Home

Afghanistan Columnists

Click bank

Articles  

News

Links

Books

Gallery

Policy

   باشگاه نويسندگان آزاد

  |  صفحه اول |  افغانستان  |   نويسندگان   مقالات  |   اخبار    كليك‌بانك  |   كتابخانه  |   گالري  |   پاليسي   | تماس



 

لوگوي سايت

مقالات تازه

آتوسا سلطان زاده :

سروانتس و رمان دن کیشوت در ادبیات جهانی غرب

avatar

امان الله شفايي :

عکس‌ها سخن می‌گوید


محمود موسايي :

اوباما همان بوش است اگر


امان‌الله شفایی :

روشنایی‌هایی از نظام سیاسی- انتخاباتی آمریکا


آتوسا سلطان زاده :

دانته علی قیری کیست ؟- ماودرسهای ادبی غرب


خبرهاي بيشتر در اينجا...

 

مقالات نويسندگان

مسؤوليت هرسخن بدوش پديدآورنده است. سايت در قبال آثارارسالي نويسندگان پاسخگو نيست

سياسي, اجتماعي

سايت را به دوستان معرفي كنيد!

مطالب بيشتر از امين آرمان در صفحه اختصاصي نويسنده

پيوسته‌ها




نقبي بر عزل وزير

نويسنده: امين



تاريخ نشر: 30.01.2005


زماني كه يادداشتي را در باب انتخابات آينده و بحث كانديداها مي نگاشتم ( كه هنوزهم پايان نيافته ) ، خبر رسيد كه آقاي محقق ، وزير پلان دولت انتقالي و يكي از كانديداهاي جنجالي انتخابات رييس جمهوري آينده از مقام خود عزل گرديد . من در نظر داشتم كه در بخشي از آن ياد داشت ، كانديداتوري آقاي محقق را از چند منظر به بررسي گيرم . از اين حيث كه او اولين كسي استكه از ميان اقليت قومي هزاره ، قد بلند كرده ودعواي رياست جمهوري به راه انداخته ؛ چيزي كه درگذشته ناممكن بود و براي آينده نيز چشم انداز روشني نداشت .



(درنگي بر عزل حاجي محمد محقق از وزارت پلان)

      زمانی كه يادداشتی را در باب انتخابات آينده و بحث كانديداها می نگاشتم ( كه هنوزهم پايان نيافته ) ، خبر رسيد كه آقای محقق ، وزير پلان دولت انتقالی و يكی از كانديداهای جنجالی انتخابات رييس جمهوری آينده  از مقام خود عزل گرديد . من در نظر داشتم كه در بخشی از آن ياد داشت ، كانديداتوری آقای محقق را از چند منظر به بررسی گيرم . از اين حيث كه او اولين كسی استكه از ميان اقليت قومی هزاره ، قد بلند كرده ودعوای رياست جمهوری به راه انداخته ؛ چيزی كه درگذشته ناممكن بود و برای آينده نيز چشم انداز روشنی نداشت .  از اين جهت كه او با اين تصميم خود خواهد توانست راه را برای آيندگان ونسلهای بعد بگشايد ، از اينكه بتوان درسايه ی اين اقدام ، شكل بهتر ومعقول تری ازدمكراسی انتخاباتی افغانی را تجربه كنيم وازاين بابت كه اين اقدام ، پايانی باشد بر يكسونگری های قوم گرايانه در باب حكومت وحاكميت و... پس نفس اين اقدام ، ارزش بررسی را داشت . ادعای آقای محقق مبنی براينكه او صرفا منحيث يك هزاره به اين كاردست زده تا نيروی سياسی وفكری وآنهاده هزاره را به تكان آورد ، نيزبه نوبه خود شايسته ی ارزيابی می نمود . بحث پردامنه ی سوابق، شرايط ، شايستگی و درايت  نامزد رياست جمهوری نيز دورنمای تكنوكراسی وشايسته سالاری را به ميدان می كشيد ومسايل بسياری از اين قبيل ...

        اما  پخش اين خبر و موضعگيريهای متعاقب آن سبب شد كه چارچوب نظری بحث مذكور تا حدودی بهم بخورد .   نگاه مرا نيز تغيير داد و پيكربندی مطالب را درهم ريخت .  اين تغيير معلول دو علت است : يكی دقت در ماهيت دعواها وحجت هايی كه بدوا در تبيين مسايل به آنها تكيه می شد  و دوم ، توجه به تبعات كانديداتوری محقق بود كه پيش از اين حادثه به قطع يا به حدس ، تصوير ديگری از آن ارائه می شد . در آن ياد داشت ،  كانديداتوری محقق از سه زاويه فكری به ارزيابی گرفته شده  :

1 – زاويه ديد مثبت نگر 2 – ديدگاه منفی نگر و 3 – نظريه واقع نگر .

