زمانی كه يادداشتی را در باب انتخابات آينده و بحث كانديداها می نگاشتم ( كه هنوزهم پايان نيافته ) ، خبر رسيد كه آقای محقق ، وزير پلان دولت انتقالی و يكی از كانديداهای جنجالی انتخابات رييس جمهوری آينده از مقام خود عزل گرديد . من در نظر داشتم كه در بخشی از آن ياد داشت ، كانديداتوری آقای محقق را از چند منظر به بررسی گيرم . از اين حيث كه او اولين كسی استكه از ميان اقليت قومی هزاره ، قد بلند كرده ودعوای رياست جمهوری به راه انداخته ؛ چيزی كه درگذشته ناممكن بود و برای آينده نيز چشم انداز روشنی نداشت . از اين جهت كه او با اين تصميم خود خواهد توانست راه را برای آيندگان ونسلهای بعد بگشايد ، از اينكه بتوان درسايه ی اين اقدام ، شكل بهتر ومعقول تری ازدمكراسی انتخاباتی افغانی را تجربه كنيم وازاين بابت كه اين اقدام ، پايانی باشد بر يكسونگری های قوم گرايانه در باب حكومت وحاكميت و... پس نفس اين اقدام ، ارزش بررسی را داشت . ادعای آقای محقق مبنی براينكه او صرفا منحيث يك هزاره به اين كاردست زده تا نيروی سياسی وفكری وآنهاده هزاره را به تكان آورد ، نيزبه نوبه خود شايسته ی ارزيابی می نمود . بحث پردامنه ی سوابق، شرايط ، شايستگی و درايت نامزد رياست جمهوری نيز دورنمای تكنوكراسی وشايسته سالاری را به ميدان می كشيد ومسايل بسياری از اين قبيل ...
اما پخش اين خبر و موضعگيريهای متعاقب آن سبب شد كه چارچوب نظری بحث مذكور تا حدودی بهم بخورد . نگاه مرا نيز تغيير داد و پيكربندی مطالب را درهم ريخت . اين تغيير معلول دو علت است : يكی دقت در ماهيت دعواها وحجت هايی كه بدوا در تبيين مسايل به آنها تكيه می شد و دوم ، توجه به تبعات كانديداتوری محقق بود كه پيش از اين حادثه به قطع يا به حدس ، تصوير ديگری از آن ارائه می شد . در آن ياد داشت ، كانديداتوری محقق از سه زاويه فكری به ارزيابی گرفته شده :
1 – زاويه ديد مثبت نگر 2 – ديدگاه منفی نگر و 3 – نظريه واقع نگر .
من بسيار كوشيدم ميان دو انديشه نخست و اخير سازگاری ايجاد كنم . چه پنهان ، كه همه مان می دانيم دراين موضوع نه تنها نظر موافقی ميان مردم افغانستان وارگانهای سياسی حاضر وجود ندارد كه ميان مليت هزاره وحتی اعضای حزب وحدت كه محقق در اقدام خود برآن تكيه زده است نيز ديدگاه يكسانی وجود ندارد ومحقق با مخالفان و رقيبان برون حزبی ودرون حزبی خود دست به گريبان است . براين اساس ، وبا تحقيقی كه كردم سه ديدگاه مذكوررا ميان هزاره ها يافتم . يكی ديدگاهی است حمايتی و تندروكه از كانديد شدن وی دفاع می كند ، دومی نظريه ی است مخالف ، كه با تكيه بر دلايلی كه دارد اين نامزدی را نفی می كند وسومی می كوشد با تاييد كاستی های اين كانديداتوری ، با ترسيم يك نتايج و شرايطی آنرا اقدامی مثبت ارزيابی نمايد . در آن نوشته تلاش كردم ديدگاه اخير را واقعی تر جلوه دهم و درعين حال برای قوم وحتی ملت ، سود مندتر .
خبر عزل ، و اقدامات پيوست آن ومسايل ديگری كه ذيلا بحث می كنيم ، مرا برآن داشت كه اين يادداشت را بنويسم ونشر كنم .
البته من ، از قضيه عزل ، با تاخيرزياد آگاهی يافتم وپس از آن متن خبر را از سايت فارسی بی بی سی گرفتم . تاآن زمان كه متن اين خبروخبر های بعدی را نخوانده بودم چيزی شبيه توطئه يا دسيسه وامثال آنرا كه اصحاب شايعه معمولا با خود حمل می كنند ، دور از ذهن نمی دانستم . اين پندار در من تقويه شده بود كه ممكن است اين عزل شايبه ی قومی يا قوم گرايی داشته باشد . به اين دليل بسيار حساس بودم كه جانشين وزير معزول چه كسی خواهد بود . در اين انديشه بودم كه اگر اين عزل به جايگزينی يك هزاره با هزاره ی ديگری نيانجاميده باشد ، چه بايد كرد ؟ واگر چنا ن چيزی شده باشد ، اين استدلال كه : « در اين عزل به هزاره ها ظلم وتعدی شده » چه قدر رنگ می بازد ؟ اگر محقق برای صلاحيت وحقانيت خود در احراز اين پست دلايلی دارد معنی آن نفی صلاحيت اشخاص صالح ديگر نيست زيرا اين با دمكراسی نيز سازگار تر است كه آدمها در درون قدرت كاناليزه نشوند . امكان جابجايی وجود داشته باشد وبا پيداشدن افراد لايق تر ، شايسته تر ، پخته تر وبا اعمال فرايند جايگزينی از اوكسيده شدن قدرت سياسی جلوگيری شود . متن خبر چنين است :
دولت انتقالی افغانستان روز دوشنبه، 8 مارس، اعلام کرد که آقای محقق استعفا داده است.
وزير سابق پلان افغانستان، که از نامزدهای شرکت در انتخابات رياست جمهوری اين کشور است در يک کنفرانس خبری گفت او پس از مشاجره ای با حامد کرزی، رئيس دولت انتقالی و اشرف غنی، وزير ماليه (دارائی)، از کار برکنار شده است....ادامه...
وزير جديد
آقای کرزی دکتر رمضان بشير دوست را به عنوان وزير جديد برنامه افغانستان معرفی کرده است.
