Date: 10 Oct 2004

نخستين انتخابات؛ نخستين تجربه بزرگ دموكراسي


سر انجام اولين انتخابات سراسري رياست جمهوري افغانستان با آرامش كامل برگذار گرديد . افغانستان تجربه حكومتهاي غير دموكراتيك و غير انتخابي را به همراه دارد . خاطره تلخي از 25 سال جنگ ، مرارت ، نا امني و آوارگي را در دل دارد و روياي دور ودرازي از يك زندگي آرام و عزتمند را در سر . بيش از دو دهه بي ثباتي سياسي و از هم پاشيدگي اقتصادي و مالي كشور ذهنيت افغانها را سخت آذرده و ناتوان ساخته بود . تحولات يازده سپتمبر با پيامدهاي سياسي اقتصادي خود نقطه عطفي در تاريخ زندگي افغانها ايجاد كرد . سرنگون ساختن پرچم طالبان واپسگرا و تمدن ستيز و انسان برانداز كه با كرامت و شرافت انساني معارضه داشتند ، قطع آني جنگهاي ويرانگر وپايان ناپذير قدرت كه ناي نفس كشيدن را از افغانها ربوده بود ، ساختن يك حكومت ائتلافي بر مبناي تقسيم قدرت ميان گروههاي متخاصم ، تشكيل دو لوي جرگه اضطراري وقانون اساسي ، تاسيس دولت انتقالي ، تدوين و تصويب قانون اساسي و تحكيم تدريجي پايه هاي صلح و وحدت ملي از برايندهاي مطبوع آن حادثه ناگوار است . اما انتخابات رياست جمهوري افغانستان مقوله ديگري است كه امروز با تمامي نواقصي كه داشت ذهنيت جهانيان را سخت دگرگون كرد . براي من چنان شور وشوق مرد وزن وپيروجوان افغان براي حضور در پاي صندوق هاي راي غير قابل تصور مي نمود . گمان نمي كردم مردمي كه كمتر از 20% شان سواد دارند و تا كنون هيچ شناختي از كاركردها وشگرد هاي انتخابات ندارند و مردمي كه هنوز از سوي بسياري ، قبيلوي توصيف مي شوند و جامه دموكراسي انتخاباتي را آنچنان بر قامت شان آراسته نمي دانند ، چگونه شگفتي بزرگي بيافرينند كه همه را در بحت وحيرت فرو برند . اما آنها حماسه اي آفريدند كه بي شك با اخراج شوروي متجاوز از افغانستان برابري مي كند . شور وشعف افغانها در اين روز چنان زايدالوصف بود كه زنان ومردان با چشمان آكنده از اشك شوق به پاي صندوق ها رفتند . جشن وپايكوبي به راه انداختند ، با يكديگر دست دادند و پيمان مهر و برادري بستند . گويي ثروت و قدرت بزرگي نصيب شان شده و از درماندگي و واماندگي ديرپاي خويش نفرت دارند و چشم به سوي آينده با آراي شان مي خواهند تحولي بيافرينند كه گذشته هاي سياه را جبران نمايد . روز نهم اكتوبر 2004 يك خاطره بيادماندني از نمايش قدرتمند ارداه ملي مردم افغانستان بود . براي نخستين بار كسي نبود كه افغانها را به نام دين ، مذهب ، قوم ، و جذابيت هاي فردي به دنبال خود بكشاند . اين « مردم » افغانستان بود كه با ارداه آزاد وبراي انتخاب كردن از خانه هاي خويش بيرون آمدند و بر چشم دشمنان كوردل و حسود خويش خاك پاشيدند و درايت وبلوغ سياسي خويش را نماياندند ، آنچنانكه ديگر كسي در خرد و بينش سياسي شان ترديدي نكنند ! نهم اكتوبر بر تارك تاريخ افغانستان خواهد درخشيد زيرا نقطه جدايي ميان دو خط « رعيت پروري » مالكانه و « مردم سالاري » خردمندانه است . نهم اكتوبر اعلام نفرت وانزجار خاموش وبي صداي ملت افغان از جنگها و آدمكشي هاي پيشين بود . نهم اكتوبر سرآغاز ابراز وجود صلح دوستانه مردمي بود كه در ميان هياهوي خشونت طلبان وجنگ ستايان غالب ، سالهاي سال كتمان مي شد . نهم اكتوبر خط بطلاني بر فاشيسم ، راسيسم ، ناسيوناليسم و فرقه گرايي هاي افراطي و خشونت آميز بود . نهم اكتوبر ، نخستين گام متين و پرمعناي افغانها بسوي صلح ، رفاه و دمكراسي پايدار و نهادين بود . نهم اكتوبر حد فاصل اقتدارگرايي سنتي و خردگرايي سياسي مدرن در تاريخ افغانستان خواهد بود . نهم اكتوبر ، يك روز بي بديل تاريخي و جشن ملي براي افغانها است .