   من بسيار كوشيدم ميان دو انديشه نخست و اخير سازگاری ايجاد كنم . چه پنهان ، كه همه مان می دانيم دراين موضوع نه تنها نظر موافقی ميان مردم افغانستان وارگانهای سياسی حاضر وجود ندارد كه ميان مليت هزاره وحتی اعضای حزب وحدت كه محقق در اقدام خود برآن تكيه زده است  نيز ديدگاه  يكسانی وجود ندارد ومحقق با مخالفان و رقيبان برون حزبی ودرون حزبی خود دست به گريبان است . براين اساس ، وبا تحقيقی كه كردم سه ديدگاه مذكوررا ميان هزاره ها يافتم . يكی ديدگاهی است حمايتی و تندروكه از كانديد شدن وی دفاع می كند ، دومی نظريه ی است مخالف ، كه با تكيه بر دلايلی كه دارد  اين نامزدی را نفی می كند وسومی می كوشد با تاييد كاستی های  اين كانديداتوری ، با ترسيم يك نتايج و شرايطی آنرا اقدامی مثبت ارزيابی نمايد . در آن نوشته تلاش كردم ديدگاه اخير را واقعی تر جلوه دهم و درعين حال برای قوم وحتی ملت ،  سود مندتر .

خبر عزل ، و اقدامات پيوست آن ومسايل ديگری كه ذيلا بحث می كنيم ،  مرا برآن داشت كه اين يادداشت را بنويسم ونشر كنم .  

 البته من ، از قضيه عزل ، با تاخيرزياد آگاهی يافتم وپس از آن متن خبر را از سايت فارسی بی بی سی گرفتم .  تاآن زمان كه متن اين خبروخبر های بعدی را نخوانده بودم چيزی شبيه توطئه يا دسيسه وامثال آنرا كه اصحاب شايعه معمولا با خود حمل می كنند ، دور از ذهن نمی دانستم . اين پندار در من تقويه شده بود كه ممكن است اين عزل شايبه ی قومی يا قوم گرايی داشته باشد . به اين دليل بسيار حساس بودم كه جانشين وزير معزول چه كسی خواهد بود . در اين انديشه بودم كه اگر اين عزل به جايگزينی يك هزاره با هزاره ی ديگری نيانجاميده باشد ، چه بايد كرد ؟ واگر چنا ن چيزی شده باشد ، اين استدلال كه : « در اين عزل  به هزاره ها ظلم وتعدی شده »  چه قدر رنگ می بازد ؟ اگر محقق  برای صلاحيت وحقانيت خود در احراز اين پست دلايلی دارد معنی  آن نفی صلاحيت اشخاص صالح ديگر نيست زيرا اين با دمكراسی نيز سازگار تر است كه آدمها در درون قدرت كاناليزه نشوند .  امكان جابجايی وجود داشته باشد وبا پيداشدن افراد لايق تر ،  شايسته تر ،  پخته تر وبا اعمال فرايند جايگزينی از اوكسيده شدن قدرت سياسی جلوگيری شود .  

متن خبر چنين است :

...................

دولت انتقالی افغانستان روز دوشنبه، 8 مارس، اعلام کرد که آقای محقق استعفا داده است.

وزير سابق پلان افغانستان، که از نامزدهای شرکت در انتخابات رياست جمهوری اين کشور است در يک کنفرانس خبری گفت او پس از مشاجره ای با حامد کرزی، رئيس دولت انتقالی و اشرف غنی، وزير ماليه (دارائی)، از کار برکنار شده است....ادامه...

 

وزير جديد

آقای کرزی دکتر رمضان بشير دوست را به عنوان وزير جديد برنامه افغانستان معرفی کرده است.

دکتر بشير دوست 43 سال دارد و متولد غزنی است.

وی پس از کودتای کمونيستی 1979 در افغانستان از اين کشور خارج شد و پس از مدتی اقامت در ايران به پاکستان رفت.

حدود 20 سال پيش وی برای ادامه تحصيل به فرانسه رفت . او که دارای دکترای حقوق از فرانسه است همچنين در رشته ديپلماسی و علوم سياسی نيز از مراکز آموزش عالی فرانسه مدرک دارد . (ختم گزاش) .