دکتر بشير دوست 43 سال دارد و متولد غزنی است.
وی پس از کودتای کمونيستی 1979 در افغانستان از اين کشور خارج شد و پس از مدتی اقامت در ايران به پاکستان رفت.
حدود 20 سال پيش وی برای ادامه تحصيل به فرانسه رفت . او که دارای دکترای حقوق از فرانسه است همچنين در رشته ديپلماسی و علوم سياسی نيز از مراکز آموزش عالی فرانسه مدرک دارد . (ختم گزاش) .
هنگامی كه نام فرد جايگزين( رمضان بشردوست) و مختصر معرفی كارنامه ودرجه علمی او را مرور نمودم ، بيشتر به اين فكر افتادم كه آيا چنين فردی ممكن است هزاره باشد ؟ اگر نباشد ، آيا اين عزل يگ گام به پيش خواهد بود يا به عقب ؟ آيا با تعيين چنين فردی با اين درجه سواد وسطح علمی ، می توان خلاء های كاری موجود راپر كرد ؟ وانگهی ، پس حقوق اقليت ها واز جمله هزاره ها چه می شود ؟ مگر نه اين است كه تا حال قدرت ميان زور مداران حزبی متعلق به اقوام مختلف – به نحوی - تقسيم شده است ؟ پس با عزل محقق ، سهم هزاره ها چه می شود ؟ مگر هزاره ها يكی از اقليت های قومی نيست ؟ واز سوی ديگر : اگر او هزاره باشد ، آنگاه باز هم دليلی برای دعوای حق ستانی هزارگی وجود خواهد داشت ؟ آيا چنين شخصيتی قادر نخواهد بود مصالح اين اقليت را درك وحقوق آنرا به اندازه محقق وامثال او تامين نمايد ؟ با اين وجود آيا ممكن خواهد بود روشن انديشان مليت هزاره باز هم به قضيه معترض باشند ؟ اگر باشند ، دليل شان چيست ؟
اين پرسشها وسئوالات زنجيره ای ديگری يكی پی هم در ذهنم صف می كشيد . به زودی دريافتم كه آقای بشير دوست شهروند ولايت غزنی ويك هزاره است . از آن گذشته ، زمانی از وفاداران حزب وحدت بوده و حالا مانند دكتر عبدالرحمان مرحوم ( وزير هوانوردی پيشين افغانستان كه توسط عوامل جنگ سالار حزب جمعيت به قتل رسيد ) از حزب فاصله گرفته وخود صاحب انديشه ، مشی ومشرب سياسی است – خداكند به سرنوشت دكتر عبدالرحمان سر دچار نشود ! - با اين شناخت مجمل خيال توطئه و يا دسيسه و...از ذهنم فروكش كرد اما منتظر واكنش لايه های گوناگون جامعه بودم . بالاخره ، خبر تظاهرات مزار شريف را كه در حمايت از محقق برپا شده بود شنيدم . همينطور صدای اعتراض هواداران او را در خارج از كشور . فريادها همگی به خاطر حق خواهی وحق ستانی مليت هزاره بلند است . گو اينكه كرزی اين كرسی را به كرزی ديگری از هموطنان پشتو زبان واگذار نموده وبه اين ترتيب ، حق كلانی را از دهان هزاره های هميشه محروم ربوده است . گفته شده كه آقای محقق در تحريك هواداران خود در مزار نقش داشته همانگونه كه آقای يونس قانونی هنگام بركناری از وزارت داخله در شورشهای هوادارانش دخيل بود وجلو ورود وزير جديد را به وزارتخانه می گرفت . اين مسايل موجب شد كه يكبار ديگرنسبت به راستی ودرستی دعوای حق ستانی وحق خواهی قومی آنان به سختی ترديد كنم . آنان در گذشته نيز همين دعوا ها را به راه انداختند اما حاصلی جز سرگشتگی و تباهی قوم درپی نداشت چرا كه در عمل در پی چيز های ديگری بودند كه ربطی به اين سنخ حق ستانی ها نداشت . اينبار اما شايد راه ديگری می پيمودند ولی اين قضايا باز هم ترديدها را زنده كرد . من بارها درنوشته هايم به انديشه « حقوق ونظام شهروندی » تاكيد كرده ام . حالا نيز بر همين ايده پای می فشارم و در آينده نيز از اين طرز فكر دفاع خواهم كرد .اينكه فلان كس از پشتون ها چنان می كند يا فلان ابن فلان از برادران تاجك ما چه كرده درانديشه ام خللی نمی اندازد . چراكه در ميان هزاره ها نيز از اين نوع فلان ها كم نيست . تازه اگرهم نباشد ، چه دليلی دارد كه انديشه انسان دوستی را به پای نژاد پرستی ريخت ؟ مثل اين كه اگر طالبان مرتكب نقض حقوق بشر شدند واين بشر هزاره بود مستحق مجازات اند واگر پشتون بود خير! همينطور اگر هزاره مرتكب چنان عملی شود و طرفش پشتون يا تاجيك بود ، بايد از دم تيغ بگذرد ولی اگر قربانی ، هزاره باشد ، نه نقضی در كارباشد ونه تقاصی . اعتقاد من اين است كه بايد كوشش كنيم نگاهها را انسانی تر بسازيم . حقوق انسان وكرامت انسان را پاس داريم . از فضايل و شرافت انسانی دفاع كنيم . منزلت ومقام انسان وحقوق شهروندی را ارج نهيم تا هزاره ، تاجيك، پشتون ، ازبك و...