 اما با اين همه شور و شوق و شعفي كه اين روز بزرگ و تاريخي نصيب افغانها كرد ، حوادث ديگري نيز با آن همراه شد كه از زيبايي و شكوه آن كاست و خود نياز به تحليل بيشتر دارد :


« تقلب » در انتخابات يكي از موضوعاتي است كه در هر كشوري كم يا زياد رخ مي دهد و حتي دموكراتيك ترين كشور هاي جهان نيز از اين پديده ننگين در امان نيست . مكانيسم معمول در رسيدگي به شكايات مربوط به تقلب هاي انتخاباتي درخواست پيگيري وتحقيق از سوي شاكي و برسي واعلام نتيجه توسط مقامات ناظر بر پروسه انتخابات كه به تناسب وضعيت داخلي هركشور متفاوت است مي باشد . پس از اعلام نتيجه تحقيق است كه مي توان جهت ابطال ، شمارش مجدد آراء و... اقدام كرد . درانتخابات نهم اكتوبر افغانستان ، در همان ساعات نخستين آغاز راي دهي، كانديداهاي مخالف كرزي به استثناي مسعوده جلال در خانه ستار سيرت گرد آمدند و تهديد به تحريم انتخابات كردند . تهديد آنها نيز عملي شد و آقاي قانوني ، نما ينده خود در دفاتر انتخاباتي را به انصراف از ادامه كار فرا خواند .


در اينكه اين كانديداها تاكنون از حق اصلي خود كه عبارت از « حق تبليغ » باشد استفاده كرده اند ترديدي نيست و از اين بابت هيچ مانعي چه در داخل وچه در خارج وجود نداشته است . كانديداها حق تبليغات دارند و اين از كركترهاي بنيادين انتخابات است . اما پوشيده نيست كه « تبليغ » كاملا تعريف شده است وعبارت است از شرح و اعلام برنامه هاي كاري و پلانهاي دولت آينده ... نقد كارنامه دولت هاي پيشين نيز يكي از حقوقي است كه كانديدا ها دارند ولي هيچيك حق ندارند به منظور بحق جلوه دادن خود از شيوه هاي موذيانه و غير دموكراتيك سود جويد ويا تحت نام تبليغات ، به كانديداهاي ديگر توهين و افترا ببندد . برخي از اين كانديدا ها بار ها اين اصول را نقض كردند و حتي در برخي ديد وبازديدهاي تبليغاتي خويش سوابق شخصي وخانوادگي يكديگر را موضوع بحث قرار دادند ! گاهي به ابزارهايي روي آوردند كه كاملا غير واقعي ودروغين است وبراي فريب مردم طرح مي كردند . در يك كلام ، به ندرت اتفاق افتاد كه آنان تبليغ پلانهاي كاري خود را در چوكات قانون انتخابات سامان دهند . آنان گاهي به بد ترين شيوه ها كه تخريب شخصيت كانديداي مخالف است پرداختند . كانديداهاي مخالف كرزي نيز يا اصلا قادر نبودند كارنامه دولت وي را نقد كنند ، يا مايل نبودند به اين موضوع بپردازند و يا تصور مي كردند كه نقد كارنامه دولت كرزي به منزله نقد خود آنان است .