..................

          هنگامی كه نام فرد جايگزين( رمضان بشردوست) و مختصر معرفی كارنامه ودرجه علمی او را مرور نمودم ، بيشتر به اين فكر افتادم كه آيا چنين فردی ممكن است هزاره باشد ؟ اگر نباشد ، آيا اين عزل يگ گام به پيش خواهد بود يا به عقب ؟ آيا با تعيين چنين فردی با اين درجه سواد وسطح علمی ، می توان خلاء های كاری موجود راپر كرد ؟ وانگهی ، پس حقوق اقليت ها واز جمله هزاره ها چه می شود ؟ مگر نه اين است كه تا حال قدرت ميان زور مداران حزبی متعلق به اقوام مختلف – به نحوی - تقسيم شده است ؟ پس با عزل محقق ، سهم هزاره ها چه می شود ؟ مگر هزاره ها يكی از اقليت های قومی نيست ؟ واز سوی ديگر : اگر او هزاره باشد ، آنگاه باز هم دليلی برای دعوای حق ستانی هزارگی وجود خواهد داشت ؟ آيا چنين شخصيتی قادر نخواهد بود مصالح اين اقليت را درك وحقوق آنرا به اندازه محقق وامثال او تامين نمايد ؟  با اين وجود آيا ممكن خواهد بود روشن انديشان مليت هزاره باز هم به قضيه معترض باشند ؟ اگر باشند ، دليل شان چيست ؟