پيش يكديگر عزيز گردند ومحترم باشند نه آنان را گرگ يكديگر بسازيم تا در هر عقبه يا دره ای دركمين يكديگر باشند كه در آن صورت طبيعتا آنكه قوی تر است ضعيف تر را خواهد خورد . تاربنديهای قومی ونژادی سد راه حقوق آنان نشود نه اينكه اين تاربنديها را« كانال كسب حقوق» خود شمارند. حقوقی كه بر مبنای نژاد به انسان تعلق می گيرد ، حقوق نيست . اگر حقوق هم باشد ، پست ترين نوع آن است . دفاع تعصب آميز از انگاره های تنگ خود شكن قومی حاصلی جز ندامت نخواهدداشت . پيش از اين نيز تجربه كرده ايم وطعم بسيارتلخی داشت . صاحب نظران وتحليلگران اين حادثه ، بر اين اعتقادند كه اگر اين عزل ، سنگ بنای تصفيه دولت از عناصری كه به پشتوانه زور نظامی در آن راه يافته اند بگردد ، چه بسا هم به سود محقق خواهد بود ، هم مليت هزاره و هم ملت افغانستان . به نفع محقق خواهد بود كه به فكر چاره ای باشد تا در آينده جايی در رده های پايين تر دولتی برای خود دست وپا كند زيرا شرايط وزير شدن را دارا نمی باشد و در صورت شركت در انتخابات به حيث نامزد رياست جمهوری نيز هيچ چانس موفقيت نخواهد داشت . لذا تا آن زمان فرصت خوبی است به فكر آينده ای خويش باشد . اما به نفع مردم هزاره خواهد بود كه نماينده ای تحصيل كرده ، با تجربه ، كاردان ومتخصص را در دولت دارند كه حرفش پيش رقبا محلی از اعراب داشته باشد و خود نيز در اداره و طراحی پروژه ها ، صاحب ايده وتوان علمی باشد . هم قادر باشد انديشه همزيستی وهمگرايی ملی را در ميان نمايندگان اقوام گسترش دهد ، هم تصور وذهنيت ديگران را از مليت نجيب و مهربان هزاره عوض كند و بكوشد ذهنيت جوانان هزاره را نيزنسبت به ديگران تغيير دهد . از طرف ديگر تصور مردم هزاره خصوصا طيف روشن انديش اين جامعه از وضع موجود وتلقينات ناخودآگاه آنان از نبود نيروی ماهر و كادر متخصص برای رسيدن به چنين مقاماتی دگرگون شود . واما برای ملت افغانستان سود مند خواهد بود كه از وجود سرمايه های انسانی خود بهره ببرد ، امكانات بالقوه اش به فعليت درايد ، مناسباتش با خارج در سطوح مربوطه ، بهبود يابد ، اقتصاد ويران شده اش تكانی بخورد و ادارات بی نظم ونا بسامان دولت شان به سامان شود و... اين آرزوها تنها با انجام يك رفورم عميق قابل وصول خواهد بود ؛ رفورمی كه آغازش می تواند تصفيه عناصر ناكار آمد از بدنه دولت باشد . يعنی عناصری كه با تكيه به قوه نظامی به وزارت رسيده اند نه بر پايه ی شايستگی . همين طور، جايگزينی افراد شايسته وكاردان درهمين سطوح و پايان آن نيز، اصلاح وپالايش لايه های درونی وزيرين نهادهای قدرت از فسادی است كه سستم اداری كشور را سخت بی بنيان ساخته است . بايد پذيرفت كه آبرو ، حيثيت واقتدار قوم ، ملت وكشور در سايه حكومت فرزانگان دانا بهتر تامين خواهد شد تا در چنبره عشق عاشقان نادان .
اما در پايان اين نبشته بد نيست « علل» احتمالی عزل وزير پلان را بررسی كنيم . اگر چه هم در خبر عزل وهم درمصاحبه محقق از فشار كرزی و وزير ماليه دولت بر حوزه اختيارات وی سخن رفته واينكه او در اثر يك مشاجره ، صحنه را ترك كرده وپس از آن از مقام وزارت، بركنارشده است ، ولی عوامل اصلی وواقعی قضيه غير از اينها ست . جمعا چند فرضيه وجود دارد كه بعضش آبشخور واقعی هم دارند وبعضی ظاهرا درحد فرضيه هستند وواقعی بودن شان بايد ثابت شود :
1- نزديكی آقای كريم خليلی به جرگه كرزی و كلا با نيروهای غربی ( اعم از ايدئولوژيكی ولوژيستيكی) وتبانی پشت پرده برای براندازی قدرت محقق و تضعيف موقعيت او كه برای هر سه محور حايز اهميت است . برای كرزی ، كه محقق رقيب انتخاباتی او ست واگر قدرتش كاهش نيابد ، می تواند بخشی از آرايی را كه به او تعلق می گيرد از آن خود بسازد . اين آراء ممكن است در شرايطی برای كرزی حكم پلكان سقوط يا صعود را داشته باشد ، درحالی كه اصولا برای محقق ارزش چندانی ندارد ( البته از لحاظ نتيجه انتخابات اما از حيث ارتقای جايگاه و پرستيژ وی در ميان هزاره ها نقش بالايی دارد) . زيرا رقابت او با ديگر رقبا در سطح نازلتری خواهد بود كه چانسی برای راه يابی ندارد .
برای خليلی مهم است زيرا مدتی است با محقق ميانه ی خوبی ندارد و كم كم به دو رقيب درون حزبی تمام عيار بدل شده اند كه هريك داعيه رهبری را در سر دارند . با وجودی كه قبلا ، آقای خليلی رهبر رسمی حزب بود اما اخيرا اين مقام از سوی محقق به چالش كشيده شده است وخليلی از اين حيث سخت برآشفته است . خصوصا كه موضوع كانديداتوری محقق ، قوز بالا قوز شده است ؛ كه اگر به وقوع بپيوندد ، عملا جايگاه خليلی را قبضه خواهد كرد واين برای كسی كه رهبر حزب بوده سخت گران خواهد بود .
واما برای نيروهای غربی و خصوصا امريكا اهميت دارد به اين دليل كه در مانده اند چگونه از شر تفنگ سالاران رهايی يابند . آنها با صدها وبلكه هزاران معضلی رودررويند كه می پندارند ، ريشه در حكومت نظاميان دارد . به همين دليل می كوشند اشتباه اتكای بيش از حد به نيروهای نظامی وتنظيمات جهادی را با كاهش تدريجی قدرت جنگ سالاران جبران نمايند .
