|
|
|
 |
مقالات
نويسندگان |
 |
|
|
مسؤوليت هرسخن
بدوش پديدآورنده است. سايت در قبال آثارارسالي نويسندگان پاسخگو نيست |
|
|
|
|
|
|
|
|
 |
|
مطالب بيشتر از
امين آرمان
در صفحه اختصاصي نويسنده
|
|
پيوستهها |
|
|
|
بحران عراق ، همسايگان و آيندهء ما
نويسنده: امين آرمان
تاريخ نشر: 2- 01-2005
تاكنون چند ماه از وخامت اوضاع سياسي ونظامي عراق مي گذرد . بررسي اين اوضاع با نگاهي تطبيقي به رويدادهاي دوكشور عراق و افغانستان كه تشابهات سياسي فراواني دارد ، براي تبيين دورنماي سياسي كشور وآينده اي ما حايز اهميت است . در اين مدت بسياري از تفسيرها و پيشگويي هاي مفسران سياسي وتحليلگران مسايل عراق وخاور ميانه در برقراي صلح و آرامش پايدار دراين كشور پاره پاره به سمت بطلان گراييده است .
آرمان (1) تاكنون چند ماه از وخامت اوضاع سياسي ونظامي عراق مي گذرد . بررسي اين اوضاع با نگاهي تطبيقي به رويدادهاي دوكشور عراق و افغانستان كه تشابهات سياسي فراواني دارد ، براي تبيين دورنماي سياسي كشور وآينده اي ما حايز اهميت است . در اين مدت بسياري از تفسيرها و پيشگويي هاي مفسران سياسي وتحليلگران مسايل عراق وخاور ميانه در برقراي صلح و آرامش پايدار دراين كشور پاره پاره به سمت بطلان گراييده است . تصور غالب اين بود كه پس از ورود نيروهاي مهاركننده غرب به سركردگي امريكا در عراق ، سركوب بقاياي ارتش صدام و انهدام مراكز تروريستي وعوامل ناامني در اين كشور ، صلح و ثبات سياسي عراق آينده تضمين خواهد شد . اما رويدادهاي چند ماه اخير خلاف اين تصور را نشان مي دهد . تداوم حملات چريكي نيروهاي معارض در اوايل تسخير اين كشور توسط امريكا ، فرضيه نفوذ القاعده و گسترش بنيادگرايي را تقويت مي كرد . نشانه هايي نيز بر حضور ايذايي بقاياي ارتش عراق درقالب نيروهاي پراكنده و شورشي و كمين زن دلالت داشت . حمايت صدام از بن لادن ودفاع بن لادن از صدام در اوان درگيريهاي اوليه عراق نيز اين توهم را افزايش داد كه امكان دارد نيروهاي جنگجو و چريكهاي تروريست ، تركيبي از گروه القاعده و ارتش عراق باشد . نقش كشور هاي حاشيه خليج ، ايران وعربستان سعودي در تغيير يا تثبيت اوضاع عراق غير قابل انكاراست . كشورهاي عربي عمدتا از حضور نظامي غرب جهت سركوب وسرنگوني صدام حسين در عراق حمايت كردند اما ايران از اين حضور كاملا ناراضي بوده و خواهان خروج نيروهاي غربي از عراق است . كشورهاي عربي و حاشيه خليج ، حمله نظامي امريكا وغرب به عراق را موجه و مشروع مي دانند اما ايران اين تهاجم را اشغال و نيروهاي غربي را اشغالگر مي نامد . چالش ايدئولوژيك ومذهبي ودرون ديني شيعيان و سنيان عراق يكي از دغدغه هاي بنيادي كشور هاي منطقه است . كشورهاي عربي ، در پي استقرار يك حكومت لاييك و غير مذهبي در عراق اند . آنها از سر برآوردن يك حكومت مذهبي شيعي ديوار به ديوار سخت در هراسند . ترس حكومت سعودي و بحرين و كويت از اين نيست كه چرا امريكا در حوزه خليج مادنگار خواهد شد . آنها از اين بيم دارند كه مبادا شكل گيري چنين حكومتي موجب برجستگي و تحكيم موقعيت شيعيان بحرين ، سعودي ، كويت و