     اين پرسشها وسئوالات زنجيره ای ديگری يكی پی هم در ذهنم صف می كشيد . به زودی دريافتم كه آقای بشير دوست شهروند ولايت غزنی ويك هزاره است .  از آن گذشته ، زمانی از وفاداران حزب وحدت بوده و حالا مانند دكتر عبدالرحمان مرحوم ( وزير هوانوردی پيشين افغانستان كه توسط عوامل جنگ سالار حزب جمعيت به قتل رسيد ) از حزب فاصله گرفته وخود صاحب انديشه ، مشی ومشرب سياسی است  – خداكند به سرنوشت دكتر عبدالرحمان سر دچار نشود ! -  با اين شناخت مجمل خيال توطئه و يا دسيسه و...از ذهنم فروكش كرد اما منتظر واكنش لايه های گوناگون جامعه بودم . بالاخره ،  خبر تظاهرات مزار شريف را كه در حمايت از محقق برپا شده بود شنيدم . همينطور صدای اعتراض هواداران او را در خارج از كشور . فريادها همگی به خاطر حق خواهی وحق ستانی مليت هزاره بلند است . گو اينكه كرزی اين كرسی را به كرزی ديگری از هموطنان پشتو زبان واگذار نموده وبه اين ترتيب ، حق كلانی را از دهان هزاره های هميشه محروم ربوده است . گفته شده كه آقای محقق در تحريك هواداران خود در مزار نقش داشته همانگونه كه آقای يونس قانونی هنگام بركناری از وزارت داخله در شورشهای هوادارانش دخيل بود وجلو ورود وزير جديد را به وزارتخانه می گرفت .  اين مسايل موجب شد كه يكبار ديگرنسبت به راستی ودرستی دعوای حق ستانی وحق خواهی قومی آنان به سختی ترديد كنم . آنان در گذشته نيز همين دعوا ها را به راه انداختند اما حاصلی جز سرگشتگی و تباهی قوم درپی نداشت چرا كه در عمل در پی چيز های ديگری بودند كه ربطی به اين سنخ حق ستانی ها نداشت . اينبار اما شايد راه ديگری می پيمودند ولی اين قضايا باز هم ترديدها را زنده كرد .  من بارها درنوشته هايم به انديشه « حقوق ونظام شهروندی » تاكيد كرده ام . حالا نيز بر همين ايده پای می فشارم و در آينده نيز از اين طرز فكر دفاع خواهم كرد .اينكه فلان كس از پشتون ها چنان می كند يا فلان ابن فلان از برادران تاجك ما چه كرده درانديشه ام خللی نمی اندازد . چراكه در ميان هزاره ها نيز از اين نوع فلان ها كم نيست . تازه  اگرهم نباشد ، چه دليلی دارد كه انديشه انسان دوستی را به پای نژاد پرستی ريخت ؟ مثل اين كه اگر طالبان مرتكب نقض حقوق بشر شدند واين بشر هزاره بود مستحق مجازات اند واگر پشتون بود خير! همينطور اگر هزاره مرتكب چنان عملی شود و طرفش پشتون يا تاجيك بود ، بايد از دم تيغ بگذرد ولی اگر قربانی ، هزاره باشد ، نه نقضی در كارباشد ونه تقاصی . اعتقاد من اين است كه بايد كوشش كنيم نگاهها را انسانی تر بسازيم . حقوق انسان وكرامت انسان را پاس داريم . از فضايل و شرافت انسانی دفاع كنيم . منزلت ومقام انسان وحقوق شهروندی را ارج نهيم تا هزاره ، تاجيك، پشتون ، ازبك و...پيش يكديگر عزيز گردند ومحترم باشند  نه آنان را گرگ يكديگر بسازيم  تا در هر عقبه يا دره ای دركمين يكديگر باشند  كه در آن صورت طبيعتا آنكه قوی تر است ضعيف تر را خواهد خورد .  تاربنديهای قومی ونژادی سد راه حقوق آنان نشود نه اينكه اين تاربنديها را« كانال كسب حقوق» خود شمارند. حقوقی كه بر مبنای نژاد به انسان تعلق می گيرد ، حقوق نيست . اگر حقوق هم باشد ، پست ترين نوع آن است . دفاع تعصب آميز از انگاره های تنگ خود شكن قومی حاصلی جز ندامت نخواهدداشت . پيش از اين نيز تجربه كرده ايم وطعم بسيارتلخی داشت . صاحب نظران وتحليلگران اين حادثه ، بر اين اعتقادند كه اگر اين عزل ، سنگ بنای تصفيه دولت از عناصری كه به پشتوانه زور نظامی در آن راه يافته اند بگردد ، چه بسا هم به سود محقق خواهد بود ، هم مليت هزاره و هم ملت افغانستان.  به نفع محقق خواهد بود كه به فكر چاره ای باشد تا در آينده جايی در رده های پايين تر دولتی برای خود دست وپا كند زيرا شرايط وزير شدن را دارا نمی باشد و در صورت شركت در انتخابات به حيث نامزد رياست جمهوری  نيز هيچ چانس موفقيت نخواهد داشت . لذا تا آن زمان فرصت خوبی است به فكر آينده ای  خويش باشد . اما به نفع مردم هزاره خواهد بود كه نماينده ای تحصيل كرده ، با تجربه ، كاردان ومتخصص را در دولت دارند كه حرفش پيش رقبا محلی از اعراب داشته باشد و خود نيز در اداره و طراحی پروژه ها ، صاحب ايده وتوان علمی باشد . هم قادر باشد انديشه همزيستی وهمگرايی ملی را در ميان نمايندگان اقوام گسترش دهد ، هم تصور وذهنيت ديگران را از مليت نجيب و مهربان هزاره عوض كند و بكوشد ذهنيت  جوانان هزاره را نيزنسبت به ديگران تغيير دهد . از طرف ديگر تصور مردم هزاره خصوصا طيف روشن انديش اين جامعه  از وضع موجود وتلقينات ناخودآگاه آنان از نبود نيروی ماهر و كادر متخصص  برای رسيدن به چنين مقاماتی  دگرگون شود .  واما برای ملت افغانستان سود مند خواهد بود كه از وجود سرمايه های انسانی خود بهره ببرد ، امكانات بالقوه اش به فعليت درايد ، مناسباتش با خارج در سطوح مربوطه ، بهبود يابد ، اقتصاد ويران شده اش  تكانی بخورد و ادارات بی نظم ونا بسامان دولت شان به سامان شود و... اين آرزوها تنها با انجام يك رفورم عميق قابل وصول خواهد بود ؛ رفورمی كه آغازش می تواند  تصفيه عناصر ناكار آمد از بدنه دولت باشد . يعنی عناصری كه با  تكيه به قوه نظامی به وزارت رسيده اند نه بر پايه ی شايستگی .  همين طور، جايگزينی افراد شايسته وكاردان درهمين سطوح  و پايان آن نيز، اصلاح وپالايش لايه های درونی وزيرين نهادهای قدرت از فسادی است كه سستم اداری كشور را سخت بی بنيان ساخته است .  بايد پذيرفت كه  آبرو ، حيثيت واقتدار قوم ، ملت وكشور در سايه حكومت فرزانگان دانا بهتر تامين خواهد شد تا در چنبره عشق عاشقان نادان .