2- موقف بندی های سياسی – خارجی آقای محقق نيز در اين محور دخالت دارد واز نظر امريكايی ها مهم خواهد بود كه بدانند او وامثال او به كدام كشور خارجی تمايل بيشتری دارد . رابطه های پنهان وآشكار رو به افزايش آقای محقق با محافل ايرانی از مسايلی است كه ممكن است درعزل او دخالت داشته باشد . در اينكه امريكا نسبت به ايران بسيار حساس است ترديدی نيست . ترديدی هم نيست كه امريكا ، روابط مقامات وكشورهای زير نفوذ را با ديگر كشورها خصوصا كشورهايی كه از منظر آنها ياغی قلمداد می شوند ، تحت مراقبت دارد ؛ چون در شيطنت وزيركی شيطانی به اين بزرگی كسی نمی تواند ترديد كند ! گفته می شود كه آقای محقق ، حداقل درطی اين چند ماه اخير دو سفرغير رسمی به ايران داشته كه خارج از مناسبات دولتی بوده و قرار شايعه ( كه البته بر شايعه نمی توان تكيه كرد) ، ايام محرم نيز در ايران به سر می برده است . اين امور نيز احتمال دارد درعزل و تبديل ايشان دخيل بوده باشد .
3- دليل سوم ، كه بايد كمی با ترديد به آن نگريست ، آغاز فرايند تصفيه نيروهای جهادی و جنگ سالاران از بدنه دولت می باشد كه مدتی پيش در رسانه ها زمزمه شد وگويا اكنون ، قرعه بنام محقق درآمده است . اگر اينطور باشد ، پس تا خلع جاويد … وتا عزل فهيم از مسند وزارت دفاع ادامه خواهد يافت. اين موضوع را بايد انتظار كشيد كه تاچه اندازه واقعيت دارد وتا كجا پيش خواهد رفت . وآيا كرزی آنطور كه آقای محقق را از مقامش بركنار كرد ، قادر خواهد بود زمانی به حوزه اقتدار فهيم نيز دست اندازی كند و اورا به سرنوشتی مشابه مبتلا سازد ؟
ازاين نوشته يك نتيجه گيری كلی نماييم : ادعای دفاع از حقوق مليت يا قوم و…برای ماندن در قدرت وحتا كانديد شدن ، بيشتروسيله است تا هدف . دانستيم كه چطور موضوع حفظ قدرت ميان رهبران حزب مذكوربه يك گره كور بدل شده است و پشت اين پرده زيباروی ، زدوبندهای قديمی حزبی وجناحی وشخصی نهفته است . تغيير پستها وجايگزينی افراد ، حتی اگر به دست فردی از تبار وقوم ديگری افتد كه شايستگی علمی وكاری داشته باشد و تبار ونژاد و قبيله ، ملاك منش واخلاق ورفتار اونباشد ، هم به سود قوم و هم به نفع ملت خواهد بود چه رسد به اينكه پست ها درميان افرادهمان قوم درگردش باشد . عكس قضيه نيز صادق است ؛ داشتن پستهای خالی از افراد مدير ، مدبر ، فخيم و كاردان در دولت هم به زيان قوم وهم به ضرر دولت ، ملت وكشور خواهد بود . پس ، جابجايی افراد بر مبنای لياقت ، نبايد سبب عصبيت ما گردد . آنهم در صورتی كه اين پست از هزاره ای به هزاره ای ديگری انتقال يابد ، با اين تفاوت كه به جای ناكار آمد ، كارآمد بيايد وبجای نادان ، دانا .
والسلام. امين
.............................................................................................
Comments :
نظرات ذيل در زمان نشر اوليه اين مطلب در وبلاگ(www.armans.blogsky.com) درج شده بود و اينك جهت نظر خوانندگان گرامي اين صفحه ضميمه مقاله گرديد. گفتني است تعدادي از نظرات نيز حذف شده است.
........................................
[email | web] ياسين رسولي
با سلام.دست مريزاد. پرانديشه و نکته سنجانه نوشته ايی.کل مطلب را خواندم. دغدغه من نيز همانطوری که شما هم اشاره داشتيد اين است که به نفع هزاره ها نيست که وارد چالش های قومی گردند. در مواضع انتخاباتی هزاره ها بايد منش و روش مدرن را که همانا «مشارکت فعالانه» است را برگزينند . در يادداشت خودم بر اين تيوری اصرار کرده ام.
دوشنبه 25 اسفند 1382 در ساعت 11:21am
[email | web] مرسل
سلام دوست عزيز ! با آنچه نوشته ايد و با تحليل واقعيت گرايانه تان موافقم . آمدن بشر دوست و رفتن محقق بنظر من يک قدم مثبت است . قرار معلومات ناقصی که من دارم آقای بشر دوست زمانی که افغانستان را ترک کرده وبه ايران مهاجرت نموده اند ۱۰-۱۲سالی بيش نداشته اند .چند صباحی در ايران با مشکلات فراوان دست به گريبان بوده و عاقبت به هزاران مشکل خود رابه فرانسه رسانيده اند و زندگی شان هميشه در آموختن گذشته است . فکر نمی کنم هرگز فرصت پيوستن به اين يا آن حزب و گرو ه را داشته بوده باشند . ايشان شخص لايق ؛کاردان و وطن و مردم دوست بوده و فارغ از هرگونه تعصب اند . باری قبل براين فکر ميکنم به حيث مشاور اقتصادی حکومت انتقالی مشغول کار بودند ولی خورد وبرد های پيدا وپنهان را تحمل نکرده و واپس به فرانسه مراجعت نمودند . کتابی در مورد قوانين اساسی افغانستان هم اکنون آماده نشر دارند و..... شاد باشيد
دوشنبه 25 اسفند 1382 در ساعت 9:11pm
[email | web] محمدکاظم کاظمی
بسيار متين و بسيار منصفانه نوشتهايد. البته هنوز مطلب را به دقت تمام نخواندهام. به هر حال با ولع تمام آن را مرور کردم و ذخيره کردم برای فرصتی مناسبتر. من کشته و مرده اين گونه بحثکردن هستم، اين گونه با متانت، انصاف، واقعبينی و وسعت نظر. پايدار باشيد. از خوانندگان هميشگی صفحهتان خواهم بود. بسيار خودم را ملامت میکنم به خاطر اين که تا کنون به اين صفحه نيامده بودم.