قطر گردد . آنها از چالشها وتصادمهاي بالقوه مذهبي ودرون ديني كشورهاي خود نگرانند . اما ايران سخت هوادار تاسيس « حكومت اسلامي » در عراق است . چنين حكومتي به زعم ايرانيها ، مسلما شيعي خواهدبود و اين بخشي از آرزو هاي نابراورده آنان را براورده مي سازد . ايران همواره درپي تحريك شيعيان تحت نفوذ خود دركشورهاي مختلف بوده است اما نتيجه اين اقدامات تضعيف جايگاه گروه مذهبي موصوف در اين كشورها بوده است . اين تصور كه تنها حلقات افراطي مذهبي سني در سامره و حواشي بغداد موجب نا امني منطقه و شبيخون هاي متوالي بر نيروهاي امريكايي هستند ، كم كم رنگ مي بازد . برعكس ، احتمال سهيم بودن آنان در ترورهاي انجام يافته در نجف و كربلا كه دو شهر مهم مذهبي شيعيان است قوت گرفته است . اين گمان نيز افزايش يافته كه در شورشهاي محلي سامرا وبغداد كه عمدتا سني نشين هستند ، گروههاي تندرو شيعي و عوامل ايران نيز دخالت داشته باشد . ممكن است اين گروههاي مذهبي به تحريك كشورهاي حامي خود به تخريب جايگاه يكديگر پرداخته باشند . پيش از اين ، برداشت رايج از هويت اين نيروهاي افراطي اين بود كه آنها از ميان عشاير و قبايل مذهبي اهل سنت كه روابط تنگاتنگي با بنياد گرايان عربستان سعودي ، يمن و گروه القاعده دارند بر خواسته اند . شيعيان كشور عراق كه بر اساس آمار هاي رسمي بيش از نصف جمعيت اين كشور را شكل مي دهند ، از ورود سربازان غرب استقبال كردند ؛ بدان دليل كه شيعيان به حيث يك اكثريت مذهبي در عراق همواره در مضيقه و فشار به سر برده و استفاده مناسب از شرايط موجود ، جايگاه اجتماعي آنان را در جامعه وسياست آينده عراق بهبود خواهد بخشيد . باقر حكيم كه يك روحاني شيعه ورهبر مجلس اعلاي عراق بود بارها در برابر سؤالات خبرنگاران ايراني كه پيوسته در صدد اثبات موضع مخالف وي با حضور اميريكا دراين كشور بودند ، جواب منفي داد و تاكيد كرد كه شيعيان و حزب وي مداخله امريكا را مردود نمي داند . اين جواب هاي صريح از يك روحاني براي ايران بسيارانزجار آميزبود اما با اين وجود ، سپاه ايران سالها روي سپاه بدر ( شاخه نظامي حزب باقر حكيم ) وقت وسرمايه گذاشته بود . ايران كوشيد از ميان رهبران مجلس اعلي افرادي را در مخالفت با امريكا بر انگيزاند اما تا مدتها توفيق چنداني نيافت . حكيم دريك حمله تروريستي و در اثرانفجاربمب به قتل رسيد و از اين بعد شكاف هاي موجود ميان گروههاي شيعي عراق گسترش بيشتر يافت . در بدو ورود نيروهاي امريكا به عراق ، عبدالمجيد خويي پسر آيت الله خويي كه در لندن به سر مي برد راهي عراق گرديد وبلافاصله توسط گروهي ناشناس به قتل رسيد . در اين زمان تنش هاي محدود ميان برخي جناحهاي شيعي عراق تبارز كرد و پاي گروههاي جديدي را به ميدان آورد ؛ گروه مربوط به صدر ثاني كه از سوي امريكا متهم به قتل مجيد خويي گرديد . زماني كه امريكا مدعي شد خويي توسط صدر ترور گرديده وبايد محاكمه شود ، دور جديد كشمكشها آغاز گرديد . سپاه « المهدي » كه توسط صدر اداره مي شود پا به ميدان نهاد و علم مخالفت با امريكا را برافراشت . جنگها آغاز شد و مردم عراق بار ديگر صداي