هيچگاه پشت ابر نمي ماند . هياهو ، هورا و كف زدن تا وقتي ادامه دارد كه اين رهبران مزد نوكري شان را از اربابان خارجي بگيرند و به شكم نوكران داخلي شان سرازير كنند . اما آنچه ماندگار و پايدار ميماند و روزي از وراي ابرها طلوع خواهد كرد ، آفتاب حقيقت است . اگر كسي زير ردا و چپن رهبري سرگرم طراري است ، سرانجام روزي مشت طراران گشوده خواهد شد . والسلام تابستان 1377 غلام حسين آزادي ............................................................................................ شناسنامه كتاب : نام :............................................................اسطورهء شكسته نويسنده : .......................................................غلام حسين آزادي ناشر : ...........................................................مولف سال چاپ :........................................................بهار 1378 تيراژ : .............................................................2000 قيمت : ...........................................................500 تومان شابك :