سه شنبه 26 اسفند 1382 در ساعت 03:32am
[email | web] اسد بودا
دوست عزيز ارمان سلام! حذف آقای محقق نوعی تصفيه است. تنها محقق را بر کنار نکرده است بلکه جنرال قاسمی و ... کسانی را که حرف از حق خواهی می زده اند همه را حذف کرده است . من در این کار را یک پروسه ی پشتونیزه سازی سیاست نامیده ام . کرزی می خواهد استبداد را تمرین کند اما باید ان را از هزره ها شروع کند چون ذهنیت مردم افغانستان به گونه ی ایت که حذف هزاره ها وجدان جمعی را در این کشور ازار نمی دهد. و حتی خود هزاره ها را.
سه شنبه 26 اسفند 1382 در ساعت 11:50am
[email | web] ياسين رسولی
امين عزيز! بيا بحثی در « شرايط ساختاری حزب سازي در افغانستان»
سه شنبه 26 اسفند 1382 در ساعت 12:32pm
[email | web]
Dostane mohtaram ya na mohtaram , ghame hazara hara nakhorid be fekre kolahe khod bashid. hazara ha va uzbek ha khod be andaze kafi ghamkhar darand....
behtarin khedmate shoma eqrar be ensan ha-e- hazara ist ke be daste shoma qatle amm shodand.mara be dosti-e- shoma niazi nist doshmani banid bara-e- vaqte degar
سه شنبه 26 اسفند 1382 در ساعت 3:21pm
[email | web] اميد
سلام من نوشته شما را دربست قبول دارم و علاوه می نمايم فاشيزم در راه است وبا قدرت ودبلماسی می ايد... وبايد از طريق احزاب وشعارها وعقايد ملی و مترقی به مقابله ان ها رفت نه از طريق بدنام ترين نيروها...و فرسوده ترين اشخاص و....
سه شنبه 26 اسفند 1382 در ساعت 11:29pm
[email | web] امين ( صاحب خانه)
در پاسخ به برادري كه به حروف لاتين وبي نام ونشان نوشته اند : ما كي ادعا داريم كه بيش از شما دل مان به حال هزاره سوخته ؟ سوختن دل يك فرايند رواني- فردي است وتا به سوختن بدن منتهي نشود سخت است كه ميزان آنرا با متر و كيل ووزن به دست آورد! وديگر اينكه شما اگر زياد دلسوز اين قوم هستيد ، پس چرا از ذكر نام تان ( ولو غير واقعي ) در ياداشت پيش روي ديگر هزاره ها هراس داريد؟! كمي تامل نماييد . تاكنون هيچ هزاره ي از وزارت خلع نشده است . اين فقط يك شخص وآقاي محقق است كه بركنار گرديده . آقاي بشر دوست خود هزاره نيست ؟ اگر اين مصاحبه اخيرش را با راديو آزدي شنيده باشيد نيك مي دانيد كه گپ از چه قرار است . موضوع حزف هزاره نيست . هزاره سرجاي خودش هست فقط يك شخص سر جاي خودش نيست . بشر دوست درمصاحبه از كم كاري وسهل انگاري محقق در انجام وظايف شكايت داشت ومعتقد بود همين امور باعث عزلش شده ... پس بدان كه هزاره فقط به محقق يا امثال آن خلاصه نمي شود . مهم اين است كه فرد شايسته اي كه از هر جهت برتر از محقق است به جايش آمده ، اين بايد براي ما مهم باشد نه اينكه چرا فرد نالايقي از ميان برداشته شده؟!
چهار شنبه 27 اسفند 1382 در ساعت 08:03am
[email | web] ميرحسين مهدوی
دوست انديشمندم حضرت امين! نبشته زيبايتان را خواندم. همه دلايل ممکن را بررسی کرده بوديد. من ديدگاهم را دراين ارتباط به زودی و مفصل خواهم نوشت. من در شروع شدن پروسه شايسته سالاری ترديد دارم نه اينکه بشيردوست را شايسته ندانم . اما اگر بحث شايسته سالاری است آيا برای وزارت پلان يک فارغ التحصيل رشته مديريت بهتر و شايسته تر است يا علوم سياسی؟ درکاروزارت خانه ها عموما مديريت حرف اول را می زند. اين يک حرکت کاملا سياسی است که ربطی به فرايند شايسته سالاری و حذف تفنگ سالاری ندارد. درضمن من به چيزی به نام دادن حق اقوام مختلف ازراه تقسيم وزارت خانه ها باورندارم و آنرا غير دموکراتيک و حتی منافی منافع اقوام می دانم . شادباشيد
چهار شنبه 27 اسفند 1382 در ساعت 10:58am
[email | web] ستمديده
دوست عزيز سلام باراول است که به وبلاگت امدم. نظرات شما تاحدود زيادی قابل قبول است. به نظرمن شرايط فعلی به هيچ جناحی اين اجازه را نميدهد که ازراه خشونت حرف بزنند. من بابعضی از برادران هزاره که خواهان انتخاب راه خشن دربرابر حوادث فعلی هستند به کلی مخالف وانرا برخلاف منافع ملی به خصوص برای هزاره هاميدانم زيرا حوادث گذشته را تکرار ميکند. به نظرمن شخص اقای محقق از صميم قلب خواهان کناره گيری ازاين پست به دودليل بودند. دليل اول قسمکه خودشان هم اشاره کرده اند عدم صلاحيت های کاری وزارت پلان بود. دليل دوم بااين کار خود واقعا محبوبيت خود را درميان هزاره ها افزايش داد واين حقيقت را نبايد فراموش کرد. امروز اقای محقق با اين ترفندسياسی طرفداران خود را زيادتر کرد. اقای کرزی باوجود که اطرافش را مشاورين غربی گرفته اند وحتی بدون مشوره انها اب هم نمينوشد با برکناری اقای محقق اشتباه بزرگی را مرتکب شد. زيرا رقيب خود ودوست نزديک خود را يعنی خليلی را موقتا از صحنه حذف کرد ولی ازوی يک مارزخمی ويک رقيب قوی ساخت. راه بهتر برای