اما آنچه در خور ارزيابي بيشتر است ، اقدام كانديداهاي مخالف كرزي به تحريم انتخابات پس از آغاز جريان راي دهي است . آنها پيش از اين نيز بارها تهديد كرده بودند كه انتخابات را تحريم خواهند كرد ولي در عين حال هم براي معامله و كسب امتياز از كرزي به چانه زني با وي پرداختند و هم بر دامنه تبليغاتي خود افزودند . گمان بر اين است كه تهديد به تحريم انتخابات در آنزمان ، صرف براي گرفتن امتياز از كرزي بود و اينكه وي باز هم دولتي تشكيل دهد كه همه ي قدرت طلبان در آن سهمي داشته باشند و به گفته جنرال دستم « اگر آنها در آن نباشند مشروعيت ندارد » . كانديداهاي مخالف به استثناي تعداد معدود آنها ، هنوز از دولت تصوير يك « جنبش ملي اسلامي» يا « حزب وحدت» و يا « شوراي نظار» در ذهن دارند كه رياست ومعاونت در آن برپايه توان نظامي و وزنه تسليحاتي تقسيم مي شود . از نظر آنها دولتي مشروعيت دارد كه آنها شخصا در آن يا رييس جمهور باشند يا وزير ؛ در غير آن صورت چنين دولتي مشروعيت نخواهد داشت . تحريم انتخابات پس از آغاز راي گيري اما ، اهداف وآثار ديگري دارد . ظاهرا كانديداهاي موصوف بر اين تصور بودند كه امكان يك رقابت نزديك با كرزي وجود دارد و لي دريافت آنها پس از شروع انتخابات خلاف آن را نشان مي داد . اگر چه دليل اصلي آنها براي تحريم ، پاك شدن جوهر بود اما نگارنده بر اين عقيده است كه آنها مدتها پيش از موضوع جوهر آگاهي داشتند و اينكه استفاده از آن در حين انتخاب ضروري است . پس بايد در اين زمينه تاحال با مسئولين برگزاري انتخابات كه ناظران خارجي است راي زني مي كردند و يا نگراني خود را اعلام مي كردند .


نفس استفاده از جوهر ولو پاك نشدني هم باشد مكانيزم خوبي براي پيشگيري از تكرار راي گيري نيست وبايد چاره اي ديگري انديشيده مي شد وآناني كه نگران امر بودند بايد پيشتر از آن در انديشه آن مي بودند . اما بهرحال ، اين راهي بود كه انتخاب شده بود و كسي نيز در درستي ونادرستي آن درنگي نكرده بود . تقلبات ناشي از پاك شدن اين رنگ ، موضوعي نبود كه تنها كانديداهاي مخالف را نگران كند زيرا بسياري از آنها به مراتب اهرمهاي اعمال نفوذ بيشتري را در مناطق مختلف در اختيار دارند كه كرزي هنوز دستش به آنجا ها نمي رسد .