توپ وتفنگ را شنيدند . مدتي است كه از آغاز درگيريهاي امريكا با نيروهاي صدر مي گذرد . در اين زمان ، خبرشكنجه اسراي عراقي توسط سربازان امريكا موضوع ديگري بود كه به تشديد درگيريها واعتراضها كمك كرد . نيروهاي صدر دردرون اماكن مذهبي شيعيان سنگر گرفته و وضعيت به گونه اي است كه ممكن است زماني امريكا را وادار به تهاجم به اين مكانها و تخريب آنها نمايد . اگر چنين رويدادي به وقوع پيوندد ، دامنه مخالفت با امريكا بسيار بيشتر ازحال حاضر خواهد شد . موقف ايران دراين بين شايسته ارزيابي است . اگرچه دولت ايران كه به جناح اصلاح طلب تعلق دارد در پيگيري قضايا با احتياط گام برمي دارد اما گروههاي محافظه كار و بنياد گرا كه اهرم اصلي قدرت را دراختيار دارند ، ازوخامت هرچه بيشتر اوضاع درعراق استقبال مي كنند . براي ايران بسيار مهم است كه پرچم مخالفت با امريكا در عراق توسط يك شيعه برافراشته شده باشد زيرا اين اقدام را جزوآثار صدور انقلاب خود مي داند . هفته گذشته در سراسر ايران عليه اشغالگري امريكا تظاهرات و راهپيمايي شد . تظاهر كنندگان شعار ميدادند : « واي از آنروزي كه خامنه اي اذن جهادم بدهد . ارتش دنيا نتواند جوابم بدهد » . اين شعار هاي انقلابي ، اشعار وسرودهاي اوايل جنگ ايران وعراق را تداعي مي كرد . در آن زمان اين سرود ورد بسياري زبانهابود كه « راه قدس از كربلا مي گذرد » . ايران مدعي بود در صدد فتح عراق و آزاد سازي مسجد الاقصي از طريق راه كربلا است . اما زماني كه صدام حسين در جنگ دست بالاتر يافت و حاضر نشد مفاد قطع نامه 598 صلح ايران وعراق را بپذيرد ، ايران به راههاي ديپلوماتيك براي پايان دادن به جنگ متوسل شد و در تنيجه بدون آزادي كربلا و بيت المقس ، به استرداد بخش تحت اشغال خاك خود قناعت كرد . درپي وقوع حادثه يازده سپتمبر ، كه جهان درهاله اي از نگراني ، ابهام و خوف و رجاء به سر مي برد ، ايران بيش از هر كشوري ترسيده بود . براي نخستين بار تا زماني كه عدم دخالت ايران در ماجرا ثابت نشده بود ، شعار هاي مرسوم ضد امريكايي در ايران تعطيل شد . هيچ كسي نتوانست شعار مرگ برامريكا بدهد و يا در جستجوي اذن جهاد باشد زيرا دراين زمان درصد احتمال درگير شدن عملي ايران در ماجرابسيار بالابود . ايران يكي از سه كشور محور شرارت بود و همواره مورد اتهام امريكا . لذا هر شعاري امكان داشت زمينه يك جنگ و جهاد خونين ، نابرابر و تباه كن را فراهم سازد . شعار ها براي زماني است كه خطر درگير شدن نزديك به صفر باشد . درزمان خطر هرگونه پرگويي ممكن است عواقب ناگواري در پي داشته باشد . (2) تظاهرات در ايران در حالي انجام مي شودكه در عراق به استثناي مخالفت گروه صدر ، واكنش تندي از ناحيه رهبران مذهبي شيعه مشاهده نشده است . آيت الله سيستاني كه ايراني الاصل است و يكي از مراجع مقيم نجف ، فرستاده اي را جهت گفتگو با صدر براي احتراز از درگيري هاي بيشتر اعزام كرد كه با بي اعتنايي صدر مواجه شد . همين بي اعتنايي شايبهء ارتباط صدر با ايران را قوت مي بخشد . ايران ابتدا به سيستاني بيش از حد تكيه مي كرد اما اخيرا نسبت به او نيز به