کرزی اين بود که شرايط را قسمی مهيا ميساخت که محقق خود استعفا ميکرد وکمترنسبت به حال مظلوم معلوم ميشد. البته اين حقيقت را هم فراموش نبايد کرد که کرزی بادوستان جديد افغان ملتی اش خواب مشابه را برای سايرين هم ديده است. ولی بعد از اين سروصدا های که بعد از عزل اقای محقق براه افتيد کرزی نميخواهد که در اين اخر عمر حکومت برای خود دشمنان جديد بتراشد. زيراقرار شايعات قوی با فهيم توافق کرده پست وزارت دفاع وبعضی پست های کليدی ديگر را کمافی السابق به وی ودوستانش درصورت پيروزی و جانبداری وی در انتخابات برايش خالی بگذارد و عين موضوع در مورد خليلی هم صدق ميکند. اين درحالی است که حفيظ منصور از کانديداتوری محقق استقبال کرده وروابطشان نزديک شده است زيرا محقق يکی از طرفداران سرسخت نظام پارلمانی درلويه جرگه يکجا با منصور بود. شرايط سياسی فعلی افغانستان کاملا روز به روز متغير ميشود و پيشبينی حوادث هم مشکلترشده ميرود زيرا نه کرزی و نه رهبران مختلف جهادی و تکنوکرات به ارامی اين مردم متعدهستند وبرای بدست اوردن قدرت بيشتر حتی حاظرند باشيطان هم معاده بسته کنند. نبايد به خاطر عزل ونصب يک نفر احساساتی شد ومنافع ملی را به خطرانداخت ولی اين موضوع راهم فراموش نبايد کرد که اقای کرزی خواب پشتونيزه ساختن دولت را دارد واين کاری است که نجيب الله در اخرحکومتش- حکمتيار در خواب وخيال وملا عمر در امارتش کردند و ناکام وروسياه شدند. اگر کرزی هم به اين راه برود ومشوره احمدزی و احدی رابشنود هم به سرنوشت همزبانان قبلی خود سردچار خواهد شد ومسول بربادی ونفاق خواهد شد.
چهار شنبه 27 اسفند 1382 در ساعت 10:59am
[email | web] سيد حسن اخلاق
دوست انديشه ورزم آقای امین آرمان!
بنا به پيشهادتان مطلب را از آغاز تا فرجام خواندم و لذت بردم.چندی بود که با شنيدن اين خبر آن هم بطوری نا بهنگام هوای نوشتن مطلبی در ذهنم خلجان ميکرد.ولی مطلب پر بار شما من را از آن بی نياز ساخت زيرا بخشی از انديشه هايم را در آن يافتم.
من بيش از آنکه به اين جابجايی بينديشم به کارهای نا همساز ( نه با ساختارهای دموکراتیک و نه با سیستم های کاملا خود کامه)کرزی می انديشم و بر اين باورم که اگر اين روش همینگونه که بوده ادامه یابد نباید امید چندانی به کرزی و اقداماتش داشت...
من تنها غصه دولت نيهيليستيک اکنون او را ندارم و نمی شودهم از چنين دولتی کار و خدمتی خواست بلکه می ترسم که همين وضع ادامه يابد.وضعی که معلوم نيست با رفتن محقق و امثالهم تغيير کند.
وظيفه ما در عين توجه به تغييرات و موضعگيريهای روزمره توجه بيشتر به ماهيت کاری و روح حاکم بر دولت کرزی و سمت وسوی آنست.
عزت مستدام
اخلاق
چهار شنبه 27 اسفند 1382 در ساعت 11:20am
[email | web] اميد
من می خواستم زياد بنويسم اما نشد وفعلا هم برخی از کلمات را نمی دهند کامبيوتر البته فقط درين وبلاکشما وبه دليل نقصان مفصل نمی نويسم مختصر نوشتم قبول کنيد. انها را که نوشتم به زحمت امد...
چهار شنبه 27 اسفند 1382 در ساعت 4:26pm
[email | web] جعفر
تحليل قضايا به اين سادگی واقعا شرم آور است . متاثر شدم .
چهار شنبه 27 اسفند 1382 در ساعت 6:26pm
[email | web]
bad az qatle haji qaderki yak pashtun bod Farhang wazer shod ama yak pashtun sar wa sada nandakht chon medanestan ki farhang ba 1000 ha behtar az qaderi besawad wa jangsalarbod. mahmodi wazir saneh khafefah da yak adesah hawahe shahed shod az az bajaesh yak tajik taheen shod ama yak pashtun ham eteraz nakard. anwar jangdalak sharwali qable kabul ki yak pashtun hast bartaraf shod wa hewazesh norzad taheen shod ama yak pashtun eteraz nakard chon ama medanestan ki jagdakal yak shakhse bekefayat wa past bod
چهار شنبه 27 اسفند 1382 در ساعت 7:51pm
[email | web] عزيزی
من برخلاف هموطنم كه از ديدن اين نوشته ها خوش نشده و شرم دارد به این رقم نوشته ها فخر مي كنم . اول بگويم كه من اين اولين دفعه است كه مييايم به وبلاگ شما وديگر اينكه من هم هزاره هستم .من هم درد داردم اما طريقه گفتنش اين نيست كه بعضي خوش دارند به باقي هزاره ها تعميم بدهند. اين صفحه را غني يافتم واستفاده كردم .اگر چند با بعض قسمت هاي آن موفق نميباشم از جمله درباره اينكه رفتن محقق به نفع كرزي ميبوده باشد . اين قضيه برعكس است . كرزي ضرر كرد ومحقق سود برد . محقق دربين هزاره ها به يك جنايتكار مشهور بود ولي با اين كار خودرا قهرمان جاي داد (ميان هزاره ها ). چنين كاري به سود كرزي ميباشد يا بضرر او؟ صد فيصد به ضرركرزي است . حالا محقق خوشحال شده كه با خيال راحت درانتخابات از هزاره ها مهر تاييد بگيرد بر جنايتها وچپاولگريهاي خود در سالهاي پيش . باز هم مييايم .