اما كانديداهاي مخالف كه تاكنون سنگ دفاع مردم وملت را به سينه مي زدند بر آرزوها واراده قاطع مردم زهر پاشيدند . آنها به ملت ومردم افغانستان وبه عزم وارداه ملي آنان اهانت كردند . مگر نه اين است كه مردم از پيش حدس مي زدند برنده انتخابات معلوم است ؟ پس چرا چنان با شور وشوق و پايكوبي و سيل مانند به پاي صندوقها رفتند ؟ راي آنها چه ارزشي داشت ؟ چرا آنچنان با متانت وآرامي بي نظير كه تحصيلكرده ها و سياست مدران افغان همچنان از آن بي بهره اند ، نمايش بزرگي از خود نشان دادند كه در تاريخ ماندگار خواهد شد ؟ پاسخ بسيار روشن است . همه مي دانستند كه برنده انتخابات كيست . همه مي دانستند كه بوش و محافل غرب در افغانستان به دنبال چه كسي است و اينكه گزينه مطلوب افغانها كدام است . و همه مي دانستند كه اين انتخابات با انتخابات در كشورهاي داراي تجربه دموكراسي فاصله هايي دارد . اما مردم افغانستان براي نخستين بار مجال يافته بودند حضور سياسي خويش را در افغانستان نشان دهند . مردم به پاي صندوق ها رفتند تا به قدرت طلبان و خودخواهان و يغما گران بفهمانند كه از اين پس نمي توان مردم را از صحنه ي سياست حذف كرد وهمچون گذشته ، قدرت ودولت را ميان چند جنگ سالار وزورمندان اقوام تقسيم كرد . آنها خواستند با رفتن خود به پاي صندوق ها نشان دهند كه قدرت آينده از آن مردم است كه عده اي آنرا به ناحق ملك شخصي خويش خوانده اند . آنها اينبارفرصت يافتند تا با « سلاح » دوستي ، مهر و همگرايي ، پايبندي و و فاداري خود را به وطن و ميهن خويش بنمايانند و به دنيا بفهمانند كه افغانها تا كنون در زير سايه ي سهمگين چماق و زور و ارعاب محكوم به خاموشي بودند واز اين پس به حيث يك ملت سرافراز و سربلند در عرصه سياسي كشور ومنطقه حضور خواهند داشت . مردم با « گلوله » ي « راي» به مبارزه با حاكميت «تفنگ » پرداختند . مردم با رفتن به پاي صندوقهاي راي ، خاموشي معنا دار چندين ساله ي خويش را تفسير كردند . اما كانديداهاي معترض در اين ميان تنها سبكي ، بي مقداري وبي كفايتي خويش را بروز دادند و بسيار زود تر از هر زماني شعار هاي پايبندي و وفاداري خويش با مردم و آرمانهاي مردمي را زير پاي كردند . آنها بي توجه به احساسات ملي مردم چهره انتخابات را كه به يك جشن ملي بدل شده بود مكدر ساختند و از اين طريق حقانيت اراده مردم را زير سوال بردند . زيرا اين حركت پيش از آنكه عليه پديده تقلب و يا جناح كرزي باشد ، عليه احساسات و عواطف ملي مردمي بود كه براي نخستين بار درتاريخ كشور ، از نخستين ساعات رزو نهم اكتوبر تمامي كارهاي خود را تعطيل كرده زن و مرد و پير و جوان به پاي صندوق هاي راي رفتند .


كانديداهاي معترض نشان دادند كه آمال هاي ديرينه و زنگار گرفته 25 ساله حاكميت خفقان آور شوراي نظار ، حزب اسلامي ، حزب وحدت و... را همچنان بر اراده وعزم ملي و آرمانهاي مردم افغانستان ترجيح مي دهند . آنها هم اكنون براي چانه زدن با برنده انتخابات تهديد به راه اندازي تظاهرات وراهپيمايي مي كنند و تصميم مي گيرند به شيوه هاي غير دموكراتيك ، انتخابات را مخدوش و يا بي اثر اعلام نمايند تا در نتيجه بتوانند پست هايي را از كرزي وام بگيرند . آنها در روياي تشكيل يك دولت ائتلافي ديگر مبتني بر تقسيم قدرت پاي مي فشارند و در نظر دارند مسير افكار عمومي را به اين سوي تغيير دهند . مردم افغانستان اما جوابي كه به اين دهن كجي و توهين آشكار دادند ، بي اعتنايي به نخره ها و قشقرقهايي بود كه كانديداهاي معترض جهت اخلال ويا تعطيل انتخابات به راه انداختند . مردم بدون توجه به تحريم ، بر حضور خود در پاي صندوق ها افزودند و با اين عمل ثابت كردند كه نمي توان با عزم و ارداه ملي مردم بازي كرد .


كانديداهاي معترض به قصد بهم زدن انتخابات اقدام به تحريم كردند اما اين نتيجه به دست نيامد . هدف ديگر آنان ، جبران شكستي بود كه انتظارش را مي كشيدند زيرا با القاي اين تصور كه انتخابات سالم نبوده ، مي توان بعدا هم امتياز گرفت وهم ادعاي داشتن آراي بيشتري كرد كه با تقلب از بين رفته است .