ديده ترديد مي نگرد . اينك ، صدر از نگاه ايراني ها به جاي يك قهرمان نشسته است ؛ قهرمانيكه تنها براي ايراني ها مي تواند قهرمان باشد و نه عراقي ها . زيرا در عراق بسياري از گروهها حتي محافل مذهبي شيعي از عملكرد صدر برائت جسته اند ومعتقدند كه وي يك شورشي است و بايد مهار شود . مردم شيعه عراق مي گويند كه صدر باعث شده موقعيت استثنايي و درخشان شيعيان به مخاطره بيفتد و در حكومت آينده سهم كم تري به آنان برسد . ظاهر امر حاكي از اين است كه چنين پروسه اي درحال وقوع است . چندي پيش در پي تشديد درگيريهاي امريكا وصدر ، وزير داخله عراق كه يك شيعه بود از مقام خود بركنار گرديد وبه جاي او وزير سني مذهبي گماشته شد . برخي تغييرات عمده ديگر نيز در ساختار تشكيلاتي حكومت عراق نشان از تغيير نگاه امريكا نسبت به شيعيان دارد . شايد به همين دليل خطيب نماز جمعه ايران – آيت الله جنتي – آقاي آيت الله سيستاني را از پشت تريبون رسمي نمازجمعه ، «مجتهد انگليس» خواند اما بلافاصله مجبور به عذر خواهي از آقاي سيستاني شد . در حال حاضر ، نيروهاي صدر از منظر ايران ، مساوي است با مردم عراق و اقدام وي در مبارزه با امريكا نشانه اراده جمعي ملت عراق است ؛ چيزي كه خود صدر نيز بدان اعتقاد ندارد . زيرا وي گفته است اگر امريكا از دستگيري وي دست بردارد ، به جنگ پايان خواهد داد . حملات چريكي و شبيخونهاي القاعده وطالبان در افغانستان نيز از نظر ايرانيها واكنش قهر آميز ملت افغانستان در مقابل نيروهاي اشغالگر تلقي مي شود . اگرچه ايران هيچگاه در گفتگوهاي رسمي خود اين حملات را نستوده است ولي درخفا بسيار مايل است چنين واكنشهايي گسترش يابد . اظهارات حزب مجاهدين كه از بنيانگذاران جنبش اصلاحات ايران است در مورد مقاومت القاعده وطالبان دربرابر نيروهاي امريكا ، ايساف ودولت افغانستان با عنوان « مقاومت مردم افغانستان » خود نشانگر صريح اين تمايلات است اما جناح راست ايران از آغاز حمله امريكا به افغانستان تاكنون منحيث تريبون القاعده وطالبان عمل كرده است . آنها انتظار داشتند مردم افغانستان در برابر هجوم امريكا به قيام سرتاسري شبيه قيام دست بزنند اما بعدها دريافتند كه اينبار قضيه بسيار متفاوت از خيزش همگاني افغانها در برابر ارتش شوروي سابق است . گروههاي تروريست وبنياد گرا در تمامي نقاط دنيا از مكانهاي مقدس و محل تجمع وتمركز ملل به حيث پايگاه استفاده مي كنند . در هند ، در پاكستان ، مصر ، تانزانيا و... از مسجد و معبد به حيث دژ نظامي و يا سپر بلا استفاده مي شود . دليل اين امر ، حساسيت فراوان مومنين مذاهب به اين اماكن است . در اثر حمله به اين اماكن - جهت سركوب وتسخير نيروهاي پناه گزين - موجي از احساسات مذهبي به جريان مي افتد و حقانيت نيروهاي مهاجم منحيث عامل نقض حرمت اين اماكن مقدس زير سئوال مي رود . در عراق نيز نيروهاي صدر به درون اماكن مقدس اين شهر خزيده و منتظرند كه امريكايي ها را به داخل آنهابكشانند . واقعيت اين است كه نيروهاي صدر نسبت به ديگر گروههاي مسلح عراق بسيار ضعيف وناتوان هستند . تعداد آنان از دو هزار نفر تجاوز نمي كند و تعليمات منظم چريكي نياموخته اند . برخلاف نيروي بدر كه آموزشهاي منظمي در ايران ديده اند واز قدرت بالاي نظامي برخوردارند . پرسش اين است كه پس چرا نيروهاي امريكا در برابر چنين گروه ضعيفي تا هنوز ناتوان بوده است ؟ پاسخ را در پناه گزيني گروه صدر به اماكن مقدس مي توان جستجو كرد . امريكا تا مدتها از ورود به دوشهر مذهبي نجف وكربلا احتراز كرد واداره امور اين دوشهر را به خود عراقي ها واگذاشت . البته برسر توليت اماكن مقدس اين شهرها كه درامد سزشاري دارد نيز ميان گروههاي شيعي نزاع ومخالفت بود . اما چالشهاي ناخواسته صدر با امريكا ، پاي نظاميان امريكايي را به اين شهرها كشاند . موقعيت شيعيان عراق با پيچيدگي هاي اخير تا اندازه اي متزلزل گرديده است . امريكا در ابتدا شبيه آنچه در افغانستان انجام داد ، با گروهها و محافل شيعي عراقي رابطه نرم و نزديكي برقرار كرد ، به نحوي كه گمان مي رفت امتياز كلاني بدانها خواهد داد اما حوادث اخير كه به گروهي از شيعيان منتسب است ، نگاه امريكا را متحول كرده است . در يك اقدام ، وزير داخله عراق كه شيعه بود از ميان برداشته شد وبجايش وزير سني مذهبي گماشته شد . بسياري از تغييرات ديگر كه نشانه ترديد امريكا نسبت به وفاداري وپايداري شيعيان است ، جريان دارد . امريكا مايل است مجددا بازمانده هاي حزب بعث را روي كار آورد زيرا تصور مي كند با شرايط موجود ومنافع بالفعل امريكا ساز گار تر اند ؛ شبيه معامله اي كه در افغانستان با گروههاي جهادي و جنگ سالاران انجام داد . بررسي رويداد هاي اخير عراق وپيامد هاي آن ما را متوجه سرنوشت آينده ما و همسايگان مي نمايد . عراق امروز كه انتظار مي رفت پس از چندين دهه نا بساماني و پسماندگي وورشكستگي اقتصادي وجنگهاي خونين بي حاصل در زير سايه يك حكومت دموكراتيك به آرامش رويايي خود دست يابد ، باز هم بر لبه پرتگاه قرار گرفته است . اين امكان وجود دارد كه چانس طلايي مردم عراق در يك بازي سياسي ديگر ضايع شود و مردم اين سامان طعم آزادي ، امنيت و توسعه را تجربه نكنند و در دامن اهريمن ديگري افتند . اگرچه از موضع اقتصادي اگر بنگريم ، مقايسه افغانستان با عراق چندان منطقي نباشد ، چون عراق بر مخزن عظيم نفت وطلاي سياه استوار است وبراي غرب منافع بالفعل دارد اما افغانستان در كوتاه مدت هيچ سودي عايد امريكا نخواهد كرد جز تاوان ودرد سر . هرچند كه از نقطه نظر جؤپوليتيكي و سياست منطقه اي ، افغانستان نيز منافع بالفعل زيادي براي امريكا دارد كه گاه اهميت طلاي سياه را دارد . به هر حال ، اوضاع عراق دورنماي سياسي كشور ما را نيز نمايش مي دهد . اگر احتياط و بردباري و مدارا وجود نداشته باشد ، هيچ بعيد نيست كه به زودي وضعيت مشابه عراق در افغانستان شكل گيرد . عراق يك همسايه بدخواه دارد وافغانستان دوتا : ايران وپاكستان . افغانستان به مراتب ، رهبران نپخته و گروههاي نفاق پيشه در اختيار دارد كه هرگاه سايه هراس انگيز امريكا را برسر خود نبينند ، حمام خون براه مي اندازند . همسايگان نيز در تهيه هيزم جنگ از يكديگر سبقت مي گيرند و حاضر نيستند كشوري دركنار شان قد علم كند