چند روز پيش در يكي از كتابخانه ها « لغتنامه دهخدا» را مي پاليدم . بزرگان اهل قلم نيك مي دانند كه كتاب موصوف شايد بزرگ ترين دائره المعارف چند جلدي زبان فارسي است . من به فراخور نيازم موضوع خاصي را مي جستم . مثلا مي خواستم بدانم واژه « جرمشناسي » (criminology) در اين كتاب چه تعريفي دارد . آيا مفهوم اين واژه آنطور كه در ترمينولوژي خاص خودش آمده ، تعريف شده يا نه ؟ ويا اينكه...
اما از قضا چشمم نه به واژه جرم ، كه بنام نامي « جمال الدين اسد آبادي » افتاد . يا دم آمد باري ، سالها پيش همين صفحه را يكبار ديده بودم . چيز زيادي هم از آن صفحه بيادم نمانده بود . نظرات دهخدا را خط بخط خواندم و آمدم پايين صفحه . مرحوم دهخدا كه عرق ملي گرايي نرم و ملايم و تلطيف شده اي داشته و اين البته بر كساني كه با آثار گرانسنگ وي آشنا هستند هيچ مستور نيست ؛ به حكم تحقيق و تتبع در احوال و آثار مشايخ با تكيه به « نقل » و نه « عقل » سعي بليغ نموده تا همچون آقاي هادي خسروشاهي از زبان يگانه شاگرد ممتازسيد جمال ، مثلا مرحوم آقاي عبده سندي براي ايراني بودن سيد اسد آبادي خويش دست و پا كند ... اما دهخدا اگر چنان احساسي دارد - كه البته بخودي خود نه عيبي است و نه ننگي و چه بسا خود مزيتي است از مزايا - آن قدر شهامت و مردانگي هم دارد كه كار نقل را به پاي هواي سركش خود قرباني نكند و همچون هادي هرچه از پس و پيش عروه الوثقي بيابد كه بدرد ايرانيزه كردن سيد نخورد واز شانس خوشش ، افغانها هم سخت درگير جنگ ودست به گريبان يك ديگرباشند ، طومارش را بيكباره در هم زند . آنگاه سخني را از كتاب « وفيات معاصرين » اثر نويسنده ايراني محمد قزويني چنين نقل مي كند :
« جمال الدين رجل سياسي معروف قرن اخير و صاحب جريده ء عربي عروه الوثقي منطبعه در پاريس در پنجم شوال هزار و سيصد و چهارده قمري مطابق نهم مارس هزار و هشتصد و نود و هفت ميلادي در استانبول در حدود شست سالگي وفات يافت . شرح احوال او در بسياري از كتب و مجلات فارسي و عربي آن عهد نگاشته شده و از اعجب عجايب آنست كه تا كنون هيچكس به نحو قطع و يقين نتوانسته معلوم كند كه اين شخص ايا ايراني بوده از اهالي اسدآبادهمدان چنانكه بسياري از ايرانيان ادعا مي كنند و چنانكه يكي از اهالي اسد اباد كه خود را خواهر زاده ء او معرفي كرده و چند سال قبل رساله ء در اين خصوص منتشر ساخته و اعضاء خانواده ء او به عقيدهء خود هنوز در اسد اباد هستند يكايك معرفي و برشمرده ، يا افغاني و از اهالي « اسعد آباد» از قراي كابل چناكه افغانها ومصريان و شاميان ادعا مي كنند و چنانكه خود سيد جمال الدين نيز در عموم نوشته جات و مؤلفات خود هميشه ( جمال الدين افغاني ) امضاء مي كرد و چنانكه تاريخ افغان از تاليفات او موسوم به ( تتمته البيان في تاريخ الافغان) نيز قرينه اي است قوي بر افغاني بودن او وقرينه ء مؤيدهء ديگر نيز آنكه در اواخر سال 1323 شمسي ( 1363 قمري ) دولت افغانستان از دولت تركيه درخواست نمود كه جنازهء آن مرحوم را كه از همان سال وفاتش در سنهء 1314 قمري در استانبول مدفون يا امانت گذارده شده بود اجازه دهند كه بكابل انتقال داده شود ، دولت تركيه نيز جواب مساعد داده عظام رميم آن مرحوم را با تشريفات فوق العاده مجلل از استانبول برداشته بكابل انتقال دادند و بعضي جرايد ايران در اين باب اعتراضاتي نمودند و اگر في الواقع چنانكه بعضي ايرانيان ادعا ميكنند وي ايراني بوده و تبعهء ايران بوده ، اولا چگونه دولت افغانستان در مرئي و مسمع جهانيان اين تقاضا {را} از دولت تركيه نموده كه جنازهء يكي از اهالي اسد آباد همدان را از استانبول بكابل نقل دهند و در آنجا مدفون سازند . ثانيا چگونه دولت تركيه اين درخواست عجيب را پذيرفته و بدون چون وچرايي و سؤال و جوابي و مذاكراتي با دولت ايران اجازه داده كه نعش يك رجل سياسي ايراني را اگر في الواقع ايراني بوده از مملكت خود به مملكتي ثالث انتقال دهند .
اين فرضيات في الواقع باور نكردني و خارج از عرف و قياس و منطق و مخالف عادات و رسوم متعارفهء بين ملل و دول است . باري حل اين مسئله براي كسي كه خالي از تعصبات خشك با شد به هيچوجه معلوم نيست . »
( لغتنامه دهخدا جلد 45 حرف ج ، به نقل از وفيات معاصين آقاي محمد قزويني از مجلهء يادگار ، سال سوم ، شماره چهارم )
البته اين متن از زير تيغ ويرايش و تجديد چاپ جناب آقاي هادي خسروشاهي مصون مانده والا قطعا مي توانست تتمته اليبان في تاريخ الافغان را به تتمته البيان في تاريخ الهمدان ويرايش نموده به زيور طبع جديد آرايد كه هم پشت جلدش دكور داشته باشد و هم آنچنان خاك گرفته و تكه پاره و تكيده نباشد كه حفظ آثار بزرگان از اوجب واجبات است.
اين هم يك گپ وبلاگي بود و سخني دوستانه بجاي سلام به دوستان ! كه اگر جدي تر مي بود به همان بود كه در بخش مقالات مي رفت .
.......................
Comments: 3
3. مجید بیات | 26 Jul 2007 - 18:27
بزرگترین دلیل ایرانی بودن سید آنست که سیدبه زبان ترکی اسدآبادی صحبت می کرده واقوام ان سید در سیدان اسدآبادهنوزهم به ترکی تکلم میکنند در حالی که در اسداباد افغان وشهرهای اطراف آن کسی بزبان ترکی تکلم نمی کند
1. هادی هجرانی | 12 Jun 2006 - 09:22
من از تهران براتون ایمیل می فرستم و به عنوان یک اسدآبادی به اسدآباد افتخار می کنم راستی چنار علیاء عشق منه
پاینده باد اسدآباد