    اما در پايان اين نبشته بد نيست « علل» احتمالی عزل وزير پلان را بررسی كنيم . اگر چه هم در خبر عزل وهم درمصاحبه محقق از فشار كرزی و وزير ماليه دولت بر حوزه اختيارات وی سخن رفته واينكه او در اثر يك مشاجره ، صحنه را ترك كرده وپس از آن از مقام وزارت، بركنارشده است ، ولی عوامل اصلی وواقعی قضيه غير از اينها ست .  جمعا چند فرضيه وجود دارد كه بعضش آبشخور واقعی هم دارند وبعضی ظاهرا درحد فرضيه هستند وواقعی بودن شان بايد ثابت شود  :

1-   نزديكی آقای كريم خليلی به جرگه كرزی و كلا با نيروهای غربی ( اعم از ايدئولوژيكی ولوژيستيكی) وتبانی پشت پرده برای براندازی قدرت محقق و تضعيف موقعيت او كه برای هر سه محور حايز اهميت است . برای كرزی ، كه محقق رقيب انتخاباتی او ست واگر قدرتش كاهش نيابد ، می تواند بخشی از آرايی را كه به او تعلق می گيرد از آن خود بسازد .  اين آراء ممكن است در شرايطی برای كرزی حكم پلكان سقوط يا صعود را داشته باشد ، درحالی كه اصولا برای محقق  ارزش چندانی ندارد ( البته از لحاظ نتيجه انتخابات اما از حيث ارتقای جايگاه و پرستيژ وی  در ميان هزاره ها نقش بالايی دارد) . زيرا رقابت او با ديگر رقبا در سطح نازلتری خواهد بود كه چانسی برای راه يابی ندارد . 

    برای خليلی مهم است زيرا مدتی است با محقق ميانه ی خوبی ندارد و كم كم به دو رقيب درون حزبی تمام عيار بدل شده اند كه هريك داعيه رهبری را در سر دارند . با وجودی كه قبلا ، آقای خليلی رهبر رسمی حزب بود اما اخيرا اين مقام از سوی محقق به چالش كشيده شده است وخليلی از اين حيث سخت برآشفته است . خصوصا كه موضوع كانديداتوری محقق ، قوز بالا قوز شده است ؛ كه اگر به وقوع بپيوندد ، عملا جايگاه خليلی را قبضه خواهد كرد واين برای كسی كه رهبر حزب بوده سخت گران خواهد بود .

   واما برای نيروهای غربی و خصوصا امريكا اهميت دارد به اين دليل كه در مانده اند چگونه از شر تفنگ سالاران رهايی يابند . آنها با صدها وبلكه هزاران معضلی رودررويند كه می پندارند ، ريشه در حكومت نظاميان دارد . به همين دليل می كوشند اشتباه اتكای بيش از حد به نيروهای نظامی وتنظيمات جهادی را با كاهش تدريجی قدرت جنگ سالاران جبران نمايند . 

2-  موقف بندی های سياسی – خارجی آقای محقق نيز در اين محور دخالت دارد واز نظر امريكايی ها مهم خواهد بود كه بدانند او وامثال او به كدام كشور خارجی تمايل بيشتری دارد .   رابطه های پنهان وآشكار رو به افزايش آقای محقق با محافل ايرانی از مسايلی است كه ممكن است درعزل او دخالت داشته باشد . در اينكه امريكا نسبت به ايران بسيار حساس است ترديدی نيست . ترديدی هم نيست كه امريكا ،  روابط مقامات وكشورهای زير نفوذ را با ديگر كشورها خصوصا كشورهايی كه از منظر آنها ياغی قلمداد می شوند ، تحت مراقبت  دارد ؛ چون در شيطنت وزيركی شيطانی به اين بزرگی كسی نمی تواند ترديد كند ! گفته می شود كه آقای محقق ، حداقل درطی اين چند ماه اخير دو سفرغير رسمی به ايران داشته كه خارج از مناسبات دولتی بوده و قرار شايعه ( كه البته بر شايعه نمی توان تكيه كرد) ، ايام محرم نيز در ايران به سر می برده  است .  اين امور نيز احتمال دارد درعزل و تبديل ايشان دخيل بوده باشد .