كه صاحب ادعا ومدعايي باشد . براي همسايگان ، افغانستان وعراقي ضرورت است كه دست تكدي شان به سوي آنان هميشه دراز باشد . اين امر هم حس ترحم جويي آنان را فرومي نشاند ، هم حس غرور شان را مي گستراند وهم با نمايش داستانهاي حزن انگيز اين ملتهاي آواره ، افكار عمومي مردم خويش را آرام ومتقاعد مي سازند . ايران وپاكستان بسيار مي كوشند كه در افغانستان از طريق مهره هاي سابق خود جاي پايي باز كنند تا نبض اوضاع آينده اين كشور را به دست بگيرند واوضاع دهه نود ميلادي را تجديد حيات كنند . اين براي آنها اهميتي ندارد كه تعداد زيادي آوارگان را بايد بپذيرند ، زيرا از يك سو از وجوه مالي سازمانهاي بين المللي كه به اين امر اختصاص مي يابد ، بهره مي برند . از سوي ديگر براي سرپوش گذاشتن به ناكامي هاي اقتصادي و اختفاي كاستي ها و ناتواني هاي اجتماعي - فرهنگي خويش در برابر مردم خود ، مي توانند به وجود اين پناهندگان استدلال كنند . براي آنها مهم اين است كه همسايگان شان همواره ذليل وخوار و محتاج شان باشند . مخالفت ايران با امريكا برخلاف ظاهرفريباي آن، ايدئولوژيك نمي باشد . اين مخالفت برخواسته از اصتكاك منافع است . هرگاه منافع ايران ايجاب كند ، با امريكا نيز خواهد ساخت همانطور كه با عربستان سعودي كه روزگاري آن را « بدتر از اسراييل » مي خواند ساخت . منافع ملي اساسا دوست ودشمن دايمي نمي شناسد ، بلكه « تشخيص دايمي » مي خواهد . چندي پيش براي نخستين بار كنفرانس « ايكو » در كابل برگزار گرديد . قرار بود دراين كنفرانس ايجاد مسير ترانزيتي آسياي ميانه به پاكستان از طريق خاك افغانستان مورد موافقت قرار گيرد وبه تصويب برسد اما كارشكني ايران كه يكي از اعضاي اصلي اين سازمان است ، مانع تحقق آن شد ويكي از طلايي ترين فرصت هاي اقتصادي را از افغانستان گرفت . در اين باره روز نامه انيس مي نويسد : « و اما دراين ميان موضعگيري جمهوري اسلامي ايران موضع ناراحت كننده براي افغانستان بوده است . جمهوري اسلامي ايران با توجه به اينكه ازوضعيت خوبي اقتصادي نسبت به افغانستان برخوردار است درين كنفرانس تلاش بخرج داد تا افغانستان ازوضعيت استثنايي ومهم جغرافيايي كه براي كشورهاي آسياي ميانه دارد نتواند پيشنهاد تعيين مسيرخط اتصالي را به اتفاق آرا به تصويب برساند. اين كشور ازحق رأي استفاده كرد ودرآخرين روز كه قراربود قطعنامه كنفرانس ايكو به تصويب برسد واعلان گردد صدور قطعنامه را به زيرسؤال برد وبدينگونه عملا درخط مخالفت رشد اقتصادي افغانستان ودر خط مخالفت سرمايه گذاري بيشتر درافغانستان قرار گرفت. قرار اطلاعات اين نماينده با دو پيشنهاد مهم افغانستان اظهار مخالفت نموده است كه اين پيشنهادات درمورد گشايش اتاق تجارت ايكو دركابل و دومي تعيين مسير ترانزيت كشور هاي آسياي ميانه ازطريق افغانستان به جهان خارج بوده است. رأي ايران كه يكي از اعضاي مهم ايكو است درتصويب اين دوماده خيلي تعيين كننده بودكه چانه زدن هاي ايران و اظهار مخالفت ايران خود نمايانگر اين است كه آنكشور هنوز به رشد اقتصادي افغانستان و تأمين امنيت در افغانستان راضي نيست. ايران