پنج شنبه 28 اسفند 1382 در ساعت 09:34am
[email | web] يونس
سلام دوست عزيز . سال نو را تبريک مگويم به شما و خوانندگان وبلاگ . شاد و سبز باشيد مثل بهار ... //يونس
جمعه 29 اسفند 1382 در ساعت 9:08pm
[email | web] خديجه
سلام سال نو را به شما تبريک می گويم خدا کند روزی برسد در وطن خود سال نو را بهم نتريک بگوييم موفق باشيد
شنبه 30 اسفند 1382 در ساعت 02:40am
[email | web]
dost e mohtaram amin! nazare shuma dar jaaye khod qaaleli ehteraam ast. wali yak silsila nokaat wojod darad ki baayad khater nishaan gardad.1) hata qabl az bar kinaari mohaqiq, aya sahme meliat haye hazara, uzbek, wa turkman ki takhminan hodode 40% nofose kishwar raa tashkil medihand cheqadar bod?
aya dar ra'se yaki az moqam haaye kelidi dawlate feli ki , reaasat jumhori, wuzarat e defaa, wozaraate daakhela, wozaarate kharejaa, wozaarat wa yaa edaara e etlaa'aat, farmaandihi staad mushtarak e qowai mosalah, shaarwali kabul, waa kheli post haaye dega baashad, kudam farde az meliat haaye yaad shuda qarar darad? aya in waqiat hech mafhomi raa baraye shuma tadaa'ee namekunad?
شنبه 30 اسفند 1382 در ساعت 06:50am
[email | web] حبيب
ايام را از شما مبارک باد. ايام می آيندتا برشما مبارک شوند. مبارک شماييد. سلام خدمت خانم شريفی..
سال نوتان مبارک باد. اميدوارم که اسالی تواءم با کاميابی و موفقيت روز افزون داشته باشيد .
شنبه 30 اسفند 1382 در ساعت 07:47am
[email | web]
سلام بر شما آرمان محترم : فرا رسيدن سال نو را به شما وديگر هموطنان تبريک می گويم . متن شما را نتوانسته ام هنوز بخوانم . ميخواهم بعدا بخوانم به نظرم که چيزهای تازه دارد . من ميخواهم يک وبلاک در بلاگ سکای باز کنم مرا کمک می کنيد؟ ميخواهم مثل وبلاگ شما باشد. اگر کمک ميکنيد همينجا پيام بمانيد . ديگر اينکه آن مقاله هموطنم را که درسايت انتشار داديد( جنگ سالار دیروز در آینه روشنفکر امروز) می خواهم نقد کنم اگر موافق باشيد برای انتشار درسايت . من اينجا مييايم برای جواب .
شنبه 30 اسفند 1382 در ساعت 10:44am
[email | web]) امين صاحب خانه)
دوست گرامی ! به اين خانه بيکفايت ما خوش آمدی ! خوب چرا نام مبارک تان را ننوشته ای؟ درجواب شما عرض کنم که متاسفانه بلاگ اسکای مدتی است عضو جديد نمی پذيرد لذا هوای بازکردن وبلاگ در آين سرور را از سر بيرون نماييد . اما در پرشين بلاگ همچنان به روی تان گشوده است . اگر هم مشکلی داشتيد در حد توانايی در خدمت تان هستم از طريق ايميل تماس بگيريد . درباره نقد آن مطلب( ونیز مطالب دیگر) ُهم با آغوش باز از نقد شما وهر یک از هموطنان استقبال می شود ( البته با رعايت سياست نشر که در همين صفحه نيز توضيحات آن مختصرا آمده است ) . پاينده وپایدار باشيد .
امين
يكشنبه 01 فروردين 1383 در ساعت 10:22am
[email | web]
asaase tahlile shuma bar en ustowaar ast, ki karzai wa gorohash( ashraf ghani, ahadi, atmar, jalali, wa....) kaamilan bar jaanibe haq boda, hadafishtan juz barqarai adalat dar jaamia wa peshraft wa taraqi watan namebaashat, benaa'an mashroiat wa salahiat in raa darand ki har chi khaahand bekunand. wali yak fard bayaad yaa kamilan sada lowh baashad, wa yaa dar sadadi ayenda e dar DARBAAR baraye khod baashad ki chonin goyad, ba khosos bad aan loya jerga qaanon asaasi , ki maahiate fascisti in goroh bar hamagan ashkaar garded.
nazar
يكشنبه 01 فروردين 1383 در ساعت 8:03pm
[email | web] امين (صاحب خانه)
در جواب هموطن لاتین نویس!!
سلام هموطن گرامی !
خوشحال شدم که مرتب به اين خانه ناقابل ما تشريف می آوري ونظر می دهی ! خواستم اين لطف واحسان تان را بی پاسخ نگذارم که ناسپاسی وقدر نشناسی نکنم .
آمدنت خوش و مقدمت گرامی باد !
فقط اين چند نکته را هم فراموش نکنيم :
۱- نظر می دهی ومطلب می نويسی ولی نميدانم چرا از افشای هويت وماهيت حقيقي خود چنين هراس داری که گاه بي نام و گاه با نام های خود ساخته می نويسی ؟! چه رازی در اين افشا گری ونهان کاری نهفته است ؟!
۲ - وقتی اينجا قدم رنجه می نمايی به حروف لاتين می نويسی وحال آنکه در وبلاگ خود به خط زيبای فارسی سره می نويسی ؟! اين چه رمزی دارد ؟!
۳ - با اين پيش فرض دولنگه ای که پیشکشم کرده ای چاره ی نمانده جز اینکه راه دربار را بر گزینم ! چون براین اعتقادم که همه ی نوشته هایم ( واز جمله این نوشته ام) از سر عقل و دانش ناچیز خودم بوده که بدانها سخت پایبند هستم نه حالا که بیش از یک دهه پیش و صد البته كه تازه دمکرات شده نمی باشم ! اما اگر به دربار راهی پیدانشد و يا اگر خدا خواست شما صاحب دربار شدید ( ولو از آن نوع چند سال پيشش !) ، ممکن است به شما روی بیاورم ! پس این قدر از من نفرت نداشته باش ! فقط می ترسم که اگر شما صاحب دربار شوید مانند آنها به قول خودت « فاشیست » نشوی ؟! از کجا می توانیم به شما اعتماد کنیم ؟ خصوصا که اگر هم از كرده هاي تان چشم پوشم اين نوشته های تان بیشتر به تردید مان می اندازد ؟!