3-   دليل سوم ، كه بايد كمی با ترديد به آن نگريست ، آغاز فرايند تصفيه نيروهای جهادی و جنگ سالاران از بدنه دولت می باشد كه مدتی پيش در رسانه ها زمزمه شد وگويا اكنون ، قرعه بنام محقق درآمده است . اگر اينطور باشد ، پس تا خلع جاويد … وتا عزل فهيم از مسند وزارت دفاع ادامه خواهد يافت.  اين موضوع را بايد انتظار كشيد كه تاچه اندازه واقعيت دارد وتا كجا پيش خواهد رفت . وآيا كرزی  آنطور كه آقای محقق را از مقامش بركنار كرد ، قادر خواهد بود زمانی به حوزه اقتدار فهيم نيز دست اندازی كند و اورا به سرنوشتی مشابه مبتلا سازد ؟

         ازاين نوشته يك نتيجه گيری كلی نماييم  :  ادعای دفاع از حقوق مليت يا قوم و…برای ماندن در قدرت وحتا كانديد شدن ،  بيشتروسيله است تا هدف . دانستيم كه چطور موضوع حفظ قدرت  ميان رهبران حزب مذكوربه يك گره كور بدل شده است و پشت اين پرده زيباروی ، زدوبندهای قديمی حزبی وجناحی وشخصی نهفته است . تغيير پستها وجايگزينی افراد ، حتی اگر به دست فردی از تبار وقوم ديگری افتد كه شايستگی علمی وكاری داشته باشد و تبار ونژاد و قبيله ، ملاك منش واخلاق ورفتار اونباشد ، هم به سود قوم و هم به نفع ملت خواهد بود چه رسد به اينكه پست ها درميان افرادهمان قوم درگردش باشد . عكس قضيه نيز صادق است ؛ داشتن پستهای خالی از افراد مدير ، مدبر ، فخيم و كاردان در دولت هم به زيان قوم وهم به ضرر دولت ، ملت وكشور خواهد بود . پس ، جابجايی افراد بر مبنای لياقت ، نبايد سبب عصبيت ما گردد .  آنهم در صورتی كه اين پست از هزاره ای به هزاره ای ديگری انتقال يابد ، با اين تفاوت كه به جای ناكار آمد ، كارآمد بيايد وبجای نادان ، دانا .

والسلام.

24حوت 1382

امين

.........

http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/story/2004/03/040309_shr-minister.shtml

 

موضوع مرتبط: سياسي, اجتماعي
بازديد 4423
امتيازات 0
ضريب امتياز
امتياز بدهيد
نقد و نظر 1

نسخه چاپي مطلب

فرم ارسال مطلب

ديگرنبشته‌ها از امين آرمان:

 

  از ميان همين موضوع:

  • سه هدف اساسي طالبان ( حامد شفايي )
  • شطرنج بازی آقای کرزی ( محمد حسين فياض )
  • موانع توسعه افغانستان ( محمد اکبری (علامه) )
  • معنی سیاسی چند حزب چیست؟ ( احد تركمني دليل )
  • کرزی و قمار حکمتیار ( سيدمحمد كبيري )
  • Search Armans.Info Search the Web

    نقل مطالب اين سايت تنها با ذكر منبع و نام نويسنده مجازاست

    آمار مقالات


    Journalists--------------------------------- تعداد ژورناليست --------------------------: 65
    Articles----------------------------------- تعداد مطالب تازه -------------------------: 759
    Comments-------------------------------- تعداد نظرات ------------------------------: 3952
    Categories-------------------------------- تعداد موضوعات ---------------------------: 36

    اطلاعات و ترافيك سايت

    
    Total Visits----------------------------- مجموع بازديدها--------------------------1069992
    Users Online-----------------------------25-----------------------------------افراد آنلاين
    Your IP-------------------------- آي پي شما-----------------------38.103.63.56
    38.103.63.56
    ----------------------------------------

    تاريخ تأسيس ------------------------------ Construction ------------------------- 2002
    تاريخ بازسازي ------------------------------ Re-construction---------------------- 2004

     
     
     
     


    مشاهده مقالات با انتخاب نام نويسنده در ستون نويسندگان


    از بخش"ويژه نويسندگان"

    فضل الرحيم رحيم :

    داکتر واحد نظری ، دایرکتر ، سناریست و طنز نویس موفق کشور ما در بلجیم


    حامد شفايي:

    سه هدف اساسي طالبان

    نظرات :2


    امين آرمان:

    گناه ماچيست؟-2


    فضل الرحيم رحيم:

    نام عتیق رحیمی، در فهرست برندگان صدوپنچ سال فعالیت جایزه ادبی گنکور فرانسه


    مسيح ارزگاني:

    بي گناهي كم گناهي نيست !


    بقيۀ مطالب اين ستون