همسايه كه ظاهرا دربازسازي افغانستان ورشد اقتصادي ميخواهد نقش ايفا كند با تدوير كنفرانس ايكو دركابل دريك امتحان واقعي قرار گرفت كه درين امتحان درنزد افغانها خود، خويشتن را به ناكامي كشاند. » ايران بسيار مي كوشد از طريق به ميدان آوردن افراد وابسته در صحنه سياسي آينده ، ميزان نفوذ خود را در افغانستان از دست ندهد وازاين طريق افغانستان را براي هميشه نا امن سازد . ايران برخلاف جريان عمومي افكار جهاني و تمايل افغانها ، از جنگ سالاران افغانستان پشتيباني مي كند . درحوادث هرات وقتل فرزند اسماعيل خان ، بيشترين ماتم سرايي سياسي در ايران انجام شد ونه در هرات . نويسندگان ايراني به دفاع از مقام و تشريح خدمات وي در شهر هرات پرداختند و او را شايسته رياست جمهوري آينده دانستند . اگر چه خدمات محدود اسماعيل خان درهرات غير قابل انكار است ، اما وي را از اينكه يك جنگ سالار تمام عيار است تبريه نمي كند . جنگ سالاران كساني هستند كه شعاع برد تفنگ وزور را برترومناسب تر ازمنطق گفتگو مي دانند واسماعيل خان در هرات همواره چنين بوده است . طبق گزارش ها اخيرا تعدادي از رهبران مجاهدين كه به لحاظ ايدئولوژيك يا استراتژيك ، تمايل ووابستگي به ايران دارند در هرات گرد هم جمع شدند تا در باره سياست هاي آينده سخن بگويند . برهان الدين رباني ، محمد باقر محقق ، سياف و... در زمره اين افراد بوده است . جالب اينجا ست كه سياف مدتها از منظر ايراني ها قاتل شيعيان محسوب مي شد اما امروزه از وي تجليل مي شود . گفته مي شود سفارت ايران در كابل و كنسولگري ايران در هرات در تدوير اين گرد همايي به بهانه تجليل ازفرزند اسماعيل خان ، سهم فعالي داشته است . اما پاكستان ، همسايه ديگرما نيز در نا امن كردن كشور سهم بارزي دارد . بقاياي القاعده به اين كشور پناه گرفته و حملات خود را از آنجا به داخل افغانستان سامان مي دهد . بسياري از اعضاي طالبان كه از سرحدات پاكستان آمده بودند در اين مناطق به بازسازي سازماني خود مشغولند . با وجودي كه افغانستان مكررا خواهان توجه جدي پاكستان به مراكز نا امني در اين كشور گرديده ، پاكستان بهاي چنداني به اين درخواستها نمي دهد . دربرابر خواست امريكا نيز نرمش هاي مقطعي نشان مي دهد اما در عين حال تقويه هسته مركزي نيروهاي افراطي و تدارك راههاي نفوذ آنان به داخل افغانستان از چشم پاكستاني ها نيفتاده است . پاكستان بسيار مايل است افغانستان هيچگاه ثبات و نظم پايدار نيابد . نظم سياسي اجتماعي پاكستان در بي نظمي افغانستان نهفته است . استقرار ثبات ونظم پايدار در افغانستان مي تواند امكان طرح مجدد مسئله پشتونستان را در پي داشته باشد . موضوع خط ديورند نيز در همين حيطه قابل تامل است . قدرت توسعه يافتگي پاكستان در صنعت آرد و فراورده هاي كشاورزي و نساجي اين كشور است . افغانستان عمده ترين مصرف كننده آرد پاكستان است . در صورت بي ثباتي دايمي افغانستان ، دامداري وزراعت كشور نيز باز سازي نخواهد شد و در نتيجه بازار مصرف كالاي نا مرغوب پاكستان همچنان گشوده خواهد ماند . پاكستان در طول سالهاي جنجهاي داخلي افغانستان بيشترين سوء