۳ - من در نقد و نظر انتقادی را به تمام وكمال باز گذاشته ام زيرا بر اين باورم که انسان تنها در آزمون گاه نقد بهتر ساخته خواهد شد . اما اين را نيز بگويم که از نقد خوشم می آيد نه از هجو ، تهمت، توهين وناسزا !
خواهشم از شما هموطن گرامی این است که اگر مرد سخن ومنطق هستی این دریچه به رویت باز باز است ولی اگر خنجر تکفیر و يا توهين به دست گرفته ای به روی شخص شما بسته خواهد شد ! زيرا اينجا جاي توپ وتفنگ وخنجر نيست . اگر چه شما را نيك می دانم ولی شايسته نمی دانم با كسي چون شما درآويزم !
سه شنبه 03 فروردين 1383 در ساعت 10:19am
[email | web] جعفرعطايي
نمی دانم که چرا عده ای همه چيز را توطئه و دسيسه می پندارند . شايد لازم نبود که در پاسخ نوشتهء آرمان و يا امين ! من چيزی بنويسم . اما از آنجا که دوست عزيزم « نظر » را می شناسم و از ديرباز در وبلاگ ها نظر می دهد ٬ خواستم که چند جمله ای بنويسم . هرچند که می دانم گفتگو با اين جمع تازه ديموکرات پرورش يافته در زير ريش وليان فقيه ٬ ثمر بخش نيست : ۱ - دوست ديموکرات ! اگر چشم و گوشت را بازکنی و در رويا و خواب و خيال روشنفکرانه غرق نباشی و زرق و برق و لهجهء شيرين دختران تهرانی مدهوشت نساخته باشد ٬ جناب نظر هم نامش را نوشته است و هم ای ميل آدرسش را . نمی دانم که شما از يک پيام نويس چه چيز بيشتر از این می خواهید که بدانید . اگر زندگينامه اش را به صورت کامل می خواهيد ٬ به ای ميل آدرسش تماس بگیريد . حتما از شما دريغ نخواهد کرد . دیگر اینکه ایشان نامش نظر است . خطاب کردن ایشان با عنوان خودساختهء « لاتین نویس » بیانگر چه می تواند باشد ؟ آیا غیر از این است که شما چنان غرق خود اید که حتی نحوهء پیامگذاری هموطنی را نیز برنمی تابید ؟ ۲ - چرا از روشن سخن گفتن هراس داری دوست تازه دیموکراتم ؟ اگر وبلاگش را می دانی ٬ چرا از نوشتن نام وبلاگش می ترسی ؟ اگر هم نمی دانی ٬ ضرور نیست که چنان بنمایانی که می دانی . ۳ - دیگر اینکه پیام دوستم « نظر » چیز خلاف واقعی ندارد که شما چنین برآشفته شده اید . برآشفتگی شما به دیموکرات ها شبیه نیست ٬ جان برادر ! ایشان به شما توهین نکرده است که شما چنین طعنه و کنایه می نویسید . اگر از همه تایید می خواهید و هیچ نظر مخالفی را برنمی تابید ٬ لطفا این را بر سر دروازه وبلاگتان بنویسید که دوستان مزاحم تان نگردد . ۴- نمی دانم که تعریف شما از « تکفیر » چه می باشد . هرچه فکر کردم در پیام دوستم « نظر » تکفیری ندیدم . به نظرم خوب است که روشن بنویسی و به جای این همه رجز خوانی کودکانه ٬ معقولتر بنويسی . دلم به حال اين مردم می سوزد که کسانی چون شما لباس روشنفکر بودنشان را به تن کرده است . به جای اينکه جواب انتقاد را بنويسيد ٬ به کنايه و طعنه نويسی روی می آوريد . خوب ٬ وقتی مرادتان کرزی چنان باشد ٬ از نوجوانانی چون شما چه می توان انتظار داشت
سه شنبه 03 فروردين 1383 در ساعت 10:19am
[email | web] خديجه
سلام دوباره سال نو شما مبارک با اجازه افلاين می خوانم
چرا افغان چت باز نمی شود هر بار می ايم باز نمی شود ؟
سه شنبه 03 فروردين 1383 در ساعت 6:57pm
[email | web]
mohtaram amin! mamnoonam azinke ba jawab e payam e in haqeer pardaakhta ye. ama dar mowredi nawishta at, nazaram haman ast ki bod, haal khaahi pakash kon, khaahi begozaar, wa yaa mukhalife kholq wa khoye insaaniash khaan. saanian, bar khelafe ed'aaye shuma wa barkhilaafe besyaare haa, natanhaa az hoyate khod hech sharme nadaram ki base eftekhaar ham ba aan daram. taa jaaye ki ba payam nawisi dar weblog mamol ast, naam wa address email khod raa gozashta am, wali namedanam ki shuma besh az aan che mekhaasted. baaz ham agar beshtar khaasta baashed:
naame banda nazar ast, moqeme canada mebaasham wa shumara e tel (613) 521-9508 ast. har waqt ki khaasted metawaned tamas begerid, az marefat baa shuma khoshhaal khaaham shud. haal dar mowredi edhaahaye qable taan, dar mowredi inke banda yak weblog daashta am, wa dar gozashta nez dar darbaare boda am, qazawat raa ba wejdaan e khodetan wa megozaram. muwafaq baashed.
چهار شنبه 04 فروردين 1383 در ساعت 03:59am
[email | web] امين صاحب خانه)
باسلام حضور همه ی تان !
اميد وارم که کامياب باشيد . ازدوستانی که در ورود به افغان چت از اين صفحه مشکل داشته اند عزر خواهی می کنم که هنوز يک مشکل لينک آن برطرف نشده انشاء الله بعدا . فعلا از اين آدرس استفاده نماييد : www.arman.2ya.com/chat.html
باسپاس . امين
چهار شنبه 04 فروردين 1383 در ساعت 10:20am