در عين حال ، خبرها حاكي از آن است كه تقلبها عمدتا توسط هواداران كانديداهاي معترض صورت گرفته است . تهديد وارعاب راي دهندگان به دادن راي به كانديداهاي خاص نيز قبلا توسط عمال برخي از كانديداهاي تحريم كننده انتخابات صورت گرفته بود كه در گزارش 52 صفحه اي سازمان ديدبان حقوق بشر نيز مفصلا منعكس شده است . برخي از همين كانديداها نيز به تاييد خبرگزاري ها مرتكب تقلب و دادن راي تكراري در چند حوزه راي گيري شده است و....


اما با اين وجود معلوم نيست چطور كانديداهاي معترض به تحريم انتخابات پرداختند ؟ چرا از مجاري قانوني براي رسيدگي به تخلفات اقدام نكردند كه دست به تحريم زدند ؟ چرا اينگونه احساسات و شور وشوق مردم افغانستان را با حرص وآزهاي بي پايان و دور ودراز خويش آلودند ؟ چرا بهانه به دست همسايگان حسودي دادند كه از برگزاري انتخابات در همين حدش هم رشك مي بردند و بي صبرانه منتظر شنيدن نقطه هاي ضعف آن بودند تا آنرا در صدر اخبار خود منعكس كنند ؟ چرا نمي پذيرند كه مردم راه خويش را انتخاب كرده و ديگر بي جهت و كور كورانه به هر كوره راهي نخواهند رفت ؟ اما قضيه به اينجا خلاصه نمي شود . كانديداهاي موصوف پس از آنكه دريافتند مردم هيج وقعي به خواسته هاي غير قانوني و انزجار آور آنان نگذاشتند و با ازدحام و علاقه مندي افزونتري تا پاسي از همان روز به صندوق هاي راي هجوم بردند ، ناگهان نرمشي در اقدام شان مشهود گرديد كه گويي هدف صرفا مخدوش ساختن چهره انتخابات و به استهزا گرفتن اراده و عزم همگاني مردم بوده و بس ! محمد محقق و قانوني در مصاحبه اي اعلام كردند كه در صورت پذيرش هيئت ناظر خارجي ، نتيجه ي انتخابات را مي پذيرند . معلوم نيست هيئتي كه در همان آغاز هياهوي آنان اعلام كرد تحريم را مردود مي داند اما موضوع تقلب را پيگيري خواهند كرد ، خارجي بود يا داخلي ؟! اما اين كانديداها اصرار ورزيدند تظاهرات به راه مي اندازند وكشور را به آشوب خواهند كشاند و...


پس از چند ساعت بلوا وهياهو ، با احساس شرم و خجلت در پيشگاه ملت نجيب و شرافتمند افغانستان كه اوج بلوغ سياسي خود را در اولين تجربه سياسي و دموكراتيك خويش با غرور و سربلندي وحضور باور نكردني به نمايش گذاشتند ، پشيماني شرمگينانه از اقدام نا بخردانه چه سودي خواهد داشت ؟


 


 10 اكتوبر 2004 - آرمان


 


توجه: متاسفانه تعداد زيادي نظرات دوستان در ذيل اين مطلب و مطالب زير به دليل خرابي ديتابيس در سال قبل از ميان رفته است. از دوستاني كه نظرات شان حذف گرديده پوزش مي طلبم.


 

Author: amin / 10 Oct 2004 /تحليلي

Comments
TrackBack
Print
RSS


Related Posts:

مرتبط :



Total Hits---------------------- مجموع بازديدها------------------2344482
Users Online---------------------6---------------------------افراد آنلاين
Your IP------------------ آي پي شما---------------38.107.191.87
----------------------------------------
Construction------------------ 26-12-1381------------------تاريخ تأسيس
 

CopyRight©armans.info

نقل مطالب اين صفحه در نشريات الكترونيك با ذكر نام نويسنده و پيوند مطلب و در نشريات چاپي با اذن كتبي نويسنده بلامانع است