استفاده را كرد . چوب هاي چهار تراش ، چوب هاي صنعتي جنوب و چوبهاي سوخت از افغانستان به پاكستان ترانزيت شد . اموال ملي و نفايس عتيقه كشور كه توسط احزاب ورهبران شان از اماكن نگهداري شان غارت مي گرديد در پاكستان به فروش مي رسيد وسر از اروپا وامريكا در آورد . همين امر در ايران نيز تكرار شد اما با شدت كم تري . زماني كه رهبران حزبي وابسته به ايران در منازعات داخلي شكست مي خوردند ، با مقدار معتنابهي از ارز ، طلا و آثار گرانبها به ايران پناه مي آوردند كه غالبا توسط دولت ايران ضبط مي گرديد . براي مثال گفته مي شود كه حدود بيش از صد كيلو طلا از ملك پهلوان وهمراهان وي در فرودگاه مشهد توقيف گرديده . همين طور در فرار مكرر محقق و خليلي و ديگر رهبران حزبي به ايران ، سرمايه هاي كلاني به خارج انتقال يا فت . آيا امريكا دلسوز ملت عراق وافغانستان است ؟ بوالهوسانه خواهد بود كه جواب مثبت بدهيم . اما منافع اين كشور ها مي تواند در مقاطعي جهت مشترك پيدا كند . امريكا هيچ براي عراقي ها دل نمي سوزاند ونه براي افغانها . منابع نفتي عراق خود براي ماندن در آنجا كافي است اما افغانستان اينگونه نيست . منافع افغانستان با منافع امريكا گره خورده است . افغانها اگر به امريكا روي خوش نشان مي دهند بخاطر اين نيست كه دلسوز آنها ست ، به اين خاطر است كه مي پندارند تنها در پيوند با همكاري امريكا وجامعه بين المللي قادر به تامين نظم وامنيت كه پيش نياز رشد وترقي اقتصادي يك كشور است خواهند بود و بس . اگر در شرايط كنوني، امريكا از افغانستان خارج شود ، جنگ هاي قدرت مجددا شعله ور خواهد شد و پيامد آن ، نابودي افغانستان و استقرار مجدد بنياد گرايي طالباني بر كشور و امكان تكرار حادثه يازده سپتامبر خواهد بود . اين پيامد براي هردو كشور سخت تكاندهنده است .
موضوع مرتبط:
سياسي, مسايل منطقه و جهان
|
|
|
|
|
|
|
نقل مطالب اين سايت تنها با ذكر منبع و نام نويسنده مجازاست |
|
|
|
|
|
|
آمار
مقالات |
Journalists--------------------------------- تعداد ژورناليست --------------------------: 62 Articles----------------------------------- تعداد مطالب تازه -------------------------: 691 Comments-------------------------------- تعداد نظرات ------------------------------: 3847 Categories-------------------------------- تعداد موضوعات ---------------------------: 33
|
|
|
|
اطلاعات و ترافيك سايت |
|
Total Visits----------------------------- مجموع بازديدها--------------------------814887Users Online-----------------------------25-----------------------------------افراد آنلاين Your IP-------------------------- آي پي شما-----------------------38.103.63.6038.103.63.60
----------------------------------------
تاريخ تأسيس ------------------------------ Construction
------------------------- 2002
تاريخ بازسازي ------------------------------
Re-construction